www.Allah.com

 www.Muhammad.com

 بیوگرافی و داستان زندگی حضرت محمد

 خدا میاد HIS حضرت محمد

 درمان صحیح، شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 به گزارش بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صديق الغماري الحسني

 تجدید نظر توسط محدث عبدالله Talidi

 تطابق توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 سیتی Nadriyah (اندونزی)

 Mardiyah (جاوه)

 کپی رایت © 1984-2014 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است.

 لطفا به عنوان هدیه و حتی در شرکت های غیر انتفاعی توزیع بدون هیچ هزینه

 خدا ستایش حضرت محمد او

 ستایش قرآن از خدا برای حضرت محمد و وضعیت متعالی خود را در هر دو گفته ها و اعمال او:

 امام، حافظ، Abulfadl، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، باز می شود کار بزرگ خود را از زندگی نامه حضرت محمد (ص) با مقدمه گفت:

 ستایش به خدا که در اختیار داشتن نام پر زرق و برق ترین او، و صاحب قدرت شکست ناپذیر است ...

 هر کسی که تا به برداشت کتاب، بزرگ یا کوچک، در مورد حضرت محمد نمی تواند موفق به وضعیت متعال است که در آن خدا او را بداریم به رسمیت شناخته اند. نه هنوز می تواند آنها را متوجه نمی چگونه خداوند او را با تعدد فضائل، کیفیت بسیار عالی و ویژگی های پر برکت. به تلاش برای عدالتبه ارزش بسیار زیاد خود را در هر دو زبان و قلم اگزوز.

 یک نگاهی اجمالی به وضعیت متعالی است که در آن خدا بداریم رسول در قرآن کریم که در آن یک شاهد ستایش خود را از شخصیت و اخلاق خود، و بار خوانده شده از آموزش خدا به عبادت او برای برگزاری محکم به او و اطاعت از دستورات او جلب.

 خدا در فضل قریب به اتفاق او ارزانی افتخار بر او، او ترجیح میدهد، او را ستود و او را با بزرگترین پاداش پاداش. خدا عمدتا در ابتدا و در آخرت فراوان است. همه ستایش ها به علت او را در این جهان و در آخرت است.

 خدا پیامبر را به خلق او ارائه شده و او را موجودی کامل ترین انسان ساخته شده و او را در میان دیگر ویژگی های خوب متمایز، با کیفیت زیبا ترین و نظرات شریف.

 خدا پیامبر خود را با معجزات شگفت انگیز است که مردم در حمایت برگزار شد. او به او دلایل روشن، و او را، که همه معاصران و اصحاب او شاهد و نسل هایی که بعد از او مسلم می دانستند افتخار.

 این دانش با برکت نور آن در دست اعتماد کردن به تصویب رسید و از طریق آن ما در واقع با برکت نور از پیامبر است. ممکن است ستایش خدا و ستایش و احترام استاد محمد ما و صلح کامل به وفور بدارند.

 همنشین، انس روایت داستان چگونه بالدار آسمانی به نام Burak در سوار bridled شد و زین برای پیامبر (ص) سوار بر شب معجزه آسا خود را سفر، خودداری دور از او. فرشته جبرئیل پرسید که چرا او Burak در در چنین شیوه ای رفتار کرد و گفت، "آیا شما این کار را به محمد (ص)؟ هیچیکی دیگر از افتخار خدا از او تا به حال به شما زده. "با شنیدن این کلمات Burak در خارج در عرق میکنه.

 وضعیت متعال پیامبر با خدا

 زیر شامل برخی از شفاف ترین آیات قرآنی است که از پیامبر (ص) به تصویر می کشد اعتماد به نفس بالا و ستایش خدا برای او همراه با تعالی کیفیت خود صحبت می کنند.

 praiseworthiness و عالی کیفیت پیامبر:

 خدا می گوید، "در واقع وجود داشته است، به شما آمده است رسول از خود" (9: 128). در این آیه خداوند به اطلاع مؤمنان، اعراب، مردم مکه و مردم جهان که او به آنها را از خود خود رسول فرستاده است. رسول و آنها را مطمئن و در حال حاضر به آنها را به عنوان شناخته شده بودهر دو صادق و قابل اعتماد و چون او یکی از آنها را که او حتما به آنها مشاوره خوب بود.

 هر قبیله از سعودی یا از طریق خویشاوندی و یا اصل و نسب او را در ارتباط بود و او تا کنون خودی اصیل ترین و عالی بود. پسر عباس، و همچنین بسیاری دیگر، گفت: این به معنی از کلمات خدا است، "به جز عشق به خویشاوندان (پیامبر)" (42:23). او شریف ترین بالاترین است،و عالی ترین آنها را. و این بالاترین ستایش است.

 در همان آیه خداوند به پیامبر (ص) کیفیت های مختلف ستایش خود را نسبت و او را ستود اشتیاق پیامبر برای هدایت مردم به اسلام و همچنین نگرانی صادقانه خود را برای آسیب است که آنها را نه تنها در این زندگی، بلکه در آخرت گرفتار شوند. این نیز از یک بینش به مهربانیو رحمت پیامبر به کسانی که از او بر این باور بودند نشان داد.

 یک فرد آگاه توجه خود را به این واقعیت است که، خداوند او را با دو تن از نام خود افتخار - رئوف، مهربان و رحیم و مهربان است.

 خدا می گوید، "در واقع وجود داشته است، به شما یک شناسه از خود آمده، او را برای درد و رنج خود را ناراحت و نگران شما است، و ملایم، مهربان به مؤمنان." (9: 128). او همچنین می گوید، "اگر آن را برای فضل خدا به شما و رحمت او نیست، و خدا آرام، مهربان است." (24:20)

 در سوره آل عمران می فرماید: "خداوند بخشنده قطعا به مؤمنان است که او در میان آنها فرستاده رسول از خود" (3: 164). خدا همچنین می گوید، "این است که او در میان بی سواد (اعراب) مطرح شده، مسنجر از خود، (62.2). باز هم، در آیه دیگر می فرماید: "همانطور که مادر میان شما فرستادیم (حضرت محمد) از خودتان، (2: 151)

 امام علی، ممکن است خدا احترام صورت خود را، توضیح داد که کلمات خدا را از خود اشاره دارد به اصل و نسب پیامبر، رابطه با ازدواج و یا تبار و از زمان حضرت آدم (ع) بود، نه زناکار وجود دارد و نه در اصل و نسب خود را فاحشهباز، همه رسما ازدواج کرده بودند.

 ارسال پیامبر به عنوان رحمت برای جهانیان

 با اشاره به آیه "هر کس اطاعت از رسول، در واقع او اطاعت خدا است" (4:80). جعفر، فرزند محمد، گفت: «خدا آگاه است که آفرینش او ناتوان از اطاعت محض به او است تا او ما را در این رشته اطلاع - رسول، و سپس خداوند - پس از آن خواهد کس متوجه هرگزقادر به آرزوی دستیابی به اطاعت محض به او. بنابراین، بین خدا و انسان است او قرار داده شده یکی از خود، adorning او با ویژگی های خود را از شفقت و رحمت.

 او سفیر راستگو برای همه ایجاد شده و اعلام کرده که زمانی که یک فرد اطاعت از پیامبر (ص) او در واقع اطاعت خدا است، و زمانی که به کسی موافق با او، آنها نیز با خدا مطابق. "

 ابوبکر، پسر طاهر، آیه توضیح داده شده، (21: 107) «ما تو را جز به عنوان رحمت به تمام جهان فرستاده" به معنای خدا حضرت محمد رحمت عطا به طوری که او بسیار در حال رحمت و تمام ویژگی های او بود و صفات رحمت به همه ایجاد شد. هنگامی که یک شخص توسط هر بخش را لمساز رحمت او است در هر دو جهان از هر ماده نفرت نجات داد و همه چیز را که دوست می رسد. پس از منعکس کننده کلمات خدا که گفت، "ما تو را جز به عنوان رحمت برای تمام جهان ارسال می شود نیست."

 ابوبکر، پسر طاهر را بیشتر توضیح داد که زندگی پیامبر و مرگ رحمت است، چرا که پیامبر (ص) گفت: "زندگی من برای شما خوب است و مرگ من برای شما خوب است" (منتشر شده در مسند احمد و با توجه به معیارهای صحیح مسلم است). حضرت محمد همچنین گفت: «وقتی خداوند حکم رحمت برای یک ملتاو پیامبر خود را طول می کشد تا او را قبل از آنها، و باعث می شود او را به یکی از به جلو به منظور آماده شدن برای آنها در راه است. "(در صحیح مسلم در فصل فضیلت گزارش).

 عنوان Samakandi بیشتر تشریح، "را به عنوان رحمت برای همه جهان" گفت: آن را به هر دو انسان و جن اشاره دارد، و آن را نیز به عنوان برای همه خلقت را توضیح داد. برای مؤمنان او در واقع یک رحمت او به عنوان راهنمای خود است. همانطور که برای منافقان او همچنین رحمت به آنها بود، چون او اعطاآنها را با آنها را به قتل نه امنیت، نه، او مجازات آنها را با تحمیل جریمه به تعویق افتاد. هنگامی که آن را به کسانی که آمدند که اعتقاد نداشت که او نیز مهربان شده توسط تعویق انداختن مجازات آنها بود.

 پسر عباس اظهار نظر، "او رحمت به هر دو مؤمنان و کافران است. در مورد کافران آنها را از عذاب است که به جوامع دیگر که پیامبر خود را بد نشان آمد ذخیره شد."

 خدا به نام حضرت محمد "نور" در قرآن

 خدا به پیامبر (ص) او را در قرآن به عنوان نور، (05:15) "نور است تا شما را از خدا و کتاب روشن آورد". او همچنین می گوید: "ای پیامبر، ما تو را به عنوان شاهد، مژده رسان فرستاده می شود، و به تحمل هشدار، تماس گیرنده را به خدا به فرمان او و به عنوان یک لامپ نور ریختن" (33: 45-46).

 دیدن نور پیامبر (ص)

 در طول تولد او توسط بانوی Aminah، مادر پیامبر (ص)، توسط درویش:

 Sairia، پسر آل Irbad، گفت که رسول خدا گفت: "در واقع، من بنده خدا و خاتم پیامبران از زمان آدم در خاک رس تنظیم شده بود من از شما در مورد این اطلاع خواهد داد: من دعا می کنم من پدر ابراهیم و بشارت عیسی، و چشم انداز از مادر من و به عنوان مثل،مادران از پیامبران را ببینید - و می دانم که مادر رسول خدا را به عنوان او به هنگام تولد به من، نور ساطع شده از او را که روشن کاخ سوریه، تا او آنها را دیدم "به روایت احمد پسر حنبل، بازار و آل Byhaqi که آن را در نظر گرفته می شود معتبر همانند ابن Hibban، آل حکیمو تایید شده توسط حافظ ابن حجر. به گزارش حافظ عبدالله بن صدیق آل Ghumari، ممکن است که رحمت خدا بر آنها.

 (شیخ درویش افزود: این حدیث را نفی نظر از کسانی که در نظر بانوی Aminah صرفا در میان مردم از طبیعت درست قبل از اسلام است، و به عنوان مثل خود "خیریه" است به آنها فرستاده گفت این نشانه آن است که پیامبر او است. اولین در میان دوستان نزدیک خدا (awlia) دراسلام، و اینکه او مادر بزرگوار خانواده از خانه پیامبر، از او با چشم از دوستان نزدیک خدا (awlia) دیدم است. چنین وضعیت رتبه بندی بالا است که در حدیث الهی اشاره شده است، "من خواهد چشم خود را که با او می بیند". این به این معنی است که او با او را دیدم کاخ نمیبینایی به طور منظم، اما با نور پسرش. بنابراین، او را با بهترین افتخار و شیر خود را وقف، و او را قبل از روشنایی جهان روشن.

 گرامر، پیامبر (ص) را به خود را به عنوان نفر دوم با مادر خود مراجعه کرده و شاهد است که او را دیدم کل نور، در حالی که دیگران فقط در مورد این رویداد پس از آن شنیده نداشت. پیامبر (ص) او را مفتخر و به نام او "مادر از رسول خدا". نور، افتخار و شادی او را به ارث برده بودتوسط خدیجه پس از آن دختر خود فاطمه (س)، خداوند از آنها خشنود باشد.

 حافظ ابن کثیر در صحیح خود (معتبر) Seerah گزارش داد که بانوی Aminah نیز شاهد نور همان زمانی که او تصور پیامبر است. او همچنین در همان مرجع ذکر شده به برکت پیامبر (ص). قبل از مرگ او، شیخ بنی پایبند به این و فرقه وهابی رها. شیخ بنی شدبسیار مهم از باور استادانی از روحانیون بزرگ وهابی - بن باز و Twigry - که حفظ شباهت بین انسان و خدا.

 این است، به طور خلاصه، به برکت خداوند به ما درک درستی از این حدیث. این مرجع معتبر انکار ناپذیر را به نور نبوت است و هیچ کس نباید روایت نادرست است که می گوید، در نظر است که جعل آن "O جابر، اولین خلقت خداوند نور حضرت خود است"ادعا در Musannaf از عبدالرزاق گزارش شود. چنین گفت وجود دارد که در مرجع یا هر جای دیگر، آن است که کاملا نادرست است

 با توجه به آرامگاه بانوی Aminah توجه شما را به این واقعیت است که سالها بعد در طول ماه مارس به نبرد احد، همسر هند ابوسفیان به نام بر سلسله مراتب Koraysh به تاخت و تاز آرامگاه بانوی Aminah کشیده شده است. حتی اگر نفرت از Koraysh برای پیامبر (ص) بزرگ بود، آنهافکر می کردم که این عمل می تواند یک چیز نفرت انگیز را به انجام و قبایل عربستان خواهد بود اقدام خود دفع، رنگ آمیزی از آن هرگز از بین برود و آن را درب آنها می خواهند به باز کردن بود. (در سال های اخیر، فرقه وهابی بود که اخلاق کافران مکه مطابقت ندارد. آنها بی احترامیمقبره مادر حضرت بانوی Aminah، خدیجه و خاندان پیامبر و اصحاب او در Baqia و جاهای دیگر، و آنها را وارد در نتیجه آنها را غیر قابل تشخیص ساخت. گور در حال حاضر ناشناخته و بینام. با این حال، جالب است Wahabis دفاتر مدیریت در ساخته شده استمکه و مدینه که اسم و عنوان تعیین پرسنل نخبگان خود نمایش بر روی درب. همچنین، آنها همچنین بسیاری از محله های مهم اسلامی مانند Hudaybiyah تخریب کرده اند و آنها را با نام های سکولار جایگزین شده است. امروزه، بسیاری از ساختارها و مکان های اسلامی تخریب شده و جایگزینتوسط ساختمان های سبک نیویورک. تنها چیزی که در مکه باقی می ماند همان کعبه) است.

 گسترش از قفسه سینه از پیامبر (ص)

 به او وضعیت عفو و بخشش

 و از بودن وضعیت حفاظت از گناه

 خداوند متعال نیز می گوید: "آیا ما سینه خود را برای شما گسترش نیست" (94: 1) 'گسترده' به معنی گسترش، بسیار زیاد است، و کلمه "سینه" در این آیه به قلب او اشاره دارد.

 پسر عباس توضیح داد که خدا سینه پیامبر با نور اسلام گسترش یافته، در حالی که سهل در Tustori گفت: آن را با نور از پیام به این معنی است. حسن بصری گفت که خدا آن را با قضاوت و دانش پر شده است.

 در آیات بعدی، خدا می گوید، "و شما از بار خود را که وزن پایین پشت خود را رها (94: 2-8). هر دو آل Mawardi و به عنوان Sulami از این نظر است که معنای اشاره به این پیام است که بر پشت خود را پایین وزن قبل از پیامبر (ص) آن را تحویل داده است. همچنین توسط عنوان Samakandi گفتبه معنی خدا پیامبر (ص) را از گناه محافظت در غیر این صورت می توانست به گناهان پشت او بر دوش.

 فصل ادامه می دهد، "آیا ما به یاد شما مطرح نشده است؟ (94: 4). این آیه توسط یحیی، پسر آدم را به عنوان بخشش از نبوت بر محمد توضیح داد.

 و آن، گفته شد: "وقتی من، (خدا) ذکر میکنم، شما با من در اعلام ذکر شده است:" هیچ خدایی جز الله وجود دارد، و محمد رسول خدا است. "همچنین در مورد آن بالا بردن آن شد گفت: نام خود را به عنوان ذکر شده و تکرار در هر تماس به نماز.

 در حال حاضر بسیار روشن است که این کلمات از خدا عظمت به نفع او بر حضرت محمد به همراه رتبه متعال عطا پیامبر قبل از او با موقعیت بزرگوارش تایید با هم. خدا سینه اش را گسترش باور و ارشاد، و آن را به اندازه کافی گسترده شامل هر دودانش و خرد.

 خدا پیامبر او را از همه چیز خوار بار در "جاهلیت" (جاهلیت) توسط آنها را به او منفور، به پیروزی به دین او بر همه ادیان قبلی محافظت می شود.

 مسئولیت سنگین از پیام، و نبوت برای او توسط خدا روشن شد، به طوری که او قادر به ارائه پیام سپرده را به او را به نوع بشر فرستاده شده است. باز هم، خدا بر موقعیت پیامبر عالی، رتبه فوق العاده او، و شهرت زیادی با بالا بردن نام خود را درشرکت نام خود. این Katada گفت، "خدا شهرت خود را در جهان بلند مرتبه، و در آخرت می باشد بدون شاهد، و نه کسی است که ارائه می دهد که نماز نمی گوید،" هیچ خدایی جز الله وجود دارد، محمد رسول است خدا. "

 ابو Sayeid آل Khudri روایت است که پیامبر (ص) گفت: "جبرئیل به من آمد و گفت،" پروردگار من و پروردگار خود را می گوید:؟. آیا می دانید چگونه من نام خود را مطرح کرده اند که نام من ذکر شده است، او با من است ذکر "

 خدا می گوید، "به خدا و رسول او را اطاعت کنند" (3:32) و «مؤمنان، به خدا و رسول او" (4: 136). در اینجا آشکار است که اطاعت خدا است به آن شود که ما مطیع رسول او و توجه کنید که چگونه نام خود را در کنار با نام خدا برده متصل شده است.

 توجه داشته باشید که خدا پیامبر (ص) پس از او با کلمه "و" اضافه شده است. بدیهی است و بر اهمیت مورد علاقه، وضعیت برجسته پیامبر که بر هر یک از پیامبران دیگر و یا رسولان خدا عطا نیست.

 Huthaifa ما اطلاع داده که پیامبر (ص) گفت: "هیچ کس نباید گفت،" چه خدا بخواهد و (WA) تا و تا بخواهد، و نه باید گفت، "چه خدا بخواهد" و پس از آن می گویند، پس از آن به and- تا بخواهد. "

 در یک گردهمایی که در آن حضرت وجود داشت، کسی که صحبت کرد و گفت: "هر کس اطاعت خدا و رسول او شده است به درستی هدایت شود، و هر دو آنها را اطاعت whosever ..." پس از آن، پیامبر (ص) او را متوقف کرد و گفت: "چه یک سخنران بد شما هستند، دریافت تا "و یا، در ارائه یکی دیگر از" ترک ". این به این دلیل بودپیوستن به خدا و رسول او خود را با استفاده از یک ضمیر دوگانه است.

 ابو سلیمان اظهار نظر آن بود که، "او را دوست نداشتند دو نام با هم در راه است که ملحق به دلیل مفهوم برابری است." در حالی که یکی دیگر از نظر که آنچه پیامبر (ص) را دوست نداشتند شخص توقف در آنجا بود 'whosever هر دو آنها را اطاعت. با این حال، بیانیه ابو سلیمان استبه نظر درست تر به دلیل آن را در انطباق با یکی دیگر از ضرب المثل های اصیل نبوی که بار خوانده شده است، "هر کس آنها را اشتباه است،" بدون توقف پس از "... هر کس آنها را اطاعت."

 خدا می گوید، "خدا و فرشتگان او و حمد و ستایش و احترام پیامبر (ص)" (33:56). برخی گفته اند یا نه کلمه "ستایش" را به خدا و فرشتگان او اشاره دارد. بعضی ها آن را مجاز به مراجعه به هر دو در حالی که آن را با دیگران ممنوع در حساب از مفهوم مشارکت. آنها ضمیر در نظراشاره به فرشتگان تنهایی و نتیجه گرفت که آیه به معنی "خدا میاد و venerates پیامبر، و فرشتگان به ستایش او و ستایش پیامبر (ص)."

 رسول خدا

 کسی است که با حقیقت آمد و آن را اعتقاد بر این است

 اجماع علمای اسلامی بر آیه خدا که می خواند، "و

 او که همراه با حقیقت است و آن را تایید آنانند که خداوند می ترسند. آنها باید هر آنچه که آنها با پروردگار خود می خواهید، که پاداش خوبی از ظالمان است، "(39: 33-34). اشاره به حضرت محمد است که حقیقت را به ارمغان آورد یک محقق دیگر اضافه شده است،" این است که او آن را تایید کرد ". عربیکلمه در آیه به دو روش به عنوان خوانده شده. یکی از معانی آن است که حقیقت صحبت کرد و اشاره به حضرت و به معنی دیگر را تایید کرد این اشاره به مؤمنان. در میان دیگر تفاسیر آن گفته شده است که کلمه "تایید" اشاره به ابوبکر یا علی.

 مجاهد گفت توضیح کلمات خدا "، و دلهایشان پیدا راحت به یاد خدا" (13:28) در اشاره به حضرت محمد و اصحاب او هستند.

 پیامبر (ص)، شاهد بر همه انسان

 خدا می گوید: "ای پیامبر، ما تو را به عنوان شاهد، مژده رسان فرستاده می شود، و به تحمل هشدار، تماس گیرنده را به خدا به فرمان او و به عنوان یک لامپ نور ریختن" (33: 45-46). این است که از این آیات که خداوند پیامبر خود را با هر رتبه شریف و با کیفیت و قابل ستایش که با برکت یاد گرفتهانتقال پیام او را یک شاهد از ملت خود را که یکی از، کیفیت ویژه ستایش او بود ساخته شده است. پیامبر (ص) کسی است که خبر خوبی برای تمام کسانی که از او اطاعت آورده، و کسانی که پیام او تحویل مخالف هشدار داده است. پیام پیامبر (ص) به یگانگی نام تحویلاز خدا، و آن را خدا به تنهایی که باید پرستش شود. خدا پیامبر او به عنوان یک "لامپ روشن" است که با او به حقیقت هدایت توصیف شده است.

 عطا، پسر Yasar را عبدالله، پسر عمرو، که پسر آل به عنوان بود، ملاقات کرد و

 او را به توصیف رسول خدا پرسید. او گفت: "در واقع، خداوند برخی از ویژگی های توصیف شده در قرآن در تورات آمده است که،" O حضرت یافت، ما تو را به عنوان شاهد، بشارت دهنده ام و به یک وارنر، و یک پناهگاه فرستاده برای بی سواد. شما عبادت منو رسول من، من شما را به یکی از مردم بر آنها تکیه نام. شما خواهد بود نه بد اخلاق و نه مبتذل، و نه شما را در بازار فریاد یا بازپرداخت شر با شر، و نه، شما عفو و ببخش. خدا نمی خواهد باعث او را به مرگ تا دین کج (یهودیت مسیحیت نیز) استتوسط او صاف و آنها اعلام "هیچ خدایی جز الله وجود دارد!" از طریق او، چشم که کور بودند، گوش که کر بود و قلب که تحت پوشش قرار گرفتند باز خواهد شد. "، یک روایت مشابه توسط عبدالله، پسر شالوم و کعب احبار آل گزارش شده است.

 در قرآن خداوند ما را، "و به کسانی که باید رسول را دنبال می گوید - بی سواد پیامبر (محمد) و آنها را باید با پیدا کردن آنها را در تورات و انجیل نوشته شده است او محبت بر آنها سفارش و منع آنها را به انجام شر. او چیزهای خوب را حلال به آنها را ممنوع کرده است و همه کهناپاک است. او آنها را از بار و از قید که بر آنها بود، از بین بردن وزن خواهد شد. کسانی که به او ایمان و افتخار او، کسانی که او را کمک و به دنبال نور جلو با او فرستاده باید قطعا رستگار. بگو، "ای مردم، من رسول خدا هستم تا به همه شما. او پادشاهی در استآسمانها و زمین است. هیچ خدایی جز او وجود دارد. او زنده و باعث می میرند. بنابراین، اعتقاد به خدا و رسول او، پیامبر (ص) بی سواد، که به خدا و کلمات او بر این باور است. او به منظور است که شما هدایت دنبال "(7: 157-158).

 خدا همچنین می گوید، "این توسط رحمت خداوند است که شما (حضرت محمد) تا برخورد برخورد با آنها. اگر شما hardhearted شده است، که آنها را قطعا ترک کنید. بنابراین بخشش برای آنها بخواهید بود. مشورت با آنها در موضوع و هنگامی که شما در حال حل و فصل، توکل به خدا. خدا را دوست داردکسانی که اعتماد "(3: 159)

 عنوان Samakandi بر این آیه گفت نظر، "خدا آنها را یادآوری می کند که، او رسول او مهربان، دلسوز و ملایم به مؤمنان. اگر او خشن شده بود، و صحبت به آنها sternly، آنها او را ترک بلکه خدا او را سخاوتمندانه ساخته شده ، مقاوم، نجیب و مهربان. "

 ابوالحسن آل Qabisi توضیح آیه "و بنابراین ما به شما یک ملت متوسط ​​ساخته شده، به منظور است که شما شاهد خواهد بود بالاتر از مردم، و رسول شاهد بالا شما" (2: 143) و گفت: "خدا می سازد برتری از پیامبر ما بسیار روشن و همچنین تعالی کشور است. "

 "و در این به طوری که رسول تواند شاهد را برای شما و به منظور است که شما بر مردم گواه باشید" (22:78) و "پس چگونه خواهد شد و زمانی که ما رو به جلو از هر ملت شاهد آورد، و شما را (حضرت محمد) را به شهادت علیه آن! " (04:41)

 با "ملت میانه" خدا به معنای یک ملت است که هر دو متعادل و خوب است. به معنی از آیات این است که خدا را انتخاب کرد و ملت حضرت محمد توسط آنها را بسیار عالی، ملت متعادل به طوری که آنها می تواند شاهد در برابر سازمان ملل از پیامبران پیشین ترجیح داده. و این، رسولشاهد خواهد بود صادقانه بر این کشور خود.

 محبت خدا و لطافت را به پیامبر (ص)

 خدا گفت: "خدا شما را مورد عفو. چرا شما آنها را ترک (به ماندن در پشت) تا آن را به شما روشن بود که از آنها صادق بود و کسانی که دروغ می دانستم که بود؟" (09:43).

 ابو محمد طی آن مکی گفت، "این یک عبارت مقدماتی است، به این معنی که خداوند شما را خوب می کند و به شما افتخار می کنیم."

 عون، فرزند عبدالله توجه فرد گفت: "در این آیه خدا می گوید پیامبر (ص) در مورد عفو قبل از سخن گفتن از مشاوره."

 عنوان Samakandi گزارش داد که او شنیده بود آیه به عنوان، توضیح داد: "خدا شما را نجات داد، چرا شما به آنها اجازه می دهد است؟" اگر خدا او را برای اولین بار با این سوال که "چرا شما به آنها اجازه می دهد به" آن را بسیار سخت بر پیامبر بوده است و قلب پیامبر (ص) را متاثر شده اند خطابدر راه است که آن را تقریبا ممکن است پشت سر هم کرده اند، از این کلمه است. اما در عوض، خدا در رحمت خود برای اولین بار به او گفت از وضعیت عفو، به طوری که قلب او آرام باقی ماند، و این بود که او به او گفت، "چرا به آنها را ترک تا آن را به شما روشن است که از آنها بود به راستگو و می دانستکسانی که به دروغ گفتم؟ "

 از آن آسان است برای همه به درک و تشخیص دهند که این هم یکی دیگر از تظاهرات از وضعیت افتخار است که در آن پیامبر (ص) توسط خداوند برگزار شد و که او از این موضوع از محبت خدا است. اگر عمق این محبت بود به ما شناخته شده قلب ما بدون شک پشت سر هم.

 (از این که ما یاد بگیرند) یک مسلمان باید سخت تلاش کنید و سعی کنید برای رسیدن به اخلاق و شیوه های مشخص شده در قرآن، نه تنها در حرف بلکه در عمل در جستجو و ارتباطات. چنین رفتار و اخلاق اساس شناخت درست و راه رفتار قابل قبول در هر دو دین و در یکی ازامور روزمره.

 هنگامی که یکی به پروردگار همه اربابان، کسی که هر یک از ما برکت supplicates - و نیاز به چیز دیگه ای نیست - باید شکست نیست به خاطر داشته باشید محبت فوق العاده ای از خدا.

 از مزایای این آیه نباید نادیده گرفته شود، آنها باید به خوبی مورد توجه. توجه کنید که چگونه خداوند توسط پیامبر (ص) برای اولین بار به افتخار شروع می شود و سپس به آرامی توجه به مشاوره. لذت در صمیمیت عفو قبل از مشاوره وجود دارد.

 خدا می گوید: "و اگر ما تو غنی شده نیست، شما را بسیار کمی است تمایل نسبت به آنها" (17:74). این آیه نشان می دهد که بزرگترین نگرانی ممکن است خدا برای رسول او، ستایش است و صلح بر او باشد. پیامبران پیشین، اندرز داده شده بودند در حالی که حضرت محمد به آرامی توصیه شد،در نتیجه توصیه ملایم موثرتر و نشانه بیشتری از عشق خدا شد. این هم یک تظاهرات دقت ممکن خدا برای رسول او است.

 توجه به آنها راه است که در آن خدا با بیان غنی سازی و امنیت او به پیامبر (ص) او قبل از ذکر مشاوره ملایم او تا مبادا او تا به حال تمایل بسیار جزئی به طوری که پیامبر (ص) را بر روی آن ساکن نبود. بی گناهی خود را دست نخورده باقی مانده در حالی که به آرامی توصیه به طوری که او بودآسیب پذیر در حساب از آرام مشاوره، افتخار و امنیت خود شدند در معرض خطر قرار نمی دهد.

 خدا برتری پیامبر (ص) او:

 شهادت به صداقت او و او را با راحتی مهربانی خود

 این قابل اجرا به آیه است، "ما می دانیم آنها چه می گویند باعث تاسف شما این است که شما نیست که آنها افترا زدن؛ اما harmdoers انکار آیات خدا" (6:33).

 علی گفت که این آیه هنگامی که ابوجهل گفت: نازل شد "ما شما را دروغگو تماس بگیرید. ما می گویند که چه چیزی شما را به ارمغان آورده اند دروغ است."

 همچنین نقل شده است که پیامبر (ص) هنگامی که قبایل او را بر روی ان فرشته جبرئیل را بد نشان غمگین شد، صلح بر او باشد، او را دیدار کرد و پرسید: "شما چه تاسف؟" که او پاسخ داد: "قبایل به من افترا زدن." گابریل سپس او را مطلع، "آنها می دانند که شما در حال گفتن حقیقت است." پس از آنخدا را این آیه ارسال می شود.

 این آیه پر از محبت است و به آرامی کنسول پیامبر است. آن را نیز تصریح می کند که او در واقع برگزار شد به صادق توسط همه در هر دو کلمه و اعتقاد، و آن است که او را به افترا زدن به آنها نیست، بلکه آن است که کلام خدا است. حتی قبل از او به نبوت نامیده می شد، همه و گوناگون او را می دانستند به قابل اعتماد است.با ارسال کردن این آیه که غم و اندوه خود را به دیگران فکر می کنم او دروغگو برداشته شد تبدیل شده بود.

 پس از این تسلی، خدا کسانی که با مراجعه به آنها را به عنوان harmdoers گفت افترا زدن به انتقادات، "اما harmdoers افترا زدن به آیات خدا" (6:33). خدا را اجازه نمی رسول به بی آبرو شود و طبقه بندی منکران در حساب از انکار خود از نشانه های او به عنوان متکبر است. یکی باید بدانندکه belying زمانی رخ میدهد که یک فرد دارای دانش از چیزی، اما انتخاب آن را انکار. خدا می سازد این در آیه بسیار روشن است، "آنها از آن محروم ناحق از غرور، هر چند روح خود آنها را اذعان کرد:" (27:14).

 در آیه دیگر خدا بیشتر کنسول پیامبر محبوب او و باعث او را به شادی زیرا او می داند به کمک خدا خواهد آمد. خدا می گوید، "پیامبران در واقع قبل از اینکه شما را بد نشان شد، در عین حال آنها بیمار با آنچه که بد نشان شده و آسیب دیده بودند، تا زمانی که کمک ما به آنها آمد شد" (6:34).

 آن را نیز توجه داشته باشید که خداوند به تمام پیامبران دیگر بزرگوار او و رسولان با نام خود، گفت: به عنوان مثال، "O آدم"، "O نوح" ای ابراهیم "،" O موسی "" O دیوید "،" O عیسی " . "O زکریا"، و "O جان" با این حال، در میان، کیفیت متمایز از یک پیامبر می یابد و محبتتجلیل از خدا به پیامبر (ص) آخرین او خطاب حضرت محمد با عناوینی همچون "رسول" (مائده 5:67)، "O پیامبر" (33:45)، "O پیچیده" (73: 1) ، "O پردهی" (74: 1).

 خدا به مقدار بسیار زیاد از پیامبر (ص) سوگند

 خدا می گوید، "با این زندگی خود را، آنها کورکورانه در بهت خود سرگردان" (15:72). یک اجماع نظر تحصیلی در این آیه که خدا با طول عمر حضرت محمد و وسایل قسم، "با تداوم خود، O محمد" و که آن را نیز به معنی خرس ها، وجود دارد "با زندگی خود را." این است که هنوزیکی دیگر از نشانه احترام و افتخار بزرگ است که در آن خدا را ارزیابی حضرت محمد.

 پسر عباس توضیح داد، "خدا هیچ روح ایجاد نمی افتخار تر از محمد، و من هرگز از سوگند گرفته شده توسط خداوند در زندگی هر کس دیگری شنیده می شود."

 در فصل یاسین، خدا می گوید، "یاسین، توسط حکیم قرآن، شما (حضرت محمد) در میان پیامبران فرستاده بر راه راست هستند واقعا (36: 1-4).

 به منظور بررسی رسالت پیامبر و شهادت به حقیقت هدایت او خدا در کتاب او است که پیامبر اسلام در واقع یکی از پیامبران سوگند، رسول سپرده به ارائه وحی او به عبادت او و در واقع او در راست است راه.

 -Naqqasah گفت، "خدا به هر یک از پیامبران او در کتاب خود که آنها رسولان جز محمد بود قسم نیست."

 از سوی دیگر، ما یادآوری می شود که پیامبر (ص) گفت: "من استاد از فرزندان آدم هستم، و است که در حال متظاهر نیست."

 ادای سوگند خدا

 توسط کشوری که در آن ساکن او پیامبر

 خدا می گوید: "نه، من قسم می خورم این کشور و به شما یک مسافر در این کشور هستند" (90: 1-2).

 توضیح: "نه، من قسم می خورم این کشور" است که استفاده از کلمه "نه" است که هر دو آن را می گوید و در مقابل آن، به عبارت دیگر، "اگر شما در آن زندگی نمی کند، پس از آن به سمت چپ و سپس من انجام شده توسط آن قسم می خورم، نه "، و در مقابل آن،" من توسط آن قسم می خورم زمانی که شما، ای محمد، در آن زندگی می کنند، و یا، هر چهشما در آن حلال است ". همچنین توضیح داده شده است که کلمه" کشور "به مکه اشاره دارد.

 آل واسطی آیه به عنوان به این معنی که خدا سوگند این کشور، این کشور که او افتخار و پر برکت، به عنوان آن وجود دارد که پیامبر (ص) زندگی می کند توضیح داد و آن این است که او به خاک سپرده خواهد شد وجود دارد.

 با این حال، اولین تفسیر از دو معنی در نظر گرفته می شود دقیق تر به دلیل فصل در مکه نازل شده است و در آنجا بود که او تسلیم و خدا به او اشاره کرد و گفت: "و شما یک مسافر در این کشور هستند" (90: 2 ).

 پسر عطا می گوید چیزی شبیه زمانی که اظهار نظر در این عبارت، "این کشور امن" (95: 2). او توضیح داد، "خدا از آن ساخته شده یک مکان امن چون پیامبر (ص) وجود داشت و حضور او علت امنیتی است هر جا که او باشد."

 از آیه: «و دهنده از تولد، و کسی که با او پدر" (90: 3) گفته شده است که این اشاره به آدم و به تبع آن بیانیه ای به طور کلی. برخی بر این عقیده است که آن را به ابراهیم و فرزندان او، که به نوبه خود منجر به اصل و نسب حضرت محمد (ص) اشاره شده است. در هر صورت، فصل سوگندتوسط حضرت محمد در دو محل.

 مراسم ادای سوگند خدا تایید پیامبر

 ادای سوگند خدا در اواسط صبح و شب است که او نه رها شده و نه بدش پیامبر

 در فصل "اواسط صبح" خدا می گوید، "در اواسط صبح و شب هنگامی که آن را پوشش می دهد، خداوند به شما (حضرت محمد) رها است، و نه او از تو متنفر آخرین باید برای شما بهتر است از اول است. خداوند شما را به شما، و شما را راضی خواهد بود. آیا او به شما بی پدر و مادر پیدا کند وشما پناهگاه را؟ آیا او شما را سرگردان را پیدا کند تا او شما را هدایت؟ آیا او را پیدا کند شما ضعیف و کافی شما؟ آیا پدر و مادر ستم، و نه راندن کسی که می پرسد. اما بگویم از نعمت پروردگار خود را! "(فصل 93).

 است اختلاف نظر در مورد جزئیات مربوط به نزول این فصل وجود دارد. کسانی که از این نظر است که آن هم در زمانی که، برای وضعیت بخشیدنی، پیامبر، آیا نماز مرسوم خود را در طول شب ارائه نمی دهد نازل شد وجود دارد. دیگران بر این عقیده هستند کهآن زمانی که یک زن بی ایمان (همسر ابوجهل) شایعات، و یا وقتی که کافران آغاز به تصویب اظهارات موهن در طول یک دوره زمانی که وحی در آن ارسال کمتر بود آشکار شد.

 آن را بیشتر نشان می دهد که اطمینان مطلق افتخار است که در آن خدا را ارزیابی پیامبر محبوب او همراه با ستایش او و مراقبت از او را برای او است که مشهود است در شش روش مختلف ساخته شده است:

 اول از همه، آیات آغازین این فصل، "در اواسط صبح و شب هنگامی که آن را پوشش می دهد،" در میان است یکی از بالاترین اشکال نفس خدا به پیامبر (ص) او.

 در مرحله دوم، خدا روشن وضعیت او، و نعمت و گفت، "پروردگار خود را تا به شما (حضرت محمد) را رها کند، و نه او از تو متنفر." به عبارت دیگر، خدا او را رها نمی کند، و او را می سازد آن را بسیار روشن است که او به او غافل نیست. همچنین گفته شده است که، خدا او را پس از انتخاب غفلت نمیاو، نه او او را دوست ندارم.

 ثالثا، توجه داشته باشید که کلمات، "آخرین باید برای شما بهتر است از اول" پسر اسحاق توضیح معنای این آیه این باشد که وقتی که پیامبر (ص) به خدا بازگشت افتخار او حتی بیشتر از افتخار در این دنیا به او داده شد. سهل در Tustori گفت که آن را به شفاعت داده اشاره داردبه پیامبر (ص) و ایستگاه ستایش خدا است به خصوص برای او در آخرت، است که بیشتر از او در این زندگی داده شد محفوظ است.

 چهارم، از آیه، "پروردگار خود را به شما، و شما را راضی خواهد بود" ما نه تنها افتخار خود را در این جهان و در آخرت اما شادی و برکت در هر دو یاد بگیرند. پسر اسحاق توضیح داد و گفت: «خدا او را با ارسال امدادی در این دنیا برآورده و پاداش اودر آخرت. پیامبر استخر مجاور به کوثر، حق بزرگ از شفاعت و وضعیت ستایش داده خواهد شد. "با اشاره به این آیه، یکی از اعضای خانواده پیامبر (بانوی عایشه) گفت:" قرآن شامل هیچ آیه دیگر است که امید تر از این یکی و ما می دانیم کهرسول خدا راضی نخواهیم شد اگر هر یک از ملت خود را وارد آتش. "

 پنجم، در آیات «آیا او شما را بی پدر و مادر پیدا کند و به شما پناه؟ آیا او شما را سرگردان را پیدا کند تا او شما را هدایت آیا او را پیدا کند شما ضعیف و کافی شما؟" توجه ما به نعمت بر پیامبر خدا عطا همراه با نعمت او، که شامل، هدایت کشیده شدهمردم از طریق او، و یا هدایت او. پیامبر (ص) تا به حال هیچ اموال، خدا او را غنی. گفته شده است که، آن را به قناعت اشاره و ثروت خدا را در قلب خودش قرار داده است. پیامبر (ص) یتیم بود اما عموی خود مراقبت از او را گرفت و آن را با او این بود که او در بر داشت سرپناه. همچنین توضیح داده شده استعنوان به این معنی که پیامبر (ص) با خدا و پناهگاه که معنای "یتیم" یافت می شود که هیچ دیگر مانند او وجود دارد و خداوند او را پناه داد. همانطور که برای آیات "آیا او شما را سرگردان را پیدا کند تا او شما را هدایت آیا او را پیدا کند شما ضعیف و کافی شما؟ آیا یتیم ستم نیست،" خدا به یاد اوپیامبر (ص) از این نعمت و حتی قبل از خدا او را به نبوت نامیده می شود، او هرگز او را نادیده گرفته یا وقتی که او یتیم جوان بود و یا وقتی که او ضعیف بود. در عوض، خداوند او را به نبوت به نام و نه او را رها کرده بود و نه او را دوست نداشتند. چگونه می تواند خدا این کار را بعد از او به او رو انتخاب کرده!

 Sixthly، در این آیه خدا می گوید حضرت محمد "اما بگویید که از نعمت پروردگار خود را!" اعلام نعمت های خدا به او داده و به خدا را شکر افتخار او به او عطا. این آیه نیز قابل اعمال به ملت خود که در آنها از نعمت های خدا و که به آنها داده بگوییداین است که هر دو خاص به پیامبر و به طور کلی به آنها.

 خدا

 میاد HIS حضرت محمد

 قسمت 2

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 فصل ستاره و چه در آن وجود دارد

 فضیلت و تخصص

 خدا گفت: "سوگند به ستاره هنگامی که آن را فرو، همراه شما است و نه گمراه، نه از errs، و نه او از میل صحبت می کنند. در واقع آن است که به وحی است که نشان داد که آموزش داده شده توسط یکی استرن در قدرت است به جز نیست. از قدرت، او ایستاده بود در حالی که او در شرکت به بالاترین افق بود و پس از آن او در نزدیکی کشید، و شدنزدیک، او بود اما طول دو کمان یا نزدیکتر، تا (خدا) به عبادت او نشان داد که نشان داد که او (به حضرت محمد). قلب او را از آنچه او را دیدم دروغ نیست. چه، شما را با او اختلاف در مورد آنچه که می بیند! در واقع، او را در تبار دیگر در درخت سدر از پایان دادن به نزدیک به شاهدباغ پناهگاه. وقتی که می آید به LOTE درخت وجود دارد که می آید چشم او منحرف نمی، نه آنها در واقع برای منحرف او را دیدم یکی از بزرگترین نشانه های پروردگار خود "(53: 1-18).

 تفاوت از نظر علمی در مورد کلمه "ستاره"، برخی می گویند به این معنی است که دقیقا، در حالی که دیگران می گویند معنای آن قرآن است وجود دارد.

 روشن است که خداوند در ادای سوگند تاسیس هدایت او از پیامبر (ص) صداقت خود را در تلاوت قرآن را، که با فرشته جبرئیل نازل شد - که قوی و قدرتمند است - به او به طور مستقیم از خدا، و این که پیامبر (ص) است ارائه رایگان از خود میل. سپس، خداوند تصریحبرتری حضرت او در حوادث شب و سفر می گوید از رسیدن به خود درخت سدر در نزدیکی باغ پناه، و به یقین از نگاه خلل ناپذیر خود را به محض دیدن یکی از بزرگترین نشانه های پروردگار خود. خدا نیز به ما می گوید از این رویداد بزرگ در آیات آغازین فصل"شب سفر."

 خدا به پیامبر (ص) او توانا غیب پادشاهی نشان داد که در آن او را دیدم شگفتی از قلمرو فرشته است که می تواند نه در کلمات بیان شده و نه هنوز ممکن است برای عقل انسان برای تحمل و قدرت شنیدن، و نه حتی در minutest اتم آن است. در آیه، "پس (خدا) به عبادت او نشان داد که او نشان داد که"است در نظر دانشمندان وجود دارد، نشانه های ظریف به برآورد بالا خدا برای رسول او آن را به عنوان یک شکل فصیح ترین بیان است.

 خدا می گوید: "او را دیدم یکی از بزرگترین نشانه های پروردگار خود" (53:18). درک محدود ما قادر به درک جزئیات آنچه در واقع آشکار شد، و در نهایت می شود در هر گونه تلاش برای تعریف نشانه بزرگ بود از دست داده است.

 در این آیات خداوند اشاره دولت مطلق حضرت محمد از خلوص و حفاظت او در طول این سفر معجزه آسا را ​​دریافت کرد. در اشاره به قلب او بود، خدا می گوید، "قلب او را از آنچه او را دیدم دروغ نیست"، از زبان خود او می گوید، "و نه او از میل صحبت می کنند"، از چشم خود او می گوید، "اوچشم را منحرف نمی، نه آنها خیره شده بودیم. "

 ادای سوگند خدا توسط ستاره، شب، صبح

 که این قرآن از جانب خدا نازل شده و آورده شده توسط طاق جبرئیل و پیامبر او است دیوانه نمی

 خدا می گوید، "در عوض، من از بازگشت، مدار قسم می خورم، ناپدید شدن، به شب هنگامی که آن را نزدیک و صبح هنگامی که آن را گسترش، آن است که در واقع کلام جناب مسنجر، قدرت، توسط مالک از داده رتبه تاج و تخت اطاعت، صادق باشید. و همراه شما است دیوانه نیست، در حقیقت او را دیدمدر افق روشن، او را با اکراه از غیب نیست. نه این کلمه از یک شیطان سنگسار "(: 15-25 81) است.

 دانشمندان توضیح داد که معنی این آیات را به گابریل اشاره

 وقتی خدا سوگند که این کلمه از "رسول محترم" کسی است که در رتبه محترم با او، "داشتن قدرت" را به ارتباط برقرار وحی، و موقعیت گابریل هم "امن" و شرکت با پروردگار خود است. او "اطاعت" در آسمانها و "اعتماد" برای ارائه وحی.

 بنابراین کیفیت هستند و گابریل که "در حقیقت او" به معنی حضرت محمد "را دیدم او را" بدان معنی است که او جبرئیل در شکل واقعی خود را دیدم.

 در ادامه این، "او سوء نیت از غیب نیست" بدان معنی است که حضرت محمد (ص) می کند غیب تردید نیست. در حالی که دیگران می گویند این است که او با دعا خود را به خدا بود سوء نیت نیست.

 خدا با قلم سوگند به عنوان به سلامت عقل از پیامبر (ص)

 و او دستمزد نامحدود با پروردگار خود،

 و او بزرگترین منشور اخلاقی

 یکی دیگر از سوگند بزرگ است در فصل "قلم" که در آن خدا با حرف عرفانی "ظهر" شروع می شود یافت می شود. "ظهر. با قلم و (فرشتگان) ارسال، شما هستند، نه به خاطر نفع پروردگارت، دیوانه. در واقع، دستمزد تمام نشدنی برای شما وجود دارد. مطمئنا، شما (حضرت محمد) از اخلاق بزرگ هستند "(68: 1-4).

 کافران از پیامبر در distain برگزار می شود. آنها او را رد کرد و بسیاری از دروغ به او نسبت داد. در این آیات خداوند سوگند سوگند بزرگ است که پیامبر (ص) انتخاب او از تمام اظهارات خود را به صورت رایگان است و در نتیجه باعث می شود قلب او شادی و امید را افزایش می دهد خود را هنگامی که خدا به آرامی او را به آرامش گفت: "شماهستند، نه به خاطر نفع پروردگارت، دیوانه. "این آیه یکی از احترام بسیار بزرگ است و همچنین در بالاترین سطح از رفتار محاوره نمایش می دهد.

 خدا به اطلاع رسول خدا "در واقع، دستمزد تمام نشدنی برای شما وجود دارد." معنای این است توضیح داده شده است که خداوند در فروشگاه برای او نعمت ابدی است، دستمزد که هرگز شکست نخواهم خورد، دستمزد که اگر چه غیر قابل شمارش خواهد بود علت بدهی نیست. این است که با شهادت بزرگ به دنبالاز خدا که حلقه های کیفیت ستایش او، "مطمئنا، شما یک اخلاق بزرگ است." به غیر از آیه به معنی دقیقا همان است که، آیه نیز به عنوان مراجعه کننده به قرآن کریم، و یا اسلام، یا طبیعت درست توضیح داد. همچنین گفته شده است که به این معنی است که پیامبر بدون هیچ گونه میل بودغیر از خدا.

 پیامبر (ص) برای پذیرش مطلق خود را از نعمت های مختلف خدا به او داده مورد تقدیر قرار گرفت، و او را توسط adorning او را با این ویژگی قدرتمند ارجح است.

 "Exaltations به ظریف، سخاوتمندانه، همه ستوده که برای ما کاسته انجام کارهای خوب و مردم هدایت را به آنها انجام می شود. خدا را ستود whosever می کند خوب و پاداش آنها را برای انجام آن است. Exaltations به او باشد! نعمت او فراوان است ، و نعمت او گسترده است! "

 فصل همچنان به کنسول پیامبر در رابطه با چیزهای مضر علیه او گفت و گفت: "شما باید ببینید و آنها را ببینید که از شما است که مجنون. در واقع، پروردگار خود را به خوبی کسانی که از راه او منحرف می داند، و کسانی که که هدایت "(68: 5-7)

 پس از ستایش حضرت محمد خدا دشمنان خود را در معرض پرده از crudeness و شرارت شخصیت خود را با ذکر بیش از ده از کیفیت بد خود. خدا می گوید: "بنابراین، کسانی که افترا زدن به اطاعت نمی کنند، آنها برای شما آرزو می کنم سازش، سپس، آنها را به خطر بیاندازد. و از آن اطاعت نمیهر میانگین سوگند، backbiter که در مورد تهمت و افترا می رود، کسانی که مانع خوب، متجاوز گناه، نفت خام از شخصیت کم است چرا که او به اموال و پسران. هنگامی که آیات ما بر او خوانده شود، او می گوید، "آنها اما پری داستان از عهد باستان است." (68: 8-15).

 در آیه که به شرح زیر مجازات قریب الوقوع خود را به همراه نابودی آنها بسیار واضح و روشن است. خدا می گوید: "ما باید آنها را بر روی بینی علامت!" (68:16). این کلمات از خدا دور هستند موثر تر از هر چیزی می گویند پیامبر (ص)، و مخدوش از دشمنان خود را نیز موثر است بیش از هر چیزاو ممکن است انجام دهد. بنابراین، پیروزی خدا به او داده به مراتب برتر به هر پیروزی او ممکن است از طریق تلاش خود را به دست آورید بود.

 خدا از وضع پیامبر صحبت می کند

 خدا می گوید، "طه. ما این قرآن را به شما ارسال می شود را برای شما به خسته می شوند." (20: 1-2). نظرات مختلف در مورد معنی به "طه" گفته شده است که این اشاره به حروف داشتن معانی متفاوت از هم جدا وجود دارد. "طاها" به عنوان معنای "مرد O" توضیح داد به عنوان دقیق ترینتفسیر به دلیل آن توسط محققان نسل دوم مسلمانان (Tabien) و محقق جریر طبری، تفسیر شیخ منتقل شد.

 در سایر فصل های خدا از رسول می گوید: "با این حال، شاید، اگر آنها را در این نوید را باور ندارد، شما خودتان را با غم و اندوه و پس از مصرف آنها را دنبال کنید" (18: 6). "شاید شما خودتان را مصرف کنند که آنها مؤمن نبودند، اگر ما، ما می توانیم بر روی آنها از آسمان نازل نشانه قبل از خودگردن فروتن باقی خواهد ماند "(26: 3-4).

 خدا همچنین می گوید، "بعد از آن اعلام آنچه به تو امر را روشن کنید و به دور از کافران. ما شما را کفایت در برابر کسانی که مسخره و کسانی که راه اندازی خدایان دیگر با خدا، در واقع، آنها به زودی متوجه خواهد شد. در واقع، ما می دانیم که سینه های خود را تنگ است توسط که آنها می گویند "(15: 94-97). و "دیگر پیامبران بودقبل از اینکه شما را مسخره کردند، اما من به کافران مهلت دادم، سپس آنها را ضبط کردند. و چگونه بود عذاب من! (13:32)

 مکی توضیح داد، "پیامبر (ص) رنج می برد در حساب از کافران پس از ان خدا را آیات را فرستاد تا او را تسلی در نتیجه آن را برای او و در همان زمان اطلاع رسانی او از نتیجه کسانی که ادامه آسان است."

 توجه ما دوباره در آیات زیر که می گویند کشیده شده است، "اگر آنها به شما افترا زدن به، دیگر پیامبران پیش از شما را بد نشان داده شده است به خدا تمام امور گشت." (35: 4) و "به طور مشابه، هیچ رسول به کسانی که قبل از آنها آمد اما آنها گفتند، "جادو، یا دیوانه! (51:52)

 آیات قبلی به پیامبر به عنوان ابزار آرامش فرستاده شد و به او اطلاع داد که پیشینیان او، پیامبران و رسولان، همچنین تحمل سخنان مشابه.

 همانطور که برای کسانی که خدا ساخته شده ادامه آن را برای پیامبر (ص) او آسان و به او گفت، "پس به نوبه خود به دور از آنها، شما باید سرزنش نمی شود" (51:54). به عبارت دیگر حضرت محمد پیام تحویل داده بود و به همین دلیل بود مسئول سرزنش نیست.

 شفقت خدا است بیشتر در زیر آیه و همچنین بسیاری از آیات دیگر بیان، (52:48) "و تحت حکم از پروردگار خود صبور باشید، مطمئنا، شما قبل از چشم ما هستند." این است که هنوز یک تظاهرات بیشتر است که پیامبر (ص) است به طور مداوم تحت مراقبت و حفاظت از خدا، وکه او باید بیمار را با خود آسیب انجام باقی می ماند. خدا کنسول رسول به شیوه ای مشابه در بسیاری از آیات دیگر.

 موقعیت پیامبر در ارتباط با دیگر پیامبران شریف

 خدا می گوید: "و هنگامی که خداوند میثاق پیامبران در زمان، که من آن را

 شما داده می شود از کتاب و حکمت. پس از آن باید به شما یک شناسه (محمد) وجود دارد آمده تایید آنچه که با شما، شما باید به او ایمان آورده و شما باید از او حمایت به پیروزی، آیا شما موافق و را بار من در این؟ آنها جواب داد: "ما به توافق برسند." خدا گفت: پس شهادت، و من خواهد بودبا شما در میان شهود "(3:81).

 ابوالحسن آل Kabasi توجه ما را به این واقعیت است که در این آیه خدا

 انتخاب حضرت محمد از همه پیامبران و رسولان بزرگوار او، و این تعالی شد به هر کس دیگری داده نشده است.

 مفسران گفت که خدا حضرت محمد شرح داده شده به هر و هر پیامبر و رسول را قبل از آنها به کشور خود فرستاده شدند و عهد و پیمان از هر پیامبر و رسول است که اگر او را ملاقات نمود، او باید او را باور گرفت. همچنین گفته شده است که میثاق را مستلزم اطلاع رسانی به ملت خوداز قریب الوقوع خود را در آینده همراه با شرح و توصیف او. عبارت "پس از آن وجود خواهد آمد به شما رسول" به یهودیان و Nazarenes / مسیحیان معاصر به او و یا پس از آن بود پرداخت.

 علی، پسر ابی طالب و دیگران اضافه شده است که از زمان حضرت آدم، خدا ساخته شده یک پیمان با هر پیامبر و رسول را به این باور و کمک به حضرت محمد اگر او باید اتفاق می افتد در طول زمان خود را به نظر می رسد. و که آن وقت بود به هر یک از آنها را به یک پیمان با ملت های خود را بههمان اثر. عنوان Suddi و به همین ترتیب در مورد Katada چند از آیات دیگر که در راه بیش از یک اشاره به تعالی پیامبر گفت.

 خدا می گوید، "ما از پیامبران پیمان گرفت و از شما (حضرت محمد) از نوح و ابراهیم، ​​موسی و عیسی از پسر مریم" (33: 7). و "ما را بر تو نازل به عنوان ما به نوح و به پیامبران بعد از او نازل شده است، و ما به ابراهیم، ​​اسماعیل، اسحاق، یعقوب و اسباط نازل،عیسی، شغل، یونس، هارون و سلیمان، و ما به داوود زبور داد. و رسولان از آنها ما قبل به شما نقل و رسولان که ما از آنها به شما بازگو نیست. بدیهی است، خدا به موسی صحبت کرد. رسولان دار بشارت و هشدار، به طوری که مردم هیچ استدلالی علیه دارندخدا، بعد از رسولان. خداوند متعال، حکیم است. اما خدا شهادت را برای آن که او را به شما ارسال می شود. او آن را به پایین را با دانش خود فرستاده و فرشتگان شهادت، کافی است که خدا شاهد است ". (4: 163-166).

 خدا می گوید، "این پیامبران، ما برخی دیگر بالا ترجیح داده اند برخی از خدا صحبت می کرد، و برخی از او در رتبه مطرح شده است." (2: 253). این توضیح داده شده است که این عبارت به حضرت محمد اشاره دارد چرا که برای همه مردم فرستاده شده است. خدا نیز غنایم جنگ قانونی به او ساخته شده (که غیر قانونی بودبه پیامبران پیشین) و به او داد معجزه برتر. هیچ پیامبری دیگر یک فضیلت و یا رتبه محترم بدون حضرت محمد که با توجه به معادل یا بالاتر آن داده شد. همچنین گفته شده است که یک نگاه اجمالی از تعالی پیامبر است که خداوند او را در قرآن کریم با استفاده از عنوان آدرسمانند "ای پیامبر"، "ای رسول" در حالی که او ما را به دیگر پیامبران شریف با نام.

 انسان فرمان به ستایش پیامبر (ص)

 با اشاره به مدت زمانی که پیامبر در مکه خدا گفت: زندگی می کردند، "اما خدا آنها را مجازات نخواهد کرد در حالی که در میان آنها زندگی می کردند ..." (8:33).

 پس از مهاجرت پیامبر از مکه به مدینه برخی از مسلمانان در مکه باقی مانده است و این آیه همچنان به می گویند، "... و نه خدا آنها را مجازات اگر آنها را بارها و بارها بپرسید از او آمرزش" (آل'Anfal 08:33).

 چند سال بعد، پیامبر (ص) پیروان خود را غیر مسلح از مدینه به مکه در سفر حج به رهبری، با این حال، قبل از اینکه آنها مکه رسیده، آنها مقاومت از کافران مکه مواجه می شوند و از ورود منع شده اند. نامعلوم به مسلمانان مدینه بودند که هنوز تبدیل به حال به مهاجرت هنوز هم وجود داردزندگی در مکه و به خاطر آنها خدا را از آیات، "فرستاده بود اگر آن را برای مردان خاص و زنان با ایمان خاصی که شما نمی دانید، شما ممکن است بر آنها پایمال، و غیره گناه می رسید به دلیل نبود (قتل) آنها در حالی که شما نمی دانید "(48:25).

 از این آیات و موقعیت متعال پیامبر است که به وضوح قابل تشخیص است. اگر به خاطر او نبود مجازات در واقع بلافاصله پس از Meccans کاهش یافته است، چرا که خدا می گوید، "و چرا باید از خدا آنها را مجازات نمی کند" (8:34). مجازات آنها ابتدا در حساب از به تعویق افتادحضور پیامبر در میان آنها، پس از آن به دلیل حضور پیروان او. پس از همه مسلمانان قبل از مکه به مدینه مهاجرت کرده بودند تنها مردم باز شد در مکه باقی می ماند کافران بودند، اما پس از باز کردن آن پیروزی مسلمانان تاسیس شد و کافران مجازات شدندبا داشتن به قبول شکست. این بود که از اموال مسلمانان بود که یک بار توسط کافران به دست صاحبان اصلی خود بازگردانده شد.

 پیامبر گفت، "من امنیت را برای صحابه من هستم." گفته شده است که این معنی در برابر نوآوری در حالی که دیگران از این نظر است که آن را در برابر اختلاف و اختلال معنایی است. یک محقق دیگر گفت که معنای این نقل قول این است که رسول در زمان زندگی او بود، بزرگترینتضمین امنیت و او در حال حاضر به عنوان طولانی خواهد بود به عنوان راه خود را به دنبال است اما بر رنج رها و اختلال آن می توان انتظار داشت.

 در فصل 33، "همدستان" است که در آن آیه خداوند خود را روشن می کند ارزش او پیامبر او می گوید: "خدا، و فرشتگان به ستایش او وجود دارد و احترام پیامبر (ص) کسانی که ایمان آورده، و حمد و ستایش و او صلح را تلفظ کنند بر او در فراوانی "(33:56). توجه داشته باشید که خدا در آیه با اشاره آغاز می شودرا به خود برای اولین بار در ستایش و ستایش حضرت محمد، و سپس خداوند آن شناخته شده است که فرشتگان همین کار را. در نهایت، یکی از جهت آن است که یک تعهد بر همه مؤمنان به خدا بخواهید به ستایش و احترام پیامبر عزیز ما وجود دارد آگاه می شود.

 گفت: از پیامبر (ص) "خنکی از چشم من در نماز" را به ابوبکر، پسر Furak به معنی، ستایش خدا، توضیح داده شد پس از آن که از فرشتگان او به دنبال پاسخ به تعهد کشور خود را تا روز قیامت. ابوبکر، در ادامه به توضیح است که ستایشفرشتگان بخشش است، و ستایش از کشور خود دعا بر او و رحمت خدا نسبت به او است.

 همچنین گفته شده است که "مؤمنان، ستایش" پیامبر (ص) که اصحاب خود آموخت دعای ستایش بر خود. خدا تمایزی بین کلمات عربی "نماز" به معنی دعا به خدا، با رکوع و سجده و "نماز" به معنی ستایش پیامبر (ص) و به برکتپیامبر (ص).

 خدا همچنین می گوید، "اما اگر شما حمایت یکدیگر در برابر او، (می دانیم که) خدا نگهبان و گابریل او، و پارسایان در میان مؤمنان است" (66: 4). توضیح عبارت، "در میان مؤمنان صالح" است که آن را به پیامبران، فرشتگان، ابوبکر، عمر، عثمان و علی و اشارهبقیه مؤمنان

 پیامبر افتخار ذکر شده در فصل "فتح"

 خدا آغاز فصل "باز کردن" با آیات، "در واقع، ما برای شما (حضرت محمد) باز روشن است که، خداوند گذشته را عفو، و گناهان آینده را باز کرد، و به نفع او به شما می رساند، و شما را در راه راست، و این که خدا به شما کمک می کند تا با کمک توانا. هم او بود کهپایین آرامش را در دل مؤمنان نازل به طوری که آنها ممکن است باور بر باور اضافه کنید. به خدا تعلق ارتش آسمانها و زمین است. خدا دانا و حکیم است. (از حکمت او) او اذعان می کند مؤمنان، زنان و مردان، به باغ زیر که نهرها، وجود دارد بهبرای همیشه زندگی می کنند، و برائت آنها از گناهان خود - که با خدا یک پیروزی بزرگ است - و که او ممکن است منافقان و بت پرستان، هم مردان و هم زنان، و کسانی که فکر می کنم افکار بد از خدا مجازات کند. به نوبه خود بد (از ثروت) آنها رخ خواهد داد. خشم خدا بر آنها، و او را لعنت کرده استآنها را آماده و برای آنها جهنم، ورود به شر! به خدا تعلق ارتش آسمانها و زمین است. خداوند متعال، و حکیم است. ما تو را (حضرت محمد) به عنوان شاهد و مژده رسان و هشداردهنده فرستاده به طوری که شما به خدا و رسول او و باورشما از او حمایت، او (حضرت محمد) را ارج نهند و تمجید کردن او (خدا)، در سپیده دم و در شب. کسانی که سوگند وفاداری به وفاداری شما قسم می خورم به خدا. دست خدا بالای دست های خود را. او که می شکند سوگند او آن را در برابر خود او می شکند، اما او نگه می دارد که عهد او ساخته شده با خدا،(1-10 48) خداوند به او دستمزد توانا "را.

 این آیات دلالت دوباره نه تنها به نفع، ستایش، و اشراف از

 رتبه پیامبر بلکه به تصویر بکشد نعمت خدا نسبت به پیامبر (ص) او همه از آن ما تنها تا حدودی قادر به درک.

 در آیه افتتاحیه، خداوند به حضرت محمد است که او را بر دشمنان خود پیروز خواهد شد، و چگونه کلمه و قانون خود را حاکم خواهد شد اعلام کرد. خدا می گوید پیامبر (ص) که او لذت می برد وضعیت بخشش همراه با وضعیت حفاظت از گناه، بنابراین او پاسخگو خواهد برگزار نمی شودبرای اعمال گذشته و یا آینده است.

 "خدا گذشته و گناهان آینده می بخشد،" توسط یک محقق از اسلام است که خدا به پیامبر (ص) از بودن وضعیت عفو و بخشش توضیح داد.

 (شیخ درویش افزود: "این وضعیت آشکار می شود با پرداختن به او پیامبر (ص) با گناهان خود اگر چه پیامبر (ص) بود، نه یک گناه بزرگ و نه کوچک، دلیل شیطان او را در آغوش اسلام.

 این ضروری است به مطالعه پیامبر بودن عفو ​​و وضعیت خود را از حفاظت در ارتباط با یکدیگر، و آن را از اهمیت این است که به یاد داشته باشید که خداوند او را از هر نوع گناه بزرگ و یا کوچک محافظت می شود. اگر کسی به انجام در غیر این صورت، پس از آن یکی حاصل کنید که برای تبدیل شدن به پریشان استو دچار سوء تفاهم این عنصر بسیار مهم از طبیعت پیامبر. ")

 یک محقق دیگر گفت که، "خدا گذشته و گناهان آینده می بخشد،" به معنای وضعیت بخشش برای آنچه رخ داده بود، و آنچه واقع نشده بود. مکی، از سوی دیگر، گفت: «خدا ساخته شده است به نفع یک علت برای بخشش وضعیت خود و همه چیز را که می آید از او به خاطر هیچ خدایی به جز وجود دارداو. نفع به نفع و فضل بر فضل. "

 آیه دوم ادامه می دهد، "و به نفع او به شما کامل". گفته شده است که، خداوند با اشاره به افتتاح مکه و طائف. علاوه بر این توضیحات، گفته شده است که این بدان معنی است که ارتفاع وضعیت پیامبر در این زندگی، به کمک خدا، و بخشش او. بهاین آیه، خداوند می گوید پیامبر (ص) که از اتمام نعمت او در تحقیر دشمنان متکبر او، و باز کردن دو تا از مهم ترین شهرستانها، مکه و طائف، که از طریق آن وضعیت نبوی است مطرح، چرا که او هدایت می شود را به راه مستقیم که در نهایت منجر بهبهشت و سعادت در آخرت. پیامبر (ص) همواره با خدا کمک کرده بود، اما به کمک او در آن زمان دریافت کرده به مراتب قویتر بود.

 آیه بعدی می گوید از نعمت خدا بر مؤمنان از نعمت خود را نسبت به آنها با ارسال کردن آرامش بر قلب خود را که آنها را در باور افزایش یافته است. که از یک پیروزی توانا - - به هر دو مردان و زنان است که خدا می بخشد اعتقاد بیشتر در خدا بهترین ها را می دهدو آنها را تبرئه کرد از گناهان خود، و آنها را با پاداش بهشت ​​جایی که آنها باید برای همیشه زندگی می کنند. خدا پس از آن از مجازات منافقان و مشرکان را در این جهان و در آخرت صحبت می کند، گفت: آنها را نفرین و دور از رحمت او و رسیدن نهایی خود جای شر در استجهنم.

 خدا می گوید، "ما تو را (حضرت محمد) به عنوان شاهد و به عنوان یک فرستاده

 مژده رسان و هشدار ". در این آیه خدا بیشتر از کیفیت و ویژگی های بسیار عالی پیامبر اشاره او به ما می گوید که پیامبر (ص)

 محمد شاهد خواهد بود در برابر ملت خود را به خاطر آن کسی است که به آنها ابلاغ پیام خدا به او سپرده است.

 همچنین گفته شده است که آن را به نمایندگی از ملت خود را به عنوان او را شاهد یگانگی خدا داشته باشد. علاوه بر این خدا می دهد خبر خوب از پاداش قریب الوقوع و بخشش به کسانی که برای خوب به مقصد با اعتقاد به خدا و رسول او و هشدار از مجازات که در انتظار اودشمنان متمرد.

 "که شما از او حمایت، او را ارج نهند،" اجماع این است که این اشاره به حضرت محمد است و او خواهد شد در خصوص بالا توسط ملت خود برگزار می شود. سپس خداوند می گوید، "و تمجید کردن او (خدا)، در سپیده دم و در شب.

 پسر عطا گفت که این فصل شامل یک تنوع از نعمت را برای پیامبر (ص). به عنوان مثال، "باز کردن روشن" نشانه ای از پاسخ دادن است، "می بخشد" نشانه ای از عشق است، و آن آزادی از هر لکه دار کردن است. "کامل" برکت دیگری و نشانه ای از انتخابات خود است، و به پایانبرکت دستیابی به درجه ای از کمال است. "راهنمای" نشانه ای از دوستی خدا با او باشد، و دعوت به سوی شاهد است.

 جعفر، فرزند محمد توضیح داد که بخشی از این نعمت به اتمام خدا به پیامبر (ص) او این است که او ساخته شده است او معشوق خود را، که او زندگی خود سوگند یاد، قوانین دیگر با یک پیامبر آورده جایگزین، و او را به بالاترین رتبه مطرح شده است.

 همچنین، خداوند پیامبر (ص) در طول شب صعود محافظت به طوری که چشم او منحرف نیست. خدا او را برای همه مردم فرستاده شده و غنایم جنگی مجاز به کشور خود (که قبلا به اهل کتاب ممنوع).

 خدا نیز پیامبر (ص) به رتبه که در آن شفاعت او پذیرفته است بالا و او را به استاد از نوادگان حضرت آدم، ع.

 خدا نام حضرت محمد (ص) در کنار نام خود و لذت خود را با لذت او قرار داده است.

 خداوند پیامبر (ص) یکی از ارکان یگانگی او.

 فصل همچنان به می گویند، "کسانی که سوگند وفاداری به سوگند می خورم

 ... وفاداری به خدا "این است که در اشاره به کسانی که وفاداری خود را به عنوان شناخته شده به Ar-رضوان داد - لذت بردن از خدا وقتی صحابه وفاداری به پیامبر (ص) که سوگند خود را از وفاداری به خدا سوگند یاد بود (شیخ درویش افزود: 1،400 بودند وجود دارد صحابه که وفاداری خود را تحت متعهددرخت در Hudaybiah و پیامبر به آنها گفت که آنها به حال همه را ببخشند شده و وارد جهنم نیست.

 این تعهد توسط بیانیه پس از آن، "دست خدا بالاتر از آنها

 دست. "کلمه" از دست "استعاری است و نمادی از قدرت خداوند، پاداش او، به نفع و یا باند او، و تقویت تعهد تعهد همراه به پیامبر است. در همان زمان آن را افزایش می دهد پیامبر (ص) به آنها وفاداری خود بود داده شده است.

 در فصل "غنایم" آیه 17 شباهت کلمات وجود دارد، "این بود که شما که آنها را کشت، اما خدا آنان را کشت، نه آن را به شما بود که در آنها انداخت. خدا به آنها انداخت". با این حال، در آیه قبلی آن استعاری است در حالی که در این آیه آن است که یک حقیقت تحت اللفظی به خاطر هر دو قاتل بودو پرتاب کننده در حقیقت خدا بود.

 خالق، خدا، است خالق از اقدامات او در نتیجه یکی از آنها بود

 که انداخت، و همچنین به عنوان دهنده قدرت و تصمیم به پرتاب. هیچ شخص دارای قدرت پرتاب به گونه ای که چشم هر دشمن پر از گرد و غبار تبدیل شده، به عنوان برای قتل آن واقعیت قتل فرشته بود.

 این آیه به عنوان به این معنی که مسلمانان نه به آنان کشته و نه آنها را پرتاب یا سنگ و یا شن و ماسه در چهره خود را توضیح داد. این الله است که در قلبشان وحشت انداخت بود.

 معنای این است که به نفع عمل می آید به طور مستقیم از عمل خدا، و اینکه خدا هر دو قاتل و پرتاب کننده و صحابه و اهل به نام بود.

 تجلیل از پیامبر (ص) در قرآن

 بخشی از افتخار است که در آن خدا را نگه می دارد پیامبر او در فصل 17 و 53 "شب سفر" یافت، و "ستاره".

 در این فصل به وضوح از فرمایند، و غیر قابل مقایسه رتبه پیامبر همراه با نزدیکی خود به خدا شاهد داشته باشند.

 در آیات زیر اشاره شده است، کاملا روشن است که حفاظت از خدا با پیامبر او است. خدا می گوید، "خدا از شما محافظت از مردم" (5:67). "و هنگامی که کافران بر علیه شما رسم (حضرت محمد)، آنها به دنبال هر دو شما را اسیر و یا کشته اند شما، و یا اخراج.آنها رسم - اما خدا (در پاسخ) همچنین رسم "(8:30) و." اگر شما (مؤمنان) به او کمک نمی کند، خداوند او را کمک خواهد کرد که به او کمک کرد زمانی که او را با یکی دیگر (ابوبکر رانده شد ) "(09:40).

 هنگامی که کافران توطئه و نقشه ای برای کشتن پیامبر (ص) دشمنان خود را از آسیب رساندن به او را با در نظر گرفتن دور چشم آنها را قادر می سازد در نتیجه پیامبر به تصویب نهان از میان خود جلوگیری کرد.

 علامت مرتبط با آن است که آرامش را بر پیامبر (ص) فرستاده می شود که آن هم آشکار در داستان Suraka، پسر ملک است.

 نه تنها به برکت آرامش بر پیامبر نازل، اما دیگر معجزات در طول مهاجرت خود رخ داده است.

 در تلاش برای جلوگیری از مهاجرت از مکه به مدینه Koraysh پس او را و غارهای کوه های اطراف مکه جستجو پیامبر است.

 به عنوان پیامبر و ابوبکر بقیه را در یک غار در دامنه های شیب دار کوه Thawr خدا در زمان او با ارتش نامرئی کمک کرد. خدا می گوید، "اگر شما او را کمک کند، خداوند او را کمک خواهد کرد که به او کمک کرد زمانی که او را با یکی دیگر (ابوبکر) توسط کافران رانده شد. هنگامی که این دو در غار بودند، او گفت:به همراه او، "آیا نمی غم و اندوه، خدا با ما است." سپس خداوند باعث آرامش او (sechina) به فرود بر او و او را با انبوه (فرشتگان) شما را نمی بیند پشتیبانی، و او به کلام کافران کمترین، و کلام خدا بالاترین است. و خداوند، توانا و حکیم است »(9:40).

 به عنوان Koraysh شروع به بالا رفتن از کوه فریاد و tramping از قدم به قدم رشد نزدیکتر و می تواند بر روی لبه بالای غار شنیده می شود. ابوبکر نگران در فکر حال کشف و به آرامی به آن حضرت شد "اگر آنها در زیر پای خود را نگاه کنید آنها ما را ببینید!"

 خدا را آرامش او و پیامبر (ص) فرستاده می شود، در ملایم، به صورت اطمینان بخش او، consoled ابوبکر و گفت: "چه چیزی شما را از دو نفر که خدا با آنها به عنوان سوم فکر می کنید؟" هنگامی که ابوبکر شنیده این کلمات صلح بر او فرود آمد و ترس او از میان رفت.

 مدت کوتاهی پس از آن، یکی از حزب جستجو متوجه غار زیر لبه در که او ایستاده بود و دست نگاه کردند به یک نگاه بهتر در آن است. دیگر بیش از لبه نگاه کردند و توافق کردند که نیازی به آن بازرسی وجود دارد.

 این داستان به خوبی در نقل قول از پیامبر (ص) که روایت از وقایع مهاجرت خود را به مدینه ثبت شده است.

 در فصل "رودخانه فراوانی" شده است، "در واقع، ما به شما داده

 (حضرت محمد) فراوانی (آل کوثر: رودخانه، استخر و چشمه های آن). پس به خداوند و فداکاری خود را دعا کنید. مطمئنا، او که از شما نفرت، او است که اغلب قطع "(108: 1-4).

 در این فصل کوتاه، خدا پیامبر (ص) او کوثر داده شده است که یک رودخانه داشتن یک استخر مجاور (که بیش از منبر خود را در مسجد خود را به آرامگاه او قرار بعدی) می گوید.

 گفته شده است که آن را یک رودخانه (در) بهشت، نعمت فراوان، شفاعت و بسیاری از معجزات داده شده به او، و به نبوت او است.

 در این بیانیه "مطمئنا، او که از شما نفرت، او است که اغلب قطع" اشاره به دشمنان پیامبر و کسانی که او را خوار شمردن.

 "قطع" خرس معنای اسفبار، خوار، رها شده، و کسی است که به هیچ وجه خوب در او.

 خدا می گوید پیامبر خود را در فصل (15:87): "ما را به شما داده هفت duals و توانا خواندن مقدس."

 چند توضیح داده شده به این آیه وجود دارد. "هفت duals" به عنوان مراجعه کننده به اول فصل طولانی و که توضیح داده شده است: "توانا خواندن مقدس" فصل اول "- آل Fatihah باز کن" است.

 همچنین گفته شده است که "هفت duals" است مادر از قرآن به معنی "باز کن" و این که "توانا خواندن مقدس" اشاره به فصل باقی مانده از قرآن. همچنین گفته شده است که "هفت duals" اشاره به دستورات و ممنوعیت ها، اخبار خوب و هشدارهای.

 "مادر قرآن" نیز گفته شده است که "هفت duals" به دلیل آن است به عنوان خوانده شده حداقل دو بار در هر یک از نماز های روزانه است.

 همچنین گفته شده است که خداوند آن را برای حضرت محمد محفوظ است و آن را به دیگر پیامبران بزرگوار را نمی دهد، یا این که او به نام قرآن "هفت duals" به دلیل تکرار داستان آن است.

 و گفته شده است که "هفت duals" معنی که خدا پیامبر او با هفت تفاوت، افتخار، راهنمایی، نبوت، رحمت، شفاعت، دوستی و احترام با آرامش افتخار به عهده دارد.

 خدا می گوید رسول خدا "و ما به شما یاد فرستاده به طوری که شما می توانید به مردم چه شده است را به آنها ارسال می شود، به منظور که آنها منعکس کننده روشن" (16:44). و، (34:28) "ما تو را (حضرت محمد) برای همه مردم به جز به آنها بشارت آورد و برای هشدار دادن به ارسال". و، "بگو:"ای مردم، من رسول خدا هستم تا به همه شما" (7: 158).

 اینها تنها برخی از تخصص های پیامبر (ص) است. خدا می گوید، "ما هیچ رسول جز در زبان ملت خود را فرستاده اند" (14: 4). این آیه مشخص رسولان خود فرد، قوم خاص او در حالی که حضرت محمد برای همه ملتها فرستاده است، چرا که پیامبر (ص) گفت: "من برای همه ارسال شد. مسابقه، نمایشگاه و تاریک "(شیخ درویش نظر:

 پس از آن، این پیام را گسترش بیش از مرزها، که در آن به زبان های دیگر هستند سخن گفته است. این سازمان مورد بررسی قرار صحت پیامبر و بسیاری از تبدیل، و سپس آموخته زبان عربی، و این تحقق گفت پیامبر (ص) است، "من برای همه نژادها، عادلانه و تاریکی فرستاده شده است.)

 خدا به ما می گوید، "پیامبر حق بیشتری بر مؤمنان از خود خود را دارد و همسران خود را مادر خود هستند" (33: 6).

 واژه ها توضیح داده شده است که یک تعهد بر همه مؤمنان را به اطاعت از دستورات او در راه همان است که بنده باید دستور ارباب خود اطاعت وجود دارد "حق بیشتری بر مؤمنان است". در حال مطیع منظور پیامبر (ص) است به مراتب بهتر از استفاده از قضاوت خود است که در معرضمعایب.

 "همسران او مادران آنها" به معنای مؤمنان باید از همسران پیامبر (ص) را به عنوان آنها مادران خود احترام بگذارند و به همین دلیل زنان او بودند اجازه ازدواج هر کسی پس از مرگ پیامبر (ص) احترام - این است که نشانه دیگری از افتخار است که در آن خدا او بداریم، و همسران خودخواهد بود از همسران خود را در زندگی ابدی.

 خدا می گوید، "خدا به تو کتاب و حکمت ... فضل خدا به شما تا به حال بزرگ است" (4: 113). "آیا تا کنون بزرگ" اشاره به نبوت او و یا آنچه که در قبل از ابدیت به او داده شد.

 برتری پیامبر اسلام شخصیت، هیکل و برکات

 قسمت 1

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 کامل تعالی شخصیت، هیکل پیامبر و لطف و رحمت خدا به او

 از همه فضائل از دین و دنیا

 کسانی که عشق حضرت محمد شریف ما و به دنبال یادگیری جزئیات گنج عظیم از واقعیت خود را باید اول می دانند که یکی از دو طبقه است که در آن کیفیت زیبا و کامل از انسان را می توان یافت.

 دسته اول:

 این دسته از ویژگی ذاتی است، به عنوان مثال، کسانی که

 لازم برای این زندگی دنیوی و چیزهای مرتبط با اقدامات در عادات روزانه اتفاق می افتد.

 دسته دوم:

 این رده است که در آن ویژگی ها به عنوان بخشی از مذهب انجام شده است، و این از ویژگی های ستایش که در قرعه کشی یک نزدیکتر به خدا هستند.

 این ویژگی ها در خود بخش را به دو دسته، و یا

 کیفیت هستند که ذاتی یا اکتسابی، و یا ترکیبی از هر دو کیفیت.

 با توجه به ویژگی های ذاتی، از جمله ویژگی های در معرض انتخاب نیست. برای

 به عنوان مثال بدن کامل، زیبایی، قدرت فکری، کد کامل از اخلاق، دقت، درک، حذف از تمام ویژگی های بد، فصاحت، وضوح حواس، قدرت بدنی، تبار شریف، تاثیر بستگان فرد و افتخار ملت یکی است.

 ارتباط بین فوق و به چیزهای لازم برای یک فرد وجود دارد

 زندگی روزمره، به عنوان مثال، غذا، خواب، لباس، خانه، ازدواج، اموال و یا نفوذ است. این مسائل را می توان به آخرت متصل اگر قصد فرد به ترس از خدا و آموزش بدن هر فرد به دنبال راه خدا مربوط است، حتی اگر همه تعریف شده و مشمول حقوق اسلامیبه عنوان ضروریات است.

 کیفیت که در حال به دست آورد و مربوط به آخرت شامل فضائل و همچنین رفتار تجویز شده توسط قانون اسلامی، اعمال مذهبی، دانش، تحمل، صبر، حق شناسی، عدالت، خویشتن داری، تواضع، عفو، عفت، سخاوت، شجاعت، عفت، شجاعت، سکوت، تفکر،همراهی و مانند کیفیت که همه آنها را می توان به عنوان یک "شخصیت خوب" مشخص می شود.

 برای برخی از این ویژگی ها ذاتی است، و یا خلق و خوی طبیعی در حالی که آنها

 در دیگران و در نتیجه این افراد یافت نمی شود به کار برای به دست آوردن این ویژگی ها. با این حال، برخی از ویژگی های است که باید وجود داشته باشد به شکل پایه و اساس طبیعت خود را دارد، و به خواست خدا (inshaAllah)، این خواهد شد به زودی روشن.

 اجماع از بسیاری از دانشمندان این است که چنین ویژگی هستند به عنوان یک "شخصیت خوب و با فضیلت" حتی زمانی که قصد این است که برای خدا و زندگی ابدی تلقی نمی.

 ویژگی های کمال و زیبایی از پیامبر (ص)

 هنگامی که یک شخص شناخته شده است که با یک یا دو تا از این ویژگی ها که نجیب، فرد، بدون توجه به اینکه آیا او / او را وداع گفته است و یا در حال زندگی می کنند، در نظر گرفته می شود یک فرد از توجه داشته باشید و در نتیجه به عنوان یک مدل نقش پر برکت استفاده شده است، به خاطر کیفیت یابم خود و این به نوبه خود باعث می شود او را به محترم شمرده شودو افتخار.

 هنگامی که یک شخص است با فراوانی غیر قابل شمارش از کمال پر برکت و

 اشراف، غیر ممکن است که حتی سعی برای بیان میزان ارزش خود را با زبان یکی است. و یکی باید بدانند چنین ویژگی تنها ممکن است به عنوان یک هدیه از جانب خدا، قادر متعال.

 این دقیقا همان هدیه ای عطا در حضرت محمد و شامل، به لیست اما چند، به نبوت او، که برای انتقال پیام خود، دوستی نزدیک با خدا، امانت عشق او انتخاب، شب سفر که در آن پیامبر (ص) مبارک بود با چشم انداز، وحی، شفاعت،میانجیگری، تکمیل تمام فضائل، رتبه بالا، ایستگاه praise- شایسته، بالدار کوه Burak در، الحاق، برای تمام نژادها انسانیت با شهادت خود بر آنها فرستاده، رهبر همه پیامبران بزرگوار در نماز، با هم و ملت خود، و تسلط بر همه فرزنداناز حضرت آدم، که حامل پرچم ستایش، مبشر خبر خوب و هشدار دهنده، حامل اعتماد، هدایت، به عنوان رحمت برای تمام جهان ارسال می شود، گیرنده های لذت بردن از خدا که او اجازه بپرسید از او را هنگامی که تمام خلقت هستند سکوت، استخر (رودخانه)کوثر، در حال توجه، کمال ستایش او، بودن در وضعیت عفو پوشش می دهد که حفاظت از هر دو اقدامات گذشته و آینده، گسترش قفسه سینه خود، حذف بار خود، ارتفاع آن حضرت، با کمک پیروزی بزرگ، از ارسال کردن آرامش،حمایت از فرشتگان، انتقال خود را از قرآن با هفت duals آن (Mathani)، حکمت (حدیث)، تصفیه ملت خود، دعوت خود را به خدا، ستایش و احترام خدا و فرشتگان او بر او، قضاوت خود تاسیس در آنچه خدا او را قادر به دیدن، حذف خود را از قید،و بار از ملت خود، ادای سوگند از خدا به نام او، پاسخ از ادعیه خود، سخنرانی نه تنها بی جان، اما حیوانات به او، بالا بردن مرده برای او، دادرسی ناشنوا، معجزات آب که جریان از نوک انگشتان خود، افزایش مقدار کمی به آناز مقدار زیادی، تقسیم ماه، تحول موارد، با توجه به کمک های ریخته گری ترور در قلب دشمنان خود را، دانش خود را از غیب، سایه ای از ابرها، exaltations از سنگریزه، درمان او، و او حفاظت از دشمنان اسلام.

 قبل هستند اما طعم دقیقه از نعمت غیر قابل شمارش است که زینت پیامبر و آگاهی از ویژگی های خوب خود ما را تنها می تواند توسط کسی است که آن را با توجه به موجود، و آن را خدا به تنهایی که از دهنده است، زیرا هیچ خدایی جز او وجود دارد.

 علاوه بر این صفوف محترم، درجه خلوص، شادی، تعالی و افزایش فضل خداست که در فروشگاه برای او در آخرت دروغ وجود دارد - این بیش از حد زیادی به شمارش هستند و فراتر از درک از هر کسی عقل و رمزی کردن تخیل است.

 شرح هیکل پیامبر

 این غیر ممکن است به نوبه خود چشم به این واقعیت است که حضرت محمد (ص) است که تا بحال به ارزش ترین و بزرگترین همه مردم، و او کامل تر از همه است، آراسته با فضائل عالی ترین کیفیت و.

 در این بخش ما به شرح کمال از ویژگی های فیزیکی پیامبر و التماس، در کشتی سوار "خدا روشن قلب من و شما، و افزایش عشق ما به این پیامبر بزرگوار." قاضی سپس تحقیقات ایاد خواننده از این واقعیت است که کیفیت پیامبر و نه به دست آورد نمی شد به یاد آنهاتوسط خالق به او هدیه شد.

 ظاهر و پخش

 زیبایی بدن پیامبر و شخصیت توسط بسیاری از صحابه او گزارش شده است در میان آنها هستند علی، پسر انس ملک، ابو Hurayrah، آل باره '' پسر Azibs، پسر ابی هاله، ابو Juhayfa، پسر جابر Samura است، ام Ma'bad، پسر عباس، پسر Mu'arrid Mu'ayqib است، ابو طفیل، آل'Ida خالدپسر، پسر Khyraym Fatik و پسر حزام است. خوش رویی او پیشی گرفته است که یوسف که باعث چاقو از زنان به لغزش به عنوان آنها خوردند و زخمی شدن دست خود را.

 چهره حضرت محمد تابشی بود. مژه او بلند بود. بینی خود را متمایز بود و دندان های خود را به طور مساوی فاصله. چهره اش نسبتا گرد با یک پیشانی گسترده بود. ریش او ضخیم بود و قفسه سینه اش رسیده است. همانطور که برای قفسه سینه و شکم خود را که در اندازه مساوی بودند و شانه های او را به عنوان گسترده بودسینه اش بود. استخوان های او بزرگ بود به عنوان اسلحه خود بود. کف دست خود را ضخیم بود، وقتی که کف پای خود بودند. انگشتان دست خود را بلند و منصفانه پوست خود بودند. مو بین قفسه سینه و ناف او خوب بود. او از قد و قامت متوسط ​​بود، با این حال، زمانی که یک فرد قد بلند راه می رفت در کنار او پیامبر (ص) ظاهر شدبه بلندتر. همانطور که برای موهای خود را نه مجعد و نه مستقیم بود و وقتی او خندید دندان های خود را مانند یک فلش از رعد و برق قابل مشاهده بوده است، و یا از آنها به عنوان سفید را به عنوان hailstones شرح داده شده است. گردن خود را متعادل بود، نه وسیع و نه چربی، برای بدن خود را به شرکت بود و سفتی در هر اندام عدم نیست.

 هنگامی که همنشین آل باره قفل از مو استراحت پیامبر در لباس بلند و گشاد قرمز را دیدم او اظهار داشت: "من هر کسی با یک قفل زیبا تر از مو از استراحت خود را در یک لباس بلند و گشاد با رنگ قرمز: هرگز."

 ابو Hurayrah، گفت: "من هر کسی خوش تیپ تر از هرگز دیده می شود

 رسول خدا آن را به عنوان هر چند که خورشید می درخشید بر چهره اش. "

 کسی که خواسته جابر، پسر Samura است، "چهره خود را مانند یک شمشیر (به معنی سفید و رخشان) بود؟" او جواب داد: "نه، آن را مانند آفتاب و ماه بود."

 بسیاری از نقل قولها به خوبی شناخته شده توصیف پیامبر (ص) پس ما هم به لیست همه آنها وجود ندارد. ما باید خودمان را محدود به دادن تنها برخی از جنبه های شرح و توصیف او و به اندازه کافی داده شده به کفایت هدف ما است.

 به خواست خدا، شما را پیدا خواهد کرد که ما نتیجه این بخش با یک نقل قول نبوی که ترکیبی از این همه.

 نظافت پیامبر

 نظافت کامل از بدن حضرت محمد عطر معطر خود و تعریق، آزادی خود را از هر نقص و بدن uncleanliness کیفیت ویژه خدا به او استعداد بودند. آنها کیفیت بودند که با هیچ کس دیگری تا به حال ممتاز بوده است و این از مطلق ساخته شدپاکیزگی داده شده در قانون اسلامی و ده شیوه رفتار درست طبیعی است.

 انس اظهار نظر، "من هرگز بوی عنبر، مشک و یا هر چیز خوشبو تر از عطر رسول خدا"

 یک مناسبت زمانی که رسول خدا گونه از جابر لمس وجود دارد، پسر Samura و جابر گفت: "من احساس یک احساس سرد و دست خود را معطر بود، آن را به عنوان اگر او آن را از یک بالشتک یا کیسه کوچکی که در ان عطر خوشبو میریزند و در لباس می گذارند عطر خارج شده بود.

 پیامبر (ص) خانه انس و بازدید مرسوم چرت زدن اواسط روز را گرفت و perspired. هنگامی که مادر انس را متوجه عرق او برداشته یک بطری کلفت طولانی به او که جمع آوری قطره از عرق. پس از آن، رسول خدا پرسید در مورد آن، در نتیجه ان او جواب داد: "ما به شماتعریق و استفاده از آن به عنوان عطر و آن را به بهترین عطر است. "

 هنگامی که پیامبر (ص) در گذشت، امام علی، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، بدن خود را شسته و گفت: "من شسته پیامبر، و برای تخلیه طبیعی یکی از یک فرد فوت شده را پیدا می کند، نگاه، اما چیزی نیافتند، که بر روی ان من گفت: شما در طول زندگی خود را پاک و خالص در مرگ بود. "

 هنگامی که پیامبر (ص) در گذشت، ابو بکر او را بوسید و با اشاره به شیرینی عطر خود را.

 در یک مورد، خون پیامبر، گود شد که در نتیجه ان عبدالله،

 پسر زبیر آن را بلعیده. پیامبر به آنچه که او انجام داده بود اعتراض نیست، بلکه گفت: "وای بر شما از مردم و وای بر مردم از شما است." (پسر عبدالله زبیر معنا خواهد بود که توسط مردم و از مردم مورد آزمایش قرار خواهد او را مورد آزمایش قرار).

 پسر عباس گفت که به عنوان پیامبر خواب او شنیده او تنفس عمیق. او بیدار شد به دعا اما وضو را ندارد. Ikrima گفت: "این بود، چون او خدا محافظت شده است." (شیخ درویش افزود: وقتی که او خواب چشمان خود را بسته بودند، اما قلب خود را و وجود داخلی در وضعیت خواب بودند،بنابراین او را وضو تنها زمانی که مورد نیاز بود را. پیامبر گفت، "چشم من خواب اما قلب من نیست.")

 عقل، فصاحت و هوشیاری پیامبر

 پیامبر خدا با عقل عالی ترین استعداد بود. او زیرک بود و حواس خود را حاد بودند. عنوان را برای سخنرانی خود را به او به مراتب سخنور بود. خدا نیز پیامبر (ص) با حرکت ظریف و دانشکده عالی با استعداد. شکی نیست که این ویژگی ها unsurpassable بودند.

 برتری عقل و درک عمیق حضرت آشکار شده، زمانی که یکی نشان دهنده بر روشی که در آن او اداره نه تنها در امور داخلی کشور خود بلکه امور خارجی - بدون توجه به اینکه آیا آنها امور فقط مردم عادی بودند و یا کسانی که از سلسله مراتب ازجامعه. توانایی پیامبر واقعا شگفت انگیز بود و زندگی خود نمونه، همراه با دانش عمیق است که به سادگی از او و راهی که در آن جریان، بدون آموزش قبلی، تجربه، و یا کتاب مقدس خواندن به کارگردانی او را به انجام و تحقق قوانین خداوند.

 این است که در Muwatta از امام مالک ثبت شده، که پیامبر گفت، "من قادر به دیدن شما هنگامی که شما پشت سر من هستم." روایات انس در مجموعه بخاری و مسلم می گویند به همین ترتیب.

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال است، گفت: چیزی شبیه به آن او افزود، "این چیزی اضافی است که خدا او را به عنوان یک اثبات داد است."

 همچنین گزارش شده است که پیامبر (ص) گفت: "من می توانید ببینید که هر کس پشت سر من در همان راه می بینم که هر کس در مقابل من."

 در منابع از سخنان نبوی معتبر است که از توانایی بینایی خود را بگویید یک گزارش بسیاری از فرشتگان و شیاطین از دیدن او پیدا می کند.

 اگر چه پیامبر (ص) به دور از اورشلیم بود، او را دیدم شهر و آن را به Koraysh توصیف کرد.

 در طول زمان "جاهلیت"، ابو Rukana که قدرت باور نکردنی خود شناخته شده بود، سه بار کشتی با رسول خدا و هر بار ابو Rukana شکست خورده بود، و پیامبر (ص) او را به اسلام دعوت کرد.

 همانطور که برای راه رفتن او، ابو Hurayrah گفت: "من هرگز به هر کسی راه رفتن سریع تر از رسول خدا. این بود که اگر زمین نورد تا برای او، ما را خسته، اما هیچ نشانه ای از خستگی بر او در همه وجود دارد. " این نیز گزارش داد که زمانی که او راه می رفت، آن را به عنوان اگر او به پایین آمدن از شیب.

 در میان ویژگی های پیامبر خنده او که بود که از یک لبخند وسیع بود. زمانی که او تبدیل به چهره کسی، او را در آنها به طور مستقیم نگاه کنید. وقتی که او راه می رفت، او را به عنوان اگر او در حال قدم زدن در شیب شد راه می رفت.

 کمال از گفتار پیامبر

 گزارش های بسیاری از تسلط پیامبر از زبان عربی همراه با فصاحت و روانی گفتار او وجود دارد. وقتی او سخن گفت او بسیار مختصر، مهارت در مباحثه بوده است و بیان مسائل را با وضوح. سخنرانی خود را به خوبی سازمان یافته، آزاد از همه تظاهر بود و او با استفاده از معانی صدا.

 او ماهر در تمام لهجه های مختلف سعودی و قادر به صحبت بود

 با هر جامعه با استفاده از عبارات کلاسیک خود را دارند. هنگامی که آنها را مورد بحث و استدلال با او او جواب داد با استفاده از جملهبندی به طور منظم خود را، و چندین مورد وجود دارد که اصحاب خود قادر به درک آنچه که او گفت و از او خواست تا توضیح دهد. این قابل اثبات توسط هر کسی است که مورد مطالعه قرار داده استعلم نقل قول نبوی و شرح حال او.

 روشی که در آن او را به Koraysh مکه و انصار مدینه، و یا مردم حجاز یا نجد صحبت از راه های مختلف که در آن او به ذوالقرنین Mishar آل Hamdhani، Tahfah آل ​​Handi، Katan پسر Haritha آل Ulaymi صحبت بود ، آل Ashath، پسر Kays، ناله، پسر و سایر سران Hujr آل کندی رااز Hadramat و پادشاهان یمن.

 انتخاب ماهر از کلمات پیامبر

 فصاحت از سخنان پیامبر (ص) بی نظیر و نشان در نمونه های زیر می باشد:

 "خون مسلمانان همان است. حداقل از آنها قادر به نشان دادن آنها است. آنها با هم در برابر دیگران متحد.

 "خون مسلمانان همان است. حداقل از آنها قادر به ارائه حفاظت از آنها است. آنها با هم در مقابل افراد دیگر متحد.

 "یک مرد با یک او را دوست دارد (در بهشت) است."

 "مردم مانند معادن هستند. بهترین از شما در زمان جاهلیت، بهترین شما در اسلام است، اگر آنها درک (قانون اسلامی)."

 "مردی که به ارزش خود را می داند به نابودی نیست."

 "مسلمان شدن و شما امن خواهد بود، و خدا به شما دستمزد خود را دو بار در طول بدهد."

 "کسانی که در میان شما من عاشق ترین و کسانی که نزدیک به من در روز قیامت می کنند بهترین از شما در شخصیت، فروتن، و کسانی که اصحاب متقابل خوب است."

 "دو نفر مواجه نیست با خدا."

 "دروغ پراکنی ممنوع است، به عنوان سوال بیش از حد، هدر دادن ثروت است،

 امتناع بیش از حد و بیش از حد مایل، نافرمانی از مادران و دختران دفن نوزاد زنده است. "

 "مهم نیست که شما هستند، از ترس خدا. دنبال کار بد با یکی که خوب به دلیل آن را پاکسازی (بد) و درمان افراد با توجه به یک شخصیت خوب است."

 آیا عشق بیش از حد برای بهترین دوستان شما را نداشته باشند، تا مبادا یک روز او کسی است که از شما نفرت تبدیل می شود. "

 "در روز قیامت، بی عدالتی به عنوان تاریکی ظاهر می شود."

 در میان ادعیه پیامبر است، "ای خدا، من از شما درخواست برای رحمت خود که با آن قلب من هدایت خواهد شد، و با که شما جمع آوری امور من، درستکاری در امور من، و درست کسانی که غایب هستند، و افزایش در رتبه کسانی که در حال حاضر، پاک کردار من است که توسط آن هدایت یابم، که از طریق آنصمیمیت من باید بازسازی خواهد شد، و توسط آن من خواهد شد از هر شر محافظت می شود. خدایا، من از شما درخواست برای برنده شدن در سرنوشت من، محل اقامت از شهدا، زندگی خوش و پیروزی بر دشمن. "

 علاوه بر این است که بسیاری از بیشتر (بیش از 12000 اظهارات معتبر) که از زنجیره های مختلف انتقال، خود کلمات، مکالمات، سخنرانی، ادعیه، نظرات و قرارداد انتقال وجود دارد. هیچ اختلاف نظر در مورد این واقعیت است که او به دست آمده رتبه غیر قابل مقایسه وجود دارد. هیچ کس نمی تواند عدالت را به انجامآنها را.

 او گفت، "میدان جنگ شدید است."

 "مؤمن از یک سوراخ گزیده نمی دو بار."

 "شخص خوش آن که بر توصیه های دیگر عمل می کند."

 هستند بسیاری از گفته ها از این قبیل وجود دارد و پس از معاینه نمی توان شکست را به تعجب در مطالب خود و نه در عقل مندرج در آن را منعکس کند.

 گزارش شده است که در فرصتی دیگر، پیامبر (ص) اصحاب خود گفت: "من فصیح ترین عرب هستم، چرا که من از Koraysh هستم و بزرگ شده در میان فرزندان سعد." قبیله بیابان سعد معروف برای قدرت و خلوص خود را به زبان عربی بود و این به فصاحت همراه شدصحبت در مکه، با زیبایی خود را از کلمات. همه این عناصر با حمایت الهی است که همراه وحی که هیچ انسانی قادر به تقلید ترکیب شدند.

 اشراف از تبار پیامبر، و تربیت

 بدیهی است که اصل و نسب حضرت محمد و افتخار محل اقامت خود را به عنوان به خوبی به عنوان محل که در آن او بزرگ شد نیاز نه اثبات و نه روشن.

 پیامبر (ص) از بهترین فرزندان هاشم و پارچه اصیل Koraysh بود. او از اصیل ترین و قدرتمند اعراب نه تنها در کنار پدر خود را، اما همچنین بر روی مادرش تبار بود. او از مردم مکه، شریف ترین اراضی در نزد خدا و عبادت او بود.

 حضرت ابراهیم و بانوی Haggar اجداد بزرگ حضرت محمد بود. با اشاره به اشراف خود برکت حضرت ابو Hurayrah روایت میکند که او گفت، "من از بهترین از هر نسل متوالی از فرزندان آدم فرستاده شد تا زمانی که من در نسل من از هستم به نظر می رسد."

 (شیخ درویش افزود: حضرت ابراهیم دو زن داشت، خانم سارا و Haggar حضرت محمد است از اتحاد حضرت ابراهیم و بانوی Haggar فرود بانوی Haggar بود، دختر باکره پادشاه عین شمس در مصر پس از مرگ... پدرش او رفت تا در دادگاه فرعون زندگی می کنندهمسر و شخصیت درست و ظریف او شناخته شده بود.

 بانوی سارا خدا از نیت شر فرعون مصر که پس از آن متوجه شدم بانوی سارا بانوی شخصیت نجیب بود و فکر می کردم که Haggar خواهد بود یک همراه ایده آل برای سارا و پس از آن بود محافظت می شد که Haggar باکره به عنوان یک همراه و همدم زندگی سارا در خانواده ابراهیم.Haggar بانوی مزاج شیرین بود، او را دوست داشت بانوی سارا را از صمیم قلب و دوستی بسیار ویژه آنها را با هم پیوند می خورند).

 آل عباس به ما می گوید که پیامبر گفت، "خدا به خلقت ایجاد شده، و از بهترین نسل های خود او به من در میان بهترین آنها را قرار داده و سپس او قبایل و مرا در میان بهترین قبیله قرار می گیرد. پس از آن، او خانواده و انتخاب من در میان بهترین خانه های خود قرار داده است. من بهترین هستماز آنها در فرد، و بهترین خانه. "

 پسر Waila ASKA را می گوید از زمان پیامبر (ص) از اصل و نسب خود سخن گفت و گفت: "خدا اسماعیل از فرزندان ابراهیم را انتخاب، و از فرزندان اسماعیل او فرزندان Kinanah انتخاب، سپس از فرزندان Kinanah او را انتخاب Koraysh و انتخاب فرزندان هاشم از Koraysh،پس از آن او به من از فرزندان هاشم را انتخاب کرد. "

 زندگی روزانه از پیامبر (ص)

 ضروریات زندگی روزانه می تواند به عنوان سه نوع طبقه بندی:

 1. این که به مقدار کم بسیار عالی

 2. این است که در مقادیر زیاد بسیار عالی

 3. که با توجه به وضعیت متفاوت است

 در هر دو قانون و آداب اسلامی بودن راضی کمی، بدون توجه به آنچه شرایط شاید، به عنوان ارزش ستایش و میزان بالاتری از کمال. نه تنها اعراب، اما عقل از سر فرزانگان اند همواره تحسین ساخت با فقط یک کمی، در حالی که آنها از داشتن بیش از حد حساس هستند.غرقه شدن در مواد غذایی و نوشیدنی بیش از حد نشان از حرص و آز، بخل، تمایل بیش از حد به دنبال ثروت و توسط کنترل اشتها است. منجر اضافی نه تنها به آسیب در این زندگی، بلکه در آخرت. افراط کشت بیماری، درشتی و کسل کننده عقل. با این حال، زمانی که یکی راضی استبا کمی آن نشانه ای از قناعت و کنترل خود است.

 همان را می توان از خواب بیش از حد، گفت: آن نشانه ای از ضعف، عدم آگاهی و هوشیاری است. نتیجه این است که از تنبلی، عادت که منجر به شکست، هدر دادن زندگی یک دور در حرفه های بی فایده، سخت دلی، بی توجهی، و این منجر به مرگ قلب.

 اثبات کافی است در سخنان منتقل شده توسط حکیمان دوران و ملل گذشته در بر داشت، و در اشعار عربی و داستان را به اشاره شده است. همچنین در سخنان معتبر نبوی یافت، و سنت از صحابه از پیامبر (ص)، Tabien و Tabi Tabien (که افرادی که در اول زندگی بودسه نسل از اسلام) که غیر ضروری به قول هستند. چنین اثبات خواهد شد به طور کامل ذکر شده نمی توان از دانش آنها حاوی شناخته شده است، به جای آنها خلاصه می شود.

 پیامبر پرهیزگار ترین مردان بود و پیروان خود را تشویق کرد تا به کمی راضی است. آل Mikdam، پسر Madikarib گزارش کرد که او گفت، "پسر آدم کند از شکم خود را پر کنید هر ظرف بدتر است. کمی برای فرزند آدم کافی است به نگه داشتن پشت خود را راست. اگر باید وجود داشتهشود، سپس یک سوم از مواد غذایی خود را، یک سوم برای نوشیدنی خود و یک سوم برای نفس خود را. "در نتیجه مصرف بیش از حد مواد غذایی و نوشیدنی خواب بیش از حد است.

 یکی دیگر از نسل های اولیه (Tabien) مسلمانان توصیه، "آیا تعداد زیادی از غذا خوردن به طوری که شما می نوشند زیادی، سپس میخوابم و از دست دادن بسیاری."

 انس مربوط گفت: از پیامبر (ص) "نوع غذا من ترجیح می دهم این است که با دست بسیاری در آن است."

 بانوی عایشه، همسر پیامبر (ص)، ممکن است خدا با او خوشحال، توصیف عادت پیامبر گفت: "او هرگز معده خود را پر طور کامل."

 بود زمانی که پیامبر (ص) به درخواست شنیده شد، "آیا من یک قابلمه با گوشت را در آن؟" این قابل قبول است که پیامبر این سوال پرسیده به عنوان او درک خانواده اش تحت تاثیر این گوشت غیر قانونی به او باشد. (شیخ درویش افزود: همانطور که به بنده اش در موسسه خیریه داده شده بود.پیامبر (ص) ماده "به ما این موسسه خیریه به او بود، بلکه یک هدیه است (از او)." روشن با گفتن،)

 پیامبر (ص) اصحاب خود گفت، "من، خودم نمی خورد خمیده در یک طرف،" برای مثال نشسته متقابل پا، یا به شیوه ای راحت است. فردی که در چنین راه نشسته خواستار غذا، و بیشتر از آن. این به این معنا نیست تکیه بر بخشی از بدن بدون دست.

 هنگامی که پیامبر (ص) نشسته بود، او در چمباتمه نشسته به عنوان اگر او قرار بود به بلند بشه. او گفت: "من یک بنده هستم، من خوردن به عنوان یک عبادت می خورد و من نشسته به عبادت نشسته است."

 هنگامی که حضرت به خواب آن بود اما کمی. این است که در بسیاری از حدیث معتبر گزارش دادند که او گفت، "چشم من خواب است، اما قلب من نیست نه خواب رو." وقتی که او خواب است، او در سمت راست خود را به طوری که خواب خواب او خواهد بود و کم عمق. خواب در سمت چپ راحت تر در قلب است و اندام یکی از آنها به عنوان شیببه سمت چپ. هنگامی که یکی در سمت راست خواب است، تمایل به خواب بیدار می شوید به سرعت وجود دارد و یک خواب عمیق است که با غلبه بر نیست.

 ازدواج و خانواده زندگی پیامبر

 دسته دوم ستایش از ضرورت این است که است که بسیار عالی در مقادیر زیاد، و این گروه شامل مسائل ازدواج و نفوذ است.

 این است که به قانون و آداب اسلامی موافقت کردند که ازدواج یک ضرورت است. این اثبات کمال و مردانگی صدا است. شده است یک علت برای مباهات و ستایش در قانون و هم در راه پیامبر منتقل می شود.

 نشان می دهد به پسر حضرت عباس گفت: "بهترین از این جامعه با یک ترین زنان است."

 پیامبر گفت، "ازدواج و تولید مثل. من می خواهم به شما افتخار بالا کشورهای دیگر." (شیخ درویش افزود: ممکن است که شما کنجکاو و چرا از آن آرزوی حضرت محمد به تعداد بیشتری در کشور خود از طریق او ابزاری در هدایت ملت خود او را بیشتر مردم که پرستش هستی و.خدا را ستایش. در شب معراج موسی گریه به خاطر ملت خود را به تعداد کمتری از مردم که عبادت و ستایش خدا به تنهایی داشته باشد. آن را به عنوان ممکن است با استدلال یک فرد دانست.)

 پیامبر (ص) منع تجرد به دلیل ازدواج اشتهای محافظت از ضلالت. او گفت: "هر کس قادر به ازدواج باید ازدواج است، آن را کاهش می دهد چشم و محافظت از بخش خصوصی."

 به همین دلیل دانشمندان اسلام می گویند که آن را مسئله ای است که از فضیلت رفتن بدون کاهد نمی باشد.

 پرهیزگار که بسیاری از صحابه به حال بیش از یک زن را به عنوان به خوبی به عنوان کسانی که دست راست و دارای جنسی فعال بودند. بسیاری از این ایده از ملاقات با خدا مجرد دوست نداشتند.

 سوال مطرح شده، "چگونه می تواند ازدواج باشد تا فضیلت زمانی که خدا را ستایش، رسول جان، پسر حضرت زکریا برای پاکدامن بودن؟ و چگونه است که خدا او را برای انجام کاری به عنوان یک فضیلت مورد ستایش نیست. علاوه بر این، پیامبر (ص) عیسی مسیح، پسر مریم نیز مجرد باقی مانده است. اگر آن استبه شما می گویند، که آنها ازدواج کرده اند؟ "

 در پاسخ به این سوال در واقع خدا حضرت جان برای پاکدامن بودن ستایش، و آن بود، نه به عنوان کسی که یک بار گفت که، او ضعیف و یا مردانه بود. این اظهارات موهن شده است توسط محققان آگاه و باهوش مفسران بر این اساس رد که آن را بیان نقص و خطا،نه از این ویژگی ها می تواند مناسب هر یک از پیامبران خدا. چه این به آن معنا است که او (در حالت خود را از تجرد) از گناهان محافظت می شد، به عنوان اگر او قادر به شریک شدن از آن را داشتند. گفته شده است که او را از همه خواسته های بدن جدا شده و به حال هیچ تمایلی برای زنان.

 از این آن است که درک فضیلت ازدواج مطلوب است در حالی که یک نقص در کسانی که قادر به ازدواج اما نه وجود دارد. عدم توانایی در ازدواج ممکن است با تقوی تلاش خنثی. حضرت عیسی کامل بود و می کوشید. در مورد پیامبر (ص) جان، او کفایت از داده شدخدا ازدواج اغلب منحرف فرد را از یاد خدا و یک فرد باقی می ماند به جهان وصل شده است.

 کسانی که ازدواج و انجام تعهدات از ازدواج بدون اینکه از یاد خدا منحرف و این افراد رسیدن به رتبه بالا وجود دارد.

 این رتبه در حضرت محمد که چند زن داشت اما هرگز از پرستش خود منحرف شد یافت. در عوض، آن او را در عبادت افزایش چون او محافظت همسران خود، آنها را از حقوق خود، ارائه شده برای آنها را داد و آنها را به عبادت و پرستش خداوند هدایت شده است. او گفت که این مسائل بخشی نمیاز بخشی از زندگی زمینی خود را، در حالی که آنها بخشی از بخشی از زندگی زمینی از دیگران است.

 پیامبر گفت، "خدا مرا به عشق زن و عطر را در این جهان از شما، اما خنکی از چشم من (لذت من) در نماز." چه او به طور ضمنی بود، در حالی که مردم دیگر عشق به زنان و عطر، برای آنها این مسائل متعلق به امور دنیوی، با این حال دخالت خود را با آنهابرای این زندگی دنیوی بلکه برای آخرت نمی تا حدودی به دلیل اضطراب او به پوشیدن عطر زمانی که او فرشتگان را ملاقات کرد.

 بالا این امور دنیوی، اشتیاق خود را که مشخصا برای او بود، شاهد از میزبان فرشته از پروردگار خود و نزدیکی صحبت با او بود. به همین دلیل او یک تفاوت بین دو عاشق جدا شده دو شرط در گفت او ساخته شده، "و لذت از استچشم من در نماز است. "

 پیامبران و جان عیسی در همان رتبه مورد محاکمه زن بودند.

 وجود دارد، با این حال، یک فضیلت فوق العاده رضایت از رضایت نیاز یک زن است.

 پیامبر فراوانی که توانایی داده شد. به همین دلیل او تعداد بیشتری از زنان نسبت به مردان دیگر اجازه داده شد.

 انس گفت، "پیامبر (ص)، زنان خود را در یک ساعت از روز یا شب دیدار، و یازده از آنها وجود دارد."

 انس و اصحاب او به این نتیجه رسیدند که او قدرت سی مردان داده شده بود. ابو رافع گفت: به همین ترتیب.

 حضرت سلیمان گفت: «در طول شب من یا صد یا نود و نه زنان مراجعه کنید." از این آن است که درک او بیش از حد به حال ظرفیت جنسی همان.

 حضرت داود پارسا بود، او را از کار از دست خود را خوردند و او را بیش از حد به حال نود و نه زن.

 از انس ما یاد بگیرند که پیامبر (ص) گفت: "من بیش از نفر در چهار امور ترجیح داده شده است: سخاوت، شجاعت، صمیمیت (با همسران خود) و استحکام در مجازات (به خاطر خدا)" (شیخ درویش افزود: حضرت محمد (ص) در طول زمان است که در آن جا محل مشترک به چهل بود فرستاده شدهمسران. قانون اسلام کاهش تعداد زنان یک مرد می تواند تا چهار داشته باشد، و آن را مشروط هنگام ازدواج با بیش از یک است که عدالت باید غالب و هر باید به طور مساوی تحت درمان، در صورتی که این نمی تواند ایجاد شود، سپس یک مرد باید فقط یک زن ازدواج کند، و امروز 99.99٪ از ازدواج تک همسری است،در حالی که در غرب، برای چندین دهه، درگیر در دوستیابی، عشق آزاد و امور اضافی تاهل داشته باشد. این روش زندگی است، متاسفانه از طریق اینترنت به جوانان مسلمان صادر می شود.)

 نفوذ معمولا توسط مردان باهوش و ستایش است اعتماد به نفس در قلب با توجه به نفوذ وجود دارد.

 از سوی دیگر، آن هم به علت بسیاری از بدبختی و آسیب برای برخی در آخرت. به همین دلیل است که کسانی که آن را به شدت انتقاد کرده اند و در مقابل آن ستایش وجود دارد است. حقوق اسلامی نیز ستایش فاصله خود و انتقادات غرور در زمین است.

 پیامبر (ص) یک فرد متوسط ​​بود. عشق از او نفوذ به قلب آیا به عنوان اعتماد به نفس است که در آن او هر دو قبل از نبوت او در روز از جهل و پس از برگزار شد. با این حال، حتی در قلب کسانی که او را بد نشان، او و همراهانش را زخمی و یا سعی در پنهان کاری به او آسیب برساند او به خوبی در نظر گرفته شد.هنگامی که او آنها را چهره به چهره ملاقات آنها احترام تبدیل شد و او را به آنچه که او درخواست شده است. نقل قول مربوط به این واقعیت به خوبی شناخته شده است و ما به شما برخی از آنها روایت خواهد شد.

 همانطور که برای یک فرد که هرگز ندیده بود پیامبر (ص) که در ابتدا شگفت زده و ترسو تبدیل هنگامی که او را دیدم. همان Kayla گزارش شده بود که او برای اولین بار او را دیدم و گفت که او شروع به لرزه در حساب از حجب اما او آرام او به آرامی گفت: "دختر فقیر، شما باید آرام باشد."

 پدر مسعود گزارش داد که یک مرد قبل از پیامبر (ص) آمد و شروع به لرزه، اما پیامبر فورا او را در سهولت قرار داده و گفت: "آرامش، من یک پادشاه است."

 ارزش حضرت محمد (ص) در حساب از بودن خود را نه تنها یک پیامبر است، اما افتخار و موقعیت خود و به عنوان یک رسول، رتبه متعالی خود و با که توسط خدا انتخاب فوق العاده است، و در آخرت به عنوان استاد تمام فرزندان پیامبر (ص) آدم، ع.

 برتری پیامبر اسلام شخصیت، هیکل و برکات

 قسمت 2

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 روش پیامبر (ص) به پول و دارایی

 دسته سوم است که با توجه به وضعیت متفاوت است. آن

 praiseworthiness و تعالی با توجه به شرایط متفاوت است و شامل انباشت ثروت.

 یک فرد ثروتمند است که اغلب با توجه مردم عادی در نظر گرفته. آنها وی را ارضای نیازهای خود و رسیدن به اهداف خود را از طریق ثروت خود را. این یک فضیلت به خودی خود نیست.

 زمانی که شخص ثروت و صرف آن ارضای نیازهای خود است و قصد کمک به کسانی که به او آمده، و سپس استفاده از ثروت خود را می سازد او را نجیب، عالی و قابل ستایش، و او خود را در دل مردم به عنوان خوب بودن برگزار شد . این مورد، پس از آن یک فضیلت برای او در استچشم مردم این جهان است.

 هنگامی که یک فرد با استفاده از ثروت خود در امور مومن و آن را صرف امور خیریه در جستجوی خدا و آخرت، سپس آن را در همه زمان ها یک فضیلت در چشم همه است.

 همانطور که برای کسی که بخواهد به خودداری از ثروت خود را، بدون در نظر گرفتن اینکه آیا آن را ناچیز و یا فراوان است، آن را به سوء استفاده و اضطراب به جمع تر است، و سپس ثروت خود را تبدیل به یک علت نقص خود، آن به جای یک فضیلت بی ارزش تبدیل شده است. وقتی این مورد است ثروت خود را به او را به یک سطح را نداردایمنی، و نه از آن است که در مقابل آن، آن را به یک معاون است و او به ورطه از خست و پستی پرتاب می شود.

 ثروت می تواند موجب ستایش، با این حال، آن را در مقدار واقعی از ثروت نیست، بلکه در استفاده مناسب از آن نهفته است. اگر کسی که تعداد زیادی از ثروت انباشته شده است، اما آن را با استفاده نادرست او است به معنای واقعی ثروتمند و یا یک شخص ثروتمند نیست، و در نتیجه نمی تواند ستایش آن می شود. بهواقع او توسط دانشمندان به عنوان فقیر تلقی، به عنوان او می کند هر یک از اهداف خود را درک نمی کند چرا که او کنترل بر آنها را ندارد. او مانند یک افسر مسئول از ثروت کسی است، اما خود او هیچ ثروت، آن است که اگر او متعلق به هیچ چیز نیست.

 اجازه دهید ما یک نگاهی از نزدیک در راه است که در آن حضرت محمد با ثروت پرداخته است. وقتی که یکی از داستان زندگی اش را می خواند، آشکار است که او گنجینه های از جهان و همچنین کلید به زمین داده شد.

 قبل از ظهور پیامبر، غنایم جنگ غیر قانونی به دیگر پیامبران بزرگوار و پیروان آنها شده بود، اما به او و پیروان او خداوند غنایم قانونی است. او حجاز، یمن، همه سعودی و همچنین به عنوان مرز سوریه و عراق افتتاح شد. او یک پنجم از غنایم جنگ آورده بود،نظرسنجی از مالیات و همچنین انفاق واجب، و شاهان را به او هدیه. با این حال، او نه ثروت و نه برای خود نگه او تک سکه برای خود نگه دارید، او آن همه را در راه خدا صرف، او سخاوتمندانه مردم غنی، بود و مسلمانان از طریق استفاده از آن تقویت شده است.

 پیامبر (ص) نیز گفت: "من احساس نمی خوشحال اگر یک دینار طلا با من باقی مانده است یک شبه، مگر اینکه آن را به یک دینار I کنار گذاشته اند به بازپرداخت بدهی است."

 هنگامی که آن را به چنین چیزهایی به عنوان لباس، مسکن و رفاه آمد، پیامبر (ص) با تنها آنچه لازم بود و بدون رفت. میپوشید هر در دست بود و خود را در هر دو عبا، لباس درشت، و یا جامه بیرونی ضخیم لباس می پوشد. هنگامی که پیامبر (ص) لباس از پارچه ابریشمی گل برجسته فرستاده شد، و یا با گلدوزیاو آنها را به هر کس در شرکت خود بود را و یا ارسال آنها به دیگران است. این بدین دلیل بود غرور و آرایش در میان ویژگی های مردان از اشراف و افتخار است که در آن نزدیک به خدا نیست، بلکه آنها در میان ویژگی های زنان می باشد.

 ستوده ترین پوشاک کسانی که تمیز هستند و از کیفیت متوسط ​​هستند. هنگامی که یکی می پوشد مانند لباس آن از شهرت یک فرد کم نمی کند و نه آن را به جلب توجه به خود است که توسط قانون اسلامی قابل توبیخ شود. شایع ترین علت تظاهر است که از نمایاندن زینتبیش از لباس یا ثروت.

 همان است که از غرور و افتخار در لوکس و یا یک خانه بزرگ، و یا کسب بسیاری از مبلمان، کارمندان و یا دام گفت. با این حال، اگر یک فرد دارای زمین، کشت و برداشت آن و پس از آن مصرف خود را محدود دهد و به دور تولید آن است که شخص به موجب از اموال خود را به دست آورد، وباید به لطف خود را برای آن نشان می دهد. در واقع ستایش به نوبه خود به دور از ثروت، یا با کمی زمانی که هیچ است پس از آن در صورت صحیح صرف باقی مانده است.

 کیفیت ستوده از پیامبر (ص)

 برخی از ویژگی های ستایش و منش نجیب که حصول است:

 اجماع از دانشمندان این است که از کسی که آن را دارد نیز فضیلت است و حتی

 کسی که فقط یکی از آنها بسیار مورد احترام. حقوق اسلامی همه آنها را ستایش، دستورات آنها و وعده پاداش از شادی پیوسته به کسانی که آنها را داشته باشد. برخی از این ویژگی ها به عنوان بخشی از ویژگی های نبوت شرح داده شده است، اما معمولا بیشتر به عنوان "از شناخته شدهشخصیت خوب ". یک شخصیت خوب است از داشتن یک نگرش متعادل تشکیل شده است، و از ویژگی های خود این است که اعتدال نمی افراط گرایی است.

 به عنوان مثال کامل بودن متعادل توسط پیامبر خدا او را ستود نمونه این کیفیت گفت: "مطمئنا، شما (حضرت محمد) از اخلاق بزرگ است." (68: 4).

 بانوی عایشه، همسر پیامبر (ص)، مادر مؤمنان، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، توصیف او گفت، "شخصیت او این بود که از قرآن. او با آنچه که آن را خشنود و خشمگین که آن نفرت پیدا می کند می یابد خوشحال شد. "

 پیامبر (ص) ما را آگاه، "من برای کامل کد از بهترین اخلاق فرستاده شده است."

 انس مشاهده و توصیف او گفت: "از همه مردم، رسول خدا بهترین شخصیت بود." علی، پسر ابی طالب گفت: به همین ترتیب.

 علمای اسلام موافق است که این ویژگی ها را در درون او نجیب از طریق مسنجر از او ایجاد شد. او نه به دست آورد و نه آنها را یاد گرفته، و نه او آنها را از طریق سخاوت پروردگار خود را به عنوان یک هدیه ویژه دریافت کرد.

 کیفیت مشابه در بر داشت عیسی، موسی، جان و سلیمان و دیگر پیامبران نجیب الله. هنگامی که یکی بر زندگی خود منعکس کننده را از زمان کودکی خود و در ادامه در طول نبوت خود آنها به راحتی می

 قابل تشخیص است. این ویژگی ذاتی در درون آنها بود و زمانی که آنها بودند

 ایجاد هر دو آنها علم و حکمت داده شد.

 خدا از پیامبر (ص) جان صحبت می کند گفت: "'O جان، برگزاری سریع به کتاب« و ما به او بخشیدیم قضاوت در حالی که هنوز یک کودک "(19:12). دانشمندان اسلام به ما می گویند که زمانی که پیامبر (ص) جان یک کودک بود خدا به او دانش از کتاب خود.

 خدا می گوید، "که باید کلام خدا تایید" (3:39).

 مفسران می گویند که خدا جان دانش از کتاب او به در حالی که او هنوز یک کودک بود.

 حضرت عیسی صحبت کرد زمانی که او هنوز در گهواره بود و گفت: «من بنده خدا و خدا به من کتاب داده ام و من ساخته شده یک پیامبر" (19:30).

 خدا از حضرت سلیمان می گوید، "ما سلیمان آن را درک کنند، و به هر دو (داود و سلیمان) ما به قضاوت و دانش" (21:79).

 سلیمان قضاوت داده شده بود که او هنوز یک کودک بود. بازتاب برای یک لحظه به داستان خوبی شناخته شده است از زنی که برای سنگسار شود، و داستان نوزاد مورد مناقشه - حضرت داوود با قضاوت او موافق است. در طبری گفت که او دوازده سال بود که دیوید پادشاه شد.

 مجاهد و علمای اسلام کلمات توضیح داد از خدا، "پیش از این ما به ابراهیم فضیلت او، برای ما او را می دانستند" (21:51). خدا او را هدایت زمانی که او جوان بود.

 این انتقال شده است که هنگامی که، به عنوان یک کودک، رسول جوزف به خوبی توسط برادران خود خدا به او نازل شده بود، رای دادند، "شما باید آنها را از آنچه انجام دادند، بگویید که آنها آگاه هستند (آن را به شما است) نیست. (0:15 ).

 قبلی هستند، اما چند نمونه هستند، بسیاری دیگر وجود دارد.

 پیامبر (ص)، خود را به ما می گوید، "من با هر یک از شیوه های از زمان جاهلیت" به جز در دو نوبت شد وسوسه و خدا مرا از هر دو محافظت می شود، و من هرگز آنها را وسوسه شد دوباره. "

 همه پیامبران تسلط کامل بر امور خود و برکات حال

 خداوند آنها را فراگرفت و نور ایمان در قلب خود درخشید آنها را قادر به رسیدن به هدف خود است. آنها قادر به رسیدن به هدف خود بودند، چرا خداوند آنها را انتخاب کرده به پیامبران او و آنها را با کیفیت نجیب، که هیچ کدام از هر دو تجربه و ورزش به دست آمد برخوردار است.خدا می گوید: "و هنگامی که او کامل رشد کرده بود، و کمال از قدرت خود رسید، ما به او قضاوت و دانش" (28:14).

 افرادی که با برخی از این ویژگی ها ایجاد شده است وجود دارد، اما

 نه همه آنها. یک فرد ممکن است با برخی از این ویژگی ها و به دنیا

 نعمت خدا از آن ساخته شده است آسان برای او به آنها کامل است. بدون شک شما با کودکان رفتار عالی، هوش و ذکاوت، صداقت استعداد های خدا را دیده اند،

 صداقت یا سخاوت، و پس از آن دیگران که دارای معکوس وجود دارد.

 این قابل درک است که مردم می توانند به دست آوردن و تکمیل آنها فاقد کیفیت.

 این دستاورد از طریق انضباط، کار سخت و به دست آورد

 متعادل عناصر مورد نیاز برای متعادل کننده شود. است اختلاف نظر وجود دارد

 در مورد فوق. هر یک از ما به آن که او / او شده است کاسته

 ایجاد شده است. نسل اولیه مسلمانان متفاوت یا نه کیفیت

 شخصیت یک فرد ذاتی و اکتسابی است. الحسن آل بصری گفت: "در عبادت خدا یک شخصیت خوب ذاتی و استعداد طبیعی است."

 کیفیت ستوده و صفات شریف متعدد هستند. با این حال، ما

 قصد به ذکر اصول اولیه خود را نشان می دهد اما به آنها. اگر خدا

 بخواهد ما را تأیید خواهد کرد و ایجاد این واقعیت است که پیامبر (ص) همه این ویژگی ها را داشت.

 عقل نبوی ریشه هر یک از اخلاق محترم حضرت محمد است

 دانش در تمامی اشکال آن در عقل ریشه دارد. این منبع و هسته از آن دانش و ایمان چشمه است. عقل تولید درک تیز، درک روشن، مشاهده دقیق، نظر صدا، آگاهی از چه چیزی برای خود فرد است، تلاش در انکار نفس، قضاوت، مدیریت،دستیابی به فضایل و اجتناب از رذایل.

 در بخش های قبلی ما توجه خواننده را به نشانه عقل پیامبر و عمق فوق العاده ای از دانش خود، آگاهی از آن هیچ انسان دیگر است، و یا هر زمان دیگری دارای خواهد شد کشیده شده است. کسانی که در زمان گرفته شده اند، بررسی ویژگی های خود را به رسمیت شناخته و بررسیکه عظمت و رتبه خود را کامل است.

 پس از منعکس کننده زندگی حضرت محمد (ص) عقل از سخنان خود، دانش خود را از محتویات نه تنها تورات، بلکه از دست رفته انجیل داده شده به حضرت عیسی *، کتاب نشان داد، عقل از سر فرزانگان، توانایی تشخیص حقیقت از باطل، تاریخ ملل گذشته وجنگ خود را، استفاده از لحن محاوره ای، مدیریت، ایجاد حقوق اسلامی، و به عنوان مثال از رفتار غیر قابل مقایسه خود و عادات ستایش. (شیخ درویش افزود: عقل نبوی ریشه هر یک از اخلاق بزرگوار است درویش توجه خود را به این واقعیت نادیده گرفته شده کهعهد جدید، که در کتاب مقدس مسیحی انجیل خدا به حضرت عیسی داده نشده است، بلکه آموزه های پل بود که شاگرد عیسی است. پل مسئول فساد خلوص آموزه های عیسی مسیح که آموخته است که خدا یکی، به تنهایی، خالق همه چیز است،می کند و به یک شریک ندارد. پل یگانگی خدا برای مفهوم از سه خدایان در یک جایگزین و تثلیث به نام آن است.)

 در هر بخش، دانشمندان تقلید کلمات و مثال از پیامبر به عنوان یک اثبات، از جمله در تفسیر سند چشم انداز، پزشکی، تقسیم ارث، اصل و نسب، و خود را مانند که، اگر خدا بخواهد، خواهد شد روشن در کتاب ساخته شده نشان دادن معجزه خود را.

 این یک حقیقت ثابت شده است که پیامبر (ص) ما می تواند نه خواندن و نوشتن و آن را تا خدا سینه اش را گسترش داد، امر خود را روشن، به او آموخت و او را قادر به تلاوت قرآن کریم از آن، او هر چیزی از این مسائل را می دانستند نمی باشد. این ویژگی فکری فضیلت نه از طریق tutored در دست گرفتندآموزش، آموزش، و یا خواندن کتاب های مقدس گذشته است.

 هنگامی که یکی می خواند، و به بررسی شخصیت پیامبر تعمق در اثبات قاطع به نبوت او هیچ جایی برای شک وجود دارد. ما آن را مختصر، و نه از گام گذاشتن در طولانی، داستان مفصل و موارد فردی خواهد شد که آن را به عنوان غیر ممکن خواهد بود به همه آنها را پوشش میدهد.

 عقل پیامبر او را ناشی از به صبر در امور خدا به او آموخت، و او آگاه نه تنها گذشته شد، اما حوادث حال و آینده، و او در حیرت از قدرت خدا و عظمت میزبان فرشته او مجذوب شد.

 خدا می گوید، "خدا به تو کتاب و حکمت و او به شما آموخت و شما نمی دانید فضل خدا به شما تا به حال بزرگ است." (4: 113).

 هنگامی که روشنفکران در تلاش برای ارزیابی نعمت سرشار از خدا به پیامبر تبدیل شدن آنها سر در گم. زبان لال، قادر به توصیف آنها، چه رسد به در بر گرفتن آنها تبدیل شده است.

 عفو، صبر و عفو پیامبر

 در میان رفتار بسیار عالی متعدد از پیامبر (ص) عفو، شکیبایی، صبر و عفو در هنگام انتظار می رفت که او ممکن است مجازات و صبر خود را در زمان سختی.

 عفو وضعیت عزت و ثبات در طول تحریک می باشد.

 تحمل به معنی قادر بودن به مهار خود و تحمل درد و جراحت.

 صبر یک معنای مشابه است. ابزار عفو، ترک سرزنش و اتهام.

 ابزار آمرزنده خودداری خود در برابر نقض کسی.

 همه این ویژگی ها از شیوه ای است هدیه ای از خدا برای رسول او. خدا می گوید: "قبول کاهش، سفارش با فقه عادت خوب و جلوگیری از نادان" (7: 199). هنگامی که این آیه به پیامبر (ص) نازل شد او پرسید: فرشته جبرئیل بر معنای آن گسترش یافته است. گابریل جواب داد: "صبر کنیدتا من از کسی که می داند. "به محض بازگشت او گفت:" ای محمد، دستور خداوند شما را به خودتان تجدید با کسانی که خود را از شما جدا و به به کسانی که حاضر به دادن به شما، و ببخش کسانی که ناعادلانه هستند به شما. "

 خدا نیز به پیامبر (ص) منتقل و گفت، "با صبر و حوصله و تحمل با هر ممکن است به شما سقوط، در واقع این است که ثبات واقعی" (31:17). "صبور باشید، به عنوان رسولان قدرت بیمار بودند، و آن را برای آنها تسریع نمی کند. در آن روز که آنها را ببینید آنچه را که وعده داده شده است، آن را به عنوان اگر آنها می شودبه جز یک ساعت یک روز نمی ماند. (این قرآن) انتقال! باید هر جز ملت ستمگران نابود "(46:35) و" اجازه دهید آنها را مورد عفو و بخشش و عفو او که با صبر و حوصله و خرس می بخشد؟ "(24:22) همچنین." - در واقع ثبات واقعی "(42 است : 43).

 حتی بیشتر بردبار در میان نوع بشر شناخته شده است به مرور در یک زمان و یا دیگر. با این حال، رسول ما بود موضوع به مرور نیست، در واقع آن را برعکس، تحمل خود را در زمان سختی بود، حتی زمانی که شدید، مشخص تر شد، و هنگامی که کسانی که او را مخالف تلاش خود را به او آسیب برسانددر یک راه یا دیگری آن را تنها در خدمت به منظور افزایش تحمل خود.

 بانوی عایشه، همسر پیامبر (ص)، مادر مؤمنان، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، گفت: "هر گاه رسول خدا یک گزینه بین دو امور او همیشه انتخاب آسان تر از این دو تا زمانی که آن را گناه نمی داده شد. اگر آن را پس از آن گناه بود او دورترین مردم از آن بود. برای خودشاو هرگز در زمان انتقام است، اما اگر به افتخار خدا نقض شده است او را به خاطر انتقام خود را. "

 در نبرد احد دندان پیامبر شکسته شد و او صدمه به صورت خود پایدار. این تقریبا غیر قابل تحمل برای صحابه به او در چنین شرایط دید و گفتند، "اگر فقط شما را برای یک لعنت بر علیه آنها دعا!" اما پاسخ از پیامبر بود، "من شده اند به فرستادهلعنت، به جای من به عنوان یک دعوت (به خدا) و به عنوان یک رحمت فرستاده شده است. O خدا امت من به خاطر آنها نمی دانند. "

 مکث و مشاهده کمال لطف خود، رتبه فضیلت

 (کمال داخلی و خارجی)، تعالی شخصیت پیامبر، سخاوت خود، صبر و تحمل مطلق در گفت او. پیامبر (ص) ما را ساکت در مورد آنها باقی نمی ماند، به جای او

 عفو، شفقت و رحمت نسبت به آنها نشان داد، پس از آن برای شفاعت

 آنها را با یک دعا. او گفت، "راهنمای" سپس برای جهل خود را با کلمات، عذرخواهی کرد "در واقع، آنها نمی دانند."

 در مورد دیگری یک مرد پیامبر با بی عدالتی متهم کرد و گفت، "منصف باشید، این یک بخش است که توسط آن صورت خدا مورد نظر است!" این در واقع یک بیانیه تحریک هنوز پیامبر فقط توجه انسان به روش مودبانه های هشدار او و یادآوری او، با گفتن به خود جلب کرد، "چه کسیمنصفانه خواهد بود اگر من عادلانه نیست؟ در واقع، من می شکست و از دست رفته می شود اگر من نسبتا عمل نمی کند. "یکی از صحابه و مورد اتهام و مرد خشمگین شد و به او در مورد اعتصاب بود، اما پیامبر (ص) دخالت کرد و او را متوقف.

 جابر، پسر عبدالله گفت: "ما به جنگ با پیامبر (ص) در نزدیکی نجد رفت. پیامبر برای استراحت در اواسط روز در یک محل خاص را متوقف، و اصحاب او یک درخت سایه برای او، که بر اساس آن او ممکن است تا او رفت استراحت انتخاب زیر درخت، شمشیر خود را بر آن آویزان و آرام گرفت. در حالی که او خواب بود بدوی آمدتا او را، و شمشیر خود را کشید. او پرسید: "چه کسی شما را از من محافظت!" "خداوند توانا" پاسخ داد: پیامبر (ص). با شنیدن این، دست بدوی شروع به لرزه، و شمشیر خود را از دست او افتاد. پیامبر گفت، "در حال حاضر، که شما را از من محافظت می کند؟" پس از آن، بدوی، Ghawrath،پسر آل حارث را پاسخ داد، "من مجازات در بهترین راه" بر روی ان حضرت پرسید: "آیا شما شهادت میدهم که هیچ خدایی جز الله وجود دارد." بدوی جواب داد: "نه، اما من قول می کند که من به شما مبارزه نیست و من نمی خواهد با هر کسی که در برابر شما مبارزه می شود." لذا پیامبر (ص) به او اجازه دهید برود و Ghawrathبه همراه خود بازگشت و گفت: "من از بهترین از همه بشریت به شما آمده است."

 پس از پیروزی در خیبر زن یهودی مسموم گوشت او را برای پیامبر (ص) آماده کرده بود. گوشت را به او صحبت کرد گفتن او گفت که آن مسموم شده بود و زن اعتراف کرده است. به جای مجازات او او را بخشید.

 یکی دیگر از مهارت یهودی در هنر سحر و جادو به نام لبید بن ربیعه عامری از آل اعظم بود

 با نزدیک شدن توسط یک شخص یهودی به درست کردن یک طلسم نسبت مرگبار برای کشتن پیامبر (ص). با این حال، فرشتگان پیامبر عمل خود آگاه و درمان را به او نشان داد. زمانی که او قدرت خود را، پیامبر (ص) نه مواخذه و نه مجازات لبید بن ربیعه عامری به دست آورد.

 عبدالله، پسر Ubayy در میان منافقین مدینه با وجود بود

 جدی بودن اقدامات خود و یا خود را، همراه با چیزهای مضر آنها در مورد پیامبر (ص) ساخته او هیچ اقدامی علیه آنها انجام گرفته است. و حتی زمانی که یک همراه خشم پیشنهاد یکی از شماره های خود را باید به مرگ قرار داده، او را به او کرد و گفت: "نه، نمی اجازه دهید آن را توان گفت که محمداصحاب خود را می کشد. "

 انس به یاد می آورد یک حادثه را به عنوان او با پیامبر (ص) سفر کرد. پیامبر (ص) پوشیده بود ردای ضخامت زمانی که یک بادیه نشین به او سوار و tugged در ردای خود را به شدت از آن یک علامت در کنار گردن او را ترک کرد. بدوی خواستار، "محمد، اجازه دهید من دو بار شتر من با مالکیت خدا شمادر اختیار شما است. شما به من اجازه نمی بار تا چه با اموال خود و یا پدران خود را! "پیامبر سکوت برای مدتی پس از آن گفت:" این ملک خدا است و من بنده او هستم. "او ادامه داد:" باید من را برای اقدامات خود را تلافی بدوی؟ "بدوی جواب داد:" نه. "پس از آن،حضرت پرسید: "چرا که نه؟" بدوی جواب داد: "از آنجا که شما یک کار بد را با کار بد بازپرداخت نیست!" پیامبر (ص) خندید و دستور داد یک شتر با شتر و جو دیگری با تاریخ بارگذاری می شود بارگذاری می شود.

 بانوی عایشه، گفت: "من هرگز رسول خدا انتقام بی عدالتی وارد بر او تا زمانی که آن را به یکی از دستورات خداوند است که باید حفظ شود. دست او هرگز کسی زده، مگر آن را در طول دوره بود جنگ مقدس در راه خدا، و او هرگز بنده ضربه یایک زن. "

 بود زمانی که یک مرد قبل از پیامبر (ص) آورده شده بود و او اطلاع داده شد وجود دارد، "این مرد می خواستم به شما را بکشند!" پیامبر پاسخ داد: "آیا ترس نیست! حتی اگر شما می خواهید برای انجام این کار، شما نمی قدرت بیش به من داده شده است. "

 قبل از تبدیل زید، پسر سنا، که یک یهودی بود، زید را به رفت

 پیامبر (ص) و خواستار بازپرداخت بدهی. زید tugged در لباس بلند و گشاد پیامبر و آن را از شانه خود را کشیده، سپس او را به دست گرفت و شروع کرد به رفتار به شیوه ای ناهنجار و گفت: "کودکان از عبد المطلب شما به تاخیر انداختن!" عمر بلند شد و او را تعقیب دور به عنوان او به شدت به او صحبت کرد. پیامبر (ص)لبخند زد و گفت، «عمر، هر دو او و من نیاز به چیزی از شما سفارش من به خوبی بازپرداخت و منظور او را به برای بدهی خود را بپرسید به خوبی." سپس پیامبر (ص) بر او، گفت: "من هنوز هم به او مدیون سه." وحی، عمر دستور داد که زید بازپرداخت شود و اضافه آن را بیشتر به خاطر بیست و ترسناک او. زید تبدیلبه اسلام گفت: "در میان نشانه هایی از نبوت او دو نشانه من تا به حال هنوز به دیدن او در بود، آنها به بخشش بود زمانی که او مواجه می شوند سریع temperedness، و هنگامی که با جهل شدید روبرو آن را تنها او را در عفو افزایش یافته است. من او را در مورد آزمایش هر دو و در آن ها او را فقط به عنوان در بر داشت اودر تورات توصیف شده است. "

 می گفته نبوی متعدد به تصویر کشیدن تحمل او وجود دارد، و

 این اما یک نمونه. اگر شما می خواهید برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این فضایل شریف شما آنها را در منابع معتبر از احادیث نبوی با زنجیر های متعدد از فرستنده پیدا هم. همه حدیث روایت چگونه پیامبر (ص) با صبر و حوصله رفتار خشونت، سختی و آسیب پرداخت تا او راتوسط Koraysh در دوران شناخته شده به عنوان "زمان از جهل" و پس از آن خدا قدرت پیامبر بر Koraysh باعث می شود پیروز او را داد.

 حتی اگر Koraysh در خشونت خود ادامه آنها متوجه آنها موضوع را به در حال غلبه بر و سلسله مراتب آنها کشته شد. با این حال، پیامبر (ص) به طور مداوم عفو و اقدامات خود را نادیده گرفته و از آنها خواست، "شما چه می گویند من می خواهم به انجام این کار را با شما در حال حاضر؟" پاسخ آنها این بود، "خوب، سخاوتمندبرادر و برادرزاده سخاوتمندانه. "پس از آن، پیامبر (ص) با حضرت یوسف گفت: به برادران گمراه او جواب داد:" "اجازه دهید هیچ سرزنش بر شما این روز." (12.92) برو شما آزاد هستید. "

 انس به ما می گوید، "در نماز سحر هشت مرد از Tanim قصد کشتن رسول خدا آمد. آنها کشف و ضبط شد، اما رسول خدا آنها را آزاد. خدا را آیه فرستاده" این کسی که دست خود را از شما مهار شد ... "(48:24).

 ابوسفیان و همراهانش مسئول شهادت حمزه، عموی پیامبر و بسیاری از اصحاب خود بودند. با وجود این همه، پیامبر او را بخشید و او را تحت درمان به آرامی گفت: "آیا در مورد زمانی که شما می دانستند که هیچ خدایی جز الله وجود ندارد؟" ابوسفیان پاسخ داد، "مه پدرم ومادر می شود باج خود را! چگونه بردبار و بخشنده شما را در حفظ روابط خویشاوندی هستند! "

 این یک واقعیت است که پیامبر (ص) از کمترین همه مردم به خشم و ساده ترین لطفا بود.

 سخاوت و Openhandedness از پیامبر (ص)

 سخاوت، خیرخواهی، اشراف و نخبگان bountifulness هر یک عمیق تر

 به معنی از در نگاه اول و ممکن است به بسیاری از شاخه تقسیم شده است. برای

 به عنوان مثال، گفته شده است که خیرخواهی است به خوشحالی می پذیریم به مسائل مهم و مفید صرف، آن را نیز به عنوان شجاعت و مخالف پستی اشاره شده است. اشراف است که به خوش چشم پوشی آن چیزی است که توسط دیگران بدهکار و در مقابل از وضع بد است. Bountifulness است به صرف آزادانه و اجتناب ازکسب آنچه که شایسته ستایش نیست. این در مقابل خست است. هر یک از این ویژگی ها در شریف پیامبر (ص) آشکار بود و هرگز وجود نداشته است، و نه خواهد بود، هر کسی از ویژگی های برابر است. هیچ کس که تا کنون او را ملاقات نمود او را به عنوان در غیر این صورت توصیف شده است.

 پسر جابر عبدالله به ما می گوید که هنگامی که رسول خدا برای هر چیزی خواسته شده بود او هرگز خودداری کرد.

 هنگامی که آن را به هدیه دادن آمد پسر عباس به ما می گوید که پیامبر سخاوتمندانه بود، و او حتی بیشتر سخاوتمندانه در ماه رمضان بود. هنگامی که جبرئیل آمد به او، او سخاوتمند تر از حتی باد هم که فرستاده شده بود.

 انس داستان در مورد مردی است که به پیامبر (ص) رفت و از او خواست تا از او چیزی را در ارتباط است. پیامبر بین دو کوه را به او داد گله گوسفند. در بازگشت به قبیله خود اعلام کرد، "تبدیل به یک مسلمان! محمد می دهد هدیه ای از یک مرد که ترس فقر نیست!"

 این معلوم است که او صد شتر به بسیاری از مردم داد. به صفوان او برای نخستین بار به یک صد و سپس دو صد بیشتر است. این ویژگی سخاوتمندانه به خوبی شناخته شده بود و حتی قبل از او برای ارائه پیام سپرده شد. Waraka، پسر نوفل را به او گفت، "شما باید کلیه و کمک به ناتوان."

 پس از شکست از قبیله هوازن، به جای نگه داشتن شش هزار از زنان و کودکان اسیر او همه آنها را به قبیله خود بازگشت.

 عباس طلا بسیار توسط پیامبر (ص) او می تواند آن را حمل نمی داده شد. او هرگز رد به درخواست هر کسی تا زمانی بود هیچکدام چپ به هدیه دادن وجود دارد.

 بار دیگر یک مرد به او آمد و پرسید: چیزی به او بدهد.

 پیامبر (ص) هیچ چیز را به اما و نه اجازه مرد دست خالی، او گفت بود: "من هیچ چیز را ندارد، اما خرید چیزی در حساب من و من برای آن پرداخت زمانی که من مقداری پول دریافت کنید." عمر حاضر شد و گفت: "خدا به شما فرمان داده به انجام آنچه شما قادر به انجام می باشد." پیامبر مستعد نشدبه سخن گفتن، که بر روی ان یک مرد از انصار گفت: "ای رسول خدا صرف انجام کاهش از صاحب عرش ترس نیست!" با شنیدن این، پیامبر (ص) لبخند زد و لذت خود را می توان در چهره اش دیده می شود. سپس به او گفت، "این چیزی است که من مامورم."

 انس به ما می گوید که رسول خدا هرگز ثروت برای روز بعد نگه داشته شود.

 گزارش های بسیاری وجود دارد شبیه به این به تصویر می کشد سخاوت پیامبر و bountifulness خود.

 شجاعت پیامبر و شجاعت

 شجاعت و شهامت دو فضیلت در پیامبر (ص) آشکار است. شجاعت یک فضیلت، یک جزء از آن انجام درست بدون ترس از عواقب که توسط عقل و خرد یک کنترل است. شجاعت یک فضیلت و با ارزش است و غلبه بر ترس از آسیب رساندن به خود فرد. به عنوان مثالاست زمانی که یکی در مبارزه با وجود شانس بودن علیه خود درگیر.

 آل باره، پرسیده شد "آیا هر یک از شما ترک رسول خدا در برخورد حنین؟" آل باره جواب داد: "اما رسول خدا فرار نمی کند. من او را در قاطر سفید را دید، و ابوسفیان بود برگزاری کمر خود را و پیامبر گفت،" من پیامبر هستم و از آن است که دروغ نیست، من هستم پسرابوالقاسم المطلب! "

 آل عباس، مربوط به حنین، می گویند، "هنگامی که مسلمانان و کافران را ملاقات نمود، مسلمانان در حال عقب نشینی تبدیل شنیده شد. من سعی کردم به نگه قاطر (پیامبر) خود را به عقب، آن عدم تمایل به عجله به جلو، در حالی که ابوسفیان سریع توسط زین او راه می رفت، به عنوان پیامبر به نام، "ای مسلمانان!" (شیخ درویشافزود: بودند بسیاری از موارد وجود دارد که پیامبر (ص) موقعیت خطرناک مواجه می شوند، با این حال، او هرگز شک و تردید عمل، او ثابت قدم باقی مانده است با وجود شرایط، حتی زمانی که شجاع ترین و قهرمانانه از همراهان او عقب نشینی. هنگامی که تصمیم به پیشبرد، او هرگز به عقب نشینی و یا متزلزل شدن یا دیده می شد،است وجود دارد هرگز در تاریخ بشر یک فرد خیلی شجاع بوده است.)

 پسر عمر گفت: "من را دیده اند، هرگز هیچ یک از شجاع تر، و نه هر کسی که با عجله به محافظت، و نه سخاوتمند تر، آسان تر و یا به لطفا، یا بهتر از رسول خدا."

 علی گفت: "ما نگران رسول خدا بود زمانی که شدید، ماموریت های خطرناک وجود دارد، و ترس شدید بود. با این حال، هیچ یک و نزدیک به دشمن از او وجود دارد. من در نزدیکی او بود و او را در روز بدر دیدم ، و او در خط مقدم در برابر دشمن بود. او دلیرترین از همه بودآن روز. "

 انس گفت، "پیامبر دلیرترین عالی ترین، بخشنده ترین و از همه مردم بود."

 یک شب چیزی باعث مردم مدینه برای تبدیل شدن به طوری که آنها احساس خطر از در جستجوی اختلال رفت. با این حال، رسول خدا در حال حاضر در جستجو قبل از آنها رفته بود، سوار بر اسب unsaddled ابو طلحه به پیدا کردن علت اختلال، با شمشیر خود را به دور گردن خود بستهو آنها را ملاقات می کرد بازگشت. او به آنها گفت، "نگران نباشید."

 Ubayy، پسر خلف را در نبرد بدر و سپس به اسارت گرفته شده بود

 فدایت باد و در انتقام گرفتن خود را در برابر پیامبر (ص) خم شد. در نفرت خود را Ubayy تهدید پیامبر گفت: "من یک اسب و هر روز من غذا را از مقیاس های مختلف ذرت. من شما را بکشند، اگر من او را سوار می کنم!" پیامبر (ص) پاسخ داد، "اگر خدا بخواهد، من شما را می کشند."

 گاهی اوقات پس از آن، در طول نبرد احد به مناسبت خود را ارائه و Ubayy فریاد، "از کجا محمد است؟ ممکن است من زنده ماندن نیست، اگر او زنده می ماند!" وقتی Ubayy خال خال پیامبر او را به سمت او galloped و برخی از مسلمانان سعی کردند او را از رسیدن به پیامبر (ص) جلوگیری از اما پیامبر گفت: "او را ترک"و در زمان برگزاری نیزه آل حارث و آن را در چنین شیوه ای است که کسانی که در اطراف او در همان راه به عنوان پراکنده مگس پرواز کردن پشت شتر خود را هنگامی که آن را تکان تکان داد. سپس پیامبر (ص) تنها به گردن Ubayy با نقطه از نیزه و خش و Ubayy تعادل خود را از دست داده و از اسبش افتاد.پیامبر (ص) هیچ اقدام دیگری در زمان و Ubayy remounted و به اردوگاه خود برگشت با گریه از، "محمد به من کشته!" کسانی که او را در اردوگاه حضور پشت جواب داد: "هیچ مشکلی با شما وجود دارد!" او جواب داد: "هر کسی می تواند با آنچه که من کشته دریافت کرده ام! آیا او نمی گویند،" من شما را خواهد کشت؟ توسطخدا، حتی اگر او به من تف کرده بود، اب دهان خود را به من کشته. "Ubayy مدت کوتاهی پس از بازگشت خود به مکه در محلی به نام شریف درگذشت.

 تواضع پیامبر

 تواضع پیامبر بی نظیر است و هنوز یکی دیگر از فضایل عالی خود را. شکسته نفسی است که باعث می شود یک فرد به نوبه خود چهره اش را به دور از یک ماده زمانی که چیزی dislikeable رخ می دهد، و یا به ترک چیزی تنها زمانی که آن را به بهترین بازگشت ناپذیر باقی مانده است. کاهش زل زل نگاه کردن یکی این است که مهار چشماز چیزی یک نامطبوعی پیدا می کند و یا دارای عنصر وسوسه.

 از همه مردم، پیامبر (ص) متواضع بود و همیشه چشم خود را دریغ از نگاه به حریم خصوصی دیگران است. خدا می گوید، "برای آن مضر به پیامبر (ص) است و او می تواند قبل از اینکه شما خجالتی. (آل Azhab 33.53)

 اظهار نظر بر کمرویی از حضرت ابو Sayeid آل Khudri گفت: "رسول خدا بیشتر از متوسط ​​باکره محصور بود. هنگامی که او را دوست نداشتند چیزی، آن را به راحتی قابل تشخیص بر او صورت است."

 پیامبر (ص) بسیار حساس بود، تواضع و سخاوت او را از گفتن یا فکر کردن از هر چیزی که یک فرد می را دوست ندارم به شنیدن آن جلوگیری کرد.

 بانوی عایشه، مادر مؤمنان، ممکن است خدا با او خوشحال گفت: "هنگامی که حضرت چیزی که او در مورد کسی را دوست نداشتند شنیده می شود، او نمی گویند،" نظر شما در مورد فلان و این کار یا گفتن این فکر می کنم؟ " در عوض او می گفت، "چه چیزی شما را در مورد افرادی که چنین چیزی و یا می گویند این فکر می کنم؟" بنابراین اومی تواند از آن بدون ذکر نام شخصی که آن را انجام داده بود ممنوع. "

 انس به ما می گوید به مناسبت هنگامی که یک مرد به پیامبر با اثری از زعفران بر او رفت. با این حال، پیامبر (ص) چیزی به او می گویند به دلیل آن بود عادت خود را برای مقابله با هر کسی که با چیزی که او را دوست نداشتند نیست. هنگامی که آن مرد رفت، حضرت پرسید: یکی از همراهان او به هر دو از او بخواهید برای شستناگر خاموش و یا آن را حذف کنید.

 بانوی عایشه همچنین به ما می گوید که پیامبر مبتذل نمی نه او استفاده از زبان زشت و ناپسند. در بازار نه او فریاد زد و نه بد بازپرداخت با شر، و وضع خود را به بخشش و عفو و چشم پوشی.

 عبدالله، پسر سلام و عبدالله، عمرو پسر عباس که هر دو آنها هر دو آگاه از تورات اظهار نظر که تورات ذکر این ویژگی ها می توان در انتظار پیامبر یافت.

 خوبی از همراهی پیامبر

 یکی از گزارش های متعدد از همراهی خوبی از رفتار حضرت عالی خود و شادی را به همه مردم می یابد. علی او را به عنوان سخاوتمند ترین و صادقانه از مردم و همچنین به عنوان ملایم ترین توصیف کرد.

 خدا می گوید، "این است که توسط رحمت خداوند است که شما پرداخته تا برخورد با آنها بود. اگر شما خشن و سخت دل بوده است، آنها مطمئنا شما را ترک." (3: 159) و "اعمال خوب و بد با هم برابر نباشند دفع با آن شده است که بیشتر آنها فقط و ببینید، یکی از آنها است دشمنی بین شما به عنوان می شود وجود دارد.اگر او یک راهنمای وفادار "(41:34) بودند.

 پیامبر (ص) هرگز رد و دعوت و هدیه ای پذیرفته حتی اگر آن را به عنوان کمی به عنوان پای گوسفند بود، و او را در بازگشت پاداش دهنده خود را با دعا برای او.

 انس رسول خدا به مدت ده سال خدمت کرده است و در آن زمان او گفت هرگز "متعجب" را به او و نه او بپرسید آیا "چرا شما این کار را انجام داد؟" و یا "چرا شما این کار را انجام نمی داد؟"

 پسر جابر عبدالله از پیامبر (ص) گفت: "از زمانی که من مسلمان، رسول خدا هرگز خود را از من دور و هر زمان که او من را دید او را به لبخند تبدیل شد."

 پیامبر (ص) را مخلوط و شوخی با اصحاب خود و بازی با کودکان است. او به آنها اجازه وارد کنید و در اتاق خود نشسته و به دعوت از یک فرد آزاد، کسانی که در بندگی و بسیار ضعیف پذیرفته شده است. او را بیمار حتی دیدار کسانی که در خارج از شهر و به بهانه هر کسی شرایطکه بهانه ای ارائه شده است.

 انس گفت، "هر گاه کسی در گوش پیامبر سخن گفت او هرگز سر خود را دور تا شخص او نقل مکان کرد، و هنگامی که هر کسی دست خود را تکان داد، او هرگز برای اولین بار به اجازه رفتن بود. هنگامی که او را ملاقات کرد کسی که او همیشه بود برای اولین بار به آنها خوش آمد می گوید، به همین ترتیب او را تکان داد دست خود برای اولین بار از صحابه.هر گاه کسی از او بازدید بازدید کننده با افتخار تحت درمان قرار گرفت. چند بار او را گسترده لباس بلند و گشاد خود و یا ارائه کوسن او نشسته بود به کسی بود، و اگر شخص کاهش یافته است، او پس از قبول بازدید کنندگان خود را از دعوت اصرار دارند. این طبیعت خود را به دادن اولویت به بودنیازهای دیگران را که از خودش بود. به اصحاب خود او نام یابم داد و آنها را با تماس با آنها را با بهترین نام های آنها افتخار.

 عبدالله، پسر حارث گفت: "من را دیده اند، هرگز به یک فرد خندان بیشتر از رسول خدا."

 انس به ما می گوید که آب حامل مدینه، در طلب نعمت، که ظروف خود را از آب به رسول خدا در صبح آورد و او را به دست خود را در آنها فرو حتی زمانی که آب و هوا سرد بود.

 برتری پیامبر اسلام شخصیت، هیکل و برکات

 قسمت 3

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 رحمت پیامبر و شفقت

 خدا می گوید، "در واقع وجود داشته است، به شما یک شناسه از خود آمده، او را برای درد و رنج خود را ناراحت و نگران شما است، و ملایم، مهربان به مؤمنان" (9: 128) و از حضرت محمد گفت: صحبت می کند، "ما تو را جز به عنوان رحمت به تمام جهان فرستاده" (21: 107). (شیخ درویشافزود: خداوند وضع آرام، نگرانی پیامبر (ص) او و رحمت شامل هر بخش از خلقت او. بخشی از تعالی پیامبر است که خداوند او را با دو تن از نام های خود را زمانی که او گفت آراسته، "و ملایم، مهربان است" (9: 128)).

 صفوان گفت: "به خدا سوگند، او (پیامبر) به من داد آنچه را که او به من داد. به نظر من او (پیامبر) بود منفور ترین مردم هنوز او ادامه داد: به من بدهد تا او به من محبوب ترین همه مردم تبدیل شد. "

 پس از انعکاس یک را می بیند که در میان راه مهربان خود را از برخورد با ملت خود بود که او ساخته شده چیز آسان برای آنها. بودند همه چیز خود را از انجام این کار محدود به عنوان او می ترسید که آنها ممکن است برای آنها واجب وجود دارد. به عنوان مثال، او گفت، "اگر من مهربان به ملت من نبوده است، من می خواهم کهدستور داد آنها را به استفاده از استفاده siwak (نیز نامیده می شود miswaak یا sewak است که دندان hygienical تمیز کردن ترکه از اراک، Peelu یا Salvadora پرسیکا درختان. رب آن اکنون به محدوده سیگنال از خمیر دندان اضافه شده اما آنها حذف شده به پیامبر (ص) محمد اعتباری) در هر زمان آنها ساخته شده وضو. "در زمان پیامبر (ص) و کسانی که پس از خواهد آمد، تا روز آخر آنچه که توسط "ملت من به معنای اشاره به همه.

 رحمت و نگرانی برای ملت خود پیامبر است که بیشتر در مقدار زمان در طول شب در نماز و نهی از روزه داری مستمر صرف می شود نشان داده است. به این دلیل بود که وارد در داخل اتاق در کعبه را دوست نداشتند ترس که ممکن است بر سر ملت خود واجب بود.

 اگر پیامبر (ص) شنیده گریه کودک در هنگام نماز، مناقصه خود را دوست داشتنی مراقبت مشهود بود. او به تلاوت خود را کوتاه و کاهش ملزومات نماز به حداقل برساند.

 رحمت مناقصه پیامبر دیده می شود وقتی که او به خدا supplicated گفت: "باید همیشه من را لعنت کند یک مرد، و یا التماس در برابر او، اجازه دهید آن را برای او صدقه، رحمت، دعا، تخلیص، و آینده نزدیک است که توسط آن او را به نزدیک آمده شما در روز قیامت. "

 حتی زمانی که مردم پیامبر او را رد کرد، رحمت او غالب گردید. ما زمانی که فرشته مقرب جبرئیل، السلام یاد می آورند، به او آمد و گفت: "خدا شنیده است آنچه ملت خود را می گویند و رد خود را از شما. او دستور داد تا فرشته از کوه به اطاعت هر آنچه شما به او بگویید برای انجام. " پس از آن،فرشته از کوه او را به نام و استقبال او گفت: "من ارسال را به انجام آنچه شما می خواهید. اگر شما می خواهید من آنها را بین دو کوه مکه له خواهد شد." در مناقصه خود، مراقبت رحمت، حضرت جواب داد: "نه، نه امیدوارم که خدا را از نسل خود به ارمغان بیاورد کسانی کهبه تنهایی پرستش خدا و هر چیزی را با او شریک نیست. "

 بانوی عایشه، مادر مؤمنان، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، تایید کرد که هر زمان که پیامبر (ص) انتخاب بین دو موضوع داده شد او همیشه انتخاب آسان تر از این دو.

 پسر مسعود اظهار نظر، "رسول خدا مراقب بود که او به ما هشدار داده چرا که او می ترسید که ممکن است ما را خسته کند."

 بود به مناسبت وجود دارد که بانوی عایشه، صلح بر او باشد، سوار شتر معاند، بر روی ان حضرت به آرامی به او گفت، "شما باید مهربان بود" (به طوری که دیگران ممکن است به عنوان مثال او را دنبال) صحبت کرد.

 یکپارچگی حضرت در قول و وعده و روابط خانوادگی

 انس به ما می گوید یک هدیه است که پیامبر (ص) داده شد و او گفت، "آن را به مانند چنین و خانه بانوی، او دوست خدیجه بود و دوست داشت او."

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال است، گفت: "هنگامی که حضرت خدیجه ذکر، من احساس هیچ زنی از او یک مزیت بیشتر بود. هنگامی که او قربانی یک گوسفند او را برخی را به دوستان خود ارسال و زمانی که خواهرش اجازه خواست تا وارد او خوشحال به او بود. "

 بانوی عایشه همچنین گفت، "بانوی به او آمد و او را با مهربانی استقبال و در مورد خود را در طول نپرسید. هنگامی که او را ترک پیامبر گفت،" او مورد استفاده برای آمدن به ما هنگامی که خدیجه با ما بود. حفظ وعده بخشی از باور است . "

 پیامبر گفت، "قبایل از فرزندان فلان و بنابراین نمی دوستان من، اما روابط بین ما وجود دارد ببرند، بنابراین ما آن ها را با مهربانی در حساب از خویشاوندی خود را درمان خواهد کرد."

 دختر پیامبر، بانوی زینب، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، یک دختر به نام Umamah آنها پیامبر مورد استفاده برای حمل بر روی شانه های او بود. زمانی که او سجده او را او را قرار داده است، و هنگامی که او ایستاده بود تا او را Umamah تا انتخاب کنید.

 عمرو، به عنوان Sa'ibs پسر گفت: "یک روز به عنوان رسول خدا نشسته بود پدر خوانده خود را با کودک شیر خوار به او آمد. پیامبر (ص) بخشی از لباس خود را گسترش را برای او و آن مرد نشست و پس از آن، کودک شیر خوار خود مادر آمد و او نیمه دیگر لباس او را در طرف مقابل قرار داده به طوری که اوبیش از حد ممکن است بر روی آن نشسته. سپس، برادر کودک شیر خوار خود آمد و پیامبر (ص) برای او بلند شد و اجازه برادرش نشستن در مقابل او. "

 بعد از فرشته جبرئیل آورده حضرت محمد وحی برای اولین بار، او زده شده بود و به همسرش خدیجه، بازگشت ممکن است خدا با او خوشحال می شود. او بلافاصله او را با آسودگی و گواهی به uprightness از شخصیت او گفت: "به خدا سوگند، خوشحال بود، و خدا هرگز باعث خواهد شد که شما را به غمگین.شما روابط خویشاوندی را حفظ کند، به شما کسانی که در نیاز به کمک، شما مهمان به مهمانان هستند، و کمک به مردم برای دریافت آنچه که با توجه به آنها "(همانطور که در گزارش مسلمان).

 تواضع پیامبر

 اگر چه خداوند پیامبر را به بالاترین رتبه و موقعیت او باقی مانده است بسیار فروتن برده است. هیچ اثری از غرور تا به حال در او مشاهده شد. اثبات این است که زمانی که او یک انتخاب بین بودن یک شاه-پیامبر (ص) یا عبادت-پیامبر (ص) ارائه شد و او تصمیم گرفت که دومی.

 تواضع و فروتنی او بیشتر نشان داده به عنوان پدر Umamah به ما می گوید، "رسول خدا به ما آمد با تکیه بر عصا خود را، و ما برای او شده بود اما او، در تمام فروتنی، گفت،" آیا می کنید تا آن را به عنوان راه ایرانیان برای نشان دادن احترام خود را برای یکدیگر است. "

 از خود، پیامبر (ص) گفت، "من بنده هستم و خوردن به عنوان یک بنده می خورد و من نشسته به عنوان یک بنده نشسته است."

 پیامبر (ص) هرگز بیش از حد افتخار به بازدید و با فقیرترین مردم نشسته بود و هرگز به دعوت بنده کاهش یافته است. او را با اصحاب خود نشسته و معاشرت با آنها و انتخاب کننده که در آن او نشست. همانطور که برای سواری، او را سوار خر سوار و به اشتراک گذاری با دیگر که پشت سر خواهد سواراو.

 پیامبر (ص) ستایش بیش از حد برای خود دوست نداشتند و عمر ما می گوید که پیامبر (ص) گفت، "آیا ستایش اسراف نیست به من و به عنوان مسیحیان در پسر مریم انجام (توسط ارتباط من در تثلیث). I عبادت، بنابراین می گویند" عبادت خدا و رسول او. "

 پیامبر (ص) هرگز از مردم دوری و انس مربوط به داستان یک زن، که ظرفیت ذهنی زیر نرمال است که پیامبر (ص) را ملاقات کرد و گفت، "من نیاز به چیزی از شما است." به جای تبدیل دور او گفت: او "بیا، بنشین، مادر فلان و بنابراین، من با شما در هر یک از جاده ها در مدینه تا زمان نشستنشما آنچه شما نیاز دارید. "انس در ادامه می گویند که آن را تنها پس از آن زن نشست که پیامبر نشسته و او با او ماند تا نیاز او را ملاقات کرده بود.

 سایبان بیشتر انس در تواضع پیامبر نور و ثبت شده است که در طول جنگ با قبیله Korithah او سوار یک خر با یک افسار های ساخته شده از الیاف نخل. حتی زمانی که پیامبر (ص) را به خوردن نان ساخته شده از جو درشت و کره ترشیده دعوت شد او هرگز دعوت کاهش یافته است. اوبیشتر به ما می گوید که پس از باز کردن مکه، پیامبر (ص) رفت و در سفر حج سوار سوار با زین و فرسوده که بیش از یک پارچه فرسوده که تنها می توانست به ارزش چهار درهم بوده است قرار داده شد. و او supplicated گفت: "ای خدا، آن را زیارت قبول بدون تظاهر و یا تمایلدرآمد شهرت. "در طول این سفر او قربانی یک صد شتر و هر کس که در شهر تغذیه می شود.

 تواضع پیامبر دوباره بر افتتاح مکه هایلایت شده است. هنگامی که او با گروه خود از پیروان وارد شهر. به جای ساخت یک ورودی پیروزی او سوار کنم به خدا، رکوع سر خود را تا این حد پایین است که آن را بسیار نزدیک به زین سوار او را لمس کرد.

 در میان نشانه های بسیاری از تواضع او این است که پیامبر (ص) گفت: "من ترجیح می دهم بیش از حضرت یونس، پسر مته است، نه تولید رقابت بین پیامبران، و نه من بیش از موسی را ترجیح می دهم .... اگر من در زندان مانند جوزف باقی مانده است، من می خواهم که احضاریه پاسخ داد. " کسی یک بار به پیامبر (ص) گفت: "O بهترینخلقت! "او جواب داد:" که ابراهیم "بود.

 بانوی عایشه گفت که پیامبر کارهای خانه را مانند سایر اعضای خانواده خود انجام دهید، خلاص شدن از شر لباس های خود را از قلابها، شیر گوسفند خود و پچ لباس او را، و تعمیر کفش خود را.

 انس به ما می گوید که هر زن که در خانه پیامبر خدمت می تواند نگه دارید از دست خود را و او را در هر کجا که او می خواست برای رفتن تا زمانی که او راضی نیاز خود را.

 یک مرد به پیامبر (ص) آمد و هنگامی که او را دیدم او شروع به لرزه در حساب از حجب، اما پیامبر (ص) او را در سهولت قرار داده فورا گفت: "آرام باش، من یک شاه، من پسر یک زن از Koraysh هستم که گوشت خشک شده را می خورد. "

 در مورد دیگری، پیامبر (ص) و ابو Hurayrah به بازار که در آن پیامبر (ص) خریداری یک پارچه کمر رفت. او گفت که این تاجر، "وزن و سپس اضافه کردن برخی بیشتر." مرد شروع به پریدن کرد تا به بوسه از طرف پیامبر، اما او بلافاصله دست خود را پس گرفتند و گفت: "این چیزی است که ایرانیان با انجام آنهاپادشاهان. من یک شاه، من یکی از مردان شما هستم. "سپس او در زمان پارچه کمر خود و انجام آن گفت:" صاحب حق بیشتری برای حمل اموال خود را. "

 عدالت پیامبر

 از همه مردم، پیامبر (ص) به مراتب قابل اعتماد ترین، فقط، خوش اخلاق و راستگو بود. حتی مخالفان و دشمنان خود هرگز این ویژگی ها را رد کرد. قبل از او به نبوت بود به نام او تمام شد به نام "قابل اعتماد". پسر اسحاق گفت توضیح داد، "او، نامیده می شد" قابل اعتماد "درحساب نعمت خدا به او که او را با غلظت تمام ویژگی های مسلم خوبی داده شود. "

 هنگامی که آن را به قرار دادن سنگ سیاه در طول بازسازی کعبه آمد هر یک از سران Koraysh به دنبال افتخار یکی به جای سنگ و یک بحث گرم بود که به ادامه برای چند روز در گرفت. برای حل مناقشه همه آنها توافق کردند که مرد اول را وارد کنیدمحوطه کعبه خواهد بود قاضی. پیامبر اولین بار برای ورود بود و آنها گفتند، "این محمد، قابل اعتماد است. ما با او راضی است"، و اختلاف دوستانه حل و فصل شد.

 AR ربیع، پسر Khuthaym به ما اطلاع داده که زمانی که اختلاف بین دو طرف در زمان "جاهلیت" (روز قبل از اسلام) و رسول خدا بر به نامیده می شد وجود دارد قضاوت داد و هیچ قضاوت خود مورد مناقشه است.

 پیامبر (ص) ما را آگاه، "به خدا سوگند، من یکی که قابل اعتماد در آسمان و کسی که قابل اعتماد در زمین است است."

 حتی ابوجهل، که نفرت از پیامبر (ص) است که به خوبی مستند به او گفت: "ما شما را دروغگو تماس بگیرید، نه، ما می گویند آنچه شما به ارمغان آورده اند دروغ است." پس از آن خدا را آیه فرستاده می شود، "ما می دانیم آنها چه می گویند باعث تاسف شما این است که شما نیست که آنها افترا زدن؛ اما آسیب ظالمان انکار آیات خدا و یا"(06:33).

 هنگامی که هراکلیوس، امپراتور روم را مورد بررسی قرار ابوسفیان در مورد صحت پیامبر از او پرسید: "آیا تا به حال به او مشکوک بودن دروغگو قبل از او گفت: چه می گوید؟" ابوسفیان جواب داد: "نه."

 هنگامی که آن را به زنان آمد، آن است که در حدیث است که پیامبر (ص) هرگز بیش از یک زن که او از حقوق ندارد لمس گزارش شده است.

 علی پیامبر گفت، "او راستگو ترین مردم بود."

 حضرت محمد (ص) مردم گفت: "خداوند تو را بیامرزد، که خواهد شد فقط اگر من فقط نیستم؟ اگر من فقط من شکست مواجه خواهد شد و از دست بدهند."

 بانوی عایشه، مادر مؤمنان، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، تایید هر زمان که پیامبر (ص) انتخاب بین دو امور او همیشه انتخاب آسان تر از این دو تا زمانی که آن را گناه نمی داده شد. اگر آن را پس از آن گناه بود او دورترین مردم از آن بود. "

 امام علی، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، گفت که او شنیده پیامبر گفت، "تنها دو بار وجود دارد وقتی که من نزدیک به شیوه های نامناسب توسط مردم در طول زمان جاهلیت و در هر دو مورد خداوند به من مانع تمرین بود. من هرگز در نظر گرفته انجام هر کاری و مانند آنها از زمانخدا من را با پیام خود افتخار. یکی از دو نوبت یک شب رخ داده است که از من خواسته یک پسر که چوپان همکار من بود، به تماشای گوسفند برای من در حالی که من به مکه رفت و شب را گذراند. همانطور که با نزدیک، من شنیده ام بازی از فلوت و طبل که از یکی از خانه های در مکه به عنوان آنها را جشن گرفتندازدواج کسی. من فقط نشسته بودند به تماشای که ناگهان، حس من از شنیدن متوقف و من از خواب غلبه شد، و چیزی جز گرمای خورشید من بیدار و من بدون شرکت بازگشت. همین اتفاق افتاده در زمان دیگر، و از آن به بعد من هرگز در نظر گرفته انجام هر کاری نامناسب است. "

 وقار پالایش و انتقال از پیامبر (ص)

 همراه ابو Sayeid آل Khudri وضعیت فعلی پیامبر در طول جلسات مشاهده شده است. او به ما می گوید که در بیشتر موارد می نشست با دست خود clasped اطراف پاها خود را که او تا به معده خود را کشیده بود. جابر، پسر Samura گفت که پیامبر (ص) نشسته چهار زانو.

 همانطور که برای راه است که در آن پیامبر (ص) راه می رفت، او تمایل به جلو، مشابه روشی که در آن یک پیاده روی هنگام است که رفتن به پایین شیب. همچنین گزارش شده است که به عنوان او راه می رفت او متمرکز، سرعت خود را در حد متوسط ​​بود و او با عجله راه می رفت نه او و نه درنگ.

 عبدالله، پسر مسعود گفت: "بهترین راهنمایی است که از محمد (ص)."

 جابر، پسر عبدالله آگاه است که، "واژه ها از رسول خدا در تعبیر ظریف و جریان به راحتی."

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال، به ما می گوید که زمانی که او صحبت می کرد پیامبر آن را به گونه ای می گویند که یک فرد می تواند کلمات را بشمارد، اگر او خواست به انجام این کار.

 پیامبر (ص) را از خود عطر و رایحه معطر به عشق و عطر شناخته شده بود. او اغلب آنها را مورد استفاده و استفاده از آنها را تشویق کرد و گفت، "من شده است به عشق سه چیز در این دنیا از شما - زن، عطر، اما خنکی از چشم من است در نماز."

 پیامبر (ص) مردم را منع کردند به ضربه بر مواد غذایی و نوشیدنی، و دستور داد آنها را به خوردن آنچه که در نزدیکی به آنها بود. او تقدیر استفاده از دندان چوب، تمیز کردن بین انگشتان دست و پا، و پاک کننده بدن از جمله حذف از موهای ناحیه تناسلی.

 خودداری از پیامبر (ص)

 ما در حال حاضر بسیاری از سنت های به تصویر می کشد سبک زندگی ساده پیامبر در بخش های قبلی ذکر شده و به گفتن این اکتفا کرد که او با بچه بود، و به دور از جاذبه های دنیوی تبدیل شده است.

 در بسیاری از مواقع پیامبر ثروت جهان داده شد، با این حال او آنها را حفظ کند، نه، او بلافاصله آنها را به دور، و هنگامی که او فوت کرد او متعلق به هیچ چیز به جز زره خود را که او را به یک یهودی pawned بود به طوری که او ممکن است تغذیه خانواده اش. دعا خود را برای خانواده اش بود، "ای خدا، بهترین استفاده راارائه خانواده محمد با بیش تغذیه. "

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، گفت: "رسول خدا هرگز خود را از نان به مدت سه روز متوالی، تا روز که او در گذشت بود."

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال، تایید، "رسول خدا را ترک نه درهم و نه دینار واحد، و نه گوسفند و نه شتر."

 پسر آل حارث است، عمرو گفت: "رسول خدا در سمت چپ تنها زره خود، قاطر خود و برخی از زمین که او به عنوان موسسه خیریه استعداد بود."

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال است، گفت: "هنگامی که او در گذشت، هیچ چیز در خانه خود که یک موجود می تواند به جز برخی جو در یکی از قفسه های من غذا خوردن وجود دارد."

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال است، گفت: "ما، خانواده محمد را گاهی اوقات به مدت یک ماه بدون روشن کردن آتش بروید، هیچ چیز به جز خرما و آب وجود دارد." و عبدالرحمان، پسر Awfs ما می گوید که در آن زمان از مرگ رسول خدا او و خانواده اش را نداشتحتی به اندازه پر کردن آنها از نان جو. "عایشه، ابو Ummamah آل ​​انصاری و عباس پسر گفت: به همین ترتیب.

 پسر عباس، به ما می گوید که رسول خدا و خانواده اش، هر کاری برای شام خود را بر روی بسیاری از شب متوالی را پیدا کند.

 از انس ما از عادات رسول خدا خوردن را یاد بگیرند، گفت: "او را نمی خورند کردن یک جدول و یا از یک صفحه. نان خوب بود برای او نه یک گوسفند پخته ساخته شده است."

 همانطور که برای بستر پیامبر (ص) آن را به یک پوست پر شده با الیاف خرما بود. این نیز گزارش شده است که گاهی اوقات در یک بستر ساخته شده از نخل طناب که آثار را در کنار خود را ترک خواب.

 ترس پیامبر خدا، و شدت پرستش او

 ترس پیامبر خدا، اطاعت خود را به او، و شدت پرستش خدا خود را در دانش خود را از پروردگار خود قرار داده شدند.

 ابو Hurayrah ما می گوید که رسول خدا می گفت، "اگر می دانستم که چه من می دانم، شما را به خنده اما کمی و گریه زیادی." ابو Dharr اطلاعات بیشتر به ما می گوید که او گفت، "من آنچه شما را نمی بیند، و شنیدن آنچه که شما باید انجام دهید اضافه شده است. آسمان گریه می کند، گریه می کند و آن را از حق وجود دارد.است یک محل واحد در آن، عرض چهار انگشت است که، آیا یک فرشته که پیشانی سجده به خدا را شامل نمی شود. به خدا سوگند، اگر شما می دانید آنچه که من می دانم، شما را به خنده اما کمی و گریه زیادی، و نه شما را می کرده اند زنان در تخت خود لذت می برد، و نه شما را به بالا رفتهمکان های جیغ به خدا .... "ابو Dharr نظر،" آیا که من یک درخت افتاده بود! "

 بانوی عایشه، همسر پیامبر (ص)، مادر مومنان و چند تن از صحابه از جمله ابو Hurayrah ما می گویند که پیامبر (ص) را در نماز به حدی بود که پای خود را متورم شد ایستاده اند. هنگامی که از او پرسیده شد که چرا او خود را به گونه ای بر دوش هنگامی که خدا در حال حاضر داده بود او را پوشش وضعیتبخشش گناهان گذشته و آینده (های حفاظت از گناه) او پاسخ داد، "اگر من عبادت سپاسگزار خواهد بود؟"

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال، پیامبر (ص) به عنوان ثابت قدم بودن در هر چیزی که او توصیف کرد و او پرسید: همراهان او، "چه کسی در میان شما می توانید انجام آنچه او می تواند انجام دهد؟"

 پیامبر (ص) که مقدار زیادی روزه و بانوی عایشه، صلح بر او باشد، به ما می گوید، "او به سرعت تا ما گفت: 'او را به روزه گرفتن را متوقف نمی! وی همچنین، از روزه داری تا زمانی که ما فکر می کنم پرهیز، او سریع نیست. "" پسر عباس و ام سلمه گفت: به همین ترتیب.

 انس گفت، "اگر شما انتظار نداشت او را در شب شما می توانید پیدا کردن او دعا دعا، و اگر شما انتظار نداشتند که او به خواب رفته شما را پیدا کردن او را به خواب نروید."

 یک شب، پسر ملک، عوف حاضر بود که پیامبر (ص) خود را آماده به دعا و مشاهده شده است که قبل از پیامبر (ص) ساخته شده وضو خود او با استفاده از یک چوب دندان (siwak) و پس از آن در نماز ایستاده بود و او در کنار پیامبر (ص) در تلاوت خود را از فصل "دعا گاو "او را متوقف خواهد کرد و التماسبه خدا پس از او یک آیه مربوط به رحمت خوانده بود و پس از او خوانده آیه مربوط به مجازات او را متوقف خواهد کرد و پناه با خدا. رکوع او طول ایستاده بود و او را می گویند، "Exaltations به صاحب زمین دنیوی و کل جهان را با فرشتگان خود را داشته باشد،از عظمت و قدرت. "پس از آن او سجده کرد و گفت چیزی مشابه آن. سپس او خوانده فصل" خانه عمران "و غیره، فصل به فصل. Hudhayfa گفت به همین ترتیب اضافه می کند که پیامبر (ص) را برای همان طول زمان به عنوان سجده خود ایستاده، و او را برای مدت مشابه نشستنزمان بین دو سجده. او را ایستاده و تلاوت گاو فصل، خانه عمران و فصل جدول.

 بانوی عایشه به ما می گوید که رسول خدا را در سراسر شب قرائت آیه ای از قرآن ایستاده است.

 پسر خاکستر Shankhir است، عبدالله ما می گوید که او رفت تا رسول خدا و او را دعا. به عنوان او دعا را شنید گریه که از سینه اش و صدای خود را شبیه به جوش یک قابلمه بزرگ بود.

 پیامبر (ص) اصحاب خود گفت که او از خدا خواست تا او را ببخشند صد بار در روز. در روایت دیگر از آن هفتاد بار در روز گزارش شده است.

 کیفیت از شریف پیامبران خدا

 هر و هر پیامبر بزرگوار و رسول خدا خجسته بود با وضع کامل، صلح بر همه آنها باشد. آنها خوش تیپ اصل و نسب خود را نجیب و. شخصیت خود را خوب بود به عنوان رفتار آنها بود. دلیل این است که همه آنها دارای ویژگی های کمال. آنها به سمت هدایتکد کامل از رفتار معنوی انسان که باید توسط حضرت محمد به اتمام و عمل با فضیلت در حساب از رتبه آنها از بودن از بودن اصیل ترین و درجه خود را از بالاترین.

 خدا به ما می گوید که او ترجیح برخی از پیامبران و رسولان بر دیگران با کلمات او، "این پیامبران، ما ترجیح برخی از بالا به دیگران برای بعضی از خدا صحبت می کرد؛ و برخی از او در رتبه مطرح ما به عیسی مسیح، پسر مریم. ، نشانه های روشن و او را با روح خلوص (جبرئیل) تقویت "(2: 253). او همچنین به ما می گوید، "و ما آنها را انتخاب کرده، از دانش بالا در سازمان ملل (از زمان خود)" (44:32).

 حضرت محمد گفت: "این گروه برای اولین بار برای ورود به بهشت ​​خواهند شد مانند ماه کامل شود ...... هر انسان در ارتفاع پدر خود آدم که شصت ذراع قد بلند بود باشد."

 شرح چند از پیامبران ساخته شده است، توسط حضرت محمد که به ما می گوید به ما شناخته شده است، "من موسی را دیدم، او بلند و باریک با موهای مواج بود و بینی خود را طولانی با افزایش اندکی در وسط بود. او از مردان Shanu شبیه "من عیسی را دید، او از ارتفاع متوسط ​​با صورت مایل به قرمز بود، فقطبه عنوان اگر او از بعد از حمام آب گرم گرفته بود. "

 پیامبر گفت، "در میان فرزندان ابراهیم، ​​من یکی که بیشتر او را شبیه هستم."

 پیامبر (ص) اطلاعات اضافی درباره موسی گفت داد، "او مانند بهترین مردان شما همیشه با یک رنگ تیره دیده می شود."

 ابو Hurayrah به ما می گوید، "بعد از پیامبر (ص) لوط، خداوند به پیامبر ارسال کنید

 با این تفاوت که او از اعضای نخبگان ترین ملت خود بود.

 هنگامی که هراکلیوس (امپراتور روم)، در مورد پیامبر (ص) پرسید، او گفت: "من در مورد اصل و نسب خود را مورد سؤال و شما به من گفت که او از تبار شریف بود. این ویژگی تمام پیامبرانی که فرستاده شد است، همه از نجیب بود اصل و نسب. "

 هستند بسیاری از مراجع به پیامبران و رسولان که خدا در قرآن کریم ترجیح داده شد که برخی از آنها به شرح زیر وجود دارد:

 حضرت ایوب، خداوند می گوید: "ما او را به بیمار، عبادت خوب و او توبه کار بود" (38:44).

 حضرت جان، خدا می گوید، "'O جان، برگزاری سریع به کتاب« و ما به او عطا قضاوت در حالی که هنوز یک کودک، و حساسیت به لمس و اخلاص، و او محتاط بود؛ احترام به پدر و مادر خود را، که نه متکبر و نه سرکش . ص در روز او متولد شد و روز به روز او می میرد، و درآن روز که او زنده است مطرح کردن "(19: 12-15).

 او همچنین به ما می گوید از زمان حضرت زکریا، ع، خبر خوب از یک پسر داده شد، "خدا به شما می دهد مژده جان، که باید یک کلمه از خدا تایید می کند. او باید به یک استاد و پاکدامن، شود پیامبر (ص) و از صالحان "(3:39)

 خدا به ما می گوید، (: 33-34 3) "خدا آدم و نوح، کاخ ابراهیم و آل عمران مجلس بالاتر از همه جهان را انتخاب کرد".

 حضرت نوح او می گوید: "او واقعا عبادت خدا را شکر بود" (17: 3).

 از حضرت عیسی او می گوید، "وقتی که به فرشتگان گفت،" O مریم، خداوند به شما می دهد بشارت از یک کلمه (باشد) از او، که نام مسیح، عیسی مسیح، پسر مریم است. او باید در این دنیا افتخار و در آخرت - و او باید در میان کسانی که نزدیک هستند "(3:45)

 خدا به نقل از حضرت عیسی که گفت: "من بنده خدا هستم و خداوند به من کتاب من یک پیامبر داده شده و ساخته شده است (او به من ساخته شده است) نوع به مادرم... او تا این من مغرور، unprosperous او به من ساخته شده به هر کجا پر برکت من، و او به من با نماز و خیریه برای تا زمانی که من به اتهامباید زندگی می کنند "(19: 29-31).

 با توجه به موسی و خدا گفت: "مؤمنان، دوست کسانی که موسی صدمه دیده است" (33:69).

 حضرت محمد، به ما می گوید که حضرت موسی، ع، یک مرد خجالتی که خود را پوشیده بود. هیچ بخشی از بدن خود را در حساب از کمرویی او دیده شد. خدا به نقل از موسی گفت، "اما پروردگار من به من قضاوت داده و مرا از فرستادگان" (26:21)

 چند تن از پیامبران توسط خدا در قرآن عنوان کرد و گفت به مردم خود، "من برای تو هستم رسول صادق" (: 107 26) ذکر شده است.

 خدا با اشاره به موسی، می گوید، "یکی از آن دو زن گفت،" پدر، او را استخدام کند. بهترین که شما می توانید استخدام است، قوی، صادق باشید. " (28:26). و برای مهر و موم خود را، خدا گفت، "صبور باشید، به عنوان رسولان قدرت بیمار بودند، و آن را برای آنها تسریع نمی کند. در آن روز که آنها را ببینید چیزی است که آنهاوعده داده شده، از آن خواهد شد به عنوان اگر آنها به جز یک ساعت یک روز نمی ماند. (این قرآن) انتقال! باید هر جز ملت ستمکاران (46:35) نابود شده است.

 در اشاره به ابراهیم، ​​خدا می گوید، "ما به او اسحاق و یعقوب و هر دو را هدایت، و ما نوح را پیش از آنها هدایت شود، در میان فرزندان او داوود و سلیمان، شغلی، یوسف، موسی و هارون بود - به این ترتیب، ما پاداش گودمن ظالمان، و زکریا، جان، عیسی و الیاس، هر یک از صالحان بود، واسماعیل، یسع، یونس و لوط. هر ما در بالای جهان ترجیح داده به عنوان ما پدران خود، فرزندان خود و برادران خود را انجام داد. ما آنها را انتخاب و آنها را به راه راست هدایت شده است. چنین هدایت خدا است او راهنماهای بخواهد عبادت خود را از. اگر آنها همراه (دیگران با او)، آنهاکارگر می توانست واقع باطل شده است. آن، ما به آنها کتاب، قضاوت، و نبوت داده اند. اگر این آن کافر شدند، ما آن را به دیگران که در آن کافر نمی سپرد. کسانی بودند که خداوند هدایت شده است. پیگیری پس از آن هدایت خود را و می گویند، "من می توانم به شما دستمزد برای آن بپرسید. مطمئنا، آن است کهیک یادآوری به جهان "(6: 84-90).

 خدا توصیف پیامبران و رسولان را به عنوان دارندگان بسیاری از ویژگی های خوب. عمل درست، انتخاب، قضاوت و نبوت، سلام بر همه آنها باشد.

 در مورد اسحاق، خداوند به ما می گوید که فرشتگان به ابراهیم گفت: «نترس، و به او بشارت داد که او این بود که یک پسر آگاه" (51:28). در مورد اسماعیل، اولین فرزند متولد شده از ابراهیم، ​​خدا می گوید، "و ما به او مژده فرزند بسیار ملایم" (37: 101).

 خدا می گوید، "ما ملت فرعون قبل از آنها سعی رسول بزرگوار به آنها آمد (و گفت):« فرمانبر من O عبادت خدا، من صادقانه مسنجر شما هستم. "(44: 17-18).

 در زمانی که حضرت ابراهیم در مورد به انجام دید قربانی خود را از پسرش بود، اسماعیل به او گفت، "پدر، به عنوان شما دستور داده (خدا) خدا حاضر، شما باید به من یکی از کسانی که ثابت قدم هستند پیدا کنید." (37: 102).

 اسماعیل، خدا می گوید، "و اشاره در کتاب، اسماعیل، او را بیش از حد واقعی به وعده خود، رسول و پیامبر بود و او دستور داد مردم را به دعا و دادن صدقه و پروردگار خود را با او خوشحال بود." (19: 54-55)

 خدا به ما می گوید که سلیمان بود، "عبادت بسیار عالی، او توبه کار بود" (38:30).

 خدا بر ما می خواند به یاد داشته باشید، "همچنین، به یاد داشته باشید عبادت ما ابراهیم، ​​اسحاق و یعقوب، کسانی که از قدرت و چشم انداز. در واقع، ما آنها را با کیفیت خالص ترین، یاد آخرت خالص. در واقع با ما در میان آنها انتخاب هستند. عالی "(38: 45-47).

 دیوید، او می گوید، "بنده ما داوود، انسان را از قدرت او توبه کار بود" (38:17)، و "ما و پادشاهیش را استوار و به او حکمت و کلام فیصله" (38:20) .

 یوسف، خداوند می گوید: "او (یوسف) گفت:« به من مسئول انبار از زمین، من نگهبان آگاه هستم "(0:55).

 موسی، خدا می گوید: "او (موسی) گفت:« اگر خدا بخواهد، شما باید به من بیمار پیدا کنید. '"(18:69).

 خدا اشاره به سخن Shu'aib، "مطمئنا، شما من را پیدا کنید، اگر خدا بخواهد، در میان خوب" (28:27). و "من تمایل به پشت سر شما بروید، مصرف برای خودم که که من به شما ممنوع. من به دنبال، اما برای اصلاح تا آنجا که من می توانم" (11:88).

 لوط، خدا به ما می گوید، "برای لوط، ما به قضاوت و دانش" (21:74).

 خدا به ما می گوید، "آنها با یکدیگر در کارهای نیک شتافت و خواست ما از حسرت و ترس، و آنها به ما فروتن بودند" (21:90).

 بسیاری از احادیث که جزئیات کیفیت خوب و ویژگی های پیامبران وجود دارد.

 حضرت محمد، شرح تبار شریف حضرت یوسف، و گفت: "پسر نجیب از یک پسر نجیب، یک پسر نجیب یک مرد نجیب، یوسف، پسر یعقوب، پسر اسحاق، پسر ابراهیم پیامبر، پسر پیامبر، فرزند پیامبر، فرزند پیامبر. "

 او همچنین گفت، "چشم از پیامبران خواب، اما قلب خود را نه خواب رو."

 ابو Hurayrah شنیده پیامبر گفت، "تلاوت آسان برای او ساخته شده بود. او سوار خود را سفارش داده و با روشن کردن آن سست، و تلاوت خود را به پایان برساند قبل از سوار شدن او سرگردان است."

 دیوید تنها از کار دست خود را می خوردند و می خواهیم که به خدا برای او فراهم از کار نیروی کار خود را به طوری که او نمی خواهد نیاز به هر چیزی از خزانه. خدا به ما می گوید، "و ما آهن را برای او نرم، (و گفت)" را کتهای زیادی از ایمیل و اندازه گیری لینک های خود را به خوبی. "(34: 10-11).

 حضرت محمد اصحاب خود گفت، "دعای خداوند را دوست دارد این است که بسیاری از دیوید و سریع خدا را دوست دارد این است که دیوید او را برای نیمی از شب خواب، ایستادن برای یک سوم و خواب دوباره برای یک ششم. او می روز در روزه او پوشیده از پشم و خواب در مو. او نان جو می خوردندمخلوط را با نمک و خاکستر.

 حضرت محمد از محاکمه پیامبران پیشین صحبت کرد و گفت: "برخی از پیامبران قبل از من با فقر مورد آزمایش قرار گرفتند. آنها محاکمه ترجیح داده به عنوان هدیه به شما ترجیح می دهم."

 این گزارش ها همه ثبت شده است و ویژگی های کامل از پیامبران و رسولان با هم با شخصیت و منش خوب خود، ویژگی های خوش تیپ و کیفیت به خوبی شناخته شده است. باید به شما به عنوان خوانده شده خلاف این گزارش ها در کتاب های دیگر، می دانیم که مورخ یا مفسر است که در میان بد آگاه است.

 ما در حال حاضر در مورد چند تا از ویژگی های ستایش پیامبر، فضائل خود را عالی و ویژگی های کامل سخن گفته اند، و اثبات کافی از طریق گزارش های قابل اعتماد است که تمام این ویژگی ها راستگو هستند آورده است. با این حال، باید توجه داشته باشید که این گزارش ها هستند، اما نمونه و که وجود داردبسیاری از بیشتر برای یادگیری، جمع آوری و مطالعه است.

 DESCRIPTION

 پیامبر

 BY TIRMITHI

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 شرح پیامبر

 توسط Tirmithi

 جوهر از این کار شده است از مجموعه ای از نقل قول نبوی توسط کامپایلر معروف و فرستنده امام Tirmithi استخراج

 شجره نامه حضرت محمد (ص)

 پدر و مادر او دختر Aminah از وهب و عبدالله پسر عبد المطلب، پسر هاشم، پسر عبد مناف از پسر Ksay، پسر Kilab، پسر مورا، پسر کعب، پسر Lu'ayy، پسر بودند غالب، پسر Fihr، پسر مالک، پسر نادر، پسر Kinanah، پسر Khuzayma، پسر Mudrikah، پسر الیاس،پسر Mudar، پسر نزار، پسر معاد، پسر عدنان، تا حضرت اسماعیل، فرزند حضرت ابراهیم، ​​به حضرت آدم. بین حضرت ابراهیم و حضرت آدم حدود 30 نسل در میان آنها پیامبران وجود دارد. سلام بر همه پیامبران است.

 شخصیت نجیب، طبیعت پیامبر و هیکل

 بدون شرح نوشته شده است از پیامبر عزیز ما همیشه می تواند عدالت به زیبایی استثنایی او. بانوی عایشه، همسر پیامبر (ص)، ممکن است خدا با او خوشحال، او را به عنوان خوش تیپ تر از حضرت یوسف، نیست که خوش رویی باعث همسران وزرای فرعون کشیدن زمانی که آنها گرفتار توصیفنزد او به عنوان خوردند و باعث چاقو آنها را به لغزش و آسیب دست خود را. او گفت: "اگر دوستان Zulayka صورت مبارک رسول خدا را دیده بودند که آنها را در دل خود جای دست خود را قطع!"

 شباهت حضرت به ابراهیم

 پیامبر گفت، "پیامبران به من نشان داده شد. من تو را دیدم موسی، صلح بر او، او را به بدن بلند و باریک داشتند، مثل یک مرد از قبیله Shanuah. من عیسی را دید، صلح بر او، از تمام کسانی که من دیده می شود، عروة، پسر مسعود نزدیک در شباهت به او است. من تو را دیدم ابراهیم، ​​ع، واز تمام کسانی که من را دیده اند من بیشتر او را شبیه. "

 چهره پیامبر

 چهره او شده است به عنوان تا حدودی با ظرافت وابسته به گندم در رنگ یا سفید مایل به قرمز با تن توصیف کرد. چهره اش نورانی بود، تقریبا دور، اما دور نیست، و اغلب در مقایسه با زیبایی از ماه کامل زمانی که آن را به اوج خود رسیده است.

 او تا به حال پیشانی پهن و ابرو خود را جداگانه و ضخیم با موهای پر خوب بود. هنگامی که حضرت خشم تبدیل به یک ورید بین ابرو او بزرگ شد. چشمان او جت ​​سیاه و سفید و مژه خود را طولانی بودند، mascared با سرمه های ساخته شده از ithmid که او قبل از خواب به هر چشم سه بار اعمال شده.

 بینی خود را برجسته برجسته بود. گونه او صاف و تحت پوشش قرار گرفتند در حالی که دهان به تناسب کامل خود را نه بزرگ و نه کوچک بود. دندان های خود را روشن بودند، و به طور مساوی فاصله، با این حال، در فضای بین دندان های جلو خود را کمی بزرگتر بود. همانطور که برای ضخامت ریش خود، آن بودمتراکم.

 موهای خود را کمی مواج بود، گاهی اوقات آن را کوتاه قطع شد و در زمان های دیگر او آن را به تن می کردند طول شانه نزدیک. وقتی که موهای خود را تمایل به خود را در وسط او آن را به تن می کردند که راه را بخشی بود، در غیر این صورت او را در آن مد لباس نیست. عادت او بود به استفاده از نفت در موهای او و به منظور به خاک خودعمامه او را یک تکه پارچه بین آن و موهای خود قرار دهید. هنگامی که او در سفر حج به مکه بود، او را مو خود را اصلاح.

 پیامبر (ص) را مو و ریش خود را با استفاده از دست راست خود لباس. این بود عمل خود را هر روز به لباس موهای او نیست، در واقع او در آن ممنوع است، مگر اینکه دلیل موجهی وجود دارد، و هر روز سوم موهای او لباس.

 در مابقی زندگی، پیامبر (ص) چند تار مو نقره ای در معابد بود. گزارش شده است که آنها بین چهارده و بیست و محدوده. دقت این گزارش ها به همان اندازه معتبر است همانطور که طی یک دوره از زمان بود. یک روز، زمانی که ابوبکر اولین بار متوجه موهای نقره ای، او گفت، "ای رسول خدا،شما قدیمی شده اند، "روی ان حضرت گفت:« تلاوت سوره هود، Waki'ah، Mursalat، AMMA و Kukkirah من قدیمی ساخته شده اند. "

 گردن، شانه، مهر و موم پیامبر و نیم تنه

 پیامبر (ص) بود به خوبی تحت پوشش شانه های پهن و بین آنها وضع خاتم نبوت او. مهر و موم تکه ای از گوشت مطرح تقریبا به اندازه تخم مرغ کبوتر را احاطه شده توسط مو بود.

 بین قفسه سینه پهن و ناف او بزرگ شد یک خط خوب از مو، به عنوان برای استخوان خود آنها بزرگ و متناسب بود. او یک مرد قد متوسط، نه نازک و نه بدن بود.

 فوت پیامبر

 کف پای خود را به طور کامل منتشر شد در حالی که پاشنه اش باریک بودند.

 نحوه پیامبر راه رفتن

 کسانی که از این نظر است که او در یک سرعت سریع راه می رفت، در حالی که دیگران می گویند این است که او به جلو خم کمی به او راه می رفت وجود دارد. و نظر سوم این است که او پای او برداشته زور و اجبار. ما همچنین یاد بگیرند که او راه می رفت سریع و گام های بلند به جای کوتاه گرفت. ما نمی دانیم که اوهرگز راه می رفت haughtily با قفسه سینه خود را با غرور و افتخار اغراق شده، و نه او صدای خراش پای خود را به عنوان او راه می رفت.

 نحوه پیامبر به دنبال

 دو حدیث وجود دارد که یکی از آنها می گوید: آن را سفارشی خود را به همیشه نگاه کردن به سمت زمین، و از سوی دیگر می گوید که او آدم زل می زد به سمت آسمان است. نقل قول نبوی هیچ یک تناقض دیگر را به عنوان پیامبر در امور روز به روز، به میزان متوسطی در حالی که به سمت زمین زمانی که او در انتظار نگاهوحی او را به سمت به آسمان نگاه. او هرگز در هر چیزی خیره شد.

 ارتفاع پیامبر

 گزارش شده است که او کمی بلندتر از انسان متوسط ​​است، با این حال، زمانی که او در میان افراد بلند قد قد معجزه آسا تغییر داده شده بود به طوری که او بلندتر از کسانی که در شرکت او تبدیل شد.

 سن پیامبر

 با توجه به سن و سال او علمای اسلام بر این عقیده هستند که اختلاف نظر وجود دارد زیرا برخی از اصحاب بود سال او به دنیا آمد و در سال مرگ او حساب نمی آوریم. اجماع این است که او شصت و سه ساله بود که او را به استراحت گذاشته شد.

 حمام کردن پیامبر

 هیچ یک از همسران پیامبر (ص) و خانواده اش، دیدم بخش خصوصی خود را، نه او را ببینید آنها.

 ارتباط پیامبر

 هنگامی که پیامبر (ص) را به هر کسی صحبت می کرد، او نمی خواهد فقط به نوبه خود چهره اش را به منظور صحبت، نه، او به نوبه خود یا تمام بدن خود را نسبت به آن فرد، و یا تبدیل صورت و نیم تنه خود را به منظور صحبت با فرد به طور مستقیم. او مرد مغرور نیست. این بود عمل خود را به نگاه به سمت زمانی که او صحبت کردبا هر کسی. سخنرانی او عمدی و مشخص بود به طوری که کسانی که نشسته در شرکت پر برکت خود را به یاد داشته باشید آنچه که او گفت. هنگامی که او خواست به استرس یک نقطه، او آن را سه بار تکرار کنید.

 این بود سفارشی خود را به افراط در بحث بیهوده و بیمعنی.

 نحوه پیامبر از تکیه

 پیامبر (ص) را در برابر یک بالش قرار داده شده در سمت چپ خود تکیه، با این حال، او هرگز در برابر هر چیزی در حالی که غذا خوردن تکیه داد.

 در آخرین بیماری خود، فضل وارد اتاق او و او را با پوشیدن یک گروه زرد در اطراف پیشانی اش. پس از رد و بدل آنها سلام کرده بود او فضل خواست تا سفت باند دور سر بزرگوار او، که او. سپس، او نشسته و ایستاده بود تا حمایت خود را بر روی شانه فضل و وارد مسجد شد.

 هنگامی که رسول خدا مریض بود او را سر خود را در برابر یکی از همسران یا همراهان او استراحت. هنگامی که او در گذشت، سر خود را تکیه داده بود به بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال می شود.

 خوردن و نوشیدن پیامبر

 او با دست راست خود را خوردند و انگشتان دست خود را تمیز لیسیدن در نتیجه استفاده کمتر از آب به دلیل کمبود آب بود. گاهی اوقات او را در دیگران پنج استفاده از سه انگشت،.

 او هرگز مواد غذایی را از یک جدول خوردند به دلیل آن بود از فرهنگ خود، و نه یک بشقاب کوچک، و نه او نان پیتا نوع غذا خوردن. او از یک پارچه چرم خوردند و گوشت خود را با چاقو بریده نیست، بلکه، او را نیش کردن یک قطعه و جویدن آن.

 رسول خدا از یک فنجان های چوبی بزرگ با پوشش فلزی نوشید. او همچنین از آب پوست با فواره زدن اب تمیز نوشید.

 هنگامی که حضرت نوشید از آب زمزم، او ایستاده بود. با این حال، در بیشتر موارد او نشست. وی نوشیدن جرعه های اندک در جای gulping پایین همه در یک بار. (این مشاوره پر برکت برای نوشیدن در یک جرعه در حال حاضر ثابت شده باشد مخل به کبد و معده).

 نان پیامبر و مواد غذایی

 نان پیامبر از زمین سنگ آرد جو، که دارای بافت درشت و آرد گندم ساخته شده است. غربال هرگز مورد استفاده قرار گرفت برای بهبود آرد ذرات در نتیجه زیادی از غلات اغلب باقی ماند که استخراج شد. همانطور که برای مقدار نان، هرگز نان به اندازه کافی وجود دارددر خانواده اش با آن برای پر کردن معده خود را.

 بسیاری از شب او و خانواده اش را به رختخواب بدون اینکه خورده چون هیچ غذایی وجود دارد بروید. این بود که سفارشی از خانواده مقدس را به دور مواد غذایی خود را به کسانی که نیاز دارند، به دنبال پاداش از خدا، بالا ترین.

 او با استفاده از روغن زیتون نه تنها برای پخت و پز، اما برای ماساژ حمایت. او همچنین سرکه استفاده می شود و به گوشت مرغ بخورند. او با اولویت برای گوشت شانه گوسفند خوردند عسل، گوشت بز و گوسفند.

 در میان چیزهای دیگر او خوردند تاریخ بود. یک روز پیامبر (ص) برخی از تاریخ که بر روی زمین افتاده بود در بر داشت. او اصحاب خود گفت که او می توانست آنها را خورده اند اگر او می تواند مطمئن شوید که آنها ابتدا در نظر گرفته شد به موسسه خیریه داده می شود در، برای آن ممنوع است که او و خانواده اش باید از خوردن استموسسه خیریه. او همچنین خوردند خیار و آب خربزه با خرما. خرما همچنین در آب غوطه ور بودند به ارائه یک نوشیدنی شیرین، با این حال، آنها هرگز به سمت چپ شد به اندازه کافی بلند به ترش.

 پیامبر (ص) را آب و شیر بنوشید. بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، گفت که او دوست داشت یک نوشیدنی که سرد و شیرین بود. زمانی که او شیر داده شد او را دعا کرد و گفت: "ای خدا، به ما عطا کند برکت در آن و افزایش آن را برای ما." او همچنین اصحاب خود گفت که هیچ چیز وجود دارد کههم به عنوان غذا و آب به غیر از شیر عمل می کند.

 این رسم پیامبر برای تغذیه صحابه خود را قبل از او بود، خود را خوردند.

 نحوه پیامبر قبل و بعد از خوردن غذا

 پیامبر (ص) همیشه می گفت، "بسم الله" قبل از غذا. او همیشه با دست راست خود را خوردند و از طعام در مقابل او را بخورند. او پس از اتمام غذا خوردن او را خدا تشکر کرد و گفت، "ستایش خدا که ما را تغذیه می شود، و به ما می نوشند، و ما مسلمانان ساخته شده است."

 خواب پیامبر

 قبل از او خواب، پیامبر (ص) را در سمت راست خود را دراز کردن و التماس، "ای خدا، به نام شما من زندگی می کنند و می میرند." زمانی که او از خواب بیدار شد او را التماس، "ستایش خدا، که به ما زندگی دوباره بازسازی شد، که باعث شد ما به مرگ و به او باید از قیامت است."

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال، گزارش داد که قبل از پیامبر (ص) او را خواب جام دست خود را با هم، ضربه بر روی آنها پس از آن تلاوت فصل آل اخلاص، آل فلک، و ناس و سپس دست خود را بر بخش هایی از بدن او پاک او می تواند برسد، این او بود، سه بار با شروع از سر، پس از آنصورت خود را، و پس از آن قسمت جلوی بدن او.

 گریستن پیامبر

 همانطور که قبلا توضیح داده شد، همه چیز را پیامبر عزیز ما انجام از تواضع، صداقت و عشق به خدا و همچنین به دنبال رحمت برای ما بود. خود را با گریه همان بود.

 یک روز عبدالله، پسر مسعود، توسط پیامبر (ص) خواسته شده بود به تلاوت برخی از قرآن به او، که بر روی ان عبدالله پرسید: «ای رسول خدا باید آن را تلاوت من به شما وقتی که از آن شده است به تو؟" پیامبر گفت، "من دوست دارم به آن را بشنود از شخص دیگری." بنابراین عبدالله شروع به تلاوتفصل "نساء" هنگامی که او آیه 41 رسیده است 'پس چگونه خواهد شد و زمانی که ما رو به جلو را از هر ملتی یک شاهد، و آن را تا شما را به گواه بر آن! اشک از هر دو چشم پیامبر سرازیر شد.

 پس از مرگ یکی از دختران پیامبر، Barakah، خدمتکار قدیمی از پیامبر (ص) که با او بود که مادرش فوت کرد، شروع به گریه با صدای بلند. پیامبر (ص) را به خود جلب به آن، برای گریه غیر قابل کنترل ممنوع است. در نتیجه ان او گفت، "آیا من نمی بینم که گریه می کنی؟" او جواب داد: "این گریهممنوع است، آن را یک رحمت از جانب خداوند است. "سپس او گفت،" مسلمان است در صلح در همه زمان ها، حتی زمانی که روح خود را در حال دور گرفته شده، او مشغول گفتن ستایش خداوند است. "

 طعم تواضع پیامبر

 شخصیت های خوبان

 خدا، خود را به اندازه شخصیت پیامبر در فصل "قلم" آیه 4 شهادت "در واقع، شما را بر اخلاق توانا هستند.

 پیامبر (ص) هرگز خوار به بازدید از بیمار، شرکت در مراسم ختم و یا سوار خر. او را دعوت شرایط، حتی دعوت از کسانی که در بندگی، چنین شیوه ای بود که او هرگز به آنها را به عنوان "برده" مراجعه اما نه به عنوان "جوانان" و غیره جلب رضایت قلبی خود را.

 پیامبر (ص) هرگز تردید به شرایط دعوت به فقرا. حتی زمانی که آنها نان و کره ترشیده خدمت کرده است، او نه رد و نه آنها را به جرم.

 پیامبر عزیز ما آن را دوست نداشتند اگر کسی ایستاده بود تا زمانی که او وارد شده است.

 هنگامی که پیامبر (ص) وارد خانه اش او را از وقت خود را به سه قسمت، یک قسمت برای خدا، یکی دیگر از خانواده اش بود، و از سوی دیگر برای خود تقسیم و در عین حال از بخش خود او را نیمی از وقت خود را به اصحاب خود که دیدن می کنید او و پرسش، انتقال پیام و یا درخواستاز دیگران است. او تدریس خود چیزهایی اصحاب که برای تمام ملت خود مفید بوده و به آنها گفت برای انتقال آنچه او آنها را آموزش داده و آنها را تشویق به درخواست به نمایندگی از کسانی که کمتر قادر به ارائه سوال خود را، و هرگز یک پاسخ نکردن. او هرگز وقت تلف گوش دادن به شایعات، امابه عنوان یک ماده از قوانین و مقررات او را در گفتگو از همراهان او بپیوندند، مهم نیست اگر آنها در مورد امور دینی و یا دنیوی صحبت شد.

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، گفت که پیامبر هرگز کسی به جز در جهاد کرد. نه او به زنان رسید.

 پیامبر (ص) احترام و کسانی که مورد احترام و افتخار در کشور خود شدند افتخار. او آنها را از عذاب خدا هشدار داد، واسطه بین مردم، ستایش و عمل صالح تشویق. او اثرات مضر چیزهای بد توضیح داده شده، حذف شده و آنها را مانع.

 پیامبر (ص) پس از دوره متوسط ​​در همه امور و هرگز غفلت برای هدایت پیروان او. او همیشه صادق بود، و هنگامی که او را به هر کسی صحبت می کرد که فرد احساس ترین افتخار.

 هنگامی که پیامبر (ص) چیزی خواسته شده بود، او هرگز رد کرد، و هنگامی که او هیچ چیز را به حال او را با کلمات محبت به پرسشکننده صحبت می کنند. پیامبر (ص) هرگز حاضر به پاسخ به این سوال از یک مسافر و می گفت، "وقتی کسی در نیاز می بینید، به آنها کمک کند."

 وقتی کسی پیامبر را به هر دلیلی پیوست او باقی خواهد ماند تا زمانی که فرد نشسته در سمت چپ. وضع یابم او تنها برای چند نیست، بلکه برای همه، او مانند یک پدر به آنها بود.

 پیامبر (ص) هرگز فکر نمی کردم آن را به زیر او را به بسپار لباس های خود را و نه کمک به کارهای روزمره، و همیشه به نوعی به کودکان بود و خدا به آنها برکت دهد بپرسید.

 این بود سفارشی پیامبر به خود را با توجه مکالمات بیکار و نه هنوز به قطع وقتی کسی صحبت. تجمعات خود را پر از دانش، تواضع، صبر و صداقت بود. او نه تخریب و نه هر کسی خوار. اگر کسی گناه کرده بود، از آن ساخته شده بود عمومی نشده است. آنهایی که کمی، را دوست می داشتترجیح داده می شود در حالی که نیازمند غریبه و مسافران برای مراقبت قرار گرفته اند.

 کسانی که در خاندان پیامبر را دوست داشت او را از صمیم قلب، نه یک بار او آنها را برای داشتن یک چیز خاص انجام نمی ملامت، و نه او همیشه می پرسند که چرا کسی چنین چیزی انجام داده بود. او هرگز به زبان زشت و ناپسند استفاده می شود، و نه او فریاد و صحبت در بازار. این بود راه خود را به گرفتن انتقام کار بد با مشابهعمل، و نه، او آن را ببخشد و آن را نمی خواهد پس از آن اشاره کرد. او هرگز گسل در هر کسی به دنبال.

 هر کس حق و حقوق خود را دریافت کرد، خواه مسلمان یا غیر مسلمان بودند. حتی کافران از مکه به صداقت پیامبر شهادت دادند.

 پیامبر (ص) هرگز تندخو بود، و نه او هر کسی را تحقیر. او همیشه تا حد زیادی نعمت خدا بدون توجه به اینکه آیا آنها کوچک و یا بزرگ بود قدردانی است. او مواد غذایی خود را انتقاد، و نه بیش از حد ستایش آن.

 پیامبر (ص) هرگز بیش از هر ماده مادی خشمگین شد. وقتی کسی از حد در مورد مسائل مذهبی و یا در مقابل حقیقت، او در راه است که هیچ کس نمی تواند تحمل عصبانی شد، و تبدیل به دور. او هر دو مجرم را بخشید یا بدون توجه به او پرداخت می شود.

 هنگامی که پیامبر (ص) خوشحال شد، آن را به عنوان اگر او تقریبا چشمان خود را بسته، به عنوان برای خنده خود، آن را برای بسیاری از قسمت ها یک لبخند است که در آن دندان های جلو پر برکت خود را مانند درخشان hailstones سفید glittered بود.

 هنگامی که پیامبر (ص) نسبت به چیزی اشاره او را تا با دست خود به جای فقط اشاره با یک انگشت انجام دهد. دانشمندان می گویند که این هنوز بود دیگر عمل فروتنی خود را به عنوان او را به عنوان یک انگشت اشاره به خدا بالا می برد.

 هنگامی که پیامبر (ص) توسط چیزی شگفت زده شد او دست خود را روشن کنید. او اغلب صحبت کرد و دست خود را مورد استفاده قرار. گاهی اوقات او را در کف دست راست خود را با سطح پایینی از انگشت شست چپ او اصابت کرد.

 زمانی بود که صحابه به رسول خدا رفت و شکایت از درد شدید خود را از گرسنگی و او را سنگ آنها در برابر معده خود را به آن را متوقف کند از تورم روی ان حضرت آنها را دو سنگ بسته به او نشان داد بسته بود نشان داد وجود دارد.

 نجابت پیامبر غلبه خشم خود را و احمقانه تر یک فرد نسبت به او عمل، بیمار بیشتر او شد.

 تختخواب پیامبر

 پیامبر عزیز ما به یک تشک پر شده با چرم سخت فیبر از درختان نخل خواب. تشک خیلی سخت بود که علائم لیف نخل به علائم ورم بر بدن مبارک او را ترک زمانی که او به وجود آمد.

 مسواک پیامبر

 پیامبر (ص) را دندان های خود را با پایان splayed از ترکه miswaak تمیز می کند.

 عطر طبیعی پیامبر و استفاده از عطر

 رسول خدا با عطر طبیعی کاملا بر خلاف هر گونه دیگر در جهان خجسته بود. از آن شده است به عنوان خوشبو تر از هر کهربا و مشک توصیف کرد. چنین شیرینی آن این بود که زمانی که او perspired، همسران خود را امر به معروف و خود را جمع آوری و آن را به عطر خود را مورد استفاده قرار.

 کفش پیامبر

 پیامبر صندل های چرمی و تسمه دو عینک.

 حلقه پیامبر

 پیامبر (ص) حلقه نقره با سنگ قیمتی از حبشه که او به عنوان یک مهر و موم استفاده می شود.

 هنگامی که اسلام به گسترش و پیامبر (ص) شروع به نوشتن نامه دعوت به اسلام را به امپراتور از رم، شاه از ایران، و به همین ترتیب، او مطلع شد که هیچ کدام از این سران دولت یک نامه شرایط مگر اینکه آن را با مته سوراخ مهر و موم . حلقه در هر دو سال 6 یا 7 بعد از مهاجرت او ساخته شده بودبه مدینه.

 حلقه پیامبر در سه خط محاط شده است، کتیبه اول به عنوان خوانده شده "محمد"، دوم "مسنجر" و سوم "خدا".

 پیامبر سریع

 به غیر از سریع واجب ماه رمضان، پیامبر (ص) مشاهده روزه داوطلبانه است. بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، گفت که پس از مهاجرت به مدینه پیامبر به کل ماه به غیر از ماه رمضان روزه نیست. او همچنین در یکی دیگر از نقل قول نبوی می گوید که او روزهاکثر ماه شعبان.

 ما همچنین گفت: پیامبر (ص) چند روز پس از یک ماه و اصلا در دیگری سریع. از روز او شناخته شده است دوشنبه تا پنجشنبه روزه اند و توجه ویژه خود را دریافت کرد. بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال، گزارش پیامبر گفت، "من در دوشنبه متولد شد، و ارسال شدهقرآن آغاز در دوشنبه. "ابو Hurayrah، گفت که پیامبر گفت،" اسناد ارائه شده (به خدا، به بالا ترین) در روزهای دوشنبه و پنجشنبه. خواسته ی من است که اعمال من ارائه شود در حالی که من در حالت ناشتا هستم. "

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، گفت: "چند ماه او را به سرعت در روزهای شنبه، یکشنبه و دوشنبه، در حالی که در ماه های دیگر او را به سرعت در روز سه شنبه، چهارشنبه و پنج شنبه ها." او همچنین گفت که پیامبر انجام داد به سرعت در روز خاص نیست، اما هر زمان که مناسب است. عبدالله، پسر مسعودگزارش شده است که او به ندرت در روز جمعه روزه.

 پیامبر (ص) نیز سریع خواهد بود در تاریخ 13th، 14 و روز 15 ماه اسلامی، نیز در دهم محرم و 10 از Thul الحجه. پس از مهاجرت پیامبر او برخی از یهودیان مشاهده سریع در دهم محرم است که به سرعت از عاشورا مشاهده شده است. او از آنها خواست که چرا آنها در حالت ناشتا شدو گفته شد که آن روزی است که خداوند، بالا ترین، ذخیره حضرت موسی، ع، از فرعون بود، و آن را نیز روز به روز بر آن خدا، بالا ترین، غرق کرد فرعون بود. یهودیان به پیامبر گفت که حضرت موسی، ع، که در آن روز از قدردانی سریع وشادی پس از ان حضرت عزیز ما گفت: "ما حق دارند بیش از شما به دنبال موسی، صلح بر او باشد." پس از آن پیامبر (ص) دستور داد پیروان خود را به سرعت در آن روز. این سریع واجب بود تا زمانی که دستور آمد روزه ماه رمضان، پس از آن پیامبر (ص) گفت: آن را داوطلبانه بود.به فاصله سریع اسلامی عاشورا از آن یهودیان، پیامبر را هر دو روز قبل از عاشورا، و یا روز بعد و همچنین در روز عاشورا خود را سریع.

 عبادت پیامبر

 همه چیز پیامبر عزیز ما انجام یک عمل عبادت بود، و زیر هستند، اما تعداد کمی از نمونه های متعدد.

 اگر چه او کاملا بی گناه بود و قول داد که بالاترین رتبه در بهشت، رتبه که در آن هیچ پیامبر دیگر به دست آمده است، آن او را از ارائه یک مقدار نماز داوطلبانه جلوگیری نمی کند.

 پیامبر عزیز ما چنین نماز طولانی است که پاهای خود متورم شد ارائه دهد. بانوی عایشه از او پرسید که چرا او مانند نماز طولانی هنگامی که خدا او را از همه گناهان او را بخشیده بود ارائه شده است. پیامبر (ص) پاسخ داد، "اگر من یک بنده سپاسگزار نیست؟"

 این عمل پیامبر بعد از نماز عشا برای اولین قسمت شب به خواب بود، و سپس بیدار به نماز داوطلبانه خود را تا زمان یک را قبل از ناشتا صبحانه. در آن زمان او را در آخرین نماز شب است، که نماز Witr ارائه دهد. پس از آن، پیامبر (ص) رابازگشت به آپارتمان و خواب خود را تا زمانی که فراخوانی برای نماز صبح شده بود، زمانی که او می یا وضو فرعی یا اصلی در آمادگی برای نماز را.

 داوطلبانه نماز شب پیامبر با دو واحد کوتاه از نماز و به دنبال آن واحد بسیار طولانی از نماز است که در تعداد متفاوت آغاز شود. گاهی اوقات او را ده واحد از نماز و به دنبال آن Witr ساخت تعداد در مجموع سیزده ارائه - این تعداد هرگز بالاتر از - پس از آن بار دیگر اوهشت واحد را از نماز و به دنبال آن نماز Witr ارائه دهد.

 هر گاه پیامبر (ص) قادر به ارائه نماز خود را در طول شب، بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، گفت که دوازده واحد از نماز قبل از اواسط روز ارائه دهد. او همچنین اظهار داشت که او نماز خود را در شیوه ای کامل ترین ارائه می گردد.

 زمانی بود که بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال وجود دارد، پرسید: «ای رسول خدا آیا شما خواب قبل از اینکه شما ارائه Witr؟" او جواب داد: "O عایشه، چشم خواب من، اما قلب من بیدار است." این حالت پر برکت هدیه ویژه عطا پیامبران است.

 در طول ماه رمضان که پیامبر را ارائه بسیاری از نماز تراویح در مسجد، و اصحاب او گفت که کسانی که با ایمان صادقانه در نماز در طول شب قدر (آل قدر) ایستاده و امیدواریم خواهد شد که گناهان خود را ببخشند. هنگامی که او نماز تراویح خود را با جماعت ارائه نمی دهد اوآنها را در خانه ارائه دهد.

 وقتی او بیمار بود، پیامبر (ص) نماز خود را ارائه نشسته تا بین سی و چهل آیات باقی مانده که او ایستاده و آنها را بخواند، سپس او را تعظیم و سجده، او در همان واحد دوم نماز انجام داد.

 عمر گزارش پس از دو واحد از نماز، قبل و بعد از نماز اواسط روز، و دو واحد از نماز بعد از نماز عصر و دو واحد از نماز بعد از نماز شب را با پیامبر (ص) ارائه شده است.

 تلاوت پیامبر از قرآن کریم

 بانوی ام سلمه، ممکن است خدا با او خوشحال است، گفت: "او خوانده هر کلمه به طور جداگانه و مجزا." او همچنین گفت: "او خوانده:" مهربان، مهربان و متوقف پیامبر متوقف شد دوباره بعد از "." ستایش خدا را، پروردگار جهانیان است و متوقف شد، پس از آن خوانده، صاحب روز قیامت "

 هنگامی که بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال، خواسته شده بود که آیا پیامبر (ص) خوانده آرام یا با صدای رسا، او پاسخ داد که او خوانده و هم آن.

 یک روز ام هانی که در مکه زندگی می کردند، گفت که او از پشت بام بالا از خانه او شنیده تلاوت از پیامبر است. محققان می گویند این به دلیل سکوت شب بود که صدای سفر بیشتر است.

 هنگامی که پیامبر (ص) باز مکه، او سوار شتر خود، Kaswa، خواندن آیات زیر را بارها و بارها، در واقع ما برای شما باز باز روشن، که خدا می بخشد گذشته خود و گناه آینده و به نفع او به شما می رساند، و راهنمای شما در مورد راه راست. " (48: 1-2). معاویه، فرزند Korrah،که یکی از راویان این نبوی عبارت بود گفت که اگر او می ترسید که مردم او را احاطه کرده است، او آن را در تن همان خوانده.

 همنشین، Katadah، گفت که خدا هر یک از پیامبران او یکی از ویژگی های زیبا و صدای زیبا را داد، و این که پیامبر (ص) ما هر دو ویژگی های زیبا و صدای حال، اما او در تن ملودیک تلاوت نه به عنوان سفارشی از خوانندگان است.

 نتیجه

 همه کسانی که پر برکت برای دیدن حضرت محمد تنها می تواند نجیب، ویژگی های پر برکت خود را با گفتن، توصیف "من هر کسی مانند رسول خدا نه قبل و نه بعد از او را دیده اند، نیست." بنابراین، آن را برای ما غیر ممکن است در این روز و سن به درک قدر از زیبایی اش، از لحاظ جسمی یاو یا درون.

 با تلاش به آینه روش او، نعمت فوق العاده ای که سرشار از پاداش وجود دارد.

 خداوند را ستایش و احترام حضرت محمد عزیز ما، بهترین خلقت او.

 ارزش فوق العاده ای

 پیامبر

 اینجا و در آخرت

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 ارزش فوق العاده ای پیامبر

 در اینجا و در آخرت

 خبر معتبر و شناخته شده روایت ارزش محترم خداوند بر پیامبر (ص) او را با موقعیت خود را بلند و اشراف در این زندگی و زندگی ابدی قرار داده با هم.

 هیچ جایی به اختلاف است که حضرت محمد است که تا بحال نجیب بیشتر از همه انسان ها وجود دارد، و این که او استاد از فرزندان آدم است. و نه هر گونه شکی که او در نزد خدا کسی است که به بالاترین ایستگاه و رتبه بالا، و کسی که به او نزدیک است وجود دارد. شما بایدمی دانم که خواننده عزیز نقل قول که به ما رسیده اند بی حد و حصر هستند و ما باید خودمان را به کسانی که معتبر و شناخته شده هستند محدود شده است.

 رتبه پیامبر با پروردگار خود

 گزارش رتبه پیامبر با پروردگار خود، توانا و منزه، به انتخاب خود، بالا بردن یاد او، رتبه ترین مورد علاقه، تسلط بر فرزندان آدم، تخصص رتبه خود را در این زندگی و نعمت خود را بسیار عالی نام

 پیامبر (ص) پرسیده شد که نبوت به او عطا شد و ابو Hurayrah به ما می گوید که او جواب داد: "وقتی که آدم میان وضعیت بدن و روح و روان است."

 با توجه به تعالی تبار پیامبر ما توسط پسر آل Asqa است، Wathla که، رسول خدا به آنها گفت گفت، "خدا اسماعیل از فرزندان ابراهیم را انتخاب، و از فرزندان اسماعیل او فرزندان Kinanah انتخاب کرد. از فرزندان او Kinanah کودکان انتخاباز هاشم، و از فرزندان هاشم او را انتخاب Koraysh، و او به من از فرزندان هاشم را انتخاب کرد. "

 در نقل قول زیر انس به ما می گوید که پیامبر از موقعیت افتخار او صحبت کرد و گفت: "من بیشتر افتخار از فرزندان آدم با پروردگار من است، و من مباهات نیست."

 پسر عباس به گزارش پیامبر گفت، "من اصیل ترین از اولین و آخرین هستم و من مباهات نیست."

 بانوی عایشه، مادر مؤمنان، ممکن است خدا با او خوشحال، به ما می گوید که پیامبر گفت، "جبرئیل به من آمد و گفت،" من در شرق و غرب زمین را تفتیش و هیچ مردی بهتر از محمد (ص) را دیدم، نه انجام من یک قبیله بهتر از فرزندان هاشم. "

 در "شب سفر" Burak در، (بالدار سفید آسمانی سوار) برای پیامبر (ص) هیچ کس به ارمغان آورد به سوار شدن و انس به ما می گوید که آن را پس از دیدن پیامبر (ص) شاد و خرم شد که در نتیجه ان جبرئیل به Burak در گفت: "آیا این شما را به محمد (ص)؟ که تا به حال زده شما محترم تر از او به خدا است. " برشنیدن این Burak در به عرق میکنه. (شیخ درویش افزود: این به خوبی شناخته شده است که Burak در کوه آسمانی از پیامبران بود، با این حال، آن قرن بوده است از او گذشته بود زده، Burak در نیز از رتبه محترم حضرت آگاه بود، و آن این است که او را باعث شد. برای تبدیل شدن به شاد و خرم، پس از آنهنگامی که جبرئیل به او در مورد آن صحبت می کرد، او را در عرق میکنه.)

 ابو Hurayrah، همراه با چند صحابه دیگر به ما می گوید که پیامبر گفت، "پنج چیز به من داده شده است که هیچ پیامبر دیگر قبل از من داده شد. از راه ترور که به قلب دشمنان من کمک یک ماه قبل از من داده شد بازیگران وارد شده است. زمین تا به یک مسجد برای من ساخته شده استو یک محل از خلوص، بنابراین زمانی که وقت نماز می رسد، هر مرد از امت من قادر به دعا است. غنایم جنگ که غیر قانونی به تمام پیامبران گذشته اند قانونی به من ساخته شده است. من برای همه مردم فرستاده شده است. من شفاعت (در روز قیامت) داده شده است. "

 در اشاره به تمام جهان، پیامبر گفت: "من برای همه نژادها، عادلانه و تاریکی فرستاده شده است." در این بیانیه گذشته شده است به دو روش توضیح داده شده است، برای اولین بار است که "تاریکی" اشاره به اعراب و "عادلانه" غیر عرب. دومین توضیح است که "عادلانه" اشاره به نوع بشر و "تاریکی"به جن که از آتش آفریده شده اند و در مناطق دور افتاده زندگی می کنند بلکه کسانی که در میان انسان ها زندگی می کنند وجود دارد.

 ابو Hurayrah همچنین به ما می گوید که پیامبر (ص) گفت: "از راه ترور که به قلب دشمنان من بازیگران، I پیروزی داده شد، و من eloquences از تمام کلمات داده شده است. در حالی که من خواب، من یک چشم انداز به حال که در آن کلید های گنجینه های زمین را به من آورده شد، و قرار داده شده در دست من. "علاوه بر این در انتقال دیگری است، "به رتبه نبوت برای همه زمان توسط من مهر و موم شده است."

 امیر، پسر UKBA را روایت میکند که پیامبر گفت، "از طرف شما، من در پیش قبل از اینکه بری، و من شاهد خواهد بود برای شما. به خدا سوگند، من به دنبال در استخر من در حال حاضر. من کلید داده شده است گنجینه های زمین است. به خدا سوگند، من از ترس نیست که شما (دیگر با خدا) بعد از مرتبطمن، نه، من از ترس شما با یکدیگر برای به دست آوردن دنیوی با یکدیگر رقابت خواهند کرد. "

 پسر عمرو است، عبدالله ما می گوید که رسول خدا گفت: "من محمد، پیامبر درس نخوانده ام، هیچ پیامبر بعد از من وجود دارد. من همه eloquences از کلمات و معنای نهایی خود را به او داده شد."

 پسر عمر به ما می گوید که پیامبر از پایان جهان صحبت کرد و گفت: «من فرستاده شده است قبل از ورود یک ساعت گذشته طولانی نیست."

 ابو Hurayrah به ما می گوید که پیامبر (ص) از نشانه های نبوت داده شده به پیامبران پیشین صحبت کرد و گفت، "هر پیامبر نشانه های که مردم او را باور داده شد، و من وحی که خدا را به من فرستاده داده شده است، و امیدوارم که من بیشترین تعداد را داشته استاز پیروان در روز قیامت. "

 دانشمندان اسلام به معنی از نقل قول قبلی گفت که آن را قرآن، بزرگترین معجزه داده شده به حضرت محمد است، زیرا بر خلاف تمام معجزات دیگر پیامبران بزرگوار است و آن را تا زمانی که جهان باقی مانده است باقی خواهد ماند توضیح داد. معجزات پیامبران پیشین به نظر می رسداما باقی نمی ماند و تنها در زمان زندگی خود حضور داشتند. قرآن خواهد نسل بعد از نسل تا روز قیامت باقی می ماند.

 با توجه به عظمت این موضوع ما توضیح به خواننده را به شیوه ای ساده ارائه شده و inshaAllah از آن خواهد شد در جزئیات بیشتر در کتاب مربوط به معجزات خطاب.

 توجه ما این است که توسط امام علی کشیده شده، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، که هر پیامبر داده شد هفت نفر نجیب، وزرا، اصحاب را از ملت خود را با این حال، پیامبر ما چهارده داده شد و شامل، ابوبکر، پسر عمر مسعود و عمار . علاوه بر این، ده نفر از اصحاب پیامبر بودبهشت تضمین شده (حمزه، جعفر، علی، حسن، حسین، آل مقداد، ابو Dharr، Hudhayfa، سلمان و بلال).

 پیامبر گفت، "خدا مکه از فیل محافظت و رسول او و مؤمنان به بیش از آن را کنترل کند. چنین خواهد شد به هر کسی بعد از من اجازه داده شود و آن را برای فقط یک ساعت از یک روز را برای من حلال ساخته شده است." (شیخ درویش افزود: فیل های ابرهه به مکه آورده بودند برای از بین بردنکعبه. پیامبر (ص) به مبارزه در حوزه مقدس مکه فقط برای یک ساعت در روز او باز مکه مجاز بود.)

 Sairia، پسر آل Irbad، گفت که رسول خدا گفت: "در واقع، من بنده خدا و خاتم پیامبران از زمان آدم در خاک رس تنظیم شده بود من از شما در مورد این اطلاع خواهد داد: من دعا می کنم من پدر ابراهیم و بشارت عیسی، و چشم انداز از مادر من و به عنوان مثل،مادران از پیامبران را ببینید - و می دانم که مادر رسول خدا را به عنوان او به هنگام تولد به من، نور ساطع شده از او را که روشن کاخ سوریه، تا او آنها را دیدم "(به روایت احمد پسر حنبل ، بازار و آل Byhaqi که این حدیث در نظر گرفته می شود معتبر همانند ابن Hibban،آل حکیم و تایید شده توسط حافظ ابن حجر. به گزارش حافظ عبدالله بن صدیق آل Ghumari، ممکن است که رحمت خدا بر آنها).

 (برای این شیخ درویش افزود: این نفی از نظر کسانی که در نظر بانوی Aminah صرفا در میان مردم از طبیعت درست قبل از اسلام است، و به عنوان مثل خود "خیریه" است به آنها فرستاده گفت این نشانه آن است که پیامبر (ص)، او اولین بار در میان دوستان نزدیک خدا (awlia) استدر اسلام، و اینکه او مادر بزرگوار خانواده از خانه پیامبر (ص) است، از او با چشم از دوستان نزدیک خدا (awlia) را دیدم. چنین وضعیت رتبه بندی بالا است که در حدیث الهی اشاره شده است، "من خواهد چشم خود را که با او می بیند". این به این معنی است که او را دیدم کاخ ها، نه بابینایی خود را منظم اما با نور پسرش. بنابراین، او را با بهترین افتخار و شیر خود را وقف، و او را قبل از روشنایی جهان روشن.

 گرامر، پیامبر (ص) را به خود را به عنوان نفر دوم با مادر خود اشاره شده است، و شاهد است که او را دیدم کل نور، در حالی که دیگران در مورد آن پس از آن شنیده نداشت. پیامبر (ص) او را مفتخر و به نام او "مادر از رسول خدا". نور، افتخار و شادی خود را با بانوی ارث برده بودخدیجه، سپس دخترش فاطمه (س)، خداوند از آنها خشنود است).

 حافظ ابن کثیر در صحیح خود (معتبر) Seerah گزارش داد که بانوی Aminah نیز شاهد نور همان زمانی که او تصور پیامبر است. او همچنین در همان مرجع ذکر شده به برکت پیامبر (ص). قبل از مرگ او، شیخ بنی پایبند به این و فرقه وهابی رها. شیخ بنی شدبسیار مهم از باور استادانی از روحانیون بزرگ وهابی - بن باز و Twigry - که حفظ شباهت بین انسان و خدا.

 این است، به طور خلاصه، به برکت خداوند به ما درک درستی از این حدیث. این مرجع معتبر انکار ناپذیر را به نور نبوت است، و هیچ کس نباید روایت نادرست است که می گوید، در نظر است که جعل آن "O جابر، اولین خلقت خداوند نور حضرت خود است"ادعا در Musannaf از عبدالرزاق گزارش شود. چنین گفت در آن مرجع و یا هر جای دیگر وجود دارد، آن است که کاملا نادرست است).

 پسر عباس به اصحاب خود در مورد موقعیت پیامبر گفت، سخن گفت «خداوند محمد را به ساکنان آسمانها و دیگر پیامبران نجیب ترجیح داده است." در نتیجه ان اصحاب خود در مورد برتری خود را بر ساکنان آسمان ها پرسید، پس عباس به آنها گفت، "خدا به می گوید:ساکنان آسمان، "اگر هر یک از آنها می گوید: من خدا دیگر از او، ما او را با جهنم پاداش خواهد داد. به این ترتیب ما پاداش ظالمان آسیب "(21:29). در حالی که خداوند به حضرت محمد گفت:" در واقع، ما برای شما باز باز روشن است که، خداوند گذشته و آینده خود را می بخشدگناهان، و به نفع او را کامل به شما، و شما را بر راه راست ". (48: 1-2) اصحاب عباس پس از آن در مورد برتری پیامبر بر دیگر پیامبران بزرگوار پرسید که بر روی ان عباس آنها را از آیه یاد،" خدا می گوید: "ما هیچ رسول جز در زبان ملت خود فرستاده اند،به طوری که او ممکن است همه چیز را ساده به آنها را. اما خدا منجر گمراه و هر که را بخواهد هدایت بخواهد. (34:28) ما تو را برای همه مردم به جز ارسال کنید تا آنها را بشارت آورد و برای هشدار دادن به ": او قادر متعال، حکیم است" در حالی که خداوند به حضرت محمد گفت: (4 14) ".

 یک روز هنگامی که خالد، پسر معدن در میان صحابه بود که رسول خدا خواسته بیشتر در مورد خود را به آنها بگویید، به طوری که پیامبر به آنها گفت، "من در پاسخ به این دعای پدر من ابراهیم، ​​زمانی که او supplicated" پروردگار ما، ارسال در میان آنها رسول از آنها »(2: 129). عیسی نیزدرباره من خبر خوب داد. "

 پیامبر گفت، "وقتی مادرم مرا درک می کرد، او یک چشم انداز است که در آن نور از او آمد که قلعه بصره در سوریه روشن بود." سپس او از کودک شیر خوار خود صحبت کرد و گفت: "من از قبیله سعد پسر ابوبکر را شیرخوار شد". سپس پیامبر (ص) آنها را به مناسبت دوم گفت که سینه اش باز شد،"من در نگهداری برخی از حیوانات با من فاستر-برادران پشت چادر ما هنگامی که دو مرد با پوشیدن لباس سفید به من آمد. آنها به من برگزار محکم و تقسیم باز قفسه سینه من، از گلو من را به شکم من. سپس آنها قلب من برداشته و آن را تقسیم را باز کنید. سپس آنها قلب و سینه ام با برف شستشو تا زمانی که به حالآن تمیز است. "یکی از فرشتگان گفت: به دیگر،" او را با ده نفر از ملت خود را ارزیابی کند، "اما من آنها را هرحال. او گفت،" او با یک صد تن از ملت خود را ارزیابی کند، "اما من هنوز هم آنها را هرحال. سپس به او گفت، "او را با یک هزار از ملت خود را ارزیابی کند،" اما یک بار دیگر من به آنها هرحال. پس از آنفرشته گفت: "اگر شما به او با تمام ملت او هنوز هم همه آنها را سنگین تر بودن وزن!"

 انس می گوید از اولین بار سینه پیامبر گفت: "جبرئیل به رسول خدا آمد به عنوان او با برخی از کودکان در حال بازی باز شد. جبرئیل او را گرفت و پس از او خود را کنار گذاشته، او را شکافته باز قفسه سینه خود را به قلب او و آن را حذف سپس، او حذف لخته گفت: 'این است که می شود،سهم شیطان در شما. 'پس از آن، او قلب خود را با آب زم زم-از یک کشتی طلایی شسته و آن را resealed، و آن را به جای خود برگرداند. کودکان به مادر کودک شیر خوار خود رفت و گفت، "محمد کشته شده است! سپس او به آنها بازگشت و آنها او را استقبال، در حالی که رنگ او هنوز هم باقی مانده استبرده می شود. "انس افزود:« من به نشانه های دوخت در قفسه سینه خود را ببینید. "

 عبدالله، پسر مسعود گفت، "خدا در قلب عبادت کرد، و از میان آنها انتخاب قلب (پیامبر)، محمد. خدا او را برای خود انتخاب کرد و او را با پیام خود."

 معجزه از سفر شب و صعود آسمانی

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 معجزه از سفر شبانه و صعود آسمانی

 مورد علاقه پیامبر (ص) با معجزه شب سفر از مکه به بیت المقدس، و صعود آسمانی. گفتگو با پروردگار خود، دیدن، منجر پیامبران در نماز، صعود به LOTE درخت، و آنچه او از نشانه های بزرگ پروردگارش را دید.

 (شیخ احمد درویش افزود: قاضی تحقیقات ایاد، و همچنین حافظ ابن حجر، ارائه آنچه که از یک گروه از فرستنده به دیگری درباره صعود آسمانی تحویل داده شده است.

 از آنجا که قاضی تحقیقات ایاد، و همچنین حافظ ابن حجر می بلندپایه علمای حدیث آنها استخراج شده و وارد مجموع تمام حدیث سازماندهی دنباله ای از اتفاقات در طول صعود آسمانی. در حالی که کسانی که دانش حدیث ناقص ممکن است فرض کنید تناقض وجود دارد، که نهمورد.

 قاضی تحقیقات ایاد، و کارشناسان در این موضوع این نظر است که پیامبر (ص) چشم انداز (در طول خواب خود) صعود معنوی، که به نوبه خود، او فارغ التحصیل شد و او را به صعود واقعی نهایی معجزه واقعی فیزیکی در هر دو بدن و روح و روان معرفی تجربه هستند.

 این حالت نهایی دولت است که ناشی از کافر و منافق به بحث زیرا هیچ کس می تواند مربوط به یک چشم انداز در مورد بحث در طول خواب است.

 محقق متخصص بینظیر از حدیث، حافظ ابن حجر، که عمیق درک و دانش توسط همه اذعان کرد، با توانایی برای سازماندهی این نخ از این احادیث از منبع این داستان معتبر خجسته بود.

 از تخصص حافظ ابن حجر در ما می دانیم که از آغاز این رویداد مهم محل در شب در خانه ام هانی در زمان - است که در دره ابو طالب - که در آن پیامبر (ص) رخ داده است به خواب. و، آن را به پشت بام خانه خود را به طور ناگهانی تقسیم شد که باز بود، و آن را که خاص بودخانه به آن حضرت اشاره زمانی که او گفت: "خانه" از آنجا که در آنجا بود که او در آنجا ماند.

 آن را در آن شب خاص بود که جبرئیل آمد به او، و او را از خانه ام هانی به مسجد مقدس جایی که او به عنوان استراحت، او را از حالت بین خواب و بیدار شدن از خواب در زمان ظهور. این که در آن زمان که جبرئیل او را به درب کعبه که در آن پیامبر (ص) نصب شده Burak در زمان بود - "رفتنتا 'ذکر شده در حدیث اشاره دارد ارتفاع از آغاز سفر شبانه، در حالی که صعود به آسمان در اورشلیم رخ داده است.

 حافظ ابن حجر نیز میریزد نور بیشتر به عنوان او چند حوادث گزارش شده است که مربوط به باز شدن قفسه سینه پیامبر، که یکی از آنها در آماده سازی برای اسراء و Miraj رخ داده سازمان یافته است. این رویداد برای اولین بار از روایت حذف ذرات دقیقه، در حالی که دهانه های دیگر صرفا برای شستشوبا آب زم زم-و پر کردن قلب پیامبر (ص) و قفسه سینه با ایمان).

 معجزه شب سفر از حضرت محمد می گوید که خود امام از همه پیامبران نجیب، مکالمات خود را با خدا، چشم او، عروج او به LOTE درخت (درخت Sidrat) از پایان دادن به نزدیک به باغ پناه، و صحبت می کند از بزرگترین نشانه های خدا توسط او در طول دیده می شودسفر خود را.

 یکی دیگر از ویژگی های بسیار ویژه حضرت محمد (ص) ساخته شده است به ما به عنوان نتیجه این رویداد شناخته شده اضافه شده است که ما بیشتر از درجه متعالی بر او در این حساب عطا یاد بگیرند. این رویداد معجزه آسا در قرآن و اطلاعات بیشتر ذکر شده ساخته شده در معتبر نبوی به ما شناخته شدهنقل قول.

 خدا می گوید، "متعال او کسی است که او بنده (حضرت محمد) totravel در شب از مسجد الحرام (مکه) به مسجد دورترین (اورشلیم) است که آن را در اطراف آن پر برکت به طوری که ما ممکن است او را به برخی از نشانه های ما نشان می دهد انجام می شود. و او شنوا و بیناست. " (17: 1)

 و، "سوگند به ستاره هنگامی که آن را فرو، همراه شما است و نه گمراه، نه از errs و نه او از میل صحبت می کنند. در واقع، آن است که وحی است که نشان داد، آموزش داده شده توسط کسی که استرن در جز نیروی نیست. از قدرت، او (جبرئیل) ایستاده بود در حالی که او در شرکت به بالاترین افق بود و پس از آن او در نزدیکی کشید، ونزدیک او اما طول دو کمان یا نزدیکتر شد، تا (خدا) به عبادت او (جبرئیل) را که او نشان داد (به حضرت محمد) را نشان داد. قلب او را از آنچه او را دیدم دروغ نیست. چه، شما را با او اختلاف در مورد آنچه که می بیند! در واقع، او را در تبار دیگر در LOTE درخت دیدم (Sidratدرخت) از پایان دادن به نزدیک به باغ پناه. وقتی که می آید به درخت سدر است که، که می آید چشم او منحرف نمی وجود دارد، نه آنها در واقع برای منحرف او یکی از بزرگترین نشانه های پروردگار خود را دید "(53: 1-18).

 مسلمانان کاملا بدون شک در مورد وقوع این بزرگ، رویداد معجزه آسا به خاطر خدا خود را به آن شهادت در قرآن کریم. هستند تعداد زیادی از نقل قولها معتبر نبوی که بر جزئیات آن استادانه درست شده و شگفتی را به ما هنوز هم بیشتر آشنا با ویژگی های بسیار خاص وجود دارداز پیامبر عزیز ما. برخی از اطلاعات در حال حاضر شناخته شده برای شما در کتاب قبلی از این سری ساخته شده است، با این حال، ما خواهد شد، ان شاء الله (inshaAllah)، شما با نشانه های بیشتری را به قدر آن را روشن.

 پسر مالک را انس به ما می گوید که او با رسول خدا گفته شد "Burak در به من آورده شد. این حیوان سفید، تا حدودی بلندتر از خر، هنوز کوچکتر از قاطر بود. گام فاصله است که برابر طیف وسیعی از گسترش آن چشم انداز (شیخ احمد درویش اظهار داشت: این بدان معنی است که آن را در سفرسرعت نور). من نصب شده و آن را سوار تا زمانی که من به اورشلیم آورده شد. من آن را به حلقه اتصال اینترنت است که پیامبران استفاده و پس از آن وارد مسجد که در آن دو واحد از نماز دعا گره خورده است. وقتی که من بیرون آمد، جبرئیل به من آورده دو کوزه، یکی از شیر و دیگر از شراب. من تنها حاوی انتخابشیر و گابریل گفت: شما ماهیت درست را انتخاب کرده اند. "

 سپس او (جبرئیل) با من به آسمان اول صعود و پرسید: برای آن باز می شود و صدای پرسید: "چه کسی است؟" او، "گابریل" پاسخ داد. سپس صدا پرسید: "چه کسی است با شما؟ گابریل پاسخ داد: محمد. صدای پرسید "بود، او را برای فرستاده؟" و او پاسخ داد، "او برای فرستاده شد بر روی اندرها را برای ما باز شد و من آدم که به من استقبال و supplicated برای من دیدم. سپس به آسمان دوم صعود و گابریل خواسته برای آن باز می شود، و صدای پرسید، "چه کسی است؟" و او پاسخ داد: "گابریل" و صدای او پرسید، "چه کسی است با شما؟ که او پاسخ داد: محمد. این، خواسته شده بودبود او را برای فرستاده؟ " و او پاسخ داد، "او بود." و درب را برای ما باز شد، و در آنجا دو عموزاده، عیسی مسیح، پسر مریم و جان، پسر زکریا را دیدم. آنها به من استقبال و supplicated برای من. سپس به آسمان سوم صعود و همین اتفاق افتاده و در را برای ما باز شد و من ملاقات کردیوسف، او نیمی از زیبایی داده شده بود، و او را بیش از حد به من استقبال و supplicated برای من. پس از آن ما به آسمان چهارم صعود و همان چیزی که رخ داده است. در آنجا دیدم ادریس (خنوخ) و او به من استقبال و supplicated برای من. (ادریس) خدا می گوید، "ادریس، او بیش از حد از حقیقت بود و پیامبر (ص)"(19:57). پس از آن، ما را به آسمان پنجم صعود و همان چیزی که رخ داده است. هارون در آنجا بود و او استقبال و supplicated برای من. سپس، ما به آسمان ششم صعود، و همان چیزی که رخ داده است، وجود دارد و من موسی که مورد استقبال و supplicated برای من دیدم. پس از آن ما به هفتم صعودآسمان و همان چیزی که رخ داده است و من تو را دیدم ابراهیم با تکیه بر "بیت آل نزول (مجلس شلوغ) توسط هفتاد هزار فرشته در آسمانها که وارد اما ظهور نمی pilgrimaged.

 سپس او به من به درخت سدر از پایان زمان، برگ های آن مانند گوش فیل و میوه آن مانند عروق سفال هستند. هنگامی که یک فرمان از خدا آن را پوشش می دهد، آن است که پوشش داده شده است تبدیل شده است، در راه است که هیچ موجودی قادر به توصیف در حساب از زیبایی مطلق است. سپس،خدا به من نشان داد چه او نشان داد و او پنجاه نماز در هر روز با شب خود را موظف. سپس من به موسی نازل، و او از من پرسید، "چه پروردگار خود را موظف بر سر ملت خود را؟ من به او گفتم "پنجاه نماز 'تا او به من گفت،" بازگشت به پروردگار خود و از او می خواهیم به آن روشن، ملت شماهرگز قادر به انجام این کار باشد. من از فرزندان اسرائیل تست شده و به تجربه می دانیم. " پس من رفتم به پروردگار من و درخواست، "پروردگار من، آن روشن برای ملت من است." بنابراین او آن را با پنج کاهش می یابد، و من به موسی بازگشت و به او گفت، "او آن را با پنج برای من کاهش می یابد." موسی گفت: "ملت شما قادر نخواهد بودبرای انجام این کار، بازگشت دوباره به پروردگار خود و از او می خواهیم به آن روشن. برای خودم نگه داشتم و آینده بین خداوند و موسی من تا خدا گفت: محمد (ص)، آنها پنج نماز در طول هر روز را با شب آن است. هر تعداد نماز به عنوان ده، معادل پنجاه نماز. هر کس در نظر دارد برای انجام کاری خوب است،اما آن را انجام نمی، عمل خوب خواهد شد برای او نوشته شده است. اگر او آن را ندارد، ده خواهد شد برای او نوشته شده است. هر کس در نظر دارد برای انجام کاری بد، اما آن را انجام نمی - چیزی خواهد شد که علیه او نوشته شده است. اگر او آن را ندارد، پس از آن یک کار بد ثبت خواهد شد. " سپس من به موسی بازگشت و به او گفت و او گفت،"بازگشت به پروردگار خود و از او می خواهیم به آن روشن. پس از آن، رسول خدا گفت: من به پروردگار من اغلب رفته اند، من قبل از او خجالتی هستم. "

 جزئیات دقیق از صعود مقدماتی آسمانی توسط ابو Dharr که به ما می گوید که رسول خدا گفت، "پشت بام خانه من باز تقسیم شد، و جبرئیل نازل شد و سینه ام را باز کرد و آن را با آب زمزم شسته از. سپس روایت شد او به ارمغان آورد یک ظرف طلا پر شده با عقل و دانش و باور است کهاو را به سینه ام ریخته و سپس آن را مهر و موم شده. او به من به دست گرفت و با من به آسمان صعود "(لطفا به اولین یادداشت مقدماتی ما مربوط به مراجعه کنید:. قاضی تحقیقات ایاد و حافظ ابن حجر که در آن حافظ ابن حجر یکپارچه دنباله با سازماندهی تمام موضوعات را تنها در یک موضوع بر اساس بردرک وسیع خود را از رویداد. بسیاری دیگر از حدیث معتبر که جزئیات بیشتر اضافه کردن به رویداد، هر دو در مرحله مقدماتی از سند چشم انداز و از واقعی وجود دارد. قاضی تحقیقات ایاد همچنان به پرتاب نور بیشتری به سفر شبانه با جلب توجه ما به گزارش چند صحابه).

 پسر شهاب ما "به جز آدم و ابراهیم به من گفت (حضرت محمد). به حضرت صالح و برادر صالح خوش آمدید 'هر پیامبر است. آدم و ابراهیم گفت:' پسر صالح." "می گوید،

 پسر عباس، گزارش می دهد که پیامبر (ص) گفت، "پس او (جبرئیل) با من صعود تا زمانی که من به سطح دشت جایی که من شنیده خاراندن قلم."

 پسر Sa'sa'a، ملک به ما می گوید از گفتگو پیامبر با موسی، او گفت، "همانطور که من گذشت موسی او، گریه او، خواسته شده بود" چرا گریه؟ موسی پاسخ داد: خداوند، این مرد جوان که پس از من فرستاده شده است، و بیشتر از کشور خود را از کسانی که از امت من وارد بهشت. " (شیخ درویش افزود: شماممکن است کنجکاو که چرا موسی گریستم. به این دلیل است که او خواهد شد به تعداد کمتری از مردم که عبادت و ستایش خدا به تنهایی، در حالی که حضرت محمد خوشحال است چون او را تعداد بیشتری از نمازگزاران که ستایش خدا به تنهایی چرا که او ابزاری در هدایت آنها را داشته باشند.)

 ابو Hurayrah، به ما می گوید که پیامبر گفت: "من خودم را در گروهی از پیامبران را دیدم و هنگامی که وقت نماز رسید من آنها را در نماز می شود. صدا گفت:" محمد! این ملک، نگهبان آتش است، پس او را خوش آمد می گوید "تا برگشتم، اما او برای اولین بار از من استقبال کردند."

 پسر مسعود را به ما می گوید: "او (جبرئیل) به من به درخت سدر از پایان، که در آسمان ششم. هر چه بالا می رود از زمین (اعمال خوب) می رسد، و در آنجا آن را دریافت آورده (پیامبر). هر چه پایین می آید به آن، آن را وجود دارد دریافت کرده است. خدا می گوید، "وقتی که می آید به LOTE درخت وجود داردکه، که می آید "(53:16). او گفت:" گسترش از طلا. "

 در نسخه دیگری آن را می خواند، "رسول خدا سه چیز داده شد. او پنج نماز، مهر و موم از داده شد" گاو "فصل، و عفو گناهان بزرگ از ملت خود را برای کسانی که به ملت خود که وابسته نیست هر چیزی را با خدا. " (شیخ درویش افزود: انسان نمی تواند نفوذمحدودیت های خود را به خاطر آنها به عنوان اگر حجاب هستند. خالق است هرگز وجود ندارد، اما در همان زمان او قابل دسترسی از طریق محدودیت چشم انسان ما است، با این حال، بعد از آن در بهشت ​​مؤمن خواهد او را ببیند.)

 واقعیت سفر شبانه پیامبر

 واقعیت سفر شبانه پیامبر و صعود آسمانی در فرد، به این معنی که توسط بدن و روح، که در آن هیچ وضعیت خواب وجود دارد.

 بسیاری از صحابه، از جمله، پسر عباس. جابر، انس Hudhayfa، ابو Hurayrah، Sa'sa'as پسر مالک، ابو Habba آل بدری، پسر مسعود، در آگهی Dahhak، پسر سعید Jubair است، Katada، پسر آل Musayyab، پسر شهاب، فرزند زید، آل حسن بصری، ابراهیم، ​​Masruk، Muhjahid، Ikrima و پسر Jurayi است، باورکه او در سفر شبانه در بدن خود رفت در حالی که او بیدار بود. این نظر توسط اکثر فقها، علمای حدیث، الهیات، و با کسانی که قرآن کریم توضیح داد تایید کرد.

 خدا می گوید: "او بلندمرتبه است که عبادت او انجام به سفر در شب از مسجد الحرام به مسجد دورترین که ما در اطراف آن پر برکت به طوری که ما ممکن است او را به برخی از نشانه های ما نشان می دهد و او شنوا و بیناست." ( 17: 1).

 وقتی Koraysh خواسته پیامبر (درباره گابریل و مجلس فرشته) ابو Hurayrah می گوید که پیامبر (ص) گفت: "من درباره Koraysh من شب سفر پرسید. آنها چیزهایی که من مطمئن بود از من پرسید (چرا که او مسائل بی اهمیت را ضبط کنید) و من بیشتر ناراحت از من تا کنون بوده است تبدیل شد، پس از آنخداوند آن را در مقابل من مطرح بنابراین من می توانم به آن نگاه کنید. "

 عمل متقابل به کسانی که می گویند شب سفر

 فقط یک رویا بود

 (شیخ درویش اظهار داشت: برخی از مردم، که پس از صعود قرن ها زندگی می کردند و شب سفر صورت گرفت، که ادعا می کنند که این رویداد یک رویا بود که برای حمایت از نظر خود آنها آیه نقل قول، "ما چشم انداز را ندارد (انگشت های دست فاصله. yah) که ما را به شما نشان داد .... به جز به عنوان یک آزمایش برای مردم "(17:60).بر این اساس، آنها به نام شب سفر و صعود به عنوان یک چشم انداز، در حالی که آیه اسراء نفی چنین است، چرا که او گفت، "او می فرمایند که عبادت او (حضرت محمد) به سفر در شب از مسجد الحرام به مسجد دورترین انجام است که ما در اطراف آن پر برکت تا مااو برخی از نشانه های ما نشان می دهد. و او شنوا و بیناست "(17: 1)." و هیچ کس نمیتواند بگوید که شب سفر بود در حالی که او خواب بود. همچنین، کلمه "دادگاه" در (17:60) نشان می دهد که آن را به رویت چشم است، زیرا یک چشم انداز هیچ محاکمه در آن است، و هیچ یک از چشم انداز بدون در نظر گرفتن که تا چه حد انکار آنفاصله!)

 که، آیه، "هنگامی که ما به شما گفت، هیچ اختلافی در میان دانشمندان وجود دارد در واقع، پروردگار شما همه مردم بر می گیرد." ما چشم انداز است که ما به شما نشان داد، و از درخت به جز به عنوان یک آزمایش برای افرادی نفرین در قرآن را ندارد، و ما آنها را بترساند، اما تنها آنها را در جسارت بزرگ را افزایش می دهد.(17:60) با توجه به تصمیم گیری های حضرت محمد در Hudaybiyah گرفته نازل شد و مربوط به نا امید زائران، می شود.

 کسانی که ادعا می کنند شب سفر به سادگی یک چشم انداز به جای نقل قول رویداد این آیه برای حمایت از ادعای خود هنوز در همان زمان را انتخاب کنید به چشم پوشی اولین آیه از فصل همان است که به وضوح از سفر شبانه صحبت می کنند. خدا می گوید، "می فرمایند کسی که عبادت او انجام شده است (پیامبرمحمد) در شب از مسجد الحرام به مسجد دورترین که ما در اطراف آن پر برکت به طوری که ما ممکن است او را به برخی از نشانه های ما نشان می دهد سفر می کند. او شنوا است، بیناست »(17: 1). این افراد اشتباه است، همچنین به چشم پوشی از این واقعیت است که ابوبکر، خلیفه اول بلافاصله قبول واقعیت را انتخاب کنید،و هرگز آن را در غیر این صورت تفسیر می شود.

 کلمه عربی "ru'yah" به معنای دید. اضافه شده به این رد بیانیه که در آیه افتتاح یک قسمت مجزا به نام "سفر شبانه" است. در این آیه خدا می گوید، "متعال او کسی است که عبادت او انجام به سفر در شب" (17: 1). در این بیانیه ادعای ردمنکران، چرا که نمی توان در مورد کسی که در خواب است که او در سفر سفر می گویند.

 در نتیجه، به حال این رویداد فقط یک رویا بوده است، کافران هرگز اعتراض به آن را به عنوان هر چیزی می تواند در خواب اتفاق می افتد شده است. همچنین، اگر آن را به حال واقعیت نبوده است و سپس آن را یک اصل اساسی عمده ای از اسلام یعنی تعهد به نماز نفی. همچنین در این نشست نفیو رهبری پیامبران در نماز، و جبرئیل در آینده را پیامبر تا با استفاده از Burak در آن همان بود سوار مورد استفاده برای حمل پیامبران قبل از او.

 آیا پیامبر (ص) پروردگار خود را ببینید؟

 (شیخ احمد درویش اظهار داشت: در زیر ذکر شده گزارش از پسر عباس است در اشاره به وضعیت بهشت ​​پیامبر، به عنوان پیامبر خدا را می بیند در بهشت ​​با چشم از بهشت، و به یاد داشته باشید، او در حال حاضر در شب وارد بهشت ​​بود صعود در گزارش از سوی دیگر بانوی عایشه رابا اشاره به مخالف، این است که از یک ظاهر فیزیکی مانند کافران مکه را ببینید بت های خود و یا محل سکونت خود شد.

 خدا گفت: "بنابراین (خدا) به عبادت او را که او نشان داد نشان داد". خدا به پیامبر (ص) شکست ناپذیر او، غیب پادشاهی که او را دیدم و شاهد شگفتی های عرصه فرشته است که می تواند نه در کلمات بیان شده نشان داد نه هنوز است این امکان را برای عقل انسان برای تحمل و قدرت دیدن یا شنیدن،حتی در minutest اتم آن است. یکی باید درک کنند که پیامبر (ص) قدرت کنون در بیش از خود ما داده شد. به عنوان مثال، او از قدرت و قدرت برای دریافت شدت وحی، شاهد از شود ارتباط از میزبان فرشته داده شد، شب سفر از مکه به بیت المقدس زمانیاو در Burak در سرعت نور و پس از آن صعود خود را از طریق آسمان به دورترین حد انجام شد. با توجه به امور روزمره خود را به او اصحاب خود گفت که خدا او را تغذیه و او را به خوردن و نوشیدن، و هر چند که چشم او خواب قلب خود را همیشه بیدار بود، همه از آن فراتر استدسترس ما است. این نعمت استثنایی از خدا فراتر از ظرفیت و توانایی ما برای درک است، و اگر کسی بخواهد تلاش چنین درک و سپس ذهن را فلج می شوند. این واقعیت مهم است که قبل از پیشرفت به احادیث عایشه و بانوی عباس پسر مربوط به دیدن درکاز پروردگار خود).

 نظرات در میان نسل اول مسلمانان، که آیا یا نه حضرت محمد را دیدم پروردگار خود متفاوت بود. در میان کسانی که این مفهوم را رد بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، که، زمانی که توسط Masruk، خواسته است "O مادر مؤمنان، آیا محمد را ببینید پروردگار خود؟" او جواب داد: "مو من ایستاده استدر پایان در آنچه به شما گفته اند. سه چیز، هر کس به شما گفته است که محمد را دیدم پروردگار خود وجود دارد، در واقع او دروغ گفته است. "سپس او خوانده آیه،" نه چشم می تواند او را ببیند، هر چند او همه چشم ها را می بیند. او لطیف آگاه "(6: 103) است. پسر مسعود گفت همان بانوی عایشه.

 پسر عباس گفت: "او (پیامبر) او را با چشم خود دیدم". این نظر پسر عباس به خوبی در میان دانشمندان شناخته شده است. (پسر عباس و عایشه بانوی در واقع در توافق با بیانیه یکدیگر هستند و آن را به عنوان ممکن است بر روی سطح به نظر می رسد در تناقض با یکدیگر نیست، بلکهآنها با نزدیک شدن به «مشاهده» را از جنبه های مختلف).

 نظر قبول است که پیامبر (ص) در واقع انجام پروردگار خود را با چشم خود (به معنی با چشم بهشت) را ببینید، و این بیانیه از پسر عباس در بسیاری از انتقال تکرار کرد. عباس همچنین توجه ما به ما یادآور می شود که حضرت موسی، ع، خدا با انتخاب شدسخنرانی (باز هم بدون گوش، و یا صدا)، و این که حضرت ابراهیم، ​​علیه السلام، برای یک دوستی نزدیک با خدا انتخاب شد، و در نهایت حضرت محمد با چشم انداز از او با استعداد بود. برای حمایت از این نظر هستند که آیات، "قلب او را از آنچه او را دیدم دروغ نیست. چه، شما را با اختلافاو در مورد آنچه که می بیند! در واقع او را دیده است ('او' هم می تواند به خدا و یا جبرئیل مراجعه) در تبار دیگری "(53: 11-13).

 عبد الرزاق، پسر همام گفت: "این محکومیت حسن بصری است که او را به خدا قسم می خورم که حضرت محمد را دیدم پروردگار خود بود." الهیات گفت که زمانی که ابو Hurayrah خواسته شده بود، "آیا محمد را ببینید پروردگار خود؟" او پاسخ داد: "بله."

 انتقال معتبر مربوط به آن حضرت از دیدن او پروردگار متعدد هستند. -نقاش گفت که احمد، پسر Hannbal گفت، "معنای بیانیه پسر عباس این است که او را با چشم خود دیدم!" او این عبارت را تکرار تا چند بار تا زمانی که از نفس زد.

 همانطور که برای سعید، پسر Jubair او گفت: "من نمی گویم که او را دیدم، و نه من می گویم که از او نمی بینم."

 پسر عباس، Ikrima، آل حسن بصری و پسر مسعود در تفسیر خود از آیه متفاوت است. پسر عباس و Ikrima هر دو می گویند: "او (پیامبر) او را با قلب خود را دیدم در حالی که آل حسن بصری و پسر مسعود را می گویند:" او (پیامبر) گابریل دیدم. "عبدالله، فرزند احمد، پسر حنبل گفت:که پدر او را گفت: "او (پیامبر) او را دیدم."

 پسر عطا را برانگیخته است توجه ما را به این آیه، "آیا ما سینه خود را برای شما گسترش نیست" (94: 1)، و می گوید که این بدان معنی است که خدا سینه اش را به منظور دریافت چشم انداز گسترش در حالی که او قفسه سینه از موسی برای بیان گسترش .

 آل اشعری و همراهانش همه نظر که او خدا را با چشم فیزیکی خود را دیدم، و گفت، "هر پیامبر نشانه داده می شود. پیامبر (ص) ما نیز داده شد است. از همه پیامبران او برای دریافت چشم انداز انتخاب شد از او. " شیخ تا حدودی مردد بود و گفت: "روشن است که وجود دارداثبات برای آن، با این حال آن مجاز است برای آن می شود تا. "

 این یک حقیقت مسلم است که، قابل تصور است برای او به خدا در این زندگی را دیده اند، می باشد، و هیچ چیز را از نظر منطقی غیر ممکن است، (مگر اینکه یکی از توصیف خدا با هیکل، که در این صورت این امر می تواند غیر ممکن است) وجود دارد. اثبات حمایت از آن است که در این زندگی مجاز است، شمابه یاد آورید که، حضرت موسی پرسید برای آن، و آن را غیر ممکن است برای پیامبر (ص) نیست که می دانم آنچه که برای خدا مجاز است، و آنچه برای خود مجاز است. بدون شک، موسی می شده اند تنها چیزی مجاز است، چیزی غیر ممکن نیست پرسید. واقعیت این رویت واقعی خدا است،و شاهد از حضرت موسی است از جهان غیب، و هیچ یک به جز کسی که با خدا آموخته است که از دانش مانند.

 خدا به موسی گفت، "شما باید من را ببینید اما در کوه نگاه کنید، اگر آن را شرکت در خود جای می ماند، پس از آن شما باید من را ببینید." (7: 143). این آیه بدان معنی است که موسی نمی تواند به تحمل دیدن خدا. برای نشان دادن این، خداوند کوه، که به مراتب قوی تر و محکم تر از موسی فیزیکی بودفرم، خرد و وارد.

 با توجه به آیه: "نه چشم می تواند او را ببیند.» (6: 103)، هیچ مدرک برای هر کس می گوید آن است که توسط کلام خدا ممنوع است زیرا چندین تفسیر وجود دارد.

 کسانی که مانند فرزند عباس که می گویند که آنها نمی وجود دارد (از لحاظ جسمی) او در بر گرفتن. هیچ یک از این برداشتهای متفاوتی را می توان به این معنی است که چشم انداز از او حرام و یا غیر ممکن است.

 بدون در نظر گرفتن که به نظر شما به عنوان خوانده شده، شما باید درک کنند که مانند همه صحابه آنها هرگز اندازه خدا، نه آنها او را با شرح که نشان می دهد پرداختن به ابعاد، محل، و نه به عنوان که توسط فضا و زمان محدود. "

 در نهایت، هیچ دلیلی وجود ندارد تا آن را در این زندگی غیر ممکن است. و هیچ مدرک انکار است که آن را به پیامبر (ص) اتفاق می افتد بنابراین بهتر است به آن مورد بحث نیست و ترک آن را به خدا که مسائل مربوط به این دنیا و آخرت می داند وجود دارد.

 گفتگو پیامبر با خدا

 در اشاره به حوادث شگرف سفر شبانه، خدا به ما می گوید، (53:10) "پس (خدا) به عبادت او را که او نشان داد نشان داد". اکثر مفسران می گویند که خدا به جبرئیل نازل، و پس از آن جبرئیل را نشان داد به حضرت محمد.

 مجاز است که می گویند که خدا (بدون گابریل) به حضرت محمد سخن هیچ چیزی در حقوق اسلامی که به طور مشخص به اجازه نمی دهد وقوع آن یا به او و یا به هر یک از دیگر پیامبران انتخاب او وجود دارد. اگر یک نقل قول نبوی صدا ثابت شده وجود دارد، البته می کننداولویت را به نظرات و اتکا.

 این واقعیت به این است که خدا با موسی سخن گفت و اثبات متن قطعی قرآن است و گرامر تاکید شده است. ما در یک انتقال که خدا موقعیت موسی به آسمان ششم مطرح شده گفت، زیرا در آنجا بود که خداوند با موسی سخن گفت. همانطور که برای حضرت محمد خدااو را که آسمان مطرح شده به طوری که او به دشت که در آن او شنیده خاراندن قلم رسیده است. بنابراین، چگونه می تواند آن را توان ادعا کرد که آن را غیر ممکن و یا حتی بعید است برای پیامبر (ص) به سخنان خدا در این روش را شنیده است؟

 Exaltations به کسی که از هم جدا مجموعه کسانی که او را برای آنچه او بخواهد انتخاب و افزایش برخی از پیامبران بالاتر از دیگران است!

 نزدیکی از پیامبر (ص) و نزدیک بودن خود

 انتقال و نقل قول نبوی که به رسم پیامبر در نزدیکی و مجاورت خود را در طول سفر شبانه که خدا می گوید مربوط، "پس از آن او در نزدیکی کشید، و او نزدیک شد اما طول دو کمان یا نزدیکتر شد" (53: 8-9 ) در راه های مختلفی توضیح داده شده است. "او در نزدیکی کشید" و "تبدیل شدنزدیک "می تواند به یکی از دو یا جبرئیل حضرت محمد اشاره - به یکدیگر -.. یا این که می تواند در هر دو مورد گابریل یا حضرت محمد و یا که باشد، ممکن است در اشاره به درخت سدر از پایان این نظر است دانشمندان بزرگ از توضیح.

 رازی گفت که پسر عباس گفت که پیامبر اسلام که در نزدیکی کشید و نزدیک به پروردگار خود شد.

 باید درک که نزدیک »و« تقرب به »یا« از خدا است قابل مقایسه با یک نزدیکی محل یا حتی نزدیکی در فضا، و یا ابعاد انسان نیست.

 نزدیک به پروردگار خود از پیامبر عزیز ما و نزدیکی خود را به او آشکار در حساب از رتبه بزرگوار است، شکوه و جلال چراغ، شاهد خود را از اسرار جهان غیب خدا، همراه با به قدرت او و مهربانی، خنکی و سخاوت از خدا به او آمد.

 با توجه به کلمات پیامبر، "پروردگار ما (مجاز) فرود به نزدیکترین بهشت"، این باید توسط تفسیر بازدید، به دلیل جنبه از تبار است که از اعطای نعمت، subtleness، پذیرش و مهربانی.

 در بخشی از آیه که می خواند، "طول یا نزدیکتر دو کمان". " اجماع از دانشمندان این است که آن را به گابریل، معنا، پیامبر (ص) از لحاظ جسمی به گابریل نزدیک اشاره دارد. (دانشمندان می گویند کمتر از آن اشاره به خدا، با این حال، تفسیر خود را بر فهم حدیث نبوی است که در آنخدا می گوید: "هر کس می آید نزدیک به من از فاصله یک طرف، من نزدیک به او طول بازو" که به معنی این محققان فاصله فیزیکی و جهت با دادن این مثال نفی.)

 حدیث عباس بدان معنی است که پیامبر خدا با چشم از بهشت ​​دیدم.

 همانطور که برای صحابه، آنها با بیانیه ای از خدا که او بر خلاف هر یک از او ایجاد می کند متقاعد شد. آیا این وارد نشده سر خود را برای یک لحظه که خدا دارای نقاط بدن قابل مقایسه با انسان، و نه آنها سعی می کنند به تفسیر او حدیث الهی چون وصف او فراتر از درک استهر انسان است. تنها شباهت تلفظ از کلمات اما نه به معنی آن است.

 در قرن بعد از زمانی که دانشمندان توسط تمدن های مختلف که در آن خدایان خود را در معرض بعد، زمان، مکان و دیگر ویژگی های زمینی مواجه شدند، دانشمندان مسلمان را در باور خود را متزلزل نمی باشد که هیچ چیز مانند خدا وجود دارد، نه نمی آنها را به جزئیات ریز به، اما وقتی کهوضعیت نیاز به خطاب آنها به طور خلاصه به این مسائل اشاره به عنوان صفات او مانند قدرت خود را، رحمت، محبت و مانند.

 هیچ تناقضی بین اظهارات بانوی عایشه و پسر عباس وجود دارد. بانوی عایشه شد پرداختن به این واقعیت است که پیامبر خدا نمی در یک محل و جهت را مشاهده کنید، در حالی که پسر عباس با اشاره به رویت پیامبر او را از طریق چشم از بهشت.

 در نتیجه، دو مکتب فکری وجود دارد، یک نسل اولیه است - که آن را خوانده و معنای برای خدا محفوظ است و آن را مورد پرسش قرار دهیم - که صحابه، پیروان خود و پیروان خود را فوری (Tabien و Tabi Tabien) است. در حالی که نسل زیر (خلف) تفسیرآن را در همراهی با خلوص قرآن و حدیث به منظور گسترش اسلام در میان کسانی که هنوز به حال در مورد آن را بشنوند.

 شفاعت

 از

 حضرت محمد

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 به نفع حضرت محمد در روز قیامت

 انس به ما می گوید که یک روز پیامبر (ص) از حوادث که در روز قیامت رخ خواهد داد، صحبت کرد. او گفت: "زمانی که انسان ها را زنده کرد، من خواهد بود که برای اولین بار به ظهور، و من خواهد بود سخنگوی خود را هنگامی که آنها می رسند. هنگامی که آنها ناامید، من آنها را مژده دهد. پرچم ستایش خواهد شد مندست. من اشرف فرزندان آدم قبل از پروردگار من هستم، و من از متظاهر نیست. "

 ابو Hurayrah گزارش می دهد که پیامبر (ص) گفت: "من اولین برای آنها زمین باز خواهد شد و تقسیم من خواهد بود در یک لباس بلند و گشاد از بهشت ​​robed، و من در سمت راست عرش ایستاده که در آن هیچ ایجاد دیگر از من ایستاده ام . "

 ابو Hurayrah همچنین گزارش داد که پیامبر (ص) گفت: "من خواهد بود که استاد از فرزندان آدم در روز قیامت، برای اولین بار برای آنها مقبره باز تقسیم، و برای اولین بار به شفاعت و اولین که شفاعت پذیرفته شده است."

 ابو Sayeid آل Khudri به ما می گوید که پیامبر از موقعیت تمام پیامبران در روز قیامت صحبت می کرد، گفت: "در روز قیامت من خواهد بود که استاد از فرزندان آدم و پرچم ستایش خواهد شد من دست، و این به رخ کشیدن نیست. همه پیامبران از زمانآدم تحت بنر من آمده، و من خواهد بود که برای اولین بار برای آنها زمین باز تقسیم، و این هیچ به رخ کشیدن است. "

 پسر عباس به ما می گوید که پیامبر شفاعت مورد قبول خود و افتتاح گیتس به بهشت ​​صحبت می کرد، گفت: "در روز قیامت، من خواهد بود که حامل پرچم ستایش، و این هیچ به رخ کشیدن است. من برای اولین بار برای شفاعت و اولین که شفاعت پذیرفته شده است، واین هیچ به رخ کشیدن است. من خواهد بود که برای اولین بار به دست کشیدن با کوبه دایره در دروازه های بهشت ​​و آنها را برای من باز کرد و من وارد شده توسط مؤمنان فقیر همراه، و این هیچ به رخ کشیدن است. در میان اولین و آخرین من بیشتر افتخار خواهد کرد، و این هیچ به رخ کشیدن است. "

 انس شنیده پیامبر گفت، "من خواهد بود که اول از همه مردم را به شفاعت در بهشت، و من خواهد بود که با بسیاری از پیروان." انس نیز به نقل از پیامبر (ص) گفت، "من خواهد بود که استاد از همه مردم در روز قیامت. آیا می دانید چرا؟ خدا اولین و آخرین خواهد جمع آوری ... .."و به نقل حدیث به خوبی شناخته شده از شفاعت.

 پیامبر (ص) نشان داد که در آن روز، از آن او به تنهایی خواهد شد که تسلط و شفاعت داده است. دلیل این است که انسان خواهد پناه در هر پیامبر دیگر را پیدا کند و پناه با او. هنگامی که یک شخص نیاز است او به دنبال کمک از یک استاد، و در آن روز حضرت محمد به تنهایی در میانهمه مردم خواهد شد که تسلط داده شده است. وجود خواهد داشت هیچ کدام به اشتراک گذاشتن با او و یا ادعا می کنند در غیر این صورت.

 خدا می گوید: "و کسانی که صاحب پادشاهی در آن روز خدا؟، یک، فاتح است!" (40:16). هر دو این جهان و جهان ابدی متعلق به خدا، و کسانی که به پادشاهی خود ادعا گذاشته قطع خواهد شد، و شکی نیست که حضرت محمد (ص) خواهد شد تسلط بر همه مردم داده می شود وجود دارددر آخرت.

 انس شنیده پیامبر گفت، "در روز قیامت، من به دروازه بهشت ​​نزدیک و از آنها بخواهید برای آن باز می شود. نگهبان آن خواهد شد پرس و جو، شما کی هستید؟" و من پاسخ خواهد 'محمد'، که در نتیجه ان خواهد گفت، "من برای باز نمی درب را به هر کسی قبل از اینکه شما دستور داده شد."

 استخر از پیامبر (ص)

 نقل قول نبوی زیر توصیف استخر از پیامبر:

 عبدالله، پسر عمرو است، گفت که پیامبر به آنها گفت، "طول یک سفر در سراسر استخر من این است که از یک ماه است. آب آن سفیدتر از نقره است و عطر خود را شیرین تر از مشک است عروق آن مانند ستاره در آسمان است. و هر کس می نوشد از آن هرگز باز تشنه خواهد شد. "

 ابو Dharr گزارش گفت مشابه، اما جزئیات است که طول استخر فاصله بین عدن و عمان (پایتخت اردن) و Ailah (شهرستان توسط دریا در فلسطین) است و دو فواره از جریان بهشت ​​را به آن داد (از رودخانه از کوثر).

 Tsauban گزارش مشابه و افزود: «دو جریان، یکی از آنها را از طلا و دیگری از نقره وجود دارد."

 Haritha، پسر عبدالوهاب، گفت: "یا، طول استخر است بین مدینه و Sanna (پایتخت یمن)."

 انس گفت، "فاصله است بین Ailah و Sanna."

 پسر عمر گفت: "فاصله بین کوفه (یک شهرستان در عراق) و سنگ سیاه (در مکه)."

 حدیث قبلی است توسط بانوی عایشه و بیش از سی صحابه مرتبط شده است و ممکن است خدا از آنها خشنود باشد.

 دوستی و عشق خداوند به پیامبر (ص) او

 مورد علاقه حضرت محمد (ص) و دوستی نزدیک خود را برای امانت از عشق خدا.

 بسیاری از نقل قولها نبوی تصدیق که انتخاب پیامبر ما و بالاتر از همه ایجاد خدا به عنوان "محبوب خدا" و مسلمانان اغلب به او این عنوان مراجعه صحبت وجود دارد. (شیخ درویش اظهار داشت: تفاوت وجود دارد بین عناوین برتر از دوستان نزدیک "و "محبوب" و این خواهد شد در دوره به دلیل توضیح داد.)

 پیامبر (ص) از نزدیکی خود را به ابوبکر گفت، سخن گفت "اگر من به یکی از دوستان نزدیک به غیر از پروردگار من، من را گرفته اند ابوبکر گرفته اند."

 ما همچنین اطلاع داد که پیامبر (ص) گفت: "همراه شما (اشاره به خودش) دوست نزدیک خدا است" و این است که با انتقال از عبدالله تایید، پسر مسعود در روایت خود، "خدا همدم خود (حضرت محمد) به عنوان یک زمان دوستان نزدیک. "

 چند تن از صحابه جمع شده بودند و برای ورود از پیامبر و در طول این زمان آنها به یک دیگر در مورد صفوف پیامبران سخن گفت صبر کردم. پسر عباس گزارش داد که زمانی که پیامبر (ص) آمد از او صحبت کنند، که یکی از آنها می گفت، شنیده "چگونه قابل توجه، خدا ابراهیم را گرفتاز خلقت او به عنوان دوست نزدیک او، گفت: "یکی دیگر،" این است که حتی بیشتر قابل توجه است که او با موسی سخن گفت! "پس از آن دیگر گفت:" عیسی کلمه خدا و روح و روان او ایجاد شده است. "و دیگری گفت،" خدا آدم را انتخاب ! "داشتن نظرات خود را شنیده، پیامبر (ص) آنها را مورد استقبال و به آنها گفت که او تا به حالشنیده آنچه آنها می گفتند و متوجه شده است که آنها شگفت زده شدند که خدا ابراهیم را به عنوان یکی از دوستان نزدیک رو انتخاب کرده و تایید کرد که این در واقع است. سپس به او گفت، "شما همچنین ابراز شگفتی خود را که خداوند با موسی سخن گفت، و این بیش از حد است تا شما نیز از عیسی به عنوان روح ایجاد صحبت کردخدا، و این چنین است، و این که آدم انتخاب شد و این چنین است. من معشوق خدا هستم، و من مباهات نیست. از اول تا آخر من افتخار ترین از همه، و من از متظاهر نیست. "

 تفاوت در نظر مربوط به واژگان "دوست نزدیک" و ریشه کلمه که از آن مشتق شده است وجود دارد. کسانی که می گویند کلمه عربی "خلیل"، به معنی "دوست نزدیک" وجود دارد، همچنین خرس تعریف "اختصاص داده شده به خدا." دلیل این است که افرادی که دست به چنین رتبه از خود گذشتگی،و یا عشق به خدا از یکدیگر جدا نیست. نظر دیگر این است که کلمه "خلیل" ریشه این کلمه مشتق شده از است "گرفتن یک ماده به خالص است."

 حضرت ابراهیم از دوستان نزدیک خدا "khalilu'llah" در حساب از شدت نهایی خود گذشتگی خود را به خدا نامیده می شد. دوستی خدا به ابراهیم این بود که او ساخته شده او را پیروز و در نقش یک مدل. از سوی دیگر، کسانی که تعریف ریشه "خلیل" است، که "khulla" وجود داردبه معنی "نیاز" به عنوان "یک فرد فقیر در نیاز". ابراهیم به این عنوان شناخته شده بود به دلیل نیاز خود را تنها به پروردگار خود بود و او فداکارانه، وابسته به او برای نیازهای خود بود و بر دیگران بستگی ندارد.

 پسر ابوبکر Furack از کلمه "khulla" با مفهوم "عشق پاک" است که مستلزم یک فرد بودن برای هدف که توسط اسرار تزریق خاص تعریف شده است. "

 همچنین گفته شده است که ریشه کلمه "khulla" که عشق است، و شامل محبت، کمک، بالا بردن و شفاعت. این است که در آیه آمده است که تاسیس شد، گفت: "یهودیان و مسیحیان می گویند،" ما فرزندان خدا و عزیزان او. بگو (حضرت محمد)، "پس چرا او شما را مجازاتبرای گناهان خود را؟ (05:18). غیر ممکن است که اگر یک فرد محبوب است که، او باید برای گناهان خود مجازات! (شیخ درویش نظر: نبوت است دیدگاه بین مردم و پیامبر (ص)، در حالی که دوستی یک چشم انداز بین خدا و حضرت محمد که آن را بسیارویژه.)

 گفته شده است که "khulla چون خدا گفت: قوی تر از فرزندان است،" برخی از همسران و فرزندان خود را دشمنان هستند، پس مراقب باشید از آنها "(64:14)، در حالی که دشمنی می تواند به khulla ربط داده شود.

 از آنجا که از خود گذشتگی خود را به خدا، هر دو پیامبران ابراهیم و محمد (ص) آنها را، "دوستان نزدیک." عنوان شد آنها به او برای همه نیازهای خود را نگاه کرد و خود را از هر کس دیگری نیاز قطع. و یا به علت عظمت مهربانی پنهان خدا به آنها، ودانش فاش از اسرار الهی که دریافت، و همچنین مسائل مربوط به جهان غیب و ایمان که با آنها در درون خویش خود را که آنها ابزار و علل دیگر ترک تزریق شدند. یا، چرا که قلب خود را از هر چیزی غیر از او خالص شده بود، به طوری که عشق برای هر چیزیدیگری را از رسیدن به آنها جلوگیری شد. به همین دلیل یک محقق گفت: "کسی که" خلیل "است کسی که قلب هیچ جایی برای هر کسی غیر از خدا است."

 بر این اساس، محقق همان است که از این نظر است که این همان چیزی است که پیامبر (ص) با اشاره به زمانی که او گفت، "اگر من به یکی از دوستان نزدیک به غیر از پروردگار من گرفته اند، من ابو بکر را گرفته اند، با این حال، در اسلام است برادری وجود دارد . "

 نظرات در میان دانش از امور مربوط به قلب به عنوان به است که به درجه بالاتر و این سوال مطرح است که درجه دوستی نزدیک، و یا درجه عشق بالاتر است متفاوت باشد؟ از سوی دیگر کسانی که هر دو درجه به عنوان یک ضرب المثل هم برابر در نظر بگیرند وجود دارد کهمعشوق از دوستان نزدیک است و یکی از دوستان نزدیک هم معشوق. اما پس از آن، حضرت ابراهیم به درجه دوستی نزدیک، داده شد و حضرت محمد (ص) آنها را هر دو باشد وضعیت عزیز داده شد.

 در حمایت از این نظر است که درجه دوستی بالاتر است، یکی از دانشمندان نقل گفت: از پیامبر (ص) است که می گوید، "اگر من به یکی از دوستان نزدیک به غیر از پروردگار من گرفته اند ..." اما او انجام نشده بود تا و ما او را پیدا و با استفاده از کلمه "عشق" را به دخترش فاطمه (س)، فرزندان خود را، و همچنینبه عنوان اسامه و دیگران است.

 اجماع اکثر محققان این است که "عشق" بالاتر از "دوستی" است. برای حفظ این نظر آنها به عنوان مدرک خود را که حضرت محمد به عنوان "محبوب" در حالی که حضرت ابراهیم، ​​علیه السلام، با عنوان "بستن دوست" داده شده بود استفاده کنید.

 باید اساس انسان از عشق را بررسی و می دانیم که این تمایل از آنچه معشوق می یابد و دل انگیز است. عشق به خدا است که به مسائل غیر اصلی متصل نیست. در عوض، عشق خود را برای عبادت او از شادی، حفاظت از، موفقیت، و امور شامل که او را / او را نزدیک تر و اورحمت که بر گیرنده مملو. بالاترین درجه رسیده است که حجاب از قلب برداشته به طوری که عبادت او را با قلب خود را می بیند و به نظر می رسد در او با چشم درونی خود. این است که با نقل قول الهی است که به ما می گوید حمایت، "وقتی که من (خداوند) او را دوست من شنوایی خود را که توسط آن هستماو می شنود، چشم های که او می بیند، و زبان او که با آن سخن گوید. "یکی باید این درک است که هیچ چیز را برای عبادت به جز انزوا برای خاطر خدا بهتر است، از خود گذشتگی به او وجود دارد، تبدیل به دور از هر چیزی غیر از خدا، خلوص قلبی و صداقتاقدامات برای خاطر خدا.

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال، در مورد پیامبر (ص) پرسیده شد، و او گفت، "شخصیت او قرآن بود."

 این یک حقیقت مسلم است که حضرت محمد (ص) به گیرنده نه تنها کیفیت دوستی نزدیک بلکه کیفیت بسیار خاصی از عشق پر برکت شده است.

 هنگامی که کافران، گفت: "محمد معنی است که ما باید او را دوست دارم فقط به عنوان مسیحیان عیسی مسیح، پسر مریم را دوست دارم"، خدا را آیه که می خواند فرستاده "بگو، (حضرت محمد)،" اگر شما را دوست دارم خدا، من و خدا را دنبال شما را دوست دارم و گناهان شما را ببخشد "(3:31). و خشم او نسبت به آنها آشکار می شوددر آیه زیر است که به ما می گوید، "بگو،" اطاعت خدا و رسول او. اما اگر رویگردان شدند، سپس به راستی، خداوند کافران را دوست ندارد "(3:32). در این آیه خداوند به افتخار پیامبر افزایش یافته است. توجه داشته باشید که چگونه او صادر فرمان به اطاعت رسول در ارتباط با اطاعت از خود- این است که توسط هشدار به دنبال اگر آنها را انتخاب کنید به نوبه خود به دور، "پس از آن به راستی، خداوند کافران را دوست ندارد."

 الهیات توضیح داد که تفاوت بین این دو صف از عشق حضرت محمد و دوستی نزدیک ابراهیم. او گفت که،

 دوست نزدیک از طریق امید خدا می رسد. برای حمایت از توضیح خود را، او به نقل از آیات "،" و که من مشتاق مرا گناهان من هستم "(26:82). در حالی که او نشان داد که معشوق، حضرت محمد می رسد خدا به خدا در آیه،" که خدا می بخشد گذشته خود را و گناهان آینده و کاملبه نفع او به شما و شما را بر راه راست "(48: 2)

 .

 همچنین گفته شده است، از حد از دوستان نزدیک میل به بخشش است، در حالی که آن کسی است که معشوق کاملا مسلم است که او بخشیده خواهد شد.

 ما اشاره به حضرت ابراهیم که رتبه است که از دوستان نزدیک و آیه که در آن او گفت: "و من مشتاق آنها باید به من گناهان من هستم" (26:82) و در حال حاضر به آیه، "خدا نمی خواهد کاهش پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده بودند. نور آنها قبل از آنها را در دست راست خود را اجرا خواهد کرد "(66: 8).

 هنگامی که رنج بر "دوست نزدیک" ابراهیم آمد، او گفت، "خدا به من کافی است." در حالی که حضرت محمد، محبوب خدا گفته شد، "ای پیامبر، خدا شما را بس است و هر کس از شما به شرح زیر است از مؤمنان" (8:64).

 این "دوست نزدیک" ابراهیم گفت: "و زبان از صداقت دومی من انتصاب" (26:82). در حالی که حضرت محمد، "معشوق"، گفت: در این آیه، "آیا ما به یاد شما مطرح نشده است؟" (94: 4).

 این "دوست نزدیک" گفت: "من و بچه ها رو روشن به دور از پرستش بت" (14:35).

 در حالی که "معشوق" گفته شد، "O خانواده از خانه، خدا، تنها مایل به فاصله گسل از شما، و شما را پاک" (33:33).

 اطلاعات قبلی کافی است، برای دادن یک نگاه اجمالی به برتری رتبه، درجه و جایگاه حضرت محمد و به اطلاع شما از نظرات دانشمندان اسلام است. خدا می گوید، "هر انسان در آثار به شیوه ای خود را دارد. اما پروردگار شما خیلی خوب است که بهترین در هدایت می داندراه "(17:84).

 شفاعت مورد علاقه حضرت محمد

 در روز قیامت

 خدا می گوید حضرت محمد (17:79) "شاید خداوند شما را به یک ایستگاه ستایش بالا بردن".

 پسر عمر گفت: "در روز قیامت از مردم خواهد آمد زانو. هر کشور خواهد پیامبر خود درخواست، دنبال 'O بنابراین و بنابراین، شفاعت برای ما! و این ادامه خواهد داد تا زمانی که به شفاعت حضرت محمد داده شده است. این در آن روز که خداوند به حضرت محمد ستوده افزایش استایستگاه. "

 پسر عمر گفت: "او (پیامبر) خواهند، و با دسته گرد، دست کشیدن در دروازه های بهشت. این در آن روز که خداوند او را در ایستگاه ستوده وعده داده شده را اعطا می کند."

 یک روز پیامبر (ص) را از انتخاب به او داده شده بود صحبت می کرد، و ابو موسی اشعری آل به ما می گوید که او گفت: "من انتخاب هر کدام از داشتن نیمی از امت من وارد بهشت، و یا در حال اعطا شفاعت. من انتخاب شفاعت به دلیل داده شد آن مساله است. آیا شما فکر می کنم که آن را در طرف استکسانی که از ترس خدا؟ در عوض، آن را برای کسانی که به خطا و گناه سقوط است. "

 مادر Habibah شنیده حضرت محمد می گویند، "من از خدا نشان داده شد چه خواهد شد به ملت من بعد از من اتفاق می افتد. آنها خون یکی دیگر ریخته و این نیز در کشورهای قبلی رخ داده است، و همان را به آنها اتفاق می افتد. از آنجا که این از من خواسته خدا است که در روز قیامت او به من عطااجازه شفاعت کنند، و این که او انجام داده است. "

 Hudhayfah ما را آگاه، "خدا انسان در مجموع به جمع آوری، پس از فراخوان تا آنها را در یک دشت بالا که در آن آنها می توانند بشنوند و تماس گیرنده را ببینید نامیده می شود. آنها پابرهنه خواهد بود، و به عنوان غیر مسلح به عنوان زمانی که آنها ایجاد شد. همه سکوت خواهد بود، هیچ کس صحبت می کنند، مگر به اذن خدا. وجود خواهد داشتتماس، 'محمد. و او را پاسخ، مطیع با شادی برای شما! خوبی در دست شما، شر است (نسبت داده شده) به شما. یک راهنمای شما هدایت است، و عبادت شما این است در اینجا در حضور شما، شما، به شما. جز با شما، هیچ جایی از ایمنی و یا پناهگاه وجود دارد. شما خوبان می باشد وفرمایند. افتخار شما، خداوند از خانه. "Hudhayfah همچنین گفت،" این است که ایستگاه ستوده که خدا صحبت کرده است. "

 جابر، پسر عبدالله خواسته یزید آل فقیر که آیا او چیزی در مورد ایستگاه حضرت محمد شنیده بود. یزید پاسخ داد که او تا به حال و گفت: "این ایستگاه ستوده محمد که از طریق آن خداوند از آتش هر کس از آن می آید آزاد است." سپس او به یاد می آورد نبوی معروفنقل قول شفاعت صحبت می کند که از آزادی مردم را از آتش دوزخ گفت: "مردم خواسته رسول خدا" ای رسول خدا ما خداوند ما را در روز قیامت را ببینید؟ رسول خدا پاسخ داد: "آیا شما شک دارند که به شما خواهد شد به ماه در شب ماه کامل را ببینید؟" آنهاجواب داد: "نه، ای رسول خدا. او پرسید: "آیا شما شک که خورشید یک ابر نه؟" آنها جواب داد: "نه، ای رسول خدا. او گفت: "شما او را به خوبی ببینید ...." حدیث طولانی است و آن را به عنوان ادامه آن اشاره می مردم از جهنم. "رسول گفت،" زمانی که داوری خدا برعبادت او نتیجه گیری رسیده است، و او در حساب از رحمت خود را به جلو مردم را از آتش دوزخ آرزو، او منظور خواهد فرشتگان به جلو را از آن هر کسی که چیزی را با خدا از میان کسانی که می گویند وابسته نیست "هیچ خدایی وجود دارد به جز خدا. به طوری که آنها (فرشتگان) را تشخیص خواهدآنها در حساب از نشانه های سجده بر پیشانی خود را به خاطر جهنم می کند فرزندان آدم بر آنها آثار سجده هستند مصرف نمی کند، چرا که خدا حرام کرده است آن دسته از قطعات توان با مصرف جهنم. و آنها را رهایی از آتش سوخته، بر روی ان آب زندگی خواهد شدبر آنها ریخته و آنها را زنده کرد فقط به عنوان یک بذر در بهار زنده کرد.

 مجمع در روز قیامت

 و شفاعت حضرت محمد

 بسیاری از احادیث نبوی معتبر مربوط به موقعیت والا و افتخار پیامبر در روز قیامت وجود دارد.

 انس و چند صحابه دیگر گزارش شده است که پیامبر (ص) گفت، "خدا اولین و آخرین، در روز قیامت خواهد شد بپیوندند. آنها نگران خواهد شد و یا با توجه به افکار که با آنها خواهند گفت،" اگر فقط ما می تواند شفاعت با خداوند ما به دنبال ! "" همچنین گزارش شده است که: "مردم افزایش خواهدو جستجو در میان هر یک از دیگر. "

 با توجه به شرایط آن روز، ابو Hurayrah به ما می گوید از زمانی که پیامبر (ص) به مناسبت صحبت از دادن جزئیات بیشتر در روز قیامت گفت: "در آن روز خورشید خواهد بود بسیار نزدیک به انسان ها و درد و رنج آنها را غیر قابل تحمل و زجر تحت آنها در میان خود می گویند، آیاوجود دارد هیچ کس برای ما شفاعت؟ و آنها را به آدم می روند و می گویند، "آدم O، شما پدر بشر است. خداوند شما را با دست خود ایجاد و نفس را به شما از (خلق) روح خود را، و اجازه دهید شما را در بهشت ​​او زندگی می کنند، و فرشتگان به سجده در جهت خود فرمان، و شما آموخته ناماز همه چیز. آیا نیست که شما برای ما شفاعت با پروردگار خود را؟ آیا شما شرایط ما و درد و رنج شدید است که به ما داده است پیشی گیرد و می بینید؟ " آدم خواهند گفت، "پروردگار من امروز در راه است که در آن او پیش از این هرگز خشمگین شده است عصبانی شده است، و او هرگز مانند آن را به خشم دوباره. او به من منع به خوردن یک خاصدرخت اما من او را اطاعت. من برای خودم می ترسم، برای خودم، برای خودم. برو به شخص دیگری. برو به نوح.

 بنابراین آنها را به نوح بروید و می گویند، 'O نوح، تو رسول به مردم بر روی زمین بود، و خدا را می پرستی سپاسگزار نامیده می شود. در شرایط ما نگاه کنید، ببینید که چگونه رنج می برند ما. آیا نیست که شما برای ما شفاعت با پروردگار خود را؟ او به آنها گفت: "پروردگار من امروز عصبانی، در راه است که در آن او شده است هرگز استقبل از خشم، و او هرگز مانند آن را به خشم دوباره. من برای خودم می ترسم، برای خودم، برای خودم، و او را به اشتباه او ساخته شده زمانی که او پروردگار خود را بدون دانش خواستم و می گویند: "برو به شخص دیگری ذکر. رفتن به ابراهیم، ​​دوست نزدیک خدا. (در روایت دیگر خطای خود را ذکر شده استبه عنوان،) من در برابر ملت من supplicated.

 بنابراین آنها را به ابراهیم می روند و می گویند، 'O ابراهیم، ​​تو پیامبر خدا، دوست نزدیک او، انتخاب از ساکنان زمین هستند، لطفا برای ما شفاعت با پروردگار خود را. شما می توانید وضع ما در این آدرس مشاهده کنید! ابراهیم به آنها بگویید، "پروردگار من امروز عصبانی، در راه است که در آن او شده است هرگز استقبل از خشم، و او هرگز مانند آن را به خشم دوباره. من مبهم در من سخنرانی سه بار بود - خودم، خودم، خودم، در نتیجه به شخص دیگری بروید، به موسی. "او بنده به چه کسی است خدا تورات داد و با او به ارمغان آورد نزدیک به صحبت می کنند.

 به طوری که آنها خواهد شد به موسی برود و بگوید، "O موسی، شما رسول خدا هستید، لطفا شفاعت برای ما با پروردگار شما! می تواند به شما نمی شرایط ما را ببینید؟ او خواهد گفت، "پروردگار من عصبانی امروز در راه است که در آن او پیش از این هرگز خشمگین شده است. و او را خطا او را که او شخص کشته اشاره کرد. من می ترسمبرای خودم، برای خودم، برای خودم، به شخص دیگری بروید، به عیسی مسیح، او روح ایجاد شده توسط خدا و کلمه ایجاد شده توسط او است.

 بنابراین آنها را به عیسی برود و او خواهد گفت، "من لازم نیست آنچه شما می خواهید، به کسی به دیگری، به محمد (ص). او عابد که گذشته و گناهان آینده (که منوط به حفاظت از گناه) است که (در وضعیت در حال) بخشیده شده است. '

 سپس آنها را به من می آیند و من می گویم: "این من را انجام خواهد داد." من میروم، من و درخواست اجازه از جانب پروردگار من است، و او به من که اجازه. سپس، هنگامی که او را ببیند، من سجده پروردگار من، (در زیر تخت) قرار می گیرند. در رندر دیگر، "من قبل از او ایستاده، و ستایش او را با چنین ستایش قرآنکه من هرگز نمی تواند آرزوی بیش از حد، به جز از طریق الهام از خدا. " همچنین، "خدا میاد خود را به من نشان می دهد، از جمله ستایش قرآن عالی است که هرگز به هر کسی قبل از من صادر شده است."

 علاوه بر ابو Hurayrah نقل شده که پیامبر (ص) گفت، "پس از آن خواهد شد، گفت:" ای محمد، بالا بردن سر خود را، و التماس، به شما داده خواهد شد، شفاعت و شفاعت شما پذیرفته می شود. " لذا من سر من بالا می برد، و التماس. "ملت من، ای پروردگار، ملت من است. O خداوند، قوم من، ای پروردگار.و خدا خواهد گفت: "ای محمد، را از طریق دروازه در سمت راست، و کسانی که از کشور خود را که در معرض حساب نیست؛ آنها با افراد دیگر از طریق دروازه های مختلف اشتراک خواهند کرد. "

 رندر قبل توسط انس ذکر نشده است که می گوید که پیامبر (ص) گفت: "سپس من سقوط خواهد کرد و به سجده گفته شود،" محمد، بالا بردن سر خود صحبت و شما شنیده می شود. شفاعت و از آن خواهد شد اعطا می شود. بپرسید و شما داده خواهد شد! و من می گویم: پروردگارا، قوم من، قوم من و آن را!توان گفت، "برو و هر کس را به جلو و حتی به عنوان کمی به عنوان یک دانه جو از باور است و این من را انجام خواهد داد. سپس من به پروردگار من بازگشت و ستایش او را با ستایش او و خدا به من بگویید که برود و هر کس را حتی کوچکترین وزن دانه خردل باور، و این من را انجام خواهد داد.

 سپس به من گفته خواهد شد، "بالا بردن سر خود، صحبت می کنند و شما شنیده می شود، شفاعت و آن داده خواهد شد، بپرسید و به شما داده خواهد شد! ' و من می گویم: "پروردگارا، به من اجازه می دهد برای هر کس می گوید: هیچ خدایی جز الله وجود دارد. و خدا خواهد گفت: این است که برای شما نیست، بلکه با قدرت من، غرور من، عظمت منهیچ خدایی جز الله وجود دارد Katada گفت که پیامبر خواهند گفت، "ای خداوند، اجازه دهید فقط کسانی که در قرآن منع شده باقی می ماند (که به معنی در جهنم": و عظمت من، من از کسانی که می گویند آتش را. برای همیشه). "

 Hudhayfah روایت میکند، "آنها به محمد برود، و او شفاعت خواهد کرد. پل ایجاد خواهد شد. اولین از آنها بیش مانند رعد و برق عبور می کند، بعد مثل باد، بعد مثل یک پرنده، و بعد مانند سرعت شتر، در حالی که پیامبر ما در دعا پل، 'O خدا میدهم،ایمنی، ایمنی عطا کند! تا زمانی که طول می کشد برای همه مردم برای عبور. "

 ابو Hurayrah شنیده پیامبر گفت، "من خواهد بود که برای اولین بار به تصویب بیش از."

 به طور خلاصه این نقل قول، شفاعت پیامبر عزیز ما و ایستگاه ستوده خود را از اولین شفاعت به آخرین امتداد. شفاعت خواهد انسان را کاهش دهد زمانی که آنها در انتظار حساب نهایی با گلوی تنگ ایستاده، عرق کردن فراوان تحت شدیدگرمای خورشید است. هنگامی که پل ایجاد شده است، و انسان در نظر گرفته، پیامبر کسانی را که به نام نیست که از طریق شفاعت را به حساب شتاب. پس از آن، او برای کسانی که در معرض مجازات شوند، و برو به جهنم شفاعت، سپس او را برای همه کسانی که می گویند، "هیچ خدایی وجود دارد شفاعتجز خدا "، و این است که برای دیگران نیست.

 از نقل قول به خوبی شناخته شده از پیامبر (ص) یاد می گیریم، "هر پیامبر دعا آن او می سازد. من دعا من برای شفاعت برای امت من در روز قیامت محفوظ داشته است."

 از نقل قول قبلی، علمای اسلام می گویند که مسلم است که دعای پیامبران می شود پاسخ داده خواهد شد، و خواسته های خود را در نتیجه خواهد اعطا می شود. تعداد ادعیه پذیرفته پیامبر ما را نمی توان محاسبه کرد. هنگامی که پیامبران بزرگوار التماس، آنها بین امید و ترس متزلزل،و دعا خود را برای آنها تضمین شده است.

 دعا محفوظ پیامبر عزیز ما خاص برای ملت خود است، و پاسخ آن تضمین شده است.

 پیامبر ما گفت که او برای ملت چیز خاص خود را در هر دو دین و در امور دنیوی و برخی اعطا شد و دیگران نکردن پرسید. او این دعا را در روز فقر، مهر و موم از همه مصیبت ها، زمان سوالات بی جواب و خواسته unquenched جمع.

 خداوند او را با بازپرداخت بهتر از هر پیامبر دیگر توسط ملت خود پرداخت دوش. خداوند او را ستایش و صلح کامل عطا کند او به طور مداوم، به وفور و به طور فزاینده در حال حاضر و در تمام ابدیت.

 مورد علاقه حضرت محمد (ص) در بهشت ​​با شفاعت، رتبه بالا، تعالی او، و رودخانه فراوانی (کوثر)

 عبدالله، پسر عمرو شنیده پیامبر گفت، "وقتی که شما تماس را تکرار نماز شنیدن آنچه که او می گوید و از آنها بخواهید برای نعمت بر من. هر کس می خواهد برای نعمت بر من یک بار، خدا او را به ده برابر برکت دهد. سپس خداوند به من موقعیت را بپرسید میانجی گری (wasila) است که یک ایستگاه در بهشت ​​تنهایک گیرنده از عبادت خدا، و آن را امید من است که من خواهد شد که یکی است. هر کس می خواهد خدا را با این دعا خواهد شفاعت من دریافت خواهید کرد. "

 ابو Hurayrah گزارش دادند که شنیده ام که رتبه واسطه (wasila) بالاترین درجه در بهشت ​​است.

 ما یک نگاه اجمالی از رودخانه بهشت ​​در گزارش انس که به ما می گوید که پیامبر گفت، "وقتی که من از طریق رفت و آمد بهشت ​​شد، رودخانه قبل از من به نظر می رسد داده می شود. بانک آن گنبد از مروارید بود. از من خواسته گابریل، ' این چیست؟ او پاسخ داد: "این کوثر است که خداوند به شما داده شده است." سپساو بستر رودخانه با دست خود زده و مطرح مشک. "

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال، گزارش چیزی مشابه با علاوه بر این، "این بیش از مروارید و یاقوت جریان، و آب آن شیرین تر از عسل و سفیدتر از برف است." ما همچنین گفت: "این کار حک کردن نه از بستر رودخانه آن را به عنوان جریان است و یک استخر که به ملت من خواهد آمد وجود دارد."

 پسر عباس روایت یک نقل قول مشابه که اضافه شده است، "کوثر فراوانی از خوب به او داده شده (حضرت محمد) خدا است."

 خدا می گوید، "پروردگار شما به شما بدهد، و شما راضی خواهد شد" (93: 5). پسر عباس به ما می گوید که یک هزار قلعه از مروارید وجود دارد و زمین آن مشک است، و شامل چه مناسب است برای آنها را به خانه، و برای او هستند زنان و جوانان وجود دارد.

 نامهای عالی

 حضرت محمد

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 منع طرفدار پیامبر بیش از سایر پیامبران شریف

 اثبات این که حضرت محمد اشرف همه مردم و بهترین از همه پیامبران است تاسیس شده است و ثابت شده در هر دو قرآن و نقل قول نبوی. (شیخ درویش افزود: آشکار و قوانین و مقررات بالا و ظرافت پیامبر زمانی که او اشاره پیامبران دیگر بزرگوارش).

 سوال به معنای نقل قول نبوی که از ممنوعیت بیان است، تفاوتی میان آنها وجود دارد صحبت مطرح می شود. شما یاد خواهید آورد که قبلا ذکر شد ما گفت نبوی، "نه بنده باید بگویم که من بهتر از پسر یونس مته هستم." بیانیه ای مشابه استگزارش شده توسط پسر مسعود است.

 ابو Hurayrah همچنین گزارش یک حادثه هنگامی که یک یهودی گفت: "با کسی که موسی بر انسان انتخاب کرد." در نتیجه ان انصار او ضربه و گفت: "چطور جرات کردی این می گویند زمانی که رسول خدا، درود بر او، در میان ما!" پیامبر (ص) اتفاق افتاده است به استراق سمع آنچه گفته شد و گفت: "آیا تفاوت را نداردبین پیامبران است. "

 در ارائه دیگری از این حدیث قبل از آن را می خواند، "من بهتر از موسی را ندارد ....... اجازه ندهید که هر کدام از شما می گویند من بهتر از یونس، پسر مته هستم."

 باز هم، ابو Hurayrah گزارش پیامبر گفت، "هر کس می گوید من بهتر از پسر یونس مته به دروغ است هستم." (شیخ درویش اظهار داشت: دلیل این است که هیچ انسان معمولی، بدون در نظر گرفتن رتبه و یا عمق دانش خود را مناسب برای قضاوت پیامبران که به مراتب بالاتر از انسان عادی در تمام جنبه می باشدبه خصوص کیفیت نهان خود را.)

 یک روز یک مرد به پیامبر آمد و به او خطاب کرد و گفت، "O بهترین مردم!" او جواب داد: "که ابراهیم است."

 دانشمندان در راه های مختلفی توضیح معانی این نقل قولها. این توضیح داده شده است که این ممنوعیت رخ داده قبل از او اطلاع داده شد که او استاد از فرزندان آدم بود، به طوری که هر کسی در نتیجه او به تفاوت میان آنها را در رتبه نبوت و هسته مشترک آن ممنوع کرد.

 توضیح دیگر این است که پیامبر (ص) گفت: آن را از فروتنی و به منع غرور و تکبر.

 دیگران گفت با معنی و مفهوم است که اگر تمایز بین آنها وجود دارد آن هم می تواند منجر به کاهش و یا detracting از وضعیت هر یک از آنها توضیح داده شده، یک مورد به طور خاص چیزی است که خداوند در مورد حضرت یونس گفت. دانشمندان توضیح است که این است به منظور جلوگیری از ناآگاهفرد تحقیر یا کاهش رتبه خود را در حساب سوء تفاهم آیه، "او رفت در خشم فکر ما بر او تا به حال" (21:87). هنگام خواندن این آیه، چنین فردی ممکن است تمایل به فکر می کنم که او در رتبه کمتر بود.

 همچنین توضیح داده شده است که آن را منع افتراق بین نبوت و تحویل پیام است. همه پیامبران در این رابطه با هم برابر هستند و در نتیجه تفاوت وجود دارد. با این حال، تمایز میان پیامبران با توجه به ارتفاع وجود دارد خودایالات، معجزه، انتخابات، رتبه و مهربانی.

 اگر چه همه پیامبران، صلح بر همه آنها است، دارای اتصال پر برکت از نبوت، ما باید برخی از تمایز محفوظ است. دلیل این است که خداوند خود برخی از آنها را بالاتر از دیگران مورد علاقه است. به عنوان مثال پیامبران که پیام را دریافت کرد، و پیامبران که دارای وضوح وجود داردو ثبات و استحکام، به عنوان یکی در نوح، ابراهیم، ​​موسی، عیسی و محمد (ص)، و یا ادریس (خنوخ) را پیدا کرد - کسی که به یک موقعیت بالا مطرح شد. جان - یکی از به آنها قضاوت داده شد زمانی که او جوان بود. دیوید - یکی از آنها به زبور داده شده بود. عیسی - یکی از نشانه های روشن به آنها داده شد. موسی بهکه خداوند، و دیگران که خداوند در درجه مطرح صحبت کرد. خدا به ما می گوید، "ما برخی از پیامبران بالاتر از دیگران ترجیح داده اند" (17:55). و، (: 253 2) "این پیامبران، ما برخی دیگر بالا ترجیح داده اند".

 یک محقق اسلام بر روی کلمه اظهار نظر "ترجیح" گفت: "اولویت این است که ترجیح می دهند از آنها را در این جهان، و از این سه جنبه وجود دارد:

 1. عظمت و اهمیت علائم و معجزات خود را.

 2. خلوص و اندازه از ملت خود.

 3. کیفیت و شهرت.

 برای روشن شدن جنبه سوم، آن است که آن را به هدیه سخاوتمندانه برجسته افتخار به خصوص به آنها داده شده و توسط خداوند شامل eliteness مانند که برای سخنرانی، نعمت و دوستی نزدیک انتخاب اشاره دارد.

 یکی می یابد که رفتار پیامبر همیشه در برابر گفت و یا انجام هر کاری که می تواند به عنوان یک منبع از نفاق استفاده محافظت می شد، زیرا کسانی هستند که لحظه ای تردید نمی تحقیر نبوت یونس، ع، و نادیده گرفتن این واقعیت وجود دارد که او در میان کسانی که انتخاب شدند.آن را به عنوان یک عمل محبت از طرف پیامبر (ص) برای ملت خود گفته شد.

 توضیح دیگر این امکان است که کلمه "من" اشاره به هر کس آن را می گوید، به عبارت دیگر هیچ کس نباید فکر می کنم او بهتر از یونس به دلیل کلام خدا در مورد او است. درجه نبوت بهتر و بالاتر و در نتیجه ارزش خود را نمی تواند کاهش یا حتی یک اتم است.

 خدا حاضر است، (inshaAllah)، ما این موضوع بیشتر مورد بحث است.

 موفقیت از خدا، و او یاور است - هیچ خدایی جز او وجود دارد!

 نام عالی از پیامبر (ص)

 پسر Jubair Mutim را به ما می گوید از نام داده شده به پیامبر (ص) و گفت که پیامبر گفت: "من پنج نام داده شده است. من محمد هستم، من احمد هستم، من آل ماهی (پاک کن) توسط چه کسی خدا خاموش ناباوری هستم AM آل حشر در بحث معاد (گردآورنده) در پا که انسان خواهد جمع آوری، و من آل Aqib هستم (تاریخ و زمان آخرین در جانشینی پیامبر). "

 یکی از هدایای ویژه، با خدا به حضرت محمد داده شده در این واقعیت است که خدا او را به نام "احمد و محمد" که نام مشتق شده از ریشه عربی "به ستایش" است نهفته است. نام محمد (ص) را به عهده دارد به معنی "هدف از ستایش بیشتر"، در حالی که احمد معنای "ستوده تر" به عهده دارد. هر دونام محمد و احمد در قرآن یافت می شود، و این نام نیز از همان ریشه است که از آن برخی از بهترین نامهای خداوند مشتق مشتق شده است. بنابراین ایجاد ستایش خالق را با الهی او را ستایش بهترین نام، و همچنین پیامبر (ص) او را با نام پیامبر (ص) ستایش او ستایش و احترام.

 حضرت محمد عالی ترین بهترین از همه کسانی که ستایش و کسی است که در میان خلق ستوده است و.

 حضرت محمد است به نام "احمد" در قرآن اشاره شده است، و این نام در انجیل اصلی به عیسی مسیح شناخته شده بود و ذکر نشان داد به او. نام 'احمد' از کلمه "ستایش" در حالی که نام پیامبر 'محمد' مشتق معنای فراوانی از ستایش به عهده دارد.

 در روز قیامت، پیامبر (ص) به عنوان حامل پرچم ستایش (به خدا) آمده است و این خواهد بود که اتمام کمال ستایش برای او، و پروردگار خود را، به عنوان وعده داده شده، او را ستوده ایستگاه. در آن زمان و مکان، نسل اول و آخرینخوشبختانه او برای شفاعت او برای آنها می سازد ستایش، و همانگونه که قبلا یاد گرفته، او آغاز خواهد شد ستایش خدا در راه هرگز به کسی داده شده قبل از. در کتاب های قبلی داده شده به پیامبران، ملت حضرت محمد به عنوان "praisers" اشاره شده است، به همین دلیل او را که او befitsبه نام محمد و احمد.

 این دو نام بسیار ویژه هستند و فقط شامل کیفیت اما نشانه نیست. قبل از ظهور پیامبر اسلام، هیچ کس به نام احمد شده بود. خدا در حکمت او را به خصوص برای او حفظ شده بود. اگرچه نام احمد در کتاب مقدس قبل اعلام خبر خوب از آمدن او نوشته شده بود،هیچ یک به آن را قبل از آمدن او نامیده می شد.

 همان را می توان از نام او محمد (ص) گفت. نه عرب و نه غیر عرب از آن تا مدت کوتاهی قبل از تولد او می دانست زمانی که آنها این خبر را شنیده و این امر می تواند یک فرد تحمل این نام که انتخاب شده بودند، به عنوان یک پیامبر است.

 هنگامی که اخبار از نام او معروف شد، شش عرب پسر محمد خود را به این امید که این امر می تواند فرزند خود را که می تواند به انتخاب یکی، اما خدا پیام خود انتخاب کرده بود با محمد، پسر عبدالله قرار داده به نام. در شش محمد بود، فرزند Uhayha که پدر بزرگ آل Julah آل ​​Awsi بود،پسر Maslama آل انصاری، پسر باررا آل بکری، پسر سفیان که پدر بزرگ Mujashi، پسر Humran آل Jufi و پسر Khuza'I به عنوان Sulami بود. خداوند به همه آنها را از ادعای نبوت مانع و هیچ مدعی در میان آنها وجود دارد و به نام به عنوان تاسیس شدخود.

 نام پیامبر "آل ماهی" - پاک کن - کسی که می ناباوری پاک کردن، گفته شده است که آن را احتمالا ممکن است به خاطر او پاک ناباوری از مکه و دیگر سرزمین های عربی که او prophesized را تبدیل و در مورد پس از درگذشت او آمد . در بسیاری از سند چشم انداز، و در حالت بیداری،پیامبر (ص) از مرزهای کشور خود را نشان داده بود و قول داد که آن را به کسانی که محدودیت های گسترش. پاک کردن کفر است به طور کلی اشاره شده است، به این معنی پیروزی و غلبه بر به عنوان خدا می گوید، "این او است که تا به جلو رسول او فرستاده با هدایت و دین حق را به آن بالا بردن بالا هردین "(9:33).

 نام حضرت محمد (ص) "آل Aqib" - آخرین در جانشینی پیامبر - است که هیچ پیامبر دیگر بعد از او آمده، او گذشته، مهر و موم از نبوت است. پیامبر (ص) اصحاب خود گفت، "من آل Aqib هستم و بعد از من هیچ پیامبر است." خدا می گوید: "او رسول خدا است وخاتم پیامبران "(33.40).

 نام پیامبر "آل حشر در بحث معاد" - گردآورنده - به این دلیل است که مردم را در پای خود را جمع آوری. این نام همچنین به عنوان به این معنی که همه مردم خواهد شد قبل از او جمع چون خدا می گوید، "به منظور است که شما شاهد خواهد بود بالاتر از مردم توضیح داد، و رسول شاهددر بالا شما ". (2: 143) همچنین گفته شده است که" با حضور در پای خود را که آنها در حال ایستاده بر جای پای صادقانه با پروردگار خود "(10" نشانه ای از اولویت خود را بیش از همه دیگران است خدا می گوید، ": 2). "با حضور در پای او" نیز با معنا در جلو و اطراف او توضیح داد، و این کهآن را نیز به راه خود نبوی اشاره دارد.

 پیامبر (ص) به ما می گوید که او دارای پنج نام. این نام در کتاب مقدس باستان وجود داشته و به مقامات مذهبی دانش خود را شناخته شده است. و خدا بهتر می داند.

 پدر موسی آل اشعری به ما می گوید، پیامبر (ص) گفت: "من محمد، احمد، از همه پیامبران من آخرین به آمده هستم، من جمع، پیامبر (ص) توبه، حضرت قهرمانی هستم." در گزارش دیگر آن را می خواند "پیامبر رحمت و استراحت است."

 ان شاء الله (inshaAllah)، تمام این نام ها درست باشد.

 خدا از پیامبر (ص) او صحبت می کند و گفت، (21: 107) «ما تو را جز به عنوان رحمت برای تمام جهان ارسال می شود نه". او همچنین می گوید، "به تلاوت آیات او به آنها، آنها را پاک، و به آنها آموزش کتاب و حکمت" (62: 2) همچنین، "و به راه راست هدایت آنها را" (5:16) و او از ویژگی های خود گفت صحبت می کند،(9: 128) "او آرام، مهربان به مؤمنان است".

 حضرت محمد از کشور خود گفت، سخن گفت: "این یک ملت است که نشان داده شده است رحمت است." ملت خود را خدا می گوید، "آنها به اتهام هر به بیمار، و به اتهام یکدیگر به مهربان" (90:17).

 در رحمت خود، خدا حضرت محمد نه تنها به عنوان یک پیامبر و رسول برای ملت خود بلکه برای همه مردم، و کسی که بخشش خود را می پرسد ارسال می شود. خدا یک پیامبر ملت را نشان می دهد رحمت، و به آنها رحمت نسبت داده شده است ساخته شده است. حضرت محمد پیروان او فرمانبه مهربان و به کس دیگری این کیفیت در آنها ستایش کرد و گفت، "خدا کسانی که از عبادت او که مهربان را دوست دارد." پیامبر (ص) پیروان خود را تشویق به مهربان و گفت، "مهربان دوست دارد کسانی که مهربان هستند، بنابراین نشان دادن رحمت به تمام بر زمین و هر که درآسمان رحمت به شما نشان خواهد داد. "

 عنوان "پیامبر قهرمانی" نشان می دهد که او مبارزه خواهد کرد.

 این است، دوباره با Hudhayfa که گفت که پیامبر (ص) است گزارش "پیامبر رحمت، حضرت توبه و پیامبر قهرمانی."

 در قرآن، خدا رسول او خواستار شده توسط بسیاری از نام های پر برکت، برخی از ما در حال حاضر ذکر شده است. در میان کسانی که ذکر نشده است: نور، درخشان لامپ، جزئیات وارنر، وارنر، مژده رسان، حامل معرفی مژده، شاهد، Witnesser، حقیقت آشکار، مهر و موم از همه پیامبران،دلسوز، مهربان، قابل اعتماد، رحمت به تمام جهان، برکت خدا، محافظت به عمل کراوات، راه مستقیم، بخشنده، بی سواد پیامبر، و دعوت به خدا. (شیخ درویش اظهار داشت: دلیل این است که هیچ انسان معمولی، بدون در نظر گرفتن رتبه و یا عمق دانش خود را مناسب برای قضاوت پیامبران است کهبه مراتب بالاتر از انسان عادی در تمام جنبه های به خصوص کیفیت نهان خود را.)

 پیامبر (ص) تا به بسیاری از ویژگی های دیگر را نیز به عنوان نام شکوه. بعضی از آنها در متون کهن و همچنین در کتاب مقدس پیامبران ذکر شده است.

 در سخنان پیامبر (ص) یکی از نام بسیاری از اغلب توسط صحابه و پیروان خود استفاده می یابد. این موارد شامل نام مانند: انتخاب، انتخاب، ابوالقاسم قاسم، معشوق، فرستاده پروردگار جهانیان، پذیرفته شده، شفاعت، ترس آگاه، Amender، راستگو، Confirmer، راهنمای، کارشناسی ارشدفرزندان آدم، استاد از پیامبران، رهبر ترس آگاه، رهبر کسانی که پیشانی و پا درخشش از آثار وضو، معشوق خدا، دوست مهربان، صاحب استخر بازدید، شفاعت، ایستگاه ستوده ، صاحب ابزار، عالیو درجه بالا، صاحب تاج و تخت، صعود، بنر و کارکنان، رایدر از Burak در، مسافر در سرعت نور، صاحب شتر ماده و زیبای شتر، صاحب اثبات، قدرت، مهر، ثبت نام و مدارک و شواهد، صاحب کارکنان و صاحب دو صندل.

 در متون قبلی نام های زیر یافت می شوند: با اتکا به، برگزیده، موسس از راه نبوی، خالص، روح خلوص، روح واقعی است. در انجیل او به عنوان، "روح القدس" گفته می شود. Tha'labah توضیح داد که روح القدس یکی که بین متمایز استحق و باطل.

 کافی دانست قبل به عنوان نگاه اجمالی مختصر به نام مبارک، عناوین و کیفیت خود را از که بسیاری دیگر وجود دارد.

 خدا برتری پیامبر (ص) با برخی از نام او

 افتخار خدا به پیامبر (ص) توسط هدیه او را با برخی از نام های زیبا خود او و توصیف او را با برخی از ویژگی های پر زرق و برق خود او

 ما در قرآن کریم از افتخار خدا عطا در بسیاری از پیامبران او، هدیه به آنها با برخی از نام خود گفت. به عنوان مثال، او به نام پیامبران اسماعیل و اسحاق "عالم" به معنی "شناخت" و پدر خود حضرت ابراهیم "حلیم" به معنی "بردبار". حضرت نوح با عطا شدنام، "شکور" به معنی "خدا را شکر" و هر دو پیامبران جان و عیسی به نام "بار"، به معنی "اختصاص داده شده" داده شد. حضرت موسی با نام "کریم" و "Qawwi" خجسته بود به معنی "نجیب" و "قوی". حضرت یوسف به نام "Hafidh عالم" به معنی "نگهبان دانستن"، و پیامبر (ص) داده شدکار "صبور" به معنی بیمار نامگذاری شد. حضرت اسماعیل نیز "صادق آل وعد" به معنی "درست به وعده" نامیده می شد. سلام بر همه پیامبران است.

 همانطور که برای حضرت محمد پیدا کرد که خدا ترجیح داده، افتخار و او را با یک فراوانی از نام خود آراسته، و او این نام را به پیامبران پیشین شناخته شده بود.

 هستند بسیاری از نام های با استعداد، در میان است که قاضی تحقیقات ایاد، جمع آوری زیر وجود دارد:

 ما با نام او "آل حمید" که به معنی "ستوده" آغاز خواهد شد. معنای این است که خداوند خود را ستود توسط خود و نمازگزاران او را ستایش. همچنین این به معنی از یکی (خدا) که خود را ستود و ستایش اعمال اطاعت به عهده دارد. پیامبر عزیز ما با دو نام به نام که هر دو متوسطستایش، آنها محمد و احمد است. برای روشن تر، احمد معنای از بزرگترین کسانی که ستایش و اصیل بسیاری از کسانی که به ستایش به عهده دارد. حسن، پسر ثابت است، شاعر بزرگ، شناخته شده برای شعر او گفت که ستایش پیامبر (ص) نشان داد به این زمانی که او گفت، "برای او بوده استگرفته شده از نام خود به طوری که او ennobled است ".

 خدا خود را به نام "نوع، آرام" (AR رئوف) و "مهربان" (علیرضا رحیم). وجود شباهت بین این دو نام، و ما را پیدا خدا adorning پیامبر خود را با آنها در سخنان خود، "و ملایم است، مهربان به مؤمنان." (9: 128).

 در میان نامهای خداوند "پاک کردن حقیقت" (آل حق آل Mubin) است. "حقیقت" (آل حق) است که موجود، و واقعیت انکار ناپذیر است. "پاک کردن" (آل Mubin) یکی که الوهیت آشکار است. خدا رسول او با وضوح گفت خواند، "تا زمانی که حق و رسول روشن برای آنان آمد" (43:29).و، (15:89) "من یک هشداردهنده ساده هستم." خدا نیز به او گفت: اشاره دارد، "بگو:.. 'O مردم حقیقت را به شما از جانب پروردگارتان آمده است هر کس است هدایت می شود تنها برای خود هدایت، و هر کس گمراه شد، او گمراه است برای خود من یک محافظ شما. " (10: 108). و او می گوید، "آنها را بد نشانحقیقت که آن را به آنها آمد "(6: 5). گفته شده است که قبل از به حضرت محمد دیگران اشاره می گویند که این بدان معنی است که قرآن با این حال، آنچه که قابل درک است این است که در مقابل باطل است صداقت و ویژگی های پیامبر (ص) است.. یک واقعیت انکار ناپذیر است. "روشن" او که اعمال استو پیام روشن است، یا کسی است که روشن آنچه خدا او را فرستاده. خدا می گوید: "به طوری که شما می تواند به مردم چه شده است را به آنها ارسال می شود روشن سازد" (16:44).

 خدا خود را به نام "نور"، به معنی "نور". او صاحب سبک، خالق است، و روشنگر آسمانها و زمین را با چراغ. خدا کسی است که غنی قلب مؤمنان را با نور هدایت است. در فصل 5 آیه 15، خدا به ما می گوید: "نور به شما آمده استخدا و کتاب پاک کردن. "گفته شده است که نور را به پیامبر (ص) اشاره دارد و آن را نیز گفته شده است که آن را به قرآن اشاره می کند. خداوند پیامبر (ص) او را" تماس گیرنده را به خدا به فرمان او، یک لامپ "نور ریختن ( 33:46). این آیه می سازد موضع خود را روشن، را تایید نبوت او و آنچه اوبرای بشریت به ارمغان می آورد روشن دل مؤمنان.

 یکی دیگر از نام های خداوند "شاهد" (خاکستر شهید) است و معنای کسی که همه دانا است به عهده دارد. خدا می خواند رسول خدا "شاهد" و می گوید: (33:46) و "O پیامبر، ما تو را به عنوان شاهد فرستاده"، "و پیامبر شاهد بالا شما" (2: 143).

 علاوه بر این، یکی دیگر از نام های خداوند است، "سخاوتمندانه و محترم" (آل کریم). از آن است که ویژگی های که یک، با آنها بسیار خوب است. این نیز به معنای توضیح داد، "سرشار از سخاوت" و "عفو" و "بالا". خدا می نامد پیامبر "شریف".در یک نقل قول نبوی پیامبر (ص) گفت: "من اصیل ترین و استاد از فرزندان آدم هستم." هر معنای نام است به همان اندازه برای او معتبر است.

 خدا خود را به نام "شکست ناپذیر" (آل Adhim). و معنای آن این است که یکی از با شکوه است، همه چیز بر او متکی است. وقتی که او از پیامبر (ص) صحبت می کند "مطمئنا، شما یک اخلاق بزرگ است" (68: 4).

 خدا خود را به نام '' خدا را سپاس "(خاکستر شکور). این نام به معنی از کسی که پاداش حتی کوچکترین عمل به عهده دارد. محققان همچنین گفته اند که این معنی، کسی که کسانی که اطاعت ستایش خدا حضرت نوح با توصیف آن گفت: "او واقعا عبادت خدا را شکر بود" (17: 3). در قدردانیبرای نعمت های پروردگار خود را به او داده شده، حضرت محمد گفت: "چرا باید من عبادت خدا را شکر خواهد بود؟" این به رسمیت شناختن ارزش آن، و ستایش از او، و همچنین تلاش برای افزایش است زیرا خدا می گوید، "اگر به لطف، من شما را افزایش می دهد" (14: 7).

 دو تن از نام های دیگر او "دانا" (آل عالم)، "دانستن" (آل Allam) دانا از هر دو غیب و دیده می شود. خدا رسول او با فضیلت علم و دانش را از او عطا. او می گوید، "او به شما آموخت و شما نمی دانید فضل خدا به شما تا به حال بزرگ است." (4: 113)، و در آیه دیگرخدا می گوید، "و آموزش به شما که که شما به هیچ دانش" (2: 151).

 او همچنین به نام خاکستر صادق (واقعی) و بسیاری از احادیث ذکر پیامبر به عنوان خاکستر صادق آل Masduq (راستگو و confirmer).

 در میان نامهای خداوند هستند، "گاردین" (آل ولی)، و "استاد (آل Mawla)، هر دو معنای یاور داشته باشد. خدا به ما می گوید،" راهنمای شما تنها خدا، رسول او است "(5:55 ). در سخن پیامبر (ص) او گفت، "من نگهبان از کسانی که باور دارم." خدا می گوید، "پیامبر است بیشترراست بر روی مؤمنان از خود خود "(33: 6). پیامبر گفت،" هر کس به من سرپرست او هستم، علی هم اقتدار خود را ".

 یکی دیگر از نام های خداوند "بخشنده" (آل Afoe) است. معنای این است که او کسی است که تبرئه شده است. در هر دو قرآن و تورات خدا به پیامبر (ص) با این نام، و ما او را فرمان حضرت محمد به شرایط چه آسان است، گفت: "قبول کاهش" (7: 199)، و "هنوزعفو آنها، و ببخش "(5:13). هنگامی که این آیه به پیامبر (ص) نازل شد او پرسید: فرشته جبرئیل بر معنای آن گسترش یافته است. جبرئیل جواب داد:" صبر کنید تا من از کسی که می داند. "به محض بازگشت او جبرئیل گفت: ، "ای محمد، دستور خداوند شما را به خودتان تجدید با کسانی که خود را قطعاز شما، و به کسانی که حاضر به دادن به شما، و ببخش کسانی که ناعادلانه به شما می باشد. "

 پیامبر گفت، "عفو کسانی که اشتباه شما است." او همچنین در تورات به عنوان "او نه درشت است، نه سخت است، و نه او را میبخشد و مشرف."

 در میان نام های خداوند است، "راهنمای" (آل هادی). خدا موفقیت را به هر کس از بندگان را بخواهد، به این معنی هدایت به راه او و دعوت او را به آنها می دهد. خدا می گوید: "خدا شما را دعوت به مجلس صلح او هر که را بخواهد هدایت به راه راست" (10:25).

 خدا می گوید: "و شما، قطعا به راه راست هدایت" (42:52)، و اشاره به حضرت گفت: "تماس گیرنده را به خدا به فرمان او" (33:46). خدا راهنمای نهایی است و می گوید: "شما نمی توانید هدایت آنها به شما لطفا.. آن خدا است که راهنماهای هر که را بخواهد به خوبی می داند کسانی که هدایت می شوند" (28:56).در این آیه است، نشان به راه است که در آن این ویژگی را می توان به غیر از خدا به کار گرفته است.

 او، می فرمایند نامیده می شود، "نگهبان ایمان" (آل مومن)، "محافظ" (آل Muhaymin)، و این نام معانی مشابه. نام آل مومن خدا، بدان معنی است که او کسی است که وعده او به عبادت او را تایید می باشد. او صداقت از کلام او و عبادت او باور و تاییدرسولان. این نیز با معنی و مفهوم خدا توضیح داد که یکی از یگانگی او تأکید در مورد خود است. همچنین گفته شده است به این معنی که او کسی است که عبادت او از بی عدالتی محافظت در این جهان است. و مؤمنان در آخرت محافظت از مجازات است. آل Muhaymin استشده است به معنای "قابل اطمینان" توضیح داد. همانطور که برای آمین (امین) آن کلمه است که در پایان دعا استفاده می شود، و گفته شده است که آن را در میان نامهای خداوند است و معنای آن "نگهبان از ایمان (مومن) است. همانطور که برای "محافظ" (Muhaymin) گفته می شود که به این معنی شاهدو محافظ.

 پیامبر (ص) نام آل امین، مومن آل، آل Muhaymin داده شد. خب قبل از نبوت او، او را به عنوان امین آل شناخته شده بود.

 خدا می گوید، "او معتقد به خدا و اعتماد به مؤمنان" (9:61). معنی پیامبر تایید با حقیقت است. پیامبر گفت، "من از صحابه قابل اعتماد هستم." این همچنین بدان معنی است که پیامبر آل مومن (شاهد و محافظ) است

 "خالص" (آل قدوس)، یکی دیگر از نام های خداوند است، و بدان معنی است که یکی جدا از همه عیوب، و خالص از ویژگی های ایجاد. این مسجد در بیت المقدس، (بیت آل Maqdis) است به اصطلاح، زیرا در آنجا بود که یک فرد می تواند از گناه خالص، و همچنین "خالص" مورد استفاده قرار گرفتدر دره خالص "را برای شما در Towa هستند، دره مقدس" (20:12) "، و جان پاک (جبرئیل)" و او را با روح خلوص (جبرئیل) "(2:87) پشتیبانی می کند.

 در کتاب مقدس قبل از پیامبران نام حضرت محمد (ص) است به عنوان "خالص" که به معنی قرار گرفتن در وضعیت خالص از همه گناهان ثبت، خدا به او گفت، "که خدا گذشته و گناهان آینده می بخشد" (48: 2)، و یا گفته می شود به این معنی است که، آن را با او است افراد خالص هستند، با اینکه خوددر وضعیت بدون گناه، و با پیروی از پیامبر (ص) آنها را از گناه، آزاد به عنوان خدا می گوید، "به آنها را خالص" (62: 2). از پیامبر خدا او می گوید، "به فرمان او او آنها را بیرون می کشد از تاریکی به نور" (5:16). همچنین گفته شده است که معنای آن وضعیت خلوص از سرزنش باشدکیفیت و فرومایگی.

 خدا است که به نام "شکست ناپذیر" (آل عزیز)، و این بدان معنی است نام با قدرت مطلق، فاتح و پیروز، یا، که یکی از آنها هیچ شباهت وجود دارد، و یا قدرت می دهد به دیگران. خدا به ما می گوید، "اما از آن خداست، و رسول او" (63: 8).

 خدا خودش به نام "مبشر مژده و هشدار". او می گوید، "پروردگارشان به آنها می دهد مژده رحمت او" (09:21) و به "خدا به شما می دهد مژده جان" (03:39) و "خدا به شما می دهد بشارت از یک کلمه (باشد) از او "(03:45). خداوند حضرت محمد صحبت می کند به عنوانمژده رسان، به عنوان یک هشداردهنده و هرالد، به عبارت دیگر، برخی از کسی است که وسیله انتقال خبر خوب برای کسانی که به اطاعت خدا و هشدار می دهد کسانی که کافر شدند و نافرمانی.

 اثبات این که

 خدا بر خلاف هر گونه خلقت HIS

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 اثبات این که خدا، بالا

 است بر خلاف هر چیزی که در میان خلق او

 ما را به یک نقطه که هیچ تصور غلط از الوهیت را حذف کنید. این مردم از مشکلات از ابهام پاک و از تحریف ظریف ایمان نجات آنها.

 نکته این است که همه مردم باید بر این باورند که از عظمت فوق العاده ای از خدا، نام خود را زیبا و صفات او حتی کوچکترین شباهتی به آن کیفیت که در خلقت او را تحمل نمی کند. بدون کیفیت ایجاد شبیه او حتی جهان فرشته. خدا به ما می گوید، "هیچ چیز وجود داردمانند او "(42:11).

 ذات او است و بر خلاف تمام اسانس ها و نام ها و صفات او بر خلاف کسانی که از مخلوقات او هستند.

 به یاد داشته باشید، از ویژگی های موجودات ایجاد شده است، مستقل نیستند، نه آنها از خواسته های آزاد، در حالی که خداوند به صورت رایگان از این همه است. او ابدی است، به عنوان نام ها و صفات او.

 به خدا سوگند، آن را به یک بیانیه بسیار عالی، ساخته شده توسط دانش تحقق و واقعیت که می گویند یگانگی، (توحید) اثبات ذات خداوند که در آن است که ذات است و بر خلاف تمام عصاره های دیگر است. او ایجاد شده و ذات و صفات او هرگز ناتوان.

 

 آل واسطی، ممکن است که رحمت خدا بر او، ماده خلاصه، و این بیش از حد هدف قاضی است. با توجه به خدا، او گفت: "هیچ جوهر مانند ذات او وجود دارد. هیچ نامی مانند نام او وجود دارد. هیچ عمل مانند عمل او وجود دارد. هیچ ویژگی مانند ویژگی او وجود دارد، همه که می توان گفت عبارات است(کسانی که از خدا و غیر از خدا) تنها در تلفظ آنها مشابه است. "

 اعتقاد پیروان صادق حضرت محمد است که ذات خداوند است که موضوع را به زمان نمی باشد به مراتب بیش از حد شکوه به یک کیفیت است که به موقع، در راه همان است که هر جوهر ایجاد در محدوده زندگی ساعتی از زمان فرار نیست، و نه آنها هر گونه باستانویژگی های قبل از زمان این باور مردم از حقیقت که به دنبال راه های نبوی (سنت) و جماعت (اهل سنت جماعت WA) صحابه، و کسانی که آنها را دنبال می کند.

 امام ابوالقاسم قاسم آل Qushayri نظر و بر قبل گفت: "این شامل مجموع تمام اظهارات مربوط به یگانگی خدا. چگونه ممکن است برای ذات او به مانند جوهر همه چیز را خلق کرد، که توسط محدود شود تشریح زمانی که ذات او، مستقل از زمان،محل سکونت، بعد، تخیل از استدلال ما، و یا هر ماده ایجاد شده با مشخصات آن توسط وجود او؟ و، چگونه می تواند این کار او شبیه عمل هر یک از خلقت او، زمانی که کار او با آن ناشی نمی شود، بلکه، خدا خالق آن است، و نه عمل او دفعاقدام نقص است و از افکار و خواسته های مشتق شده است. اقدام او می کند از طریق هر علت فیزیکی یا غیر فیزیکی ایجاد نمی آیند، در حالی که عمل آفرینش او توسط او ایجاد شده (و تا پایان آن او حافظ). "

 همچنین گفته شد، "چه ایجاد تصور یا درک را با عقل خود را با زمان محدود، که در شرایط یکسان که در آن می باشد."

 امام Juwayni گفت: "هر کس در چیزی است که وجود دارد و که او قادر به درک است باید بدانند که آن را به یک تولید بشری است متوقف می شود. در حالی که هر کس را می گیرد موضع نفی خالص خالق است یک ملحد. همانطور که برای مؤمن که او / او اذعان می کند غیر ممکن است به درک واقعیتاز خدا.

 Dhu'n نون آل Misri توضیح عالی از کلام خدا که خواندن، "وجود دارد هیچ چیز مانند او" (42:11)، "او است که در مورد آنچه که او نمی پرسش باشد، اما آنها باید مورد سوال می شود" (به 21:23) و "هنگامی که ما فرمان یک چیز، ما فقط می گویند:" باش ". و آن (16:40) او گفت،" واقعیت یگانگیاین است که شما را در درک قدرت خدا در همه چیز است و بدون بیان معنی، و عمل او علت همه چیز است، اما این عمل است بدون علت. هر چه اشکال در تخیل خود را در مورد خدا، لازم است خدا آن این است که "این گرانبها، فوق العاده، کلمات و عبارات است.

 قاضی تحقیقات ایاد نتیجه گیری با دعا کنید: «ای خدا نعمت و رحمت خود، ما را در اعتقاد به یگانگی شما شرکت، شهادت به آن را قطع و از کفر و ضلالت از جلوگیری از ایالات متحده، و خطا که منجر به الحاد و مرد ایمان -made. "

 معجزه با توجه به

 حضرت محمد

 قسمت 1

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 معجزات با توجه به حضرت محمد

 همراه با ویژگی های خاص خود را

 این کتاب برای مایه تاسف است که نبوت از پیامبر عزیز ما و نه کور، که اعتبار از معجزات که با او فرستاده شده بود به چالش رد شد وارد نیست. اگر غیر از این بود، پس از آن قاضی تحقیقات ایاد می گوید که او را مجبور به دفاع از آنها، و ایجاد اثبات خود. با این حال، قاضی تحقیقات ایادمجموعه از پیش شرط از معجزات، چالش با تعریف آن، و اظهارات نامعتبر از کسانی که آنها را انکار کند.

 این کتاب در درجه اول برای کسانی که در دین حضرت محمد (ص) بر این باورند پاسخ تماس خود را، و شهادت به نبوت او، به طوری که آن را افزایش می دهد عشق خود را برای او، و تحت تاثیر قرار راه خود را از زندگی نوشته شده است، "به طوری که آنها ممکن است باور بر اضافه باور "(48: 4).

 قصد ما این است که برای ایجاد پایگاه های معجزات پیامبر، و نشانهها را به خوبی شناخته شده تا به عنوان را به خواننده از یک بینش به ارزش بسیار زیاد است که با خدا ترجیح داده تا به حضرت محمد. معجزات و نشانه های ارائه شده در این فصل هستند، در انتقال اصطلاحات حدیث، معتبر است.اضافه شده به این اطلاعات اضافی استخراج شده از منابع معروف از دانشمندان اسلام است.

 کسانی که منصف هستند را بر چیزهای زیبا در مورد ثبت پیامبر مانند سبک او ستایش از زندگی، کیفیت نجیب خود، مدارک ارائه شده نشان دادن رتبه خود را بسیار بالا و نقل قول او، و حقیقت نقش خود را منعکس کند. این به خودی خود تا به علت بسیاری از به بوده استدر آغوش اسلام و او را دنبال کنید.

 عبدالله، پسر شالوم، که همراه پیامبر (ص) و قبل از تبدیل خود یک خاخام برجسته، گفت: «هنگامی که رسول خدا به مدینه آمد، من رفت و به او نگاه کنند. وقتی که من چهره او را دیدم من به رسمیت شناخته شده است که آن را نمی چهره دروغگو. "

 پدر Rimtha در Taymi به ما می گوید، "من رفتم برای دیدن پیامبر (ص) با یکی از پسران من، زمانی که او به من اشاره شد و من او را دیدم به من گفت،" این است که در واقع پیامبر خدا. "

 امام مسلمانان و دیگران گزارش، Dimad در میان یک هیئت که رفت و به دیدار پیامبر (ص) بود. پیامبر به او گفت: "ستایش از آن خداست! ما او را ستایش و درخواست کمک او هیچ کس نمی تواند گمراه هر کس خدا هدایت می کند. و آن کس که او را گمراه هیچ راهنمای شهادت میدهم که هیچ خدایی جزخدا به تنهایی و بدون هر گونه وابسته، و این که محمد بنده و رسول او است. "با شنیدن این کلمات، Dimad از او خواست تا آنها را تکرار کرد و گفت،" کلمات شما عمق در قلب من رسیده اند، من دست خود را به من بدهید، من به شما می دهد من وفاداری. "

 مفهوم نبوت و رسالت

 خواننده عزیز، به عنوان یکی در موارد خاص با پیامبران می یابد، خدا می تواند در مورد دانش مستقیم در مورد خود، ذات او، نام او، صفات او و تمام دستورات او را در همان زمان در دل بندگان را بدون واسطه را بیاورد و یک به یاد می آورد کلمات خدا که می گویند، "این کاربه هر انسان تعلق ندارد که خدا باید به او جز با وحی صحبت می کنند "(42:51). با این حال، مجاز است که دانش از این مسائل می توانید آنها را با استفاده از یک واسطه برسد، اگر خدا بخواهد، که کلمات خود را به آنها انتقال . ممکن است واسطه است یا ممکن است انسان، به عنوان در مورد پیامبرانمی توان آنها را به فرشتگان، پیامبران و یا به کشور خود. اثبات عقلانی حکم می کند که آن را مجاز و غیر ممکن نیست.

 رسولان معجزات را به وضوح نشان می دهد آنها صادق هستند و در نتیجه ضرورت خود را در همه آنها به ارمغان آورد به دلیل معجزات، در بیشتر قسمت ها، به همراه یک چالش از پیامبر (ص) مربوطه را تایید کرد. این است که در کلمات خدا ریشه دارد به عنوان اگر او گفت: "عبادت من صحبت کرده استحقیقت، در نتیجه از او اطاعت و او را دنبال کنید. "از این مثال ما در حال آگاه باشید که خدا در واقع شهادت به صداقت پیامبر است ساخته شده است. به گفتن بیشتر خواهد بود فراتر از هدف این کتاب بروید. هر کس مایل به کشف بیشتر جزئیات با موضوع تحت پوشش در اسلام پیدامنابع.

 ریشه کلمه عربی برای حضرت "naba'a"، نوشته شده با حرف "حمزه" به معنای "به دادن اخبار، و یا به گزارش". معنای این است توضیح داده شده است که خدا افاضه علم غیب به پیامبران او، و هر که او را پیامبر (ص) او تبدیل شده بود به تدریس پرداخت. با استفاده از این دانش خود آنها بودمطلع، و در نتیجه قادر به اطلاع و اعلام به دیگران آنچه را خدا به آنها فرستاده بود. کسانی که آن را بدون حرف به عنوان خوانده شده "حمزه" توضیح آن را به عنوان از ریشه به معنی "که از زمین بالا می رود" است، که نشان می دهد که پیامبران دارای رتبه نجیب و موقعیت متعال با مشتقپروردگار خود را، و هر دو این معانی برای همه پیامبران می باشد.

 کلمه عربی برای "رسول" "AR-رسول" است، که به معنی کسی که فرستاده است. در حال ارسال توسط او توسط خداوند دستور برای انتقال پیام سپرده به او را به مردم خود. "به Ar-رسول" یک کلمه مشتق شده از جانشینی، به عبارت دیگر کسی دیگر موفق باشد. رسول خرس تعهد به انتقالپیام سپرده به او است و تعهد به مردم خود را به شرایط و به دنبال او فقط به عنوان آن را بر مردم قبلی به دنبال رسول در دوران خود را به آنها ارسال می شود واجب بوده است.

 است اختلاف نظر در مورد اینکه آیا "پیامبر" و "رسول" در یکی از همان، و یا در معنای خود متفاوت است. دانشمندان که بر این عقیده هستند که آنها یکسان است و ریشه خود را از "اخبار" و بنابراین این به معنی "اطلاع" وجود دارد. کسانی که به این نظر پایبند نقل قولآیه، "هرگز ما رسول یا یک پیامبر قبل از اینکه شما فرستاده" (22:52). این آیه تصریح می کند که هر دو پیامبر و حضرت فرستاده می شود، در نتیجه پیامبر مسنجر و رسول پیامبر است.

 گفته شده است یک ماده که در آن ها متفاوت است، با این حال، هر دو مستلزم آن است که از رتبه پیامبر، این است که آنها مردم را از غیب آگاه و در مورد رتبه نبوت آنها آموزش به طوری که آنها قادر به تشخیص وجود خود بلند رتبه و آنها را دنبال کنید. اختلاف نظرمطرح می شود که در مسنجر با یک پیام، که دستور برای هشدار دادن به آموزش و سپرده است، و اثبات این نظر است نیز از همان آیه استخراج به دلیل دو عنوان جداگانه نگهداری می شوند که، و اگر هر دو آنها به معنی همان مته سوراخ سپس سوال پرسیده می شود که چه نقطه ای از تکرار استآنها را؟

 کسانی که پیوستن به این نظر معنای این آیه را به عنوان تفسیر بودن، "هرگز ما رسول به یک ملت و نه یک پیامبر قبل از اینکه شما فرستاده می شود، اما زمانی که او امیدوار است، شیطان با دستکاری امید خود را. اما خدا جایگزین دستکاری شیطان و تایید آیات او، و خدا دانا و حکیم است. "(22:52). برخی می گویند رسولان کسانی که قانون جدید به ارمغان آورد و از آن است که کسانی که پیامبران نبودند، اما پیامبران نیست.

 اتفاق نظر است که نظر معتبر است که تمام پیامبران پیامبران بودند اما هر پیامبر رسول بود. اولین رسول بود آدم و محمد (ص) گذشته، درود بر همه آنها باشد.

 ابو Dharr گزارش داد که پیامبر (ص) اصحاب خود اطلاع داد که در حدود 124000 نفر از آنها پیامبران 313 رسولان وجود دارد. (شیخ درویش افزود: کلمه عربی برای وحی "wahy" است، و ریشه آن به معنای "به شتاب" هنگامی که خداوند به سرعت به کلمات رسول او آن را به نام وحی می فرستد،و متشکل از سه نوع. اولین شامل چالش از قرآن است که کلام خدا را بدون ابراز بشر و نامه ها، دوم نقل قول الهی که به معنای از خدا بیان شده در سخنان پیامبر (ص) که در آن او به گزارش "به عنوان خدا گفت:« باشد، سوم نبوی استنقل قول است که الهام بخش آن حضرت در خود سخنور، کلمات منحصر به فرد خود.)

 توضیح بیشتر از "وحی" را از ریشه کلمه "الواحه" به معنی "سرعت" است. همچنین می تواند پنهان کاری معنی، و به این دلیل ساده است الهام وحی نامیده شده است. این است که او را به قلب کست بدون واسطه. خدا می گوید، "ما این را به مادر موسی نشان داد" (28: 7)- بازیگران در قلب او. خدا همچنین می گوید، "این کار به هر انسان تعلق ندارد که خدا باید به او جز با وحی صحبت می کنند" (42:52). که به معنی چیزی است که خدا به قلب قرار می دهد و بدون هیچ یک بین.

 معنای از معجزات

 یکی باید درک کنند که معجزه داده شده به پیامبر طبقه بندی شده به عنوان معجزه بودن هستند، زیرا آنها فراتر از قابلیت هر گونه تلاش بشر؛ آنها فوقالعاده هستند. از سوی دیگر، وجود دارد همه چیز انسان، پتانسیل انجام می دهند، اما خدا آنها را مانع از انجام آنها، به عنوان مثالبدون ایجاد قادر به نوشتن قرآن است. هنگامی که پیامبر (ص) کسانی که او را بد نشان به تولید چیزی شبیه به قرآن را به چالش کشیده، آن را به منظور نشان دادن ناتوانی حتی فصیح ترین انسان ها بود.

 آن را فراتر از قدرت هر خلق که به زندگی بدهد به مرحوم، به نوبه خود یک هیات به مار است، را شتر ماده از سنگ، باعث یک درخت به صحبت می کنند، آب را به جریان از بین انگشتان دست و یا تقسیم ماه در نیم. خدا به تنهایی یک قادر به چنین چیزهایی است، و آنها در میان معجزاتخدا به او داده شده است و پیامبر (ص) را به از طریق دست های خود را به ارمغان آورد. معجزه یک چالش به کافران شد به تولید چیزی شبیه اما آنها شکست خورده است. یکی هم باید معجزات که از دست حضرت محمد ظاهر آگاه باشند، و دیگر پیامبران، صلح بر شودآنها، اثبات که آنها پیامبران خدا و نشانه هایی از صداقت بودند، نیز که آنها کسانی هستند که آنها را به خدا منجر بودند.

 به این دلیل است حضرت محمد رسول و خاتم همه پیامبران است، که او در اکثر معجزات و روشن ترین نشانه ها و دلایل داده شد. معجزات او بیش از حد زیادی به شمارش می شود. هر آیه از قرآن معجزه است به خودی خود، و هیچ کس تا به حال قادر به پاسخگویی به چالش بوده استاز خدا برای تولید حتی یک فصل کوتاه مثل "آل کوثر"، و نه آیه ای شبیه به کسانی که از قرآن. در این فصل همچنین دارای خواص معجزه آسا دیگر که بعدا رسیدگی خواهد شد.

 معجزات حضرت محمد داده شده به دو دسته هستند. اولین شامل کسانی است که به خوبی شناخته شده و انتقال از طریق دست های بسیاری از جمله قرآن. هیچ شک و یا استدلال می کنند که پیامبر (ص) آن را داده است، و آن را از طریق او که به نظر می رسد، و همچنین است که او آن را به عنوان یک مدرک مورد استفاده قرار گیرد.همانطور که پیشتر اشاره شد قرآن خود یک معجزه است و شامل بسیاری از معجزات، و این واقعیت است که هیچ کس نمی تواند از آن تقلید مسلم و اثبات شده توسط بررسی که ما بعدا توضیح خواهم داد است.

 یک محقق اسلام توضیح داد: "این اصل مربوط به علائم است و فراتر از پدیده های طبیعی که به دست پیامبر (ص) رخ داده است که همه آنها رسیدن به سطح غیر قابل انکار. نه مؤمن و نه کافر مورد مناقشه وقوع است که این مسائل فوق العاده ای در رخ اودست. این ادعا از کافران است که «آنها از خدا نمی شد."

 دوم شامل مسائل که سطح از قرآن نمی رسد و این به خودی خود به دو نوع تقسیم شده است. یکی از معجزات است که به خوبی شناخته شده و انتقال در قالب حدیث و حوادث نبوی (سه راه) تشکیل شده است. این معجزه مانند آب که از جریان هستندانگشتان پر برکت خود و مقدار کمی از مواد غذایی تبدیل شدن فراوان. سپس، همچنین مسائل که مشخص شده است فقط چند نفر ساخته شده است وجود دارد، در نتیجه وجود دارد تنها چند فرستنده و بنابراین نه به عنوان به خوبی شناخته شده و یا به طور گسترده ای به عنوان گزارش به نوع قبلی است، اما آنها ثابت شده باشد معتبرو سازگار، و هر دو تأیید معجزه.

 به عنوان نشانه های داده شده به پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او، که به خوبی به عنوان رویداد از تقسیم مانند شناخته شده در نیمی از ماه، از این معجزه بزرگ در هر دو قرآن و احادیث نبوی ثبت شده است.

 مگر در مواردی که اثبات مطلق وجود دارد، به معنای تحت اللفظی هرگز نباید به گونه ای متفاوت گرفته شده است. وقوع آن توسط گزارش تصدیق منتقل شده از منابع مختلف پشتیبانی می شود. بنابراین معیارهای فرد باید به حمایت از آن، و راه گذاشته نه با حماقت افراد کم خرد و نادان ازدین، و نه هنوز باید یکی در نظر گرفتن نظر از نوآورانی است که شک در قلب مؤمنان بازیگران، و نه، باید به دور از چنین حماقت تبدیل شود.

 همین امر به وقایع معجزه آسا از آب است که از انگشتان پیامبر سرازیر شد، و مقدار کمی از مواد غذایی تبدیل شدن فراوان، که هر دو شاهد و گزارش های متعدد صحابه شدند.

 بسیاری از نزدیک ترین صحابه نیز شاهد و گزارش از وقوع معجزات، به عنوان مثال، کسانی که در حفر ترانشه، Hudaybiyah، تبوک رخ داده است، و همچنین در طول برخورد با کافران.

 هیچ یک از صحابه که این معجزه انتقال به تناقض یکی دیگر یا در آنچه پیامبر (ص) گفت یا انجام داد کشف شد. نه انجام آنها هیچ اعتراضی به اظهارات منسوب به آنها را زمانی که آنها بعد منتقل شد، بالا ببرد.

 هر یک از صحابه معجزات او شاهد گزارش شده است. شخصیت خود بود، اگر آنها شنیده چیزی بود که به طور کلی به رسمیت شناخته شده، به صحبت کردن، و نه میل و نه ترس آنها را از انجام این کار جلوگیری کرد. برخی از گزارش راه نبوی، seerah پیامبر و کلمات قرآن.

 همانطور که برای نقل قول ضعیف است و یا به دروغ نسبت داده، برخلاف آنچه که توسط پیامبر (ص) گفته شده است که این بیش از حد به خوبی با هم با نام دروغگو منشاء مستند و بر این اساس در علم گفته نبوی به دروغ نسبت داده طبقه بندی شده. (ستایش از آن خداست، من (درویش) به برکت بوده استبه کامپایل بزرگترین مجموعه حدیث به دروغ نسبت داده شده است که به فهرستی از نام هر دروغگو حدیث. حدیث کاذب کمتر از 1٪ از کل حدیث معتبر است.)

 برخی از نشانه هایی که در نقل قول نبوی که ممکن است به عنوان تا حدودی مبهم به نظر می رسد هنگامی که در اولین صحبت وجود دارد. این نقل قول توسط کسانی که مخالف اسلام به تضعیف قدرت گزارش استفاده شده است. با این حال، با گذشت زمان، بیشتر به ناامیدی از مخالفان،این نشانه ها را تبدیل به یک واقعیت است. همین امر در گزارش های مربوط به پیامبر (ص) مربوط به غیب و نبوت خود از وقایع که هنوز داشتند تا آشکار ساخته شده است، آنها را دیگر نمی توان به عنوان یک ابزار از مخالفان استفاده می شود.

 او، قاضی تحقیقات ایاد، به ما می گوید که همه چیز را به او شناخته شده و قابل تایید است. او همچنین می گوید هر کسی که ادعا این داستان ها تنها به ما گزارش یک فرد، پس از آن که مدعی است در هر دو گزارش، انتقال و یا علوم دیگر آشنا نمی رسید. به عنوان اثبات بیشتر او همچنین به ما میهر کس زنجیر که پیوند یک فرستنده به دیگری اعم از نقل قولها نبوی و یا تاریخ پیامبر (ص) نمی تواند موفق به اعتبار معجزات گزارش را مطالعه و آن را به هیچ وجه بعید است برای یک فرد برای دریافت دانش از منابع متعددی از فرستنده.

 معجزات به چالش کشیدن از قرآن عربی

 (شیخ درویش اظهار نظر: در زیر نشان چالش قرآن عربی از آنجا که این کتاب برای سالک انگلیسی ارائه شده، آن را به شرح زیر است که متون قرآنی را به انگلیسی ارائه شده است مهم این است که باید توجه داشته باشید که او / او نمی تواند حتی شروع به مزه مزه طعم واقعیاز زیبایی فوتی و فوری از قرآن عربی با تمام ابعاد آن، چه رسد به fineries خود را به دلیل نقل قول انگلیسی صرفا تلاش برای ارائه درک درستی از معنای آن چون حتی ترکیب فصیح ترین زبان انگلیسی است به اندازه کافی غنی نیست که عدالت به کلمات از خدا.)

 عربی قرآن جنبه های بسیاری است که غیر ممکن است برای تقلید است. برای نشان دادن چالش از این جنبه آنها در چهار دسته قرار داده شده است.

 جنبه اول را نشان می دهد تعالی از ترکیب قرآن، به هم پیوستن از ساختار کلمات و خلوص عربی آن را به خاطر فصاحت خود را دور از دسترس و توانایی و حتی زبان ماهر ترین از هر عرب است.

 خدا ملت عرب با یک هدیه طبیعی در زبان پر برکت. در آن زمان که قرآن کریم نازل شد، اعراب عبارات زبانی آن تسلط داشته است. فصاحت و معنای دقیق آن پیشی گرفته است که از هر ملت و حال که در آن زمان اوج خود از برتری رسیده است. زبان قابلیت به حالاز دست زدن به اعماق بسیار از قلب است. به عرب آن پدیده های طبیعی و بخشی از شخصیت خود بود. آنها شعر است که قدرتمند و برانگیختن بود نوشت، گاهی اوقات آن را به ستایش مورد استفاده قرار گرفت، در دیگر بدنام کردن. مانند شعر به ارائه درخواست و مانند آنها، و یا بالا بردن و یا کاهش یک ماده استفاده شد.تسلط خود را چنین سطح بالایی است که حتی هوشمند می تواند فریب رسیده بود، آنها نیز آن را به عنوان یک ابزار به درمان دشمنی های قبیله ای دیرینه، تحریک بزدل به اعمال شجاعت، متقاعد کردن خسیس بخشنده باشیم استفاده می شود، را به کامل و ناقص خوار کردن نخبگان جامعه به طوری که آنها شدایستاده از کمی.

 زبان عربی غنی ترین بیان در میان بادیه نشین که آن را در نه تنها در یک قاطع، راه منطقی، اما با استفاده فوق العاده از وضوح، و شیوه ای قدرتمند استفاده می شود. شهر نشین نیز مهارت در بلاغت آن، و قادر به ابراز خود پر زرق و برق را تنها با چند کلمه بود. هر دو پیاده رویزندگی قادر به بیان مسائل در شیوه ای موثر و قانع کننده است که لبه واضح تر به آنها و راه باز شد. سخنوری بود از ابزار رهبری خود، آنها قادر به صحبت کردن در هر دو نفر قابل توجه و معنادار نبود، آنها در حقیقت استادان بیان و اعمالکلمات کاربردهای نادر است. همانطور که برای نظم و نثر خود بودند بسیاری از جشنواره های که مردم از مناطق دور می سفر به ادعا و یا به سادگی گوش دادن و لذت بردن وجود دارد.

 هیچ ولی یک پیامبر از خدا می توانست باعث حیرت خود را در سخنور، راستگو، ترکیب هدفمند قرآن است. خدا می گوید، "باطل می کند از قبل از آن و یا از پشت آن را به آن نمی آیند. این یک ارسال از یک حکیم و ستوده" (41:42). هر دو آیات و کلمات آندقیق، برجسته و سخنور.

 خلوص از قرآن عربی از هر شکل دیگری از عربی با مختصر فتح و چالش آن است. در آن کشف بیان هر دو مختصر و استعاری آیات، همه از آن با یکدیگر رقابت با یکدیگر در زیبایی.

 همچنین در مختصر، اصطلاحات جدید آن است که دیگران بهتر در شفافیت خود را پیدا می کند. برتری ترکیب آن است متعادل کننده شده توسط مختصر آن، و اصطلاحات آن معانی متعدد است.

 اعراب مردمان با استعداد با بزرگترین ظرفیت زبان می باشد. آنها نه تنها سخنوران برجسته تولید، اما اکثر مسابقات در نثر و شعر قافیه دار، و همچنین به عنوان بزرگترین استفاده از کلمات و عبارات نادر در زبان روز به روز خود را و راه منحصر به فرد است که در آن به بحث و استدلال بودند. اینهامردم با مهارت های پیامبر (ص) به چالش کشیده شد و او آنها را برای بیش از بیست سال نصیحت.

 از کافران لجوج که حاضر به اذعان قرآن بود و هنوز هم به مراتب برتر و فراتر ترکیب همه بزرگترین سخنوران عرب خدا می گوید و چالش ها، "آیا آنها می گویند،" او آن را جعلی؟ بگو، "ایجاد یک سوره همانند آن، و تماس بر آنها به شما، غیر از خدا(به شما کمک کند)، اگر چه به شما می گویند درست است! "(10:38). و:" اگر شما در شک از آنچه که ما به عبادت ما (حضرت محمد) فرستاده می شود، تولید یک فصل قابل مقایسه با آن. تماس بگیرید بر یاران خود، غیر از خدا، به شما کمک می کند، اگر شما درست است. اما اگر شما موفق، شما به عنوان مطمئن به شکست پس از آن گارد استخودتان محافظت در برابر آتش که سوخت آن مردم و سنگ، آماده برای کافران است "(2: 23-24). همچنین،" بگو، "اگر انسان و جن با هم ترکیب برای تولید مثل این قرآن، آنها هرگز قادر به تولید یکی را دوست دارم، حتی اگر آنها را برای کمک به یک دیگر "(17:88). و:" پستولید ده فصل جعلی مانند آن "(11:13).

 این بسیار آسان تر به کلمات یا ایده های دیگر و ارائه آنها را به عنوان خود و نه به سرچشمه است. نوشتن چیزی است که نادرست و ساخته شده است بسیار ساده تر، در حالی که وقتی که یکی از تلاش برای آهنگسازی چیزی است که یک صدا به معنی آن دشوار است، از این رو عبارت "پس و بنابراین به عنوان می نویسدبه او گفته شود، اما تا و تا می نویسد به عنوان او می خواهد ". بین اول و دوم خلیج بزرگ وجود دارد، و برای اولین بار بهتر از دوم است.

 حضرت محمد همیشه رفاه ملت خود را در دل برگزار می شود، و برای همیشه خود را، او هرگز در سرزنش خود را از کسانی که به این باور را رد کرد. او را توبیخ و هشدار می دهند آنها را در unrebuttable، شیوه ای قانع کننده. او ادامه داد: در حال حاضر به آنها استدلال از ایمان، و به طوری که آنها افزایش یافته استآنها را در سفاهت، خود فریب، ایجاد دردسر، دروغ گفتن و ساخت، و آیات بسیاری را در قرآن خود از این صحبت می کنند. آنها به سادگی فریب خورده و فریب خورده خود، و جعلی، و آن را به خاطر این نگرش آنها کلام خدا را رد کرد است.

 خدا به نقل از توبیخ از کافران، 'این است بیش از جادوگری ترسیم. آن چیزی جز کلام فانی است! ' (74: 24-25) و "این است اما در ادامه جادوگری!" (54: 2) و "دروغ او جعلی است" (25: 4). و یا "قصه های از آنهایی که باستان است." (06:25) آنها دروغ گفته و خود راضیدر خود به خود فریب.

 خدا را توصیف کافران با ضرب المثل خود، "قلب ما تحت پوشش" (2:88). و، "قلب ما از آن به که شما با ما تماس بگیرید حجاب، و در گوش ما است سنگینی وجود دارد، و بین ما و شما حجاب است" (41: 5). و او را به تحقیر از کافران که گفت اشاره دارد، "آیا به این گوش نمیقرآن، و بحث در مورد آن سکون نباشیم به طوری که شما ممکن است غلبه بر "(41:26).

 جسارت متکبر از کافران است در قرآن ثبت شده زمانی که آنها ادعا کرد: "اگر ما آرزو، ما می تواند مانند آن صحبت می کنند" (8:31). خداوند آنها را به اطلاع "شما مطمئن به شکست است" (2:24). همه مدعی ارائه شد هیچ به طور کامل ناتوان قادر به انجام ادعای خود سر بودند.

 در زمان حیات حضرت محمد بود دروغگو به نام Musailamah، که به ادعای نبوت گذاشته وجود دارد. او اقدام به نوشتن آیات قرآن به رقیب اما خطاهای خود را آشکار و در نتیجه وضعیت خود را در معرض، و خدا کلمات "خوب" خود را به جز ارائه شده دارد. اگر به غیر از این بوده است از مردم ممکن نمیبه خوبی متوجه شده اند که قرآن به مراتب بالاتر از فصاحت بیان خود را از عربی خالص است. هنگامی که مردم شنیده تلاوت قرآن را که یا به آن را مشاهده کنید، و یا هدایت می شدند، و یا حداقل با آن گرفتار.

 اظهار نظر بر فصاحت عالی از آیه به زبان عربی است که می خواند، "خدا دستور عدالت، و عمل صالح و دادن به یکی از قوم و خویشی." (16:90)، ولید، پسر Mughira گفت، "به خدا این هر دو شیرینی و لطف. دست کم از آن فراوان است و بالاترین آن مثمر ثمر است، هیچ انسانی قسم می خورمانسان می تواند گفت این. "

 ابو عبید به ما می گوید که فصاحت آیه، "اعلام و سپس آنچه به تو امر" (15:94) نفوذ در قلب یک بادیه نشین خاصی در نتیجه ان او به زمین افتاد و سجده کرد و گفت، "من در حساب از عربی عالی خود را به خاک افتاد." پس فرصت دیگری بدوی دیگری شنیده آیه، "وقتی آنها گفتندنومید از او، آنها در خصوصی رفت و به مشورت با هم "(12:80)، و گفت:" شهادت میدهم که هیچ انسانی قادر به این کلمات است! "

 دختر خدمت زبان فصاحت شنیده شد، که بر روی ان آل Asmay گفت: "به خدا سوگند، چگونه سخنور شما هستند!" دختر جواب داد: "آیا آنچه که من پس از کلام خدا سخنور در نظر گرفته گفت:" ما این را به موسی نشان داد مادر، او را شیر ده، اما زمانی که شما برای او از ترس او را به آب انداخته. نه ترس، نهغم که ما باید او را به شما بدهد و او را در میان پیامبران "(28: 7). این آیه شامل دو دستور، دو ممنوعیت و دو قطعه از خبر خوب همراه در دسترس نباشد همچنین، برنامه ریزی خدا آشکار در ساخته شده است این آیه به عنوان ریخته گری موسی را به آب تبدیل می شود به ابزاریدر ایمنی خود را.

 این چالش از قرآن عربی منحصر به فرد و بی نظیر است. دلیل این است که در مرحله اول، این یک واقعیت به خوبی ثابت شده است که آن را به پیامبر (ص) نازل شده است و از آن او است که آن را تحویل داده است.

 در مرحله دوم، با آن حضرت اعراب که قادر به پاسخگویی به چالش ارائه شد را به چالش کشید. کسانی که عرب مهارت در دانش بلاغت از زبان عربی و فنون بلاغت می دانست که قرآن به هیچ کمتر از معجزه آسا. در حالی که فردی که مهارت در هنر نمیزبان عربی آگاه که قرآن یک معجزه بود از طریق ناتوانی از اساتید زبان عربی برای پاسخگویی به چالش های آن و تاکید کرده بود که هیچ انسانی قادر به فصاحت آن تقلید بود.

 ما توجه شما را به جنبه های بسیاری از، حجم را می توان نوشته شده است به تصویر کشیدن تنها کسری از مزایای آن کشیده شده اند، هر یک عبارت شامل مدارک تحصیلی بسیاری از معنا و سرریز دانش است. حتی روایات طولانی در مورد نسل ها و ملل گذشته در یکی دیگر از ادغام، آنها نشانه برای یک هستندبه منعکس کننده بر انسجام از کلمات آن، ارائه آن و چگونگی ابعاد مختلف آن در تعادل قرار داده، مانند یک در داستان حضرت یوسف می یابد. بسیاری از این داستان در فصل های مختلف از قرآن رخ می دهد، در عین حال جملهبندی متفاوت است به طوری که داستان را در یک نور کاملا جدید، کهبخشی از زیبایی آن است. هرگز به تکرار خود را ثابت مخالف، و نه هنوز به شنوایی خود را بارها و بارها موهن است.

 ترکیب معجزه و سبک قرآن

 ترکیب و سبک منحصر به فرد از قرآن به زبان عربی است هنوز جنبه دیگری از عدم توانایی انسان به آن تقلید کنند. وحی آن سبک عربی بسیار متفاوت از استفاده منظم از عربی به ذکر روش های بسیار توسعه یافته از ترکیب، نظم و نثر از اعراب معرفی شده اند. یکمی یابد بخش از آیات خود را متوقف و پایان در حالی که واژه ها از طریق به بعد بافته شده، این زر و زیور نه قبل و نه بعد از ارسال آن وجود داشته است، و هیچ کس بود و همیشه خواهد بود قادر به تولید هر چیزی شبیه به آن.

 هنگامی که اعراب قرائت آن شنیده ام که آنها گیج و هوش خود آنها را رها و آنها را به آن تسلیم شد. نگران نباشید، آنها هرگز چیزی در هر شکلی از عربی یا در نثر، شعر، نثر یا شعر قافیه را وادار شنیده بود.

 ولید، پسر Mughira است، بسیار آگاه از نکات ظریف از شعر عربی بود. او شنیده بود که پیامبر بر موارد متعدد صحبت می کنند، و با شعارهای خود آشنا بود، اما یک روز او اتفاق افتاد به گوش تلاوت قرآن توسط پیامبر که او را متقاعد کرد که این نبود، و نمی توانستاست عبارت از یک انسان.

 ابوجهل، دشمن قبل از هر چیز از پیامبر (ص) نیز شنیده قرائت و به ولید رفت و سپس اقدام به افترا زدن به پیامبر (ص) بر روی ان ولید گفت: «به خدا! هیچ یک از شما یک دانش بیشتری از شعر از من، (معمول) سخنرانی خود را نمی توان نسبت به قرآن! "

 عنوان نمایشگاه که قبلا ذکر شد به خوبی موارد حضور داشتند و ما داستان چگونه هنگامی که زمان نزدیک شدن برای بسیاری از کافران سالانه Koraysh منصفانه در مورد اثر تلاوت قرآن را بر شرکت کنندگان در آن باید نگران شد مربوط. با استفاده از این در ذهن کافران با هم ملاقاتبر بیانیه ای که همه آنها را در برابر پیامبر (ص) و در نتیجه استفاده از صدای همان توافق برسند. ولید در میان افراد حاضر در این تجمع بود و زمانی که آن را پیشنهاد شد که آنها می گویند: "او پیشگو است،" ولید گفت: «به خدا، او پیشگو نیست! او نه mutters و نه در نثر قافیه صحبت می کند. یکی دیگر ازنشان می دهد که آنها می گویند، "او دیوانه است، و دارا جن." ولید جواب گفت: "او نه دیوانه است و نه او با جن در اختیار است، نه خفگی و نه هنوز زمزمه در صدای او وجود دارد." سپس آنها پیشنهاد، که ولید پاسخ داد: "او یک شاعر است"، "این طوری نیست، ما می دانیم شعر در تمامی اشکال آنو fineries، او نیست که شاعر. "سپس آنها را پیشنهاد کرد و گفت:" او یک جادوگر است "بار دیگر ولید جواب،" او یک جادو نیست، نه وزش و نه گره وجود دارد. "نا امید آنها بانگ زد:" چه پس از آن باید ما می گویند! "ولید به آنها گفت،" همه آنچه شما کرده اند نادرست است. نزدیک ترین بیانیهشما ساخته شده است که او یک جادوگر است، زیرا سحر و جادو چیزی است که می تواند در میان یک مرد و پسرش آمده، بین برادران است، بین یک مرد و همسرش و یک مرد و قبیله اش. "بلاتکلیف در چه می گویند کافران شرکت جدا و نشسته بود کنار جاده ای به مردم هشدار می دهند. پس از آن خدا در مورد نشان دادولید، "مرا با او که من ایجاد تنهایی" (74:11).

 در مورد دیگری Utba، پسر Rabi'a، که در هنر از زبان تحصیل کرده بود، اتفاق افتاده است به شنیدن تلاوت قرآن و اعلام کرد: «مردم، شما را آگاه می شوند این است که هیچ چیز من، از طریق خواندن و گفت آن را یاد گرفته نشده است . به خدا سوگند، من در حال حاضر شنیده فرم بیان، مانند آنمن قبل از شنیده هرگز. این نه شعر و نه طلسم است، نه هنوز فال بینی است که آن. "

 ابو Dharr، تخصص برادرش Anies را به عنوان یک شاعر گفت: توصیف، "به خدا سوگند، من هرگز از کسی آشنا تر با شعر از برادر من Anies شنیده می شود. او با دوازده شاعران دیگر در طول رقابت" زمان جاهلیت "که من بود یکی. " قبل از تبدیل ابو Dharr، Anies سفربه مکه و اخبار شنیده از پیامبر (ص) و آموزه های او. به محض بازگشت او ابو Dharr پرسید چه مردم در مورد پیامبر (ص) گفت. Anies جواب داد: "آنها می گویند او یک شاعر، پیشگو و جادوگر است، اما من به قرائت شعر شنیده ام طالع صحبت می کنند، و کلمات او بر خلاف آنها من نسبت به اوو او آنها را دوست ندارد. پس از آنچه به من گفته اند که هیچ کس نباید به خطا می گیرند و او را به عنوان یک شاعر اشاره به عنوان راستگو است، اگر آنها این کار را پس مطمئنا آنها خواهد بود دروغگو. "

 این شهادت هستند، اما چند در میان انتقال معتبر است. منحصر به فرد معجزه قرآن در نه تنها مختصر و بلاغت آن، اما در سبک فوق العاده ای آن نهفته است. قرآن به منزله یک نوع متفاوت از چالش که اعراب قادر به تقلید بودند آن را به عنوان بسیار فراتر بود خودتوانایی به انجام این کار. اجماع اکثر محققان این است که قرآن های مختلف از عربی خالص است.

 نظرات در راه است که در آن افراد قادر به تقلید از قرآن هستند متفاوت است. کسانی که می گویند آن است که به دلیل آن است که در داخل ظرفیت انسان در حساب از قدرت وضوح، ترکیب، ساختار و سبک منحصر به فرد خود را نمی وجود دارد. این مسائل بخشی از طبیعت معجزه آسا آن که پیش افتادن ازقابلیت هر یک از خلق به تقلید، فقط آن را به عنوان بسیار فراتر از یک خلق که مردگان را دوباره زنده، تبدیل یک هیات به مار، و یا علت سنگریزه به تمجید کردن خدا است.

 نظر دیگر این است که شیخ ابوالحسن آل اشعری، که از این نظر است که از آن می تواند در ظرفیت انسان برای انجام این کار اگر خدا آنها را در انجام آن حمایت می کند، اما بر این واقعیت است که خدا آنها را از رسیدن به آن جلوگیری و در نتیجه ارائه تقلید آن غیر ممکن است. این نظر استتایید شده توسط چند تن از پژوهشگران دیگر که پایه افکار خود را بر دو استدلال.

 آرگومان اول ساخته شده است که آن را در حال حاضر ثابت شده است که اعراب قادر به انجام این کار بودند. استدلال معتبر و در برابر آنها برگزار نمی شده است اگر آن را در قدرت مخلوقات نبود برای رسیدن به آن.

 آرگومان دوم این واقعیت است که آنها را امتحان کنید و آن را به چالش کشیده شد تقلید است. این چالش را در خود ثابت می کند ناتوانی جنسی خود را به طور موثر تر و یک عامل قابل توجهی برای در حال سرزنش خود است. آن را نمی خواهد موجهی برای این چالش را به چالش کشیده بود اگر ظرفیت به انجام این کار ندارد.این استدلال، استدلال قطعی و انکارناپذیر است.

 ایمان اعراب توانایی تقلید از قرآن ندارد و در حال حاضر مجبور به قورت غرور و نوشیدنی خود را از جام فروتنی بنوشم. بود آن را در قدرت خود را است آن را برای آنها به افزایش به چالش و تولید یک آیه و یا یک فصل بسیار آسان تر شده است، که انجام داده بودند به طوری که موفقیت خود رامی توانست از طریق مسنجر است، یک پیروزی قطعی را در نوک انگشتان خود بوده است و دشمن خود را سکوت.

 سعی کنید به عنوان اعراب، حتی بعد از اینکه آنها را احضار کرده و خسته تمام مهارت های خود را به صورت فردی یا جمعی، بزرگترین در میان آنها ناتوان در تلاش خود را به تحت الشعاع قرار دادن قرآن و خاموش نور آن بود. با وجود تلاش های فردی از کافران، تعداد آنها و ترکیبتلاش، آنها باقی مانده stupefied، قادر به گفتن یک کلمه، حواس خود dulled و راه خود را مسدود شده است.

 معجزه با توجه به

 حضرت محمد

 قسمت 2

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 معجزات الهی امور غیب

 یکی دیگر از جنبه های معجزه آسا از چالش قرآن در آیات مربوط به علم غیب و حوادث بود که به تحقق در تاریخ بعد یافت می شود.

 خبر خوب از ورود امن به مکه در آیه زیر، "شما باید به مسجد مقدس در امنیت وارد کنید، اگر خدا بخواهد" (48:27) به پیامبر (ص) منتقل شد.

 اتفاق دیگری که بعدها متوجه شدم این خبر که ایرانیان خواهد بود که توسط رومیان شکست خورده بود، "اما، در چند سال پس از شکست خود آنان پیروز می شوند" (30: 3).

 خدا خبر خوب از پیروزی های آینده بیش از کافران و باز از مکه گفت، به "هنگامی که پیروزی خدا و باز می آید" (1: 110).

 مثال دیگر، "خدا کسانی از شما که ایمان آورده و اعمال صالح انجام است که او در واقع آنها را جانشینان در زمین وعده داده است" (24:55).

 همه این وقایع تحقق، فقط به عنوان خدا گفتند که. رومی ها شکست ایرانیان و مردم ایران اسلام در خیل در آغوش گرفت. (برای کسب اطلاعات بیشتر، لطفا با خواندن این کتاب ما "هراکلیوس امپراتور روم اعتراف و پشتیبانی حضرت محمد").

 در زمان مرگ پیامبر اسلام در سراسر عربستان گسترش یافته بود. خدا خلفای مؤمنان در زمین ساخته شده است و دین اسلام تاسیس شده است. از شرق به غرب خدا باعث مؤمنان به جانشینان قدرتمند است. در یک نقل قول از پیامبر (ص) به او گفته همراهان او، "زمین بودبا هم برای من جمع شده بودند به طوری که من شرق و غرب آن نشان داده شده است، و پادشاهی کشور من تا آنجا که آن را با هم جمع شده بود می رسد. "

 خدا ما را در قرآن می گوید، "این است که ما یاد (قرآن) فرو فرستاده، و ما بیش از آن را تماشا" (15: 9). این در واقع مورد بوده است. در طول قرن ها بدعت گذاران بی شمار و ملحدان و به ویژه قرمطیان وجود داشته است. (شیخ درویش افزود: در زمان قاضی تحقیقات ایاد وجود داردفرقه شناخته شده به عنوان "قرمطیان" بود. این فرقه در تلاش خود را به منحرف اسلام بسیار فعال بود، اما آنها به پیشینیان خود مانند آنها ناموفق بود. ستایش از آن خداست، هیچ کدام موفق به خاموش یا نور از قرآن، و نه یک کلمه را تغییر دهد، یا باعث شک در ذهن استمسلمانان!)

 خدا خبر به رسول او و پیروان او از برخوردهای آینده با کافران داد و گفت: "مسلما تجمعات خود باید روت، و آنها پشت خود را روشن کنید" (54:45). و او نیز گفت: "او به شما پیروزی بر آنها عطا کند و التیام صدور یک ملت باور." (09:14). و،"آنها به شما صدمه دیده است به جز کمی صدمه نمی زند و اگر با شما بجنگند، آنها را پشت خود را روشن کنید." (3: 111). این حوادث بعد پس از ورود از زمان مقدر خود رخ داده است.

 جنبه دیگر این است که، از افشای امور نهان، مانند قرار گرفتن در معرض از اسرار هر دو منافقان و کسانی که در میان یهودیان که در مخالفت با پیامبر و دروغ آنها در میان خود و در جامعه گسترش بودند. خدا فاش خیانت خود، آنها را سرزنش و ساخته شدهشناخته شده احساسات خود گفت: "و آنها را در خود می گویند،" چرا خدا ما را برای آنچه که ما می گویند تنبیه نمی کند؟ "(58: 8).

 خدا نیز به اطلاع پیامبر او و مؤمنان، "آنها در خود پنهان آنچه آنها را به شما اعلام نکرده است" (3: 154).

 و، "و یهودیان که به دروغ گوش." (05:41)

 از متون مقدس یهودی، خداوند پیامبر او و پیروان او، "برخی از یهودیان با دستکاری کلمات (تغییر) مطلع مکان خود گفت:" ما شنیده و ما نافرمانی "و" شنیدن، بدون شنیدن "و" رعایت ما »( Ra'ina، در زبان عبری به معنای بد) پیچش با زبان خود traducing دین "(4:46).

 خدا پیروزی مسلمانان وعده داده و وعده او در روز بدر انجام شد، "(به یاد داشته باشید) هنگامی که خدا وعده داده به شما یکی از دو طرف (در بدر) عطا فرما، و به شما برای یک بود که نمی خواست قوی" (8: 7).

 خدا رسول او گفت: "ما شما را کفایت در برابر کسانی که مسخره" (15.95). پس از وحی این آیه، پیامبر (ص) به اصحاب خود خبر خوبی است که خدا کافی است هر دو او و آنها.

 کسانی که به عنوان "مسخره" می گویند یک گروه از مردم در مکه که اقدام به مردم را به نوبه خود به دور از پیامبر (ص) و موجب آسیب او بودند. آنها پراکنده شدند. همچنین، هنگامی که کافران تلاش برای کشتن حضرت محمد خدا را آیه، "خدا از شما محافظت از مردم" فرستاده(5:67).

 معجزه ها از نسل گذشته و سازمان ملل از بین رفته ذکر شده در قرآن

 جنبه دیگری از عدم توانایی انسان به تقلید از قرآن است در اطلاعات مربوط به نسل های گذشته، و همچنین کشورهایی که از بین رفته بود، و قوانین خود را در بر داشت. در آن زمان از ارسال کردن از قرآن بود در میان همه "اهل کتاب" وجود دارد - که افرادی که تورات دریافت استو Ingil (انجیل عیسی) - فقط در چند دانشمندان که تمام عمر خود را به مطالعه برخی از این جنبه های اختصاص داده شده، وجود دارد با این حال دیگران که تا به خوبی آشنا نمی شد و دانش خود ناقص است.

 هنگامی که خدا او را به پیامبر (ص) داستان های مخلوط نشده از مسائل از جمله فرستاده شده، آن را نشانه ای برای اهل کتاب بود. آنها می دانستند که حضرت بی سواد بود و می تواند نه خواندن و نوشتن، و نه می تواند دسترسی به دانش از طریق مطالعه داشته است. همچنین پیامبر (ص) به سفر نه چندان دور به دور از خودمردم او نمی تواند این داستان را شنیده اند. (شیخ درویش افزود: آنها هیچ گزینه ای دیگر اما به اعتراف است که اخبار آن حضرت به ارمغان آورد از غیب و در نتیجه مجبور به اعتراف آمد به صحت آن، و تصدیق صداقت خود را اما بسیاری حاضر به آشکارا به این اعتراف داشت.)

 هر گاه برخی از احزاب از اهل کتاب او را ملاقات نمود آنها را بررسی و آزمون دانش خود را بر روی ان او را به آنها تلاوت آیات مربوطه یا فصل از قرآن. او به آنها خوانده از داستان حضرت موسی و خضر آل، حضرت یوسف و برادرانش، مردان درغار، Dhu'l Karnain (کوروش بزرگ ایران درگذشت نام 600BC، کوروش-E-بزرگ فارسی. نام و نام مقدس کورش)، لقمان و پسرش و همچنین داستان دیگری از پیامبران بزرگوار. او اطلاعات در مورد خلقت مربوط است و آنها را از آنچه در تورات و انجیل اصلی داده شده به اطلاع بودعیسی (که دیگر وجود ندارد). او همچنین آنها را از زبور حضرت داود و کتیبه ها از پیامبران ابراهیم و موسی گفت. صادقانه میان آنها اذعان و حقیقت از اخبار او به ارمغان آورد به عنوان تایید آنها قادر به آن را انکار بودند. کسانی که برای موفقیت نهایی در مقصدحیات جاودانه معتقد بودند در حالی که کسانی که خیره و حسود بود بازنده شد. (شیخ درویش افزود: در میان اسقف نجران از کسانی که حاضر به قبول حقیقت بودند، به عنوان پسر Suriya و پسر Akhtab، خاخام اعظم مدینه آیا آنها می دانستند که حضرت حقیقت صحبت کرد، اما خودداری کرد.به آن اذعان به این ترتیب. آنها حسادت و خیره سر، و پس از آن در ناباوری فوت کردند.)

 با وجود این حقیقت دشمنی مهیجی خود را نسبت به پیامبر و پیروان خود خواسته به او، و استدلال تحریف شده خود را قبول نمی گرفته خارج از چهار چوب از کتاب خود هیچ مدرکی وجود ندارد که هر آنچه خود از اهل کتاب صحت گزارش داده شده را تکذیب کرد در قرآن.

 در تلاش از اهل کتاب به دست آوردن دست بالا آنها حضرت محمد بی وقفه در مورد پیامبران خود را مورد سوال و پرسش دشوار را مطرح کرد. آنها او را در مورد اسرار دانش، محتویات شرح حال خود را به عنوان به خوبی به عنوان اطلاعات پنهان در قوانین خود را زیر سوال برد.آنها او را در مورد روح سوال شد، حضرت عیسی، قضاوت قوی و چه خود را، و همچنین به عنوان آنچه که جانوران در حساب از رفتار تحقیر خود را به آنها ممنوع شده بود اسرائیل ممنوع کرد.

 خدا می گوید، "محمد رسول خدا است. کسانی که با او هستند در برابر کافران سخت اما مهربان به یک دیگر می باشد. شما ببینید آنها را تعظیم و سجده خود را به دنبال فضل و لذت بردن از خدا. به عنوان آنها را در چهره خود را از اثری از سجده که شباهت آنها استدر تورات و مثل آنها در انجیل "(48:29).

 پیامبر (ص) به پرسش های بسیاری است که تمامی آنها با او که به او نازل شده بود، پاسخ خواسته شده بود. کسانی که دروغ در مورد پیام آن حضرت را آورده اختراع، ادعا کرد که آنچه او به ارمغان آورد متفاوت از متون مقدس خود بود و به همین دلیل بر نامیده می شدند برای اثبات ادعای خود. از این افرادخدا می گوید، "بگو،" تورات را بیاورید و آن را تلاوت، اگر راست می گویید. " کسانی که بعد از این دروغ خدا harmdoers هستند "(3: 93-94). در نتیجه، کسانی که گستاخانه رفتار و تصمیم به افترا زدن به آنچه که پیامبر (ص) آورده شده توسط کتاب مقدس خود را تحقیر می شدند، آنها نیز نشان داده شد که در آن آنهابا کلمات کتاب .There خود هیچ خبری که از یهودیان و مسیحیان قادر به تولید شواهد برای حمایت از ادعای خود بودند دستکاری کرده است، آنها قادر به نشان دادن حتی یک ادعای ضعیف از آثار خود بودند.

 خدا توجه به فساد خود گفت: "اهل کتاب! رسول ما (محمد) آمده است تا روشن شدن به شما بسیاری از آنچه که شما از کتاب پنهان" (5:15).

 چالش از قرآن به آن تقلید

 نه اختلاف وجود دارد و نه تردید وجود دارد که از جنبه های قبل از قرآن نمی تواند تقلید شود. توجه ما این است که در حال حاضر به آیات آن است که دولت موارد خاص که به آن پاسخ انسان یا قادر به انجام، مقابله با و یا را در چالش است کشیده شده است. نگاهی به عنوان مثال کلام خدا بهیهودیان، "بگو،" اگر سرزمین آخرت است با خدا برای شما به خصوص، به محرومیت از همه افراد دیگر، و سپس بلند مرگ اگر راست می گویید. اما آنها هرگز طولانی برای آن "(2 : 94-95).

 اسحاق پدر AZ-Zajjaj در این آیه گفت: اظهار نظر طولانی برای مرگ "و سپس آنها را به اطلاع" این آیه شامل بزرگترین اثبات و روشن ترین نشانه ای از صحت و پیام خدا. دلیل این است که خدا یهودیان به گفته "، "اما آنها هرگز طولانی برای آن"، به طوری که هیچ یک از آنهاصادقانه برای مرگ اشتیاق.

 پیامبر (ص) از این ضرب المثل صحبت می کرد، گفت: "اگر یهودیان برای مرگ آرزو شده بود، آنها فوت کرده اند و دیده می شود کرسی های خود را در جهنم." اما خدا در دل یهودیان در برابر اشتیاق برای مرگ تبدیل شده است. او ترس فوق العاده ای به آنها بازیگران در نتیجه این مفهوم است که رسول او در واقع صادق بود، و آن که اوبه او فرستاده شده بدون شک معتبر بود. اما هیچ یک از آنها صمیمانه آرزوی مرگ، حتی اگر آنها مشتاق به او رد شد.

 هنگامی که اسقف مسیحی نجران به پیامبر آمد ترین قاطعانه در امتناع خود را به قبول اسلام باقی مانده است. این بود که خدا را آیه ای که در آن او آنها را به چالش می کشد به لعنت خدا بر کسانی که دروغ ارسال می شود. خدا می گوید، "برای کسانی که با شما در مورد او پس از اختلافدانش بر شما آمده است، می گویند، "بیایید فرزندان ما و فرزندان شما، جماعت زنان ما و جماعت زنان خود را جمع آوری، خودمان و خودتان. سپس اجازه دهید ما با فروتنی دعا، به طوری که ذخیره کردن لعنت خدا بر کسانی که دروغ "(3:61). پستانداران عالی آنها، آل Aqib، اسقف همکار او هشدار داد و گفت:" شما می دانید که او یک پیامبر است،و بدون توجه به اینکه آیا یک گروه کوچک و یا بزرگ باشد، یک پیامبر هرگز لعنت بر مردم می گذارد و آنها زنده ماندن پس از آن. "بنابراین آنها از چالش خودداری و ادامه داد: برای پرداخت" نظر سنجی از مالیات "وضع شده بر کسانی که در باور رد بازگشت برای آنها که حفاظت در درون دولت اسلامی را دریافت کرد.

 همانطور که برای کافران در میان اعراب، خدا آنها را به چالش می کشد و گفت: "اگر شما در شک از آنچه که ما به عبادت ما فرستاده می شود، تولید یک فصل قابل مقایسه با آن تماس به یاران خود، غیر از خدا، به شما کمک می کند، اگر شما درست است. اما اگر شما موفق، شما به عنوان مطمئن به شکست هستند، پس از آن گاردخودتان محافظت در برابر آتش که سوخت آن مردم و سنگ، آماده برای کافران است "(2: 23-24).

 اگر چه این آیه این است که در میان کسانی که در ارتباط با غیب، قسمت اول آیه نشان دهنده این واقعیت است که آنها خواهد بود قادر به پاسخگویی به چالش او است.

 انگیختگی از ترس و هیبت هنگام گوش دادن قرآن

 جنبه دیگری از منحصر به فرد قرآن در ترس است که می بلعد قلب کسانی که به آن گوش است. آن را بر گوش خود را زمانی که آنها را بشنود و آنها را با هیبت زده زمانی که آن را به آنها در حساب از قدرت و عظمت خود خوانده.

 همانطور که برای کسانی که قرآن را رد است، یک اثر و حتی بیشتر وجود دارد. این افراد، خدا می گوید، "ما وضع حجاب بر قلب و سنگینی خود را در گوش خود مبادا آنها را درک کنید. وقتی که شما (حضرت محمد) ذکر پروردگار خود را به تنهایی در قرآن، آنها پشت خود را بر میگردانند" (17:46). استماعبه قرآن بیش از حد سنگین بر آنها از نظر شنوایی از یگانگی خالق و غیره بیزاری از خود را افزایش می دهد، آنها مایل به جلوگیری از ابلاغ آن به دلیل نفرت خود را از آن.

 و برای کسانی که بر این باورند، آنها ترس را تجربه هنوز آنها را در جذبه از ترس از قرآن می باشد. آن را جذب شنونده و منبع شادی است که باعث می شود قلب به تمایل به آن و همچنین تایید شده است. خدا می گوید، "پوست کسانی که از ترس پروردگارشان لرزه و پس از آن پوست و قلب خود رانرم به یاد خدا "(39:23).

 خدا می گوید: "اگر ما را از این قرآن را بر کوه فرستاده می شود، شما می توانید آن را به خودی خود فروتن دیده می شود و جدا از ترس خدا تقسیم" (59:21).

 این آیه نشانه این است که قرآن بسیار منحصر به فرد است، از آن است که قدرت را به کسی گرفتن که نه می فهمد و نه هنوز معنای آن را می داند. یک روز یکی از پیروان حضرت عیسی، ع، اتفاق افتاده است به تصویب توسط کسی قرائت قرآن، و شروع به گریه و زاری. از او خواسته شد آنچه او باعث شده بودبه گریه و او جواب داد: "این به خاطر آن است که قلب من در زیبایی از آرایش آن وارد شده است." گزارش های بسیاری از مردم به اسلام به اولین جلسه خود را کلام خدا وجود دارد، پس از آن، هستند کسانی که مایه تاسف است و نوبت به دور وجود دارد.

 پسر Jubair Mut'im گفت، "در نماز شب، من شنیده ام که حضرت تلاوت فصل" کوه "(52)، و هنگامی که او رسیده کلمات"، و یا، به آنها از هیچ چیز را خلق کرد؟ یا، آنها سازندگان خود بودند؟ یا، آیا آنها آسمانها و زمین را خلق کرد؟ نه، باور خود را مشخص نیست! یا،ذخایر پروردگار خود را در حفظ آنها؟ یا، آنها کنترل می شود "(52: 35-37)؟ قلب من افتاده به اسلام.

 این نیز گزارش داد که Jubair گفت: "این اولین بار است که اسلام در قلب من مهم تبدیل شد."

 دو گزارش در مورد پسر Utba Rabi'a، که در یک مناسبت به پیامبر رفتند تا در مورد وحی اخیر که در برابر اعتقاد بت پرست از قبیله اش صحبت کرد صحبت کردن با او وجود دارد. بنابراین، پیامبر (ص) شروع به تلاوت فصل 41 مشخص شده است. "HaMeem. ارسال از مهربان، مهربان است.یک کتاب، از آیات که برجسته هستند، قرآن عربی برای ملتی که می دانند. این خرس بشارت و هشدار دهنده، با این حال بسیاری از آنها را به دور و گوش دادن نیست. آنها می گویند، "قلب ما از آن حجاب که شما با ما تماس بگیرید، و در گوش ما است سنگینی وجود دارد. و میان ما و شما حجاب است.بنابراین (به عنوان شما خواهد شد) کار می کنند و ما در حال کار. بگو (حضرت محمد)، "من فقط یک انسان هستم مثل شما، به چه کسی آن است نشان داد که خداوند شما یگانه است. بنابراین مستقیما با او باشد و از او بخواهید که شما را ببخشد. وای بر مشرکان، که موسسه خیریه پرداخت نیست و کافر در آخرت. برای کسانی کهباور و اعمال صالح انجام دستمزد پایدار است. " بگو، "آیا شما به او کافر شدند، که زمین را در دو روز خلق کرد؟ و آیا به شما در تنظیم برابر با او؟ او پروردگار جهانیان است. " او کوه ها شرکت را در بالا (از زمین) تعیین و او آن را پر برکت. و در چهار روز او را در آن مقرر بسیاری از مقررات، برابربه کسانی که بخواهید. سپس او را به بهشت ​​می خواست که آن دود بود و به آن و زمین گفت: "بیا خواه و ناخواه. "ما با میل و رغبت آمده،« آنها پاسخ داد. در دو روز او آنها را تعیین هفت آسمان، و او به هر آسمان نشان داد دستورات آن است. ما آراسته به پایین ترین آسمان را با چراغو حفظ آنها. چنین فرمان خداوند متعال، داناست. اما اگر رویگردان شدند، می گویند، "من داده اند به شما هشدار از صاعقه شبیه به آنچه که پیشی گرفت و عاد و ثمود. (41: 1-13)

 Utba نمی تواند تحمل آن را بشنوند و دست خود را بر دهان پیامبر و التماس کردم به متوقف شود. این نیز گزارش شده است که او گوش و در این کار او را از پشت خود قرار داده و دست خود را خم شدن بر روی آنها تا زمانی که پیامبر (ص) رسیده است آیه سجده، بر روی ان حضرت به خاک افتاد. Utba نمیمی دانند که چگونه برای مقابله با این وضعیت و بلافاصله بلند شد، به خانواده اش و کاهش یافته است به بیرون رفتن به قبایل خود. قبایل دیگر خود را به او آمد و او عذرخواهی آنها را گفتن، "به خدا سوگند، او بعضی از کلمات خوانده به من، و به خدا، من هرگز چیزی مانند آنها شنیده می شود، من فقط نمی دانمآنچه برای گفتن به او. "

 چند عرب تلاش برای پاسخ به این چالش از پیامبر با این حال، با ترس همه زده بودند، یک نفر از جمله پسر آل مقفع، به زبان شیوای او مشهور بود. او در ترکیب تلاش خود را آغاز کرده بود زمانی که او شنیده یک پسر جوان مسلمان خواندن از قرآن، "زمین فرو برد آب خود را"(11:44). تلاوت چنین اثر فوق العاده ای بر او بود که او بازگشت و نابود که او گفت، نوشته بود "شهادت میدهم که این است که به مخالفت شود، آنها نه کلمات یک انسان است!"

 در اندلس، اسپانیا یک مرد به نام یحیی، پسر Hakkam آل Ghazzal، که یک نویسنده شناخته شده بود به دنبال تلاش برای تولید چیزی شبیه به قرآن. در حالی که انجام این کار او برای یک نمونه به تقلید و خواندن فصل "وحدت" (112) نگاه کرد. او کار بر روی ترکیب خود را آغاز شده اما او زده شدبا ترس و اعلام کرد، "ترس به من متوقف و ضعف باعث شده است که من را به پشیمانی و توبه کنند."

 حفاظت الهی قرآن

 بر خلاف هر کتاب دیگر، خدا وعده داده است برای حفظ کتاب مقدس خود را تا پایان زمان، و این یکی دیگر از کیفیت آن است که نمی توان تقلید شده است. خدا به ما این اطمینان، "این است که ما قرآن را فرو فرستاده، و ما بیش از آن را تماشا" (15: 9). و از خلوص آن او به ما می گوید، "دروغ نمی آیدآن را از قبل از آن و یا از پشت آن. این است که به ارسال از یک حکیم و ستوده "(41:42).

 به غیر از قرآن معجزه آسا، تمام معجزات دیگر متوقف شد بعد از زمان پیامبر (ص) و تنها روایات از شگفتی های خود باقی می ماند به وجود داشته باشد.

 در حالی که قرآن باشکوه شامل آیات روشن و معجزات همه از آن در حال حاضر در این روز و سن هستند و بنابراین با وجود گذشت قرن ها باقی می ماند. این معجزه اثبات قاطع که هیچ شخص راستگو هرگز شک است.

 هر دوره بسیاری از مردم که روشن و انتقال علم از زبان و همچنین امامان سخنور، و مردانی که به طرز ماهرانه سادگی کلمات را تولید کرده است.

 کسانی که منحرف شده اند ثابت شده است که بی اثر و مخالفت خود را ناقص، هیچ کدام قادر به تولید یک استدلال معتبر، و نه آهنگسازی و حتی یک زن و شوهر از کلمات که وزن یک اتم از قرآن کم شده است.

 چالش های اضافی در قرآن

 محققان همچنین توجه به جنبه های مختلف دیگر از ناتوانی انسان به تقلید از قرآن عربی کشیده شده است. یکی از جنبه مانند این است که مشاهده شده است که نه خواننده و نه شنونده همیشه تایر رسیتال خود را. مشخص شده است که تلاوت مکرر قرآن تنها به افزایششیرینی آن که به نوبه خود باعث ایجاد یک عشق بیشتر، در حالی که، به عبارت دیگر، حتی اگر آنها ممکن است از فصیح ترین از دست دادن جذابیت خود و در نوبه خود در دراز مدت می شود خسته کننده.

 عربی قرآن کریم لذت به تلاوت در زمان تنهایی و همراه بسیار عالی در زمان بحران است - هیچ کتاب دیگر دارای این ویژگی ها، و در طول زمان قرائت از قرآن انواع ریتم ها و روش ها را برای تک نوازی خود را که اضافه به توسعه اند طراوت و چالاکی از قرآن است.

 رسول خدا توصیف قرآن گفت، "حتی زمانی که آن را اغلب خوانده، آن را هرگز خسته کننده می شود. درس آن پایان دادن به هرگز و شگفتی های آن هرگز محو. این تبعیض است. این یک شوخی نیست." محققان هرگز نمی تواند توسط آن سیرچشم شود، و نه احساسات نادرست، و زبان را انجام ندهیداشتباه است. این است که از جن نمی رها یک بار آنها را از آن شنیده می شود. آنها گفتند: "ما در واقع شنیده قرآن شگفت انگیز است که هدایت به راه راست (72: 1).

 جنبه دیگر این است که نمی تواند تقلید شود این است که آن را با هم ترسیم می کند دانش و ایمان، که هر دو اکثر اعراب، از جمله حضرت محمد (ص) قبل از نبوت او، نا آشنا بود و یا دیگر دانش خود را بسیار اندک توجه در نتیجه کمی به آنها پرداخت شده است.

 قرآن جمع آوری با هم و روشن علم حقوق، و راههای است که در آن دلایل معنوی و استنباط از طریق استفاده از ساده، عبارات موجز، استدلال قوی مطرح شده توسط فرقه انحرافی در حال رد. از زمان به زمان تلاش ناموفق ساخته شده اند برای ایجاد مقایسهاثبات به کسانی تاسیس شده در قرآن، با این حال، هیچ یک قادر به انجام هدف خود بودند.

 نگاهی به عنوان مثال گفت از خدا، "کسی است که آسمانها و زمین را قادر به ایجاد مانند آنها را خلق کرد؟ بله، در واقع" (36:81). همچنین، "او آنها را زنده خواهد کرد که آنها را اولین بار سرچشمه" (36:79). و "شده بود خدایان در آسمان یا زمین، غیر از خدا، هر دو را در واقع خراب شده است وجود دارد"(21:22).

 یکی در قرآن کشف علم حوادث نبوی (seerah)، و همچنین تاریخ کشورهای سابق. این هشدار، حکمت نمایش، اخلاق و فضائل را تعریف می کند و همچنین دادن اطلاعات در مورد زندگی در آخرت است. خدا ما را آگاه، "ما هیچ چیزی را در کتاب نادیده گرفته اند"(06:38). و "ما به شما کتاب فرستاده ساخت همه چیز روشن است، به عنوان یک هدایت و رحمت، و بشارت به کسانی که تسلیم." (16:89). و "در این قرآن، ما جلو برای انسان مجموعه همه شیوه ای از نمونه" (30:58).

 حضرت محمد گفت: «قرآن را به خدا به عنوان یک دستور، پیشگیری، راه به دنبال داشته باشد و به عنوان یک مثل فرستاده شد. در آن تاریخ خود، اخبار در مورد آن است که قبل از شما آمد و آنچه را که بعد از شما آمده است و قضاوت بین حق شما. نه از تکرار آن خسته کننده و نه شگفتی های آن استبی پایان. در واقع، آن است که حقیقت و نه یک شوخی است. هر کس بخواند آن صحبت می کند حقیقت و قضات هر کس از آن است فقط. هر کس معتقد است با آن برنده است، و هر کس از آن تقسیم عادلانه است. هر کس عمل می کند بر آن پاداش خواهد و هر کس چسبیده به آن را به راه راست هدایتاما هر کس به دنبال هدایت از غیر از آن خدا آنها را گمراه. خدا هر کس با قضات غیر از نابود کردن آن. این حکیم یاد، پاک کردن نور، به راه مستقیم، طناب محکم خدا، و درمان سودمند است. برای هر کس چسبیده به آن است حفاظت و نجات وجود داردبرای هر کس که آن را زیر. این شامل ناراستی می گذارد و مسائل راست. این هیچ انحراف و به همین دلیل است سزاوار سرزنش نیست. "

 خدا می گوید: "مطمئنا، این قرآن مربوط به فرزندان اسرائیل بیشتر از آن است که آنها در تضاد است" (27:76) و او می گوید، "این یک اعلامیه به هدایت مردم و پندی برای احتیاط است" (3 : 138).

 و همچنین مختصر از عبارات قرآن، و غلظت از کلمات آن، جنبه دیگری از چالش قرآن است، این است که آن را جمع آوری بسیار بیشتر از آنچه در کتاب مقدس طولانی است.

 جنبه دیگری از قرآن است در ترکیب، زیبایی توصیفی و بلاغت آن است که هنوز اثبات بیشتر از ناتوانی انسان به آن تقلید را کشف کردند. در بلاغت آن دروغ نه تنها از دستورات خدا اما ممنوعیت او همچنین به عنوان وعده و تهدید او. هر کس برکت به تلاوتآن محتضر، در همان زمان، هر دو اثبات و تعهد در سراسر.

 اگر چه قرآن در قلمرو ترکیب آیه، آن است که از نوع ناشناخته هر جای دیگر. نمی توان گفت که آن را در قالب نثر است، زیرا آیات آن راحت تر بر روح و شنوایی، و درک آن شیرین تر است. شنونده سوق به آن آسان تر و احساسات می شود به سرعتبر شنوایی خود را برانگیخت.

 خداوند حفظ آن آسان است و می گوید، "ما را ساخته اند که قرآن آسان به خاطر داشته باشید" (54:17). کشورهای دیگر به چه کسی کتاب فرستاده شده قادر به حفظ کتاب خود (قبل از آن با دستکاری شد) بودند، در حالی که کودکان مسلمان به برکت راحتی از حفظ قرآن کریم را فقط در کوتاهزمان.

 جنبه دیگر از منحصر به فرد بودن قرآن این است که، برخی از قطعات را در شباهتی به دیگران همه از آن انسان ناتوان از تقلید است فرستاده شد. یکی در بخش های مختلف خود را پیدا می کند تعالی هارمونی و همچنین هماهنگی در بخش های مختلف آن. سپس، زیبایی از برجسته از یک وجود داردداستان به بعد، و یا یک موضوع را به دیگری با معانی متفاوت است. همان بخش ممکن است از هر دو دستورات و ممنوعیت ها، اطلاعات و پرس و جو، وعده و یا تهدید، اثبات نبوت شامل، تایید یگانگی خداوند انگیختگی اشتیاق و ترس نیز به عنوان دیگرمسائل. گفته شده است که عربی مانند این می تواند در جای دیگر یافت، با این حال، آن است که قدرتمند نیست و خلوص سبک آن است نرم، و زیبایی های آن را پایین تر، و تعبیر متناقض است.

 نگاهی به عنوان مثال در آغاز فصل 38 "سعد". این فصل حاوی اطلاعاتی در مورد کسانی که کافر شدند، بخش خود را، و نابودی نسل قبلی خود است. آن را نیز به خود امتناع می گوید به شرایط حضرت محمد حتی اگر آنها از آنچه او به ارمغان آورد شگفت زده شدند. این می گوید که چگونهشورای آنها توافق کردند که به اعتقاد ندارند و نشان می دهد حسادت، ناتوانی و ضعف خود. این را به اطلاع آنها از رسوایی که آنها را نه تنها در این زندگی اما در زندگی آخرت رخ خواهد داد. آن را نیز از رد سازمان ملل قبلی صحبت می کند که به او یک پیامبر فرستاده شده و پس از آن خود راتخریب توسط خدا، و هشدار داد که همان را به آنها اتفاق می افتد اگر آنها در ناباوری همچنان ادامه داشت. همچنین از پرس و جو از پیامبر (ص) صبر خود و آرامش خود را برای همه است که اتفاق افتاده بود صحبت می کند.

 "به نام خدا، مهربان، مهربان است. سعد، توسط خواندن مقدس (قرآن) از یاد. نه، کافران تمجید کردن در بخش خود. چه بسیار نسلها را پیش از آنان هلاک ما. آنها به نام "ساعت نه فرار است، و نه ایمنی. آنها تعجب کن که، از میان خود،هشداردهنده است به آنها آمده است. کافران می گویند، "این یک جادو دروغ گفتن است. چه، او ساخته شده است یکی از خدایان خدا؟ این در واقع یک چیز شگفت انگیز. مونتاژ خود را به سمت چپ (و گفت): «برو، و بیمار به خدایان خود را داشته باشد، این چیزی است که به دلخواه می باشد. ما هرگز از این در دین سابق شنیده می شود. این چیزی استاما اختراع. چه، از همه ما است، یاد او را فرو فرستاده شده است (حضرت محمد)؟ نه، آنها شک یاد من، نه، آنها هنوز طعم عذاب من نیست. یا، آنها را به خزانه از رحمت پروردگار خود، قادر متعال، بخشش؟ یا، آنها پادشاهی استآسمانها و زمین و همه است که بین آنها؟ سپس به آنها اجازه صعود توسط (خود) به معنی! ارتش به عنوان (بود) همدستان را شکست داد. قبل از آنها را در سازمان ملل از نوح، عاد و فرعون، و او از چادر را بد نشان گیره، ثمود، ملت لوط و ساکنان از هزارچشمه چنین بودهمدستان. یکی از کسانی که پیامبران افترا زدن وجود دارد نیست. بنابراین، مجازات من متوجه شد. این تنها برای فریاد تنها برای آن وجود خواهد داشت بدون تاخیر صبر کنید. آنها می گویند، "پروردگار ما، شتاب به سهم ما قبل از روز قیامت است." به یاد صبر و حوصله با آنها چه می گویند، و به یاد داشته باشیدبنده ما داوود، انسان را از قدرت. او توبه کار بود ". (38: 1-17)

 فصل ادامه دارد و از حضرت داوود صحبت می کند و روایت داستان از دیگر پیامبران نجیب، صلح بر همه آنها باشد. همه این ها در بهترین شکل از ترکیب و با استفاده مختصر از کلمات، که برخی از آنها شامل جملات که به طور موثر فقط شامل چند کلمه نازل شد.

 فقط یک نمونه از ناتوانی انسان به تقلید از قرآن کریم چه شده است که توجه شما را به ارمغان آورده است، بسیاری از جنبه های بیشتری که برخی از آنها در حال حاضر ذکر شده است وجود دارد. در این فصل ما تنها با ناتوانی انسان به تقلید از قرآن نگران بودند.

 شما در حال حاضر یک نگاه اجمالی در چهار جنبه اول، از خواص بی پایان خاص و شگفتی های قرآن، و واقعیت ناتوانی انسان از آن تقلید کرده اند، بنابراین بر روی آنها تکیه می کنند. خداوند اهداء موفقیت است!

 خرد کن های ماه

 قرآن روایت این رویداد معجزه آسا از تکه شده ماه از این خدا می گوید، "آن ساعت در نزدیک شد و ماه تقسیم شده است (در دو). با این حال، در صورتی که یک علامت را ببینید (کافران) پشت خود را و می گویند، "این است اما در ادامه جادوگری!" (54: 1-2).

 اولین آیه در زمان معجزه نازل شده است. پسر مسعود و دیگران روشن بیشتر به این رویداد معجزه آسا گفت: "در زمان رسول خدا و ماه را به دو تقسیم شد. یک بخش در بالای کوه (کوه غار حرا) دیده شد در حالی که دیگر زیر دیده می شد و رسولخدا بر مردم شاهد نامیده می شود. "

 انس گفت، "مردم مکه پرسید: پیامبر (ص) به آن نشانه ها نشان می دهد، در نتیجه ان او آنها را تکه شده ماه به دو نشان داد و آنها کوه غار حرا بین دو نیمه دیدم."

 این علامت معجزه آسا با وجود اعتراض خود را به وضوح مشهود بود. آن را نمی خواهد از هر کسی پنهان شده است.

 آیه روشن است و تمام احادیث است. معجزه رخ داده در شب زمانی که همه چیز آرام است و تنها کسانی که عادت آن است که برای نظارت بر آسمان خواهد بود از آن آگاه است. همان آمد برای گرفتگی گفت، نه به ذکر است که گاهی اوقات ابرها جلوگیری از نمایش آن است. شکی وجود ندارد کهبسیاری از مردم آن را در نقاط مختلف جهان را دیدم، اما از اتفاقات در مکه بین پیامبر و کسانی که او را دعوت به دین شد مطلع شده بودند. (شیخ درویش اظهار داشت: ما شنیده ایم که در سال 2006 معتبر بی بی سی - شرکت بنگاه سخن پراکنی بریتانیا - پخش علمی قابل توجهیخبری از گزارش منتشر شده از سوی آژانس فضایی ایالات متحده آمریکا، ناسا فضانوردان که از نشانه های ترک رفتن در سراسر ماه را کشف کردند. ما هم شنیده ام که این خبر توسط دیوید Pidcock منتشر شد ")

 خرد کن های ماه شاهد یک شاه

 (شیخ درویش افزود: این ثبت شده است که یک شب به عنوان پادشاه Cheraman Perumal کرالا، هند، و همسرش در خارج از کاخ خود قدم زدن بودند شاهد تکه شده ماه در نیم بعد، هنگامی که بازرگانان عرب رسیده کرالا او آنها را از گفت. وقوع عجیب و غریب بر روی ان آنها به او گفت کهماه در مکه در پاسخ به این دعا از پیامبر جدید که فرستاده شده بود تقسیم شده بود.

 مجموعه ای پادشاه بادبان به بازدید حضرت محمد و اسلام در زیر دست او را در آغوش گرفت و نام Tajuddin معنا، "تاج دین" در زمان.

 پیامبر (ص) چند صحابه تحت رهبری ملک، پسر دینار و برادرش بازگشت با پادشاه به هند به گسترش اسلام فرستاده شده است. با این حال پادشاه در Salala، عمان بیمار گرفته شد و آنجا بود که او فوت کرد. قبل از مرگ او نامه به حاکمان مالابار نوشت را از طریق تحویل داده می شودصحابه که در آن او آنها را درخواست برای کمک به صحابه. صحابه توسط حاکمان خوش آمدید ساخته شد و شروع به ترویج اسلام.

 این در روستای Rayangadi بود، در نزدیکی یک مسجد Payyannur که مدتی قبل از سال 5 بعد از مهاجرت پیامبر ساخته شده است. این مسجد خرس کتیبه به زبان عربی بدون حروف صدادار و یا نقطه. چهارده مساجد پس از آن ساخته شده اند و یکی در Kodungallur "Cherman مسجد ملک" نامیده می شدو تا با هم با منبر چوبی، پناه گاه و وضو خود را به خوبی تا امروز سالم باقی مانده است.

 مالک، پسر دینار ازدواج خواهر پادشاه و نام پسر خود را محمد علی رجا بود. ملک در مانگالور درگذشت.

 مرجع است برای بازدید از شاه و هدیه ای از یک شیشه عسل و زنجبیل در "Mustadrak" توسط Hakin ساخته شده است.

 کاخ Arakkal خانه بسیاری از آثار اسلامی مربوط به صدر اسلام در هند است. در میان کسانی که آثار اثبات شده است که محمد علی رجا، پسر Sheree دوی، خواهر شاه Cheraman سلسله شاهان که تا آن زمان از امپریالیسم بریتانیا از وجود تا تاسیس استهند.

 کرالا خانه از چند نسل شاه است، برخی از مسلمانان و دیگران هستند، نیست و آنها به طور مرتب توسط مورخان مصاحبه.

 اگر چه زبان رسمی هند به زبان اردو است، کرالا زبان خاص خود را دارد، و به حساب جمعیت مسلمان خود را برای 90 درصد از ساکنان آن در حالی که جمعیت مسلمانان در شهرستانها 20 درصد است.

 کرالا، حتی امروز، از ویژگی های عصر طلایی اسلام در اسپانیا. مسلمانان در هماهنگی با مردم سایر ادیان، که در آن صلح و مراقبت از یکدیگر یک روش زندگی) است زندگی می کنند.

 معجزه با توجه به

 حضرت محمد

 قسمت 3

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 نبوی آب معجزات

 گزارش های بسیاری توسط صحابه مربوط به موارد متعدد هنگامی که جریان آب شاهد بود از انگشتان پیامبر وجود دارد.

 انس به ما می گوید که در آن زمان برای نماز عصر آن بود که او از رسول خدا را دیدم. مردم آب را به وضو واجب جستجو، اما قادر به پیدا کردن هر بودند. با این حال، در دسترس بود کمی آب وجود دارد و پس از آن به پیامبر که دست خود را در کشتی و آب را به ارمغان آوردشروع به جریان از نوک انگشتان خود را. پیامبر (ص) به پیروان خود گفت به وضو خود را با آب و هر پیرو قادر به وضو خود را از آن آب پر برکت بود. بیش از 70 صحابه که وضو خود را از که آب در آن به مناسبت ساخته شده وجود دارد.

 'Alqama گزارش به مناسبت زمانی که آنها با رسول خدا بود و هیچ آب وجود دارد. رسول خدا "یافتن کسی است که مقداری آب اضافی. مقداری آب به او به ارمغان آورد و او آن را در یک ظرف ریخته و سپس دست خود را در آن غوطه ور و آب شروع به جریان از بین انگشتان دستاز رسول خدا.

 جابر، پسر عبدالله گفت: "در روز Hudaybiyah مردم تشنه بودند و رسول خدا در یک ظرف آب را در مقابل او به حال و وضو از آن ساخته شده است. مردم به او آمد و گفت:" ما هیچ آب دیگر از که است که در ظرف خود را. " لذا پیامبر (ص) دست خود رابه ظرف و آب شروع به جریان از بین انگشتان دست خود را به عنوان اگر آن را در بهار بود. "جابر که از این رویداد معجزه آسا گزارش خواسته شده بود که چگونه بسیاری از مردم بودند، در نتیجه ان او جواب داد:" ما یک هزار و پانصد بود. اگر ما بوده است، سپس آن را ادامه داده اند برای ما کافی است. "

 معجزه مشابه رخ داده است که رسول خدا جابر خواست تا به او مقداری آب را به وضو. با این حال، تنها یک پوست خشک آب با چند قطره آب را می توان یافت، و این را به او به ارمغان آورد. پیامبر (ص) آن را فشرده و supplicated، سپس برای یک کاسه خواست تا به او به ارمغان آورد. سپس،با انگشتان دست خود را در یک کاسه گسترش جابر قطره پاشیده بر آنها، و به عنوان پیامبر گفت، "به نام خدا" آب شروع به جریان از انگشتان دست خود را. سپس، آن را به روان شدن به کاسه شروع تا زمانی که کامل بود و او دستور داد پیروان خود را به استفاده از آب است. هر کس ساخته شده وضو و او پرسیداگر کسی هنوز نیاز به آب بود. حالا که نیازهای خود را برآورده شده بود رسول خدا دست خود را از کاسه عقب نشینی و آن را هنوز هم کامل بود.

 در Tirmidhi توجه ما را به این واقعیت است که تمام این وقایع معجزه آسا قبل بسیاری از مردم را گرفت، و هیچ کس نمی تواند شک و تردید وقوع آنها. اگر آن را به حال شده است نه چنین است، مطمئن باشند صحابه توانست برای اولین بار به صحبت کردن در مورد آن را به عنوان آنها هرگز سکوت هیزم شکن بوده اند.هیچ کوچکترین اعتراض به گزارش این وقایع معجزه آسا مطرح شده است. آنها هر دو شاهد و آنها را تجربه کرده است، به طوری که می توان گفت که هر و هر کس از وقوع این معجزه را تایید کرد.

 آب خوبان که فوران چهارم

 از پیامبر (ص)

 یک معجزه شبیه به قبل است که در آن آب در حساب از برکت و رحمت او سرازیر شد و با لمس و تضرع خود را افزایش وجود دارد.

 Mu'adh، پسر جبل را روایت اتفاقات در تبوک. او به ما می گوید که آنها پس از یک چشمه آب که به ندرت چکیدن بود آمد. آنها از فصل بهار را با دست خود مدال دیگر به اندوخته قطره و آن را در یک ظرف قرار داده است. رسول خدا پس از آن صورت خود را شسته اجازه قطره آب که سقوط کرداز او سقوط به ظرف و ظروف از آب شروع به سرریز و فرو نشستن تشنگی از همه مردم. پس از آن، پیامبر (ص) Mu'adh گفت که اگر او به برای مدت طولانی زندگی می کنند او را ببینیم که چه چیزی وجود دارد آبیاری باغ شد.

 در Hudaybiyah، ما با آل باره گفت، حدود 14000 مرد وجود دارد، و همچنین آب آنها دریافتند حتی برای پنجاه گوسفند فراهم کافی نبود. صحابه اطراف چاه شلوغ تا نه یک تک قطره باقی مانده است. پس از آن، رسول خدا آمد و در کنار آن نشسته و یک سطل آورده شدبه او که او در آن برخی از بزاق خود اغراق و supplicated. سلامه گزارش داد که وی یا supplicated و یا برخی از مریم گلی خود را در آن منفجر پس از آن آب فوران زد بیرون و آب کافی برای خود و به اندازه کافی برای پر کردن ظرف های آنها وجود دارد.

 پسر شهاب را به ما می گوید، پیامبر فلش از تیردان خود را به خود جلب کرد، و آن را در پایین خشک کردن چاله آب گذاشته و بیش از آب شروع به جاری، به طوری که آب برای نیازهای حیوانات کافی شد.

 ابو Katada گفت، "مردم همراه رسول خدا، در سفر و به او رفت شکایت از عطش خود را. پیامبر (ص) برای ظروف که از آن او ساخته شده وضو به او به ارمغان آورد و آن را زیر بازوی او پرسید، سپس تحت پوشش باز کردن آن، اما من مطمئن نیستید که آیا او را در آن منفجریا نه، خدا بهتر می داند. پس از آن مردم نوشید تا زمانی که پر کردن آنها گرفته شده بود و هر خود آب پوست پر شد و هفتاد و دو مرد وجود دارد.

 حضرت ابو Katada گفت، "به خاطر ظرف وضو خود را به دلیل خبر این پخش خواهد شد."

 به عنوان مثال بیشتر در این دسته از معجزات یافت. یک روز، به عنوان پسر عمران، حسین به ما می گوید، اصحاب تشنگی بزرگ مواجه شده است. پیامبر (ص) دو نفر از اصحاب خود گفتند که یک زن را در یک محل خاص با شتر حمل دو آب پوست را پیدا کنید.

 که در آن پیامبر (ص) گفت: او را در بر داشت این زن قرار داشت و آنها او را به او را، که پس از آن یک ظرف با آب از پوست و supplicated، پس از آن او را به پوست ریخته آب پشت پر به ارمغان آورد. پوست باز شد و او اصحاب خود گفت برای پر کردن ظرف آب خودبا آب خود را و این آنها را انجام داد. پس از آن، عمران نظر، "این برای من به نظر می رسد که پس از آن، پوست حاوی آب و حتی بیشتر." پیامبر خدا را شکر بود و اصحاب او گفت به زن برخی از مفاد و او لباس بلند و گشاد خود را با آنها پر شده است. سپس او به او گفت، "ممکن است شما بروید، ما را نداردهر یک از آب خود را، خدا به ما آب داده شده است. "

 عمر می گوید از مناسبت دیگری به عنوان صحابه در ماه مارس به (تبوک) Usra، آنها با چنین تشنگی مبتلا شده بودند که یکی از آنها را آماده برای کشتن شتر خود را به فشار معده و نوشیدن محتویات آن بود. ابوبکر به پیامبر (ص) رفت و از او خواست تا دعا برای رهایی از تشنگی خود را،بر روی ان پیامبر بزرگ دست خود را، و قبل از او آنها را کاهش داد یک ابر باران ظاهر شد و ریخت باران آن، و هر یک از صحابه قادر به پر کردن ظروف بودند. ابر باران بود باران آن بریزید نیست هر جای دیگر، آن را تنها در صحابه سقوط کرد.

 بسیاری از احادیث چنین توصیف معجزات آب از جمله دعا پیامبر ساخته شده در زمان خشکسالی و رویدادهای پس از آن وجود دارد.

 به معجزه ی افزایش در مقدار غذایی

 روایات فراوانی است که صحبت از افزایش مواد غذایی، در حساب از نعمت و ادعیه حضرت محبوب ما به شرح زیر می باشد اما انتخاب کنید.

 جابر، پسر عبدالله به ما می گوید، از زمان انسان را به پیامبر (ص) آمد و درخواست برای برخی از مواد غذایی است. پیامبر (ص) به او نیم اندازه گیری (wazk) جو و مرد، همسر و مهمانان خود را از آن به طور مداوم تا زمانی که او تصمیم گرفت به آن وزن می خوردند. پیامبر به او گفت که اگر او آن را وزن نکرده بود،او را همچنان به خوردن از آن، و آن را با او باقی مانده است.

 در مورد دیگری، ابو طلحه به ما می گوید که انس با چند قرص نان جو را زیر بازوی او را به پیامبر (ص) آمد. پیامبر (ص) پرسید: برای نان شکسته شود تا، پس، او با آنچه که خدا او را خواست به بیش از آن می گویند supplicated، و نان برای تغذیه هفتاد یا هشتاد از همراهان او به اندازه کافی شد.

 صحابه، به تقریب یک هزار، از سنگر غنی سازی در اطراف مدینه حفر شد بسیار گرسنه بود. جابر به ما می گوید که چگونه پیامبر (ص) به طور معجزه آسایی همه آنها را از یک اندازه گیری کمی از جو، و یک گوسفند تغذیه می شود. به عنوان خمیر برای نان تهیه شده بود، رسول خدا، ستایشو درود بر او، برخی از بزاق خود اغراق شده بر روی خمیر و گلدان، و آن را پر برکت بود. جابر گفت: "به خدا سوگند، همه خوردند و پس از آنها به سمت چپ، گلدان به عنوان پر بود آن را به عنوان در ابتدا بوده است." بخاری

 گزارش دیگری به ما از طریق Samura، پسر Jundub که، می گوید از یک کاسه حاوی مقداری از گوشت که به نزد پیامبر آورده شد و چگونه مردم همچنان ادامه داشت در پی از صبح تا شب و تمام از آن خوردند رسیده است. به محض این که یک گروه از مردم پس از مصرف پر کردن آنها کردم، گروه دیگری نشستمو خوردند، و پس از آن ادامه داد تا زمانی که همه بسنده شد.

 عبدالرحمان، پسر ابوبکر را می گوید از زمانی که پیامبر (ص) و صد و سی و مردان با هم بودند، و تنها یک اندازه گیری کمی از آرد که به خمیر ساخته شده بود وجود دارد، و این بود که یک گوسفند که آماده شد وجود دارد، و سپس مواد زائد خود بو داده. همه زمان یک قطعه از مواد زائد خود را، پس از آن، دو صفحه بودساخته شده از آن و همه آنها با هم خوردند، زمانی که آنها نیاز خود را برآورده کرده بود، دو صفحه باقی ماند، و عبدالرحمان آنها را با او در شتر او را گرفت.

 ابو Hurayrah همراه با چند صحابه دیگر، از زمان صحبت کرد که پیامبر (ص) و پیروان او در سفر رفت و بزرگ شد بسیار گرسنه. فقط کمی از مفاد آنها باقی مانده و آن حضرت پرسید که برای آنها به ارمغان آورد او را، که بر روی ان هر تعداد انگشت شماری، و یا کمی بیشتر به ارمغان آورداز مواد غذایی است. بیشتر از هر کسی به ارمغان آورد دو قاشق از دست تاریخ بود. همه مقررات بر روی حصیر قرار داده شد، و به عنوان سلامه برآورد، مقدار قابل مقایسه با وزن یک بز بود. سپس پیامبر (ص) به پیروان خود گفت که برای آوردن ظروف خود را، و هر ظرف به ظرفیت پر شد،و حتی بعد از همه گرفته شده بود، به همان مقدار از مواد غذایی به عنوان در آغاز باقی مانده است. ابو Hurayrah گفت که اگر همه مردم جهان به او آمده بودند، آنها بسنده شده است. بخاری.

 حضرت ابو Hurayrah گفت به دعوت، از طرف او، تمام صحابه بی خانمان از کف مطرح خود (Suffa) در مسجد. وقتی همه جمع شدند یک بشقاب از غذا قبل از آنها بود، و هر یک از آنها خوردند هر آنچه که آنها آرزو و سپس به سمت چپ. پس از همه خورده بود، بشقاب غذا را به عنوان آن باقی مانده استزمانی که برای اولین بار به او ارائه شده بود، تنها با این تفاوت وجود دارد علائم انگشت بر روی آن بود.

 هنگامی که قبیله عبد المطلب با هم ملاقات نمود، وجود دارد که در چهل شماره، علی، پسر ابو طالب را به ما می گوید پیامبر (ص) قبل از آنها را هر چند کوچک از مواد غذایی قرار داده شده، که از آن همه خوردند تا زمانی که سرشار بود. مواد غذایی که باقی مانده است، که برابر در آغاز غذا بود. پس از آن، پیامبر (ص)خواسته برای یک فنجان، و همه آنها از آن را نوشید، تا زمانی که عطش خود را فرو نشستن بود، و همان مقدار در جام باقی مانده است فقط به عنوان اگر هیچ از آن خورده بود.

 آپارتمان برای بانوی زینب ساخته شده است، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، و انس به ما می گوید که پیامبر از او خواست تا دعوت افراد خاصی به آپارتمان. آپارتمان کامل بود و یک ظرف با برخی از تاریخ های آماده به پیامبر را که او نیز با کاهش سه انگشت به ارمغان آورد. دعوتشروع به خوردن، و سپس ترک، و باقی مانده وجود دارد که در ظرف همان مقدار به عنوان در ابتدا. هفتاد و یک تا هفتاد و دو نفر دعوت را پذیرفته است.

 در رندر دیگر از معجزه های قبل از آن را می خواند، "حدود سه صد نفر. I، (انس) گفته شد را به کاسه دور، و اظهار نظر وجود دارد، من نمی دانم که آیا در آن از زمانی که من آن را قرار داده بود پایین، یا وقتی که من آن را برداشت کرده است. "

 عبدالله، پدر جابر دور در بدهی گذشت. جابر سرمایه خود را ارائه به طلبکاران پدرش که یهودی بودند، اما آنها این پیشنهاد را رد کرد، و تاریخ کافی در برداشت به بازپرداخت بدهی دو سال وجود دارد. پیامبر (ص) جابر گفت به تقسیم طلبکاران به دو گروه، با شروع با پایهبدهی، و به او بگویید یک بار او کار را انجام دادند. پیامبر (ص) در میان طلبکاران رفت و جابر بدهی پدر خود به طور کامل پرداخت. پس از همه پرداخت شده است، آنچه باقی مانده محصول معمول تاریخ در هر سال برداشت شد. آن را نیز به همان میزان که مورد استفاده قرار گرفته بود به بازپرداخت باقی مانده است گزارش شده است. طلبکارانمتحیر و متعجب شدند!

 ابو Hurayrah همچنین ما را از زمان، زمانی که او در این شرکت از پیامبر (ص) بود و احساس بسیار گرسنه، که بر روی ان حضرت از او خواست به همراه او می گوید. یک فنجان شیر به آن حضرت داده شده بود، بنابراین او پرسید: مردم از Suffa آمده است. ابو Hurayrah، که از گرسنگی ضعیف خواسته بود، "آیا شیربرای آنها؟ من نیاز بیشتر از آن هستم به دست آوردن مجدد قدرت من است. "ابو Hurayrah انجام به عنوان او، خواسته شده بود و به نام مردم می آیند و می نوشند. هر یک از این افراد از Suffa نوشید از شیر، تا زمانی که راضی بودند، پس از آن پیامبر (ص) جام را گرفت و گفت: "من و تو باقی می ماند، نشستن و نوشیدن". ابو Hurayrahآغاز به نوشیدن، و پیامبر (ص) مدام او را به نوشیدن بیشتر تا زمانی که بانگ زد: "نه، که شما را با حقیقت فرستاده است، هیچ جایی برای وجود دارد دیگر، بر روی ان حضرت در زمان جام، ستایش خدا و گفت،" به نام خدا "، و باقی مانده نوشید.

 همانطور که قبلا ذکر شد، تمام این گزارش ها معتبر هستند، و تایید شده توسط اصحاب پیامبر، خدا از آنها خشنود باشد. معجزات مانند این نیز توسط پیروان متعدد روایت و ثبت شده در مراجع شناخته شده و معتبر از پیامبر حدیث.

 درختان که صحبت کرد و در پاسخ به پیامبر

 پسر عمر می گوید از آن زمان، او و دیگران از پیامبر در سفر همراه، هنگامی که یک بادیه نشین آمد به او، پس حضرت پرسید که در آن او بود. بدوی جواب داد که او قرار بود به خانواده اش، که بر روی ان حضرت پرسید: "آیا شما می خواهید چیزی خوب است؟" بدوی پرسید: "آن چیست؟" بهکه پیامبر (ص) پاسخ داد، "این است که شما شهادت میدهم که هیچ خدایی جز الله وجود دارد، به تنهایی و بدون شریک، و این که محمد بنده و رسول او است." بدوی پرسید: "چه کسی خواهد شاهد به آنچه به شما می گویند تحمل؟" او پاسخ داد: "این درخت درخت گل ابریشم"، که بر روی ان درخت پیشرفته از لبهیک بستر آب خشک کردن، شخم کردن زمین تا قبل از او ایستاده بود. پیامبر (ص) آن را خواسته به شهادت سه بار، و این کار را کرد، و پس از آن به جای خود بازگشت.

 یک انتقال طولانی از جابر وجود دارد، پسر عبدالله که در آن او می گوید که آنها در نزدیکی لبه خشک کردن بستر آب که تا به حال دو درخت بود، و رسول خدا احساس نیاز به خود رفع، با این حال، هیچ چیز به صفحه نمایش وجود دارد او. پس رسول خدا را به یکی از درختان رفت، ونگه دارید از یک شاخه گرفت و گفت: "اجازه بدهید به شما منجر به اذن خدا"، و به آرامی اقدام به آن منجر شود مانند یک شتر haltered. او همین کار را با درخت دیگر تا درختان در کنار ایستاده بود، سپس او به آنها گفت، "با اجازه خدا، با هم ملحق برای من"، و این که آنها را انجام داد.

 در نسخه دیگری، جابر به درخت، گفت: "رسول خدا درخواست شما برای پیوستن به همدم خود را به طوری که او می تواند پشت سر شما نشسته اند." پس از آن، درخت جعلی پیش رو، و همراه آن پیوست، و او در بین آنها نشست. جابر گفت: "من با عجله برگشت و نشست، صحبت کردن به خودم، و هنگامی که برگشتم،من تو را دیدم رسول خدا آینده. درختان جدا از یکدیگر و به تنهایی ایستاده بود که آنها در اصل انجام داده بود، و رسول خدا برای یک لحظه متوقف شد، و نشان داد راست و چپ، به عنوان او رفت سر خود را. "

 Ya'la، پسر Murra گفت، "من با پیامبر (ص) به مکه سفر کرد و من تعجب دیدم. ما در محل وارد شده و او گفت،" برو به این دو درخت و به آنها بگویید که رسول خدا به شما می گوید به هم بپیوندند ، پس این من. هر درخت خود ریشه کن برای پیوستن به دیگر و مانع تشکیل، بنابراینپیامبر (ص) پشت سر آنها رفت و خود رها شوند. پس از آن، او بازگشت و او گفت، "هر یک از شما به بازگشت به محل آن است." بنابراین من به آنها گفتم به انجام این کار و هر یک از آنها را به جای خود بازگشت. "

 Ya'la، پسر Murra، همچنین به عنوان پسر به عنوان Siyyaba شناخته گزارش یک معجزه او شاهد و به ما می گوید که او را دیدم یا درخت نخل یا درخت گل ابریشم دایره درخت در اطراف آنها، و سپس به جای خود بازگشت. رسول خدا گفت: کسانی که با او بودند، گفت: "این اجازه به من خوش آمد می گوید."

 عبدالله، پسر مسعود را روایت میکند، "درخت اعلام حضور جن به پیامبر است که، که از جن به او گوش شد."

 و همچنین حدیث انس که گفت، "وقتی جبرئیل را دید پیامبر غمگین شد، گفت: آیا آن را دوست دارید اگر من به شما یک علامت نشان داد؟ او پاسخ داد: بله. پس رسول خدا در یک درخت در انتهای این دره نگاه کرد و گفت: (به جبرئیل)، "تماس بگیرید که درخت. پس از آن، درخت آمد راه رفتن تا زمانی کهدر مقابل او ایستاده بود. سپس آن را دستور داد برای بازگشت به طوری که آن را به جای خود بازگشت. "همچنین روایت مشابه گزارش شده توسط عمر.

 پسر عباس می گوید از زمانی که بدوی به رسول خدا آمد و پرسید: "چگونه می توان اطمینان حاصل کنید که شما یک پیامبر (ص) است؟" رسول خدا گفت: "اگر من بر است که شاخه ای از این درخت تماس به اطاعت از من، شما را شاهد می گیرم که رسول خدا هستم؟" پس از آن، رسول خدا به نامبه شاخه به پایین آمدن و شروع به پایین می آیند و پس از آن قبل از حضرت افتاد و پس از آن (پس از شهادت) به جای خود بازگشت، که بر روی ان بدوی مسلمان شد.

 پسر عمر، جابر، پسر مسعود، فرزند Yal'a Murra است، انس، فرزند عباس، و بسیاری دیگر در توافق کامل به تجمع این معجزه است. این معجزات و بیشتر Tabien (نسل دوم) گزارش شده است که آنها قادر به جمع آوری آنها و در نتیجه آنها تبدیل شد به خوبی تاسیسروایات.

 اشتیاق از نخل تنه به پیامبر

 این رویداد معروف است که در آن تنه نخل wailed در حساب از جدایی خود را از پیامبر (ص) است به طور گسترده ای گزارش شده است و به خوبی شناخته شده است. شده است توسط حداقل ده نفر از صحابه منتقل می شود.

 جابر، پسر عبدالله به ما می گوید که مسجد پیامبر (ص) را از تنه درختان خرما با سقف گذاشته بیش از آنها ساخته شده بود. در طول خطبه، پیامبر (ص) را در برابر یکی از تنه خود را خم کند، اما زمانی که یک منبر برای او ساخته شده است که آنها شنیده ام تنه فریاد با صدای شبیه به یک شتر.

 انس به ما می گوید که مسجد با ندبه تنه را تکان داد، و سهل به ما می جماعت گریه فراوان وقتی که دیدند که چه اتفاقی افتاده است. هر دو آل المطلب و Ubayy گفت: "این تقریبا تقسیم و پشت سر هم از هم جدا، سپس پیامبر (ص) به آن رفت و دست خود را بر آن قرار داده و آن را آرام تبدیل شد."

 پیامبر (ص) به پیروان خود گفت، "این تنه wails چرا که آن را به یاد آنچه در آن از دست داد."

 یکی دیگر اضافه شده است، "با یکی که در دست روح من است، اگر او را consoled نشده بود، آن را باقی مانده اند مانند ندبه که تا روز قیامت در حساب از سوگ خود را برای رسول خدا."

 انس و دیگران به ما اطلاع داد که رسول خدا دستور داد برای تنه به زیر منبر دفن شود. سهل گفت که این هر دو زیر منبر به خاک سپرده شد و یا دیگری قرار داده شده بر روی پشت بام.

 Ubayy اشاره می کند که به عنوان پیامبر دعا کرد، تنه را به سمت او خم، و در طول بازسازی مسجد او آن را گرفت و آن را در اختیار خود باقی ماند تا زمانی که موریانه ها در نهایت آن را مصرف و آن را تبدیل به گرد و غبار.

 هر گاه حسن، نوه پیامبر (ص) این داستان روایت، او گریه و گفت، "عبادت خدا، چوب برای رسول خدا آرزو داشت و برای او آرزوی به دلیل موقعیت خود، آن را به شما است که باید آرزوی به ملاقات او! "

 بسیاری از نزدیک ترین صحابه انتقال این داستان، و بسیاری از پیروان آن را از آنها نقل شده است.

 خدا در راه حق قدرت می بخشد.

 معجزات نبوی مربوط به اوضاع بی جان

 بودند بسیاری از موارد که در آن بی جان اعتلای خدا در دست پیامبر (ص) شنیده می شد وجود دارد. پسر مسعود را ذکر، "در حالی که مواد غذایی خورده شده بود ما آن را بشنوند اعتلای پروردگار خود را."

 در مدینه، جابر، پسر Samura گزارش گفت: از پیامبر (ص). "من می دانم که یک سنگ در مکه که به من خوش آمد می گوید."

 یک روز، به عنوان پیامبر به همراه ابوبکر، عمر و عثمان کوه احد بالا رفتن بود آن شروع به لرزیدن. انس به ما می گوید پیامبر (ص) گفت: به آن، "احد پایدار باشد، یک پیامبر، یک مرد که وضعیت این است که از صداقت و دو شهید در شما می شوند."

 ابو Hurayrah می گوید از یک حادثه مشابه که در کوه غار حرا رخ داده است، اما این بار کسانی که با حضرت علی بود، طلحه و زبیر به عنوان بودند، و پیامبر (ص) به آن صحبت کرد و گفت: "تنها یک پیامبر، و یا مردی که وجود دارد وضعیت این است که از صداقت، و یا یک شهید بر شما. "

 عثمان می گوید بود که ده صحابه با پیامبر (ص) وجود دارد و او یکی از آنها بود، و به نام اضافه عبدالرحمن و سعد. سعید، پسر زید گزارش چیزی مشابه، او نیز ذکر شده است که ده وجود دارد و شامل خود.

 پسر عمر به ما می گوید از زمانی که پیامبر (ص) بر منبر ایستاده بود و خوانده شود، (6:91) "آنها خدا را با ارزش واقعی او ارزش نمی کرده است." سپس پیامبر (ص) گفت: "اجبار exalts خود، گفت:" من از اجبار، من اجبار هستم، من بزرگ، خود فرمایند هستم. " با شنیدن این،منبر را تکان داد به طوری که آنها به شدت خوشحالی گفت: "او را از آن می گیرند!"

 عبدالله گفت: "پیامبر (ص) مکه را در روز افتتاح آن وارد شده، و در اطراف کعبه بود 360 بت وجود دارد. بنابراین او prodded هر یک از آنها گفت:" حقیقت آمده است و باطل نه شروع خواهد شد و نه دوباره بازگشت. "

 پسر عباس به ما می گوید که وجود دارد بود سیصد و شصت بت قرار داده شده در اطراف کعبه و پا را از بت با سرب نصب شده در سنگ تقویت شد. هنگامی که رسول خدا در سال افتتاح وارد مسجد، او اشاره کرد که کارکنان او نسبت به آنها برگزاری بود، اما دست نزنیدآنها را. سپس او خوانده آیه، "حقیقت آمده است و باطل از بین رفته است" (17:81). هر زمان که او در برابر بت اشاره شده است، آن را در بازگشت خود به زمین افتاد و هنگامی که او را به پشت خود اشاره کرد، آن را در چهره آن افتاد و پس از آن ادامه داد تا نه تنها یک بت ایستاده باقی مانده است. "بخاری.

 پسر مسعود گفت چیزی شبیه به اضافه کردن، "هنگامی که حضرت شروع به آنها را نابود، او خوانده آیه،" حقیقت آمده است. باطل از بین رفته است و نباید بیشتر بازگشت "(34:49).

 هنگامی که پیامبر (ص) یک پسر جوان رفت و آمد با دایی و دیگران از Koraysh خود به تجارت، یک راهب تارک دنیا که هرگز به خانه خود را برای هر کسی که به سمت چپ بود، بیرون آمد و به او را ببیند. پس از دیدن پسر جوان او در زمان انتظار از دست خود و اعلام کرد، "این استاد از جهان است. خدا او را به عنوان رحمت به ارسالجهان است. "تجار Korayshi پرسید که چگونه او این را می دانست و راهب پاسخ داد: او حتی یک سنگ و یا یک درخت تنها که به او تعظیم نمی ندیده بود. سپس راهب آنها را اعلام می کنند که تنها به یک پیامبر تعظیم. راهب نیز گفت: آنها که او یک ابر دیده بود سایه او و هنگامی که پیامبر (ص) وارداو متوجه شد که برخی از مردم در حال حاضر خود را در سایه درخت نشسته بود، اما به عنوان محمد جوان نشسته سایه نقل مکان کرد به او.

 معجزات نبوی مربوط به حیوانات

 بانوی عایشه، ممکن است خدا با او خوشحال، به ما می گوید از حیوان خانگی آنها استفاده می شود به او گفت، "وقتی رسول خدا با ما بود آن را در جای خود باقی ماند، بدون حرکت. این تنها زمانی بود که او به بیرون رفت که این در مورد حرکت می کند. "

 ابو سعید آل Khudri ما یک داستان می گوید در مورد یک گرگ که صحبت می کرد، و پس از عصاره است. چوپان بود نگهداری از گوسفندان خود را زمانی که یک گرگ ربوده یکی از آنها، با این حال، چوپان موفق به آن را دریافت. به جای فرار، گرگ را بر روی آن نشسته haunches و گفت: "آیا شما از ترس خدا؟شما بین من و ارائه من می آیند! "چوپان بانگ زد:" چگونه فوق العاده، یک گرگ که صحبت می کند درست مانند یک انسان! "گرگ جواب داد:" باید من به شما چیزی است که حتی بیشتر فوق العاده بگویید؟ رسول خدا که در حال حاضر میان این دو پاس می گوید اخبار مردم خود را از اتفاقات گذشته! "چوپان به حضرت رفت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده است، در نتیجه ان حضرت گفت: چوپان، "برو و به مردم بگویند" پیامبر گفت، "گرگ حقیقت صحبت کرد."

 سافینا بنده رسول خدا بود. یک روز سافینا بادبان در یک قایق تنظیم و در جهت اشتباه میره و فرود بر روی یک جزیره است که در آن یک شیر وجود دارد. به عنوان شیر میرسیم سافینا گفت، "من بنده رسول خدا هستم،" نتیجه ان شیر او را با شانه خود درآوردهو او را به مسیر درست هدایت شود.

 هنگامی که پیامبر (ص) بود مهاجرت او در یک غار در کوه Thawr ماند. کافران توسط غار گذشت و متوجه شد وب عنکبوت را پوشش ورودی آن و به یکی دیگر گفت: "اگر او آن را وارد عنکبوت نمی وب خود را بر سر در ورودی چرخید اند."

 احیای مردگان

 نوزادان که شاهد به نبوت را متحمل شد

 پس از پیروزی در خیبر، یک گوسفند بو داده با یک زن یهودی تهیه شده بود و ابو Hurayrah ما می گوید که رسول خدا و برخی از اصحاب خود شروع به خوردن از آن است. پس از آن، پیامبر (ص) به آنها گفت به غذا خوردن نیست از کباب به دلیل آن را به او گفته بود که آن مسموم شده بود. با این حال Bishr، آل باره راپسر در حال حاضر برخی از بلعیده بود و فوت کرد. پیامبر زن یهودی که چرا او این انجام داده بود پرسید و او جواب داد: "اگر پیامبر (ص)، آنچه من انجام داد که از هیچ آسیبی به شما، اگر شما یک شاه پس از آن من می خواهم که مردم را از شما آزاد شده است."

 در نسخه دیگری گزارش شده توسط انس، زن یهودی پیامبر گفت: "من می خواستم به شما را بکشند" نتیجه ان او جواب داد: "خدا به شما قدرت انجام این کار داده شده است." صحابه گفت: "ما او را بکشد،" اما او به آنها گفت: "نه."

 در آخرین بیماری پیامبر او گفت: "غذا از خیبر به من باز می گردد و در آن زمان، آن را می سازد به من خفه." انس گفت که اثرات مسمومیت در لب پایین از رسول خدا را تشخیص دهد.

 پسر اسحاق گزارش نظر دیگر مسلمانان است که نشان می دهد که به افتخار پیامبر بیشتر هنوز هم توسط خدا در حساب از مسمومیت مطرح شد به عنوان مرگ او مرگ یک شهید.

 Wukay، پسر آل Jurrah است، به ما می گوید از کودکی که یک کلمه صحبت نکرده بود، اما زمانی که پیامبر (ص) پرسید، "من که هستم؟" کودک جواب داد: "رسول خدا."

 زید، پسر Kharija سقوط و در یکی از کوچه های مدینه درگذشت. -نعمان پسر بشیر به ما می گوید که او را برداشت و سپس او را کفن. بین نماز مغرب و عشا زنان شروع به گریه و زاری در اطراف او و آنها شنیده او گفت، "ساکت، ساکت می شود!" به طوری که آنها چهره خود را کشف و او گفت،"محمد رسول خدا، بی سواد پیامبر و خاتم پیامبران است. مثل این است که در کتاب اول است." سپس به او گفت، "این است که حقیقت، آن حقیقت است." پس از آن او ذکر ابوبکر، عمر و عثمان و گفت: "درود بر شما ای رسول خدا، و رحمت خداو برکات او. "پس از آن او را به وضعیت مرگ بازگشت او فقط به عنوان کمی در حالی که قبل از بوده است.

 نبوی شفا از بیمار و علاج ناپذیر

 گزارشهای متعددی از شفای معجزه آسا اجازه خدا به پیامبر (ص) او وجود دارد و زیر تنها یک طعم و مزه.

 مرد کور به حضرت عثمان و آمد، پسر Hunayf را به ما می گوید که او گفت، "ای رسول خدا، از خداوند خواست به حذف حجاب از چشم من است." پیامبر به او گفت، "برو و وضو، و سپس ارائه دو واحد از نماز و می گویند، 'ای خدا، من از شما درخواست و من شما را از طرف محمد، پیامبر رحمت.ای محمد، من به پروردگار خود را به حذف حجاب از چشم من است. O خدا به او اجازه دهید برای من شفاعت. »آن مرد به دنبال دستورالعمل و بازگشت، و خداوند بینائی خود را باز کرده بود.

 در نبرد خیبر، چشم علی بسیار دردناک شد. پیامبر (ص) بر روی آنها اغراق شده و آنها بلافاصله شفا گرفت. سلامه، فرزند آل اکوا یک زخم را به ران خود را در نبرد پایدار و یک معجزه رخ داد که به موجب آن مشابه او هم فورا شفا یافت.

 یک خانمی بود که فرزند او برخوردار به نزد پیامبر آورده و پسر عباس به ما می گوید که پیامبر نوازش سینه اش بر روی ان کودک چیزی شبیه یک توله سگ سیاه استفراغ کرد و فورا درمان وجود دارد.

 پذیرش دعا پیامبر

 می روایات متعدد است که از دعا از پیامبر (ص) و زیر صحبت می کنند به عنوان قبل از، به سادگی یک نگاه اجمالی وجود دارد.

 مادر انس به پیامبر (ص) رفت و گفت، "انس در خدمت شما، التماس به خدا برای او." پیامبر supplicated گفت: "ای خدا، او را از بسیاری از کودکان و ثروت فراوان، و در آنچه که شما او را او را برکت دهد." بعد، Ikrima ما می گوید که انس گفت، "به خدا سوگند، من یک فراوانی از ثروت ومن حدود یک صد فرزندان و نوه. "

 پیامبر خدا پرسید: برای پاسخ به این دعا از سعد، پسر ابی وقاص و پس از آن، هر زمان که او supplicated دعا او پاسخ داده شد.

 پیامبر supplicated به خدا کرد و گفت: "ای خدا، تقویت اسلام از طریق یا عمر، پسر خطاب یا ابوجهل." عمر یک به توسط دعا پر برکت بود. پسر مسعود گفت: "ما شروع به قدرتمند از زمان عمر مسلمان شد."

 صحابه در سفر رفت و تشنگی زده شد تا عمر به پیامبر رفت و از او خواست تا دعا. پیامبر supplicated و ابر آمد و آنها را با آب ارائه، و سپس از آنجا دور شد. در مورد دیگری در طول یک دوره خشکسالی، پیامبر (ص) در نماز باران supplicatedو آن را بارید بسیار آنها از او خواست تا دعا برای ترک آن، که بر روی ان آن متوقف شد.

 برای پسر عباس از پیامبر supplicated، "ای خدا، او درک درستی از دین می دهد و او تفسیر خود را آموزش می دهند." پس از آن او به عنوان "آل Habr" محقق و مفسر قرآن شناخته شده بود.

 مادر ابو Hurayrah اسلام از طریق دعا از پیامبر (ص) را در آغوش گرفت.

 پیامبر (ص) از قبیله Koraysh supplicated علیه مردی به نام Mudar بر روی ان قبیله اش خشکسالی زده شد تا زمانی که این موضوع آشتی. هنگامی که موضوع حل و فصل شد پیامبر supplicated برای قبیله، و شروع به باران.

 خسرو، پادشاه ایران دریافت نامه ای از پیامبر (ص) و آن را پاره کردند. پیامبر (ص) در برابر او supplicated درخواست خدا به قطعه پادشاهی خود را. این رخ داده است و ایرانیان به رهبری خود را در جهان از دست داده است.

 پیامبر (ص) مردی را دیدم که غذا خوردن با دست چپ خود و به او نصیحت، "غذا خوردن با دست راست خود را." مرد متکبرانه جواب داد: "من قادر به انجام این کار نیست." پیامبر گفت، "شما نمی قادر خواهد بود به انجام این کار،" و پس از آن مرد هرگز قادر به بالا بردن دست راست خود را به دهان او بود.

 پسر مسعود را به ما می گوید از زمانی که کافران در میان Koraysh قرار دادن یک جفت پر از مایع و خون به دور گردن پیامبر در حالی که او به سجده در نماز به خدا بود. پیامبر (ص) در برابر هر یک از شرکت کنندگان، نام نام supplicated، و در طول جنگ بدر هر یک ملاقات خودمرگ.

 (شیخ درویش افزود: پیامبر (ص) برای نعمت بر یمن و سوریه supplicated اما زمانی که او خواسته شده بود به انجام این کار برای نجد او کاهش یافته است هنگامی که او در مورد آن خواسته شده بود، پیامبر (ص) گفت: آن را از نجد بود که شاخ شیطان را پدیدار شود. هیچ چیز از اهمیت در نجد تا اتفاق افتادظهور محمد بن عبدالوهاب، بنیانگذار وهابیت که در مقابل پدر و مادر و برادر خود رفت و احیا تفکر ناقص بن Taymia است.

 شیخ فعلی الازهر با اشاره به وهابیت، گفت: "این بود برای احیای تجسم طاغوت از الوهیت است." Wahabis برای خود highjack بدون حق، عنوان محترم "سلفی". عنوان "سلفی" فقط اشاره به اصحاب پیامبر، Tabien و ابی Tabien است که،کسانی که از سه نسل اول مسلمانان از آنها پیامبر اسلام گفت که آنها بهترین نسل بودند. وهابیت و پیروان آن چندین قرن بعد از محترم سه نسل اول مسلمانان پدید آمده است. هدف از که خود "سلفی" تلاش برای خود متصل استبه این نسل نخبگان برای پنهان شناسایی بدعت وهابی. آنها مدرسه شفیعی فقه و همچنین سه مدرسه دیگر نیز تاسیس فقه را رد کند.)

 اوضاع دگرگون از طریق لمس پیامبر

 مردم مدینه در حالت ناآرامی و انس بودند، پسر مالک را به ما می گوید که رسول خدا از شهر بر روی یک اسب متعلق به ابو طلحه سوار. اسب ابو طلحه را به یک حیوان آهسته شناخته شده بود، اما پس از بازگشت پیامبر (ص) ابو طلحه گفت: "ما در بر داشت اسب خود را به صورت بسیار سریع می باشد." پس ازکه سوار اسب هرگز اجرا شد.

 جابر، پسر عبدالله شتر ضعیف بود. پیامبر (ص) آن prodded و پس از آن پر جنب و جوش است که جابر مجبور به استفاده از تمام قدرت خود را برای کنترل آن تبدیل شد.

 اسما، دختر ابوبکر را به ما می گوید که او تا به حال لباس سیاه پوشیده بود و پیامبر (ص) هنگامی که افراد بیمار بود آنها آن را در مقداری آب قرار داده، سپس با استفاده از آب برای درمان و آنها را بهبود می یابند.

 در مورد دیگری، پیامبر (ص) آورده سطل آب از زمزم و پف را در آن و آب شیرین تر از مشک شد.

 پوست حاوی برخی از روغن (کره روشن) توسط مادر ملک آل Ansariyaah به پیامبر داده شد. او آن را دست به عقب به او و به او گفت به آن فشار نیست. هنگامی که پسران خود را از روغن فرار آنها را به او بروید و از او بخواهید برای برخی، و او را به پوست بروید و پیدا کردن بعضی از روغن در آن است. آن را ادامه دادمثل این تا زمانی که یک روز او فشرده پوست.

 وقتی صاحبان سلمان آل فارسی به توافق او را آزاد، آنها خواستار سیصد نهال درختان نخل بود که کاشته می شود، گره خورده است و تحمل میوه و علاوه بر این که به آن چهل اونس طلا پرسید. پیامبر (ص) به کمک او رفت و کشت با دست خود تمام درختان به جز یککه شخص دیگری کاشته شده است. تمام درختان شکوفا جز که یکی، پس پیامبر (ص) را کشیده و آن را کاشته و از آن ریشه گرفت.

 این یک شب بارانی تاریک بود و Katada، پسر نعمان از نماز عصر در این شرکت از پیامبر (ص) که پس از آن به او یک شاخه ای از درخت خرما و گفت: «آن را با شما دعا کرده بود، آن را به نور برای طول ده اسلحه ریخته قبل از اینکه شما و ده اسلحه طول پشت سر شما. وقتی که شما وارد خانه شماچیزی تاریک را ببینید. بیت آن را تا زمانی که برگ به دلیل آن شیطان است. "Katada به خانه رفت و شاخه راه خود را روشن می شود. زمانی که او وارد خانه اش متوجه شد که تاریکی و ضرب و شتم آن را تا آن را ترک.

 از طریق برکت لمسی، ستایش و درود بر او پیامبر، میش عبدالله، پسر مسعود داشت که هرگز جفت شده و میش آل مقداد را به همراه داشت یک منبع فراوان از شیر است.

 پیامبر (ص) را نوازش چهره Katada، پسر Milhan و آن را در راه درخشید که وقتی کسی به چهره اش نگاه کرد آن را مانند نگاه کردن به یک آینه بود.

 Hanzalah، پسر Hidhaym نیز توسط لمس کردن سر خود را با پیامبر (ص) خجسته بود، ستایش و درود بر او. یک روز یک مرد او را با گوسفند خود آمد. چهره اش ورم کرده بود و پستان گوسفند خود را نیز متورم شد. قطعات تورم بر منطقه قرار داده شد دست پیامبر (ص) را لمس کرده بودسر Hanzalah و تورم ناپدید شد.

 در طول جنگ از حنین، پیامبر را برداشت تعداد انگشت شماری از گرد و غبار و آن را در چهره کافران انداخت و گفت: "ممکن است چهره خود را زشت می شود!" آنها دور تبدیل شده و کثافت را از چشمان آنها پاک کرد.

 در یک زمان ابو Hurayrah به پیامبر آمد و از فراموشی خود شکایت کرده است. پیامبر به او گفت که به گسترش خود و لباس بلند و گشاد او دست خود را به آن scooped. سپس او به او گفت به منظور جلب لباس بلند و گشاد به او، و این که او انجام داد. پس از آن او یک چیز را فراموش نکنید. ابو Hurayrah گزارش: (شیخ درویش نظربیش از 5000 سخنان نبوی که بودند، به استثنای 42 سخنان پیامبر، نیز توسط بسیاری از صحابه دیگر گزارش شده است. این حقیقت نشان می دهد که کسانی که اقدام به پرتاب شک در علم حدیث، و یا بر روی شخصیت ابو Hurayrah در اشتباه هستند، و مسلمانان باید این گزارش ها تردید نیست.)

 جریر، پسر عبدالله ناپایدار بر اسب بود، پیامبر (ص) بصورت تماسهای مکرر سینه اش و supplicated برای او و پس از آن او بهترین و پایدار ترین از همه سواران عرب تبدیل شد.

 دانش پیامبر

 برخی از غیب و آینده

 انتقال مربوط به این افراد به خوبی شناخته شده و آنقدر متعدد است که می توان آنها را به قریب به اتفاق، اقیانوس unpluggable که هرگز متوقف به سرریز مقایسه شده است.

 با توجه به نشانه های مربوط به حوادث آینده و روز آخر، Hudhayfa به ما می گوید، "رسول خدا به خطبه که در آن او حذف چیزی که رخ می دهد تا روز آخر. بعضی از ما آنها را به یاد در حالی که برخی فراموش کرده، اما بسیاری از همراهان من آنها را می دانم زمانی که هر یک از وقایع بودند.متوجه شدم، من را تشخیص داده و به خاطر آنچه پیامبر (ص) ما را در راه همان گفته بود که یک مرد در مواجهه با دیگری که رفت به یاد اما او پس از بازگشت خود را به رسمیت می شناسد. "Hudhayfa سپس گفت:" من نمی دانم که آیا اصحاب خود را فراموش کرده اند یا وانمود به فراموش، اما رسول خدا انجام دادآغازگر فاجعه تنها که رخ می دهد درست تا پایان جهان را حذف نمی کند، و بیش از سه صد وجود دارد. او نه تنها نام آغازگر اما او نام پدر خود را به عنوان به خوبی به عنوان قبایل خود را نیز داد. "

 ابو Dharr به ما می گوید، "وقتی رسول خدا گذشت، یک پرنده بود که تنها در آسمان که او ما را در مورد اطلاع نمی مگس وجود ندارد."

 هر دو کامپایلر از سخنان پیامبر و امامان منتقل شده اند آنچه را که پیامبر (ص) اصحاب خود آموزش داده، مربوط به پیروزی وعده داده شده بر دشمنان خود، باز از مکه، بیت المقدس، یمن، سوریه و عراق. وی همچنین از ایجاد پادمان صحبت کرد که در آن یک زن ممکن است سفردر هودج او را از غار حرا در عراق به مکه از ترس هیچ جز خدا.

 حضرت محمد هشدار داد که مدینه می شود حمله کردند. او اصحاب خود گفت که خیبر می شود علی در روز بعد فتح. او همچنین پیش بینی نقاط مختلف جهان است که خدا را برای ملت خود را باز، و همچنین گنجینه های از خسرو و سزار آنها را دریافت خواهید کرد. پیامبر (ص)هشدار داد از فتنه که در میان آنها رخ می دهد، اختلافات و ظهور فرقه های مختلف که به شیوه ای مشابه به پیشینیان خود رفتار می کنند، و آنها را به هفتاد و سه فرقه، که تنها یک را می توان ذخیره تقسیم می شود. پیامبر (ص) گفت: از گسترش آنها در سراسر جهان، وکه مردم خواهد آمد که عینک یک لباس خوب در صبح و دیگری در شب، و بعد از ظرف ظرف را قبل از آنها را. او از زمانی که خانه های خود را در یک روش مشابه به کعبه آراسته، سخن گفت. پیامبر (ص) به این نتیجه رسیدند خطبه گفت: "امروز بهتر از استشما در آن روز خواهد بود. "

 حضرت محمد گفت: مسلمانان را به ترک ها، خسرو و رومی ها مبارزه کنند. او گفت، خسرو و قدرت فارسی (شاه شاهان) می شود از بین برود و نه خسرو و نه ایران قدرت پس از آن وجود داشته باشد. او prophesized که سزار بروید و به هیچ سزار پس وجود دارداو.

 پیامبر پیشگویی کرد که نوادگان رومی که نسل بعد از نسل، درست تا پایان زمان ادامه خواهد داد. که زمان خواهد آمد که بهترین مردم دور می گذرند. همچنین که دانش خود بودند به عنوان زمان به خود جلب کرد به پایان و از فتنه و خونریزی کهبه نظر می رسد. او گفت، "وای برای اعراب، برای بد که در نزدیکی تساوی!"

 زمین برای پیامبر (ص) رونمایی شد به طوری که او قادر به دیدن اندام شرق و غرب آن و جایی که پیام خود را رسیده بود. این است که بین هند و شرق دور به اقیانوس طنجه - - به گونه ای که هیچ کشور دیگری گسترش و تحمل به این ترتیب آن را بین شرق و غرب گسترش یافته است.

 پیامبر (ص) نیز گفت: "مردم از آل غرب ادامه خواهد داد تا در حقیقت (عدالت) است تا یک ساعت قیامت آغاز. پسر آل Madini از نظر این اشاره به اعراب بود، چرا که آنها تشخیص های آشامیدنی خود هستند از یک نوع سطل چرمی (آل غرب) است. در حالی که دیگران بوداز نظر آن را به مردم اشاره غرب.

 به گزارش ابو Umama سخن پیامبر (ص) "گروهی از امت من به حقیقت ثابت قدم باقی می ماند. به این ترتیب آنها را دشمن خود پیروز تا فرمان خدا می آید." (شیخ درویش اظهار داشت: این حدیث در مسلمانان گزارش شده است و از بالاترین رتبه از صحت روایات جمعی.گروه مراجعه کننده به سراسر کشور یک گروه یا بخش خاص گسترش و نیست. این نماینده ملت از حضرت محمد است و شامل قرائت قرآن، دانشمندان از سخنان نبوی، فقه، زندگی پیامبر، عبادت، واعظان و عوام و به عنوان ادامه خواهد دادچنین تا ظهور المهدی و نزول عیسی مسیح است.)

 پیامبر (ص) از ظهور فرزندان عباس تحت بنر سیاه و سفید صحبت کرد و گفت پادشاهی خود را گسترده خواهد بود. او از آمدن المهدی و قتل علی سخن گفت.

 رسول خدا پیشگویی شهادت امام علی، و گفت که کسانی که می خواهند او را بکشند اسفبار بسیاری از مردم و همچنین شهادت عثمان ذکر شده است.

 تا آنجا که فتنه مربوط می شد، پیامبر (ص) گفت که آن را نمی خواهد در طول عمر عمر ظاهر می شود. او گفت، "الف زبیر علیه علی، و مبارزه با سگ از How'ab را در یکی از همسران خود پوست و خواهد بود بسیاری از قتل در اطراف او وجود دارد، و این که او تنها فقط فرار کنند. هنگامی که بانوی عایشه،ممکن است خدا با او خوشحال می شود، به بصره رفت، سگ از How'ab barked. (شیخ درویش افزود: پارس کردن این سگ رخ داده است به عنوان بانوی عایشه در انزوا در هودج او و شنیدن پارس سگ او پرسید سوار اگر او در How'ab بود، اما کسانی که قصد این بود که او فریب دروغ گفتنآن جای دیگر بود.)

 رسول خدا پیشگویی کرد که یک گروه ناعادلانه خواهد تجاوز و گرفتن جان عمار، این پیشگویی زمانی که ارتش از Mua'wiyah او را کشته برآورده شد. عبدالله، پسر زبیر را AZ-او گفت، "وای بر مردم از شما و وای بر شما از مردم!"

 پیامبر (ص) از منافق صحبت می کرد، Quzman گفت: "او خواهد شد همراه با مسلمانان مورد آزمایش قرار، حتی اگر او یکی از مردم از آتش است." این نبوت برآورده شد و خود را Quzman کشته شدند.

 افراد خاصی در میان آنها به نام پیامبر (ص) بودند ابو Hurayrah، پسر Samura Jundub و Hudhayfa و گفت: "آخرین از شما در آتش مرد." آخرین به مرگ در میان آنها Samura بود که پیر و سالخورده شد و درگذشت به عنوان او در تلاش بود تا خود را گرم آتش و خود را به آتش کشیدند.

 حضرت محمد از خلافت از Koraysh صحبت کرد و گفت: «خلافت است با Koraysh، و پس از آن تا زمانی که آنها حفظ دین باقی خواهد ماند."

 پیامبر پیشگویی کرد که فرد دروغگو و مخرب را از Thaqif پدیدار شود. تصور می شود که آل حجاج، پسر یوسف و آل مختار، پسر Ubayyd هستند کسانی که به نبوت اشاره شده است.

 حضرت محمد از Musailamah دروغگو، که ادعا می کنند به نبوت در طول عمر پیامبر (ص) گذاشته و گفت او را نابود صحبت می کرد، و آن چنان بود.

 از دخترش فاطمه (س)، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، او به او خبر خوبی است که او خواهد بود برای اولین بار از خانواده اش به تصویب پس از او.

 حضرت محمد در مورد ارتداد که بوجود می آیند و پیشگویی کرد که پس از مرگ او فقط خلافت را برای سی سال باقی می ماند و پس از آن تبدیل به یک پادشاهی حریص هشدار داد. این در زمان آل حسن، پسر علی انجام شد، ممکن است خدا از آنها خشنود باشد.

 پیامبر prophesized وضعیت مسلمانان در زمانی که آنها را از دست داده است. پیامبر گفت، "این موضوع را با نبوت و رحمت، و سپس رحمت و خلافت، به دنبال پادشاهی حریص، و به دنبال استکبار و استبداد آغاز شد." او هشدار داد: "فساد خواهد ملت را وارد کنید."

 پیامبر (ص) ساخته شده است که اویس قرنی وجود شناخته شده است. (شیخ درویش افزود: پیامبر (ص) دستور عمر و علی به درخواست اویس برای آنها دعا تنها پس از مرگ پیامبر (ص) بود، ستایش و درود بر او، که این عبادت بزرگ از نسل دوم شناخته شده به صحابه شد " ).

 و پیامبر نیز prophesized که شاهزادگان خواهد آمد که وقت نماز به تعویق بیندازند.

 حضرت محمد هشدار داد که در میان ملت خود را در آنجا می سی دروغگو فریب هر ادعای نبوت، چهار نفر از آنها زن می تواند بوجود می آیند. بار دیگر او را به ذکر است که یکی از دروغگو فریب خواهد بود مسیح دروغین، (یک یهودی، به نام Moshiach) و همه را دروغ ساختخدا.

 پیامبر (ص) از غیر عرب سخن گفت و گفت: "هم نزدیک است وقتی وجود خواهد داشت تعداد زیادی از غیر عرب در میان شما. آنها اموال خود را مصرف می کنند و اعتصاب گردن خود را. ساعت گذشته نه ظاهر خواهد شد تا زمانی که یک مرد را از Kahtan مردم درایوهای با کارکنان خود را. "

 حضرت محمد اصحاب خود گفت که بهترین پیروان خود را به کسانی که در طول زمان خود زندگی می کردند، پس از آن نسل بعدی (Tabien)، پس از نسل بعدی (ابی Tabien) می باشد. او هشدار داد که بعد از آنها مردم می آیند و شهادت را بدون اینکه از او خواسته که خائنانه خواهد بود وغیر قابل اعتماد. او همچنین از مردم که وعده اما تحقق نیست هشدار داد، و بسیاری از افراد چاق خواهد بود.

 او همچنین گفت، "زمان تنها با یک بدتر از آن قرار دارد."

 حضرت محمد هشدار داد، "ملت من خواهد شد زیر دست مردان جوان از Koraysh نابود شده است." در روایت دیگر ابو Hurayrah به ما می گوید که او گفت، "اگر من تا آرزو من می توانم آنها را برای شما نام، فرزندان تا و تا و فرزندان تا و تا."

 حضرت محمد prophesized آمدن Qadarites (Qadariwwa)، منکران تقدیر. (شیخ درویش افزود: Qadiani یک فرقه منحرف تشویق توسط انگلیسی ها.)

 پیامبر (ص)، ستایش و صلح بر او همچنین گفت که انصار را در تعداد میرود تا آنها را مانند نمک در غذا شد، و این که موقعیت خود را ادامه خواهد داد تا زمانی که به حل یک گروه واحد از آنها باقی مانده است و همچنین است که آنها خواهد بود و پس از ستم عبور خود را.

 پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او، از خوارج (خوارج) یک فرقه انحرافی سخن گفت، و همه آنها را شرح داده، حتی تا آنجا که به کسی است که می تواند به بی ریخت و شناسایی خود را، و آنها را با سر خود را تراشیده شناخته شده است. . (شیخ درویش اظهار داشت: نظریه خوارجمجددا تخم ابن Taymia و پس از آن هواداران او Wahabis که ادعا می کنند که خالق یک هیکل شبیه به انسان خلق او، و این باطل فرم یک بخش ضروری از اعتقاد خود به تصویب رسید. مشاهده شده است که در میان اقدامات مربوط به مانور خود آنها نزدیکاحزاب حاکم با سیاست زنده and- اجازه زندگی می کنند اما با گذشت زمان پیشرفت آنها نفوذ و سیاست تغییر به نفع خود. تاکتیک های متعصب خود را در برابر محققان معتدل در افغانستان، عراق و شرق آفریقا، آشکار شده است.)

 نزدیک شدن به پایان زمان، حضرت prophesized که چوپانان می شود و مقامات که بدوی برهنه، اعراب پابرهنه را در ساخت و ساز ساختمان بالا رقابت، (این محقق به عنوان بدوی از نجد سعودی با ساختمان امپایر بالا خود در زمان بیش از - قابل ملاحظه دردر مکه و مدینه. انحصار خود از ثروت محل اقامت اجاره ساختمان خود را در طول حج و عمره است برای نفوذ استفاده می شود و دکترین وهابی خود را گسترش) و مادران را به هنگام تولد به معشوقه خود را به من بدهید.

 پیامبر گفت، "Koraysh و متحدان آنها که او را تسخیر نمی کند، بلکه او آنها را محو کند."

 پیامبر prophesized "مرگ" که طاعون در زمان خلافت عمر که پس از فتح اورشلیم رخ می دهد است.

 پیامبر (ص) نیز گفت: "صحابه را دریاها مانند پادشاهان بر تخت تسخیر، و اگر دین در خوشه پروین آویزان شده بود، مردان از ایران می توانست آن را به دست آورد." (این است در اشاره به سنتی مهاجرت دانشمندان از شرق بلبرینگ دانش اسلامی).

 هنگامی که صحابه در سفر بودند طوفان باد وزید و پیامبر (ص) اصحاب خود گفت، "این برای مرگ منافق ضربات." به محض بازگشت به مدینه که آنها پیدا نبوت او متوجه شده است.

 پیامبر (ص) از مردی که ردای به سرقت رفته بود و به آنها گفت که در آن بود، صحبت کرد.

 پیامبر (ص) اصحاب خود از نامه گفت Hatib نوشته بود و با توجه به یک زن از Muzaynah برای ارائه به خانواده اش در مکه. در این نامه بود برای هشدار خانواده Hatib از ماه مارس در نظر گرفته شده خود را.

 پیامبر prophesized که او Ubayy، پسر خلف را به قتل برسانند.

 او همچنین از مکان های که در آن کافران بدر خواهد مرد ذکر شده و متوجه این موضوع شد.

 پیامبر گفت با اشاره به نوه اش الحسن، "این پسر من استاد است، و آن را از طریق او که خداوند در مورد صلح بین دو گروه در میان مسلمانان به ارمغان بیاورد."

 به سعد پیامبر گفت، "شاید شما زندگی می کنند به اندازه کافی بلند برای برخی از مردم به نفع شما در، و برخی از آسیب خواهد کرد."

 پیامبر (ص) از شهادت برخی از صحابه خود را در موته در روز آنها به شهادت رسیدند سخن گفت، و بیش از یک ماه سفر در بین آنها بود.

 در همان روز Negus از حبشه در گذشت، پیامبر (ص) اصحاب خود مطلع عبور خود را.

 قبل از اینکه پیامبر وارد شدند، پیامبر Fayruz، فرستاده فارسی که، خسرو فوت کرده گفت. هنگامی که پیامبر با این خبر وارد Fayruz خواندن نامه و اسلام را در آغوش گرفت.

 یک روز پیامبر (ص) در خواب در مسجد مدینه در یافت ابو Dharr و به او گفت که او را تبدیل به یک تبعید کرد و گفت، "چگونه آن را با شما باشد وقتی که شما از آن شده است؟" او جواب داد: "من در مسجد مقدس زندگی می کنند." سپس پیامبر (ص) پرسید: "و چه زمانی که شما به دور از وجود دارد هدایت می شود؟"

 رسول خدا prophesized که برای اولین بار از همسران خود به تصویب پس از او خواهد بود با طولانی ترین دست. همسر دختر خانم زینب از Jahsh، ممکن است خدا با او، که می شود بسیار خیریه شناخته شده بود خوشحال می شود.

 پیامبر نوه اش حسین آل خواهد بود در Taff شهادت پیش بینی شده، (که بعدا تغییر نام کربلا). او برخی از خاک را در دست خود گرفت و گفت: "قبر او در آن است."

 پیامبر (ص) به غار حرا کوه گفت، "شرکت باشد، در شما یک پیامبر، یک مرد صادق و یک شهید است." علی، عمر، عثمان، طلحه و زبیر AZ-به شهادت رسیدند و سعد حمله قرار گرفت.

 پیامبر (ص)، پیش اخطار، "ساعت نه خواهد آمد تا دو حزب در مقابل یکدیگر در مبارزه با، و ادعا می کنند آنها مانند یکدیگر است."

 یک یهودی در مدینه به نام لبید بن ربیعه عامری، پسر عاصم که جادو وجود دارد. لبید بن ربیعه عامری، پسر عاصم توسط یک شخص یهودی از خیبر که از او خواست تا درست کردن یک طلسم نسبت مرگبار در برابر پیامبر (ص) نزدیک شد. پیامبر (ص)، شرح جادوگری از لبید بن ربیعه عامری، پسر عاصم و چه استفاده شده است. اواصحاب خود گفت که او با استفاده از یک شانه، و برخی رشته مو خود را، و spathe از درخت خرما مرد، و او آنها را به خوبی از Zharwan بازیگران بود. صحابه به خوبی رفت و آنها را در بر داشت دقیقا به عنوان پیامبر توصیف کرده بود.

 پیامبر (ص) اورشلیم را با جزئیات شرح داده شده به کافران هنگامی که در سفر خود که در طول سفر شبانه صورت گرفت کافر شدند.

 هر یک از پیشگویی های خود، حال و آینده، باید در راه او توصیف برآورده می شود. در میان کسانی که هنوز به به شرح زیر است: "تحقق شکوفایی اورشلیم ثابت خواهد کرد که از تباهی مدینه ویرانی مدینه خواهد شد در مورد در حساب از مبارزه شدید به ارمغان آورد. ظهوراز مبارزه شدید شامل فتح قسطنطنیه (استانبول).

 حضرت محمد از شرایط حاکم از یک ساعت از نشانه های منادی آن صحبت کرد و همچنین. او از معاد و جمع آوری صحبت می کرد، و آگاه چه خواهد شد به خوبی در بهشت ​​و کسانی که در جهنم منحرف، و ظهور در روز قیامت اتفاق می افتد.

 همانطور که قبلا ذکر شد حجم از نقل قولها نبوی می تواند در این افراد وارد شده، اما این کافی. برای کسانی که مایل به کسب اطلاعات بیشتر، انتقال بیشتر به در منابع اصلی حدیث یافت می شود.

 (معجزه از سفر شبانه و صعود آسمانی خواهد شد به طور جداگانه در "شب سفر و صعود آسمانی" خطاب)

 معجزه با توجه به

 حضرت محمد

 قسمت 4

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 حفاظت از پیامبر (ص)

 حفاظت از خدا برای رسول او از مردم، و sufficing او از پیامبر (ص) در برابر کسانی که او مجروح شده است.

 خدا رسول خدا "خدا از شما محافظت از مردم" (5:67) گفت. و او می گوید، "می شود و تحت حکم از پروردگار خود بیمار، قطعا، شما در برابر چشمان ما هستند" (52:48). و "آیا این که خدا کافی است عبادت او نیست" (39:36).

 خدا می گوید، "ما شما را کفایت در برابر کسانی که مسخره" (15:95). "و هنگامی که کافران بر علیه شما رسم، آنها به دنبال هر دو شما را اسیر و یا کشته اند شما، و یا اخراج آنها رسم - اما خدا (در پاسخ) همچنین رسم خدا بهترین در توطئه است." (8:30).

 بانوی عایشه، مادر مؤمنان، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، به ما می گوید: "قبل از این آیه، خداوند از شما محافظت از مردم (5:67) نازل شد، پیامبر (ص) سپاه پاسداران بود. بعد از وحی آن، او از نگاه از چادر او و نگهبانان خود خواست تا او را ترک کرد و گفت، "ای مردم ممکن است شما بروید، پروردگار من،توانا و منزه است من حفاظت داده شده است. "

 جابر، پسر عبدالله گفت: "ما به جنگ با پیامبر (ص) در مجاورت قبل از نجد رفت. پیامبر برای استراحت در اواسط روز در یک محل خاص را متوقف و همراهانش یک درخت سایه برای او انتخاب کرد که بر اساس آن او ممکن است تا استراحت او زیر درخت رفت، شمشیر خود را بر روی آن آویزان و آرام گرفت. در حالی که او خواب بودبدوی را به او آمد و شمشیر خود را کشید. او پرسید: "چه کسی شما را از من محافظت!" "خداوند توانا" پاسخ داد: پیامبر (ص). با شنیدن این دست بدوی شروع به لرزه افتاد و شمشیر خود را از دست او. پیامبر (ص) "در حال حاضر، که شما را از من محافظت می کند؟" پس از آن، بدوی، Ghawrath،پسر آل حارث را جواب داد: "به بهترین بردار" پس حضرت پرسید: "آیا شما شهادت میدهم که هیچ خدایی جز الله وجود دارد." بدوی جواب داد: "نه، اما من قول می کند که من به شما مبارزه نیست و من نمی خواهد با هر کسی که در برابر شما مبارزه می شود." لذا پیامبر (ص) به او اجازه دهید برود و Ghawrath بازگشتبه همراه خود گفت: "من به شما از بهترین از همه بشریت آمده است."

 خدا رسول او از در غار توسط کافران توسط علائم او برای او آماده دیده می شود و توسط عنکبوت که وب خود را برای او چرخید محافظت می شود. این وقایع به خوبی شناخته شده است.

 در مجموعه ای از حدیث ابو بکر را که در آغاز مسند احمد بن حنبل، آن گزارش شده است که ابوبکر توسط Azib و پسرش آل باره در مورد حوادث که بین پیامبر (ص) و Suraka در طول مهاجرت خود را به مدینه اتفاق افتاده است خواسته شده بود. ابوبکر به آنها گفت که بسیاری از مردم در جستجوی رفتبرای آنها، اما آن را تنها Suraka، پسر مالک که یک اسب سریع است که به آنها و که به عنوان Suraka نزدیکی کشید، او، گفته بود رسیده بود "ای رسول خدا، این شکارچی فضل به ما رسیده است!" پس از آن، پیامبر (ص) پاسخ داد، "آیا غم و اندوه، در واقع خدا با ما است" و فاصله بین ما فقط فاصله بوداز دو یا سه پرتاب یک نیزه.

 هنگامی که پیامبر (ص) به من گفت، "شکارچی فضل به ما رسیده است" و شروع کردم به گریه. پیامبر (ص) پرسیده شد که چرا من گریه میکرد، و من پاسخ داد، "این است که برای خودم نیست که گریه می کنم، نه، من گریه (که آسیب خواهد آمد) را برای شما." پس از آن، رسول خدا supplicated گفت: "ای خدا ما را کافی است به طور دلخواهاز او "و پاهای اسب Suraka را عمیقا به یک سنگ تا شکم خود را غرق شد. Suraka شروع به پریدن کرد خاموش اسب خود و بانگ زد:" ای محمد، در واقع، من می دانم این است در حساب شما. التماس به خدا به من از این وضعیت نجات دهد، خدا، من به شکارچیان فضل و کسانی که پشت سر من هستند منحرفکه به دنبال شما. نگاهی به این غلاف نیزه از معدن. شما توسط شتر و گوسفند من در چنین و چنین جایی منتقل می کند. نگاهی به هر چیزی که نیاز شما را از آنها. "رسول خدا لطف کاهش یافته است، پیشنهادات خود گفت:" من هیچ نیاز از آن "و supplicated برای Suraka که پس از سوار کردن به بازگشت به اصحاب خود.

 ابو Hurayrah به ما می گوید، ابوجهل سوگند خورده بود که او را در گردن حضرت محمد آج دفعه بعد او را در سجده دیدم، یا، او چهره خود را در گرد و غبار مالش. اصحاب ابوجهل به او آمد و به او گفت که پیامبر (ص) در نزدیکی کعبه دعا بود، پس ابوجهل به او نزدیک، و سپس او تبدیلدور در وحشت، خود را محافظت با دست خود. اصحاب او پرسید که چه اتفاقی افتاده است و او به آنها گفت، "همانطور که با نزدیک من پایین نگاه و دید و سنگر پر از آتش را که من تقریبا سقوط کرد. این منظره وحشتناک و تکان و لرزش بال بال پر زمین است." پس از آن، پیامبر (ص) اصحاب خود گفتتکان و لرزش بال بال آن دسته از فرشتگان بود و گفت: "اگر او هر نزدیکتر آمده بودند آنها را به او اندام اندام زده." این بود که این آیه، "در واقع، قطعا انسان بسیار گستاخانه است" (96: 6) نازل شده است.

 پیامبر گفت که او توسط ریخته گری از ترور در قلب دشمنان خود را که حتی به عنوان دور به عنوان ماه از او سفر کمک کرده بود.

 دانش و علوم پیامبر

 خدا به پیامبر (ص) او فراوانی از دانش متمرکز مربوط به هر دو امور دنیوی و دین او. او را به او داد آگاهی از دستورالعمل حقوق، امور فقه و اصول دین، و بهترین راه است که در آن برای برقراری ارتباط با مردم و آنچه بهترین بودبرای رفاه ملت خود.

 حضرت محمد دانش از شرایط سازمان ملل قبل از هر نسل از آدم تا زمان خود، همراه با دانش از قوانین و متون مقدس آنها داده شده بود، و آگاه از داستان های پیامبران، رسولان، ظالم شد، و. او تاریخ را، اخبار و چگونه خود را خدا درکبا آنها، توصیف فردی خود، آنها نظرات مختلف، آگاهی از مدت زمان و سن، عقل از سر فرزانگان و استدلال از کافران از هر کشور پرداخته است.

 هنگامی که کافران به او آمد، او قادر به بحث و به طور واضح پاسخ هر دو یهودی و مسیحی با توجه به کتاب مقدس خودشان بود. او آنها را از اسرار کتاب مقدس خود گفت و از علوم پنهان خود صحبت کرد، و آنها را از آنچه آنها را انتخاب کنید تا پنهان مطلع و چگونه آنها با دستکاری کرده بود خود راکتابها.

 همانطور که برای قبایل عرب، او متبحر با هر گویش و کلمات مبهم ویژه به قبایل خاصی می دانستند. او هر یک از سبک های فصیح زبان عربی خالص می دانستند. او می دانست که خبر از جنگ خود، عقل خود را، تشبیه و معنای شعر خود، واژگان خود را تمام کلمات خود او و احاطهآنها را به استفاده از مثلها را روشن و یا ضرب المثل به طوری که همه قادر به درک عمق مسائل، و روشن است که این واژه مبهم بودند.

 او به قواعد قانون آسان به درک، نه سخت و نه متناقض بودند. قانون او به ارمغان آورد تدریس صفات شخصیت خوب، اخلاق و هر نوع مشخصه مطلوب، به طوری که حتی کافر می تواند هر گونه اعتراض را افزایش نمی دهد مگر اینکه او نا امید شد و فقطگفت: هر چیزی را در مقابله به مثل. حتی کافران در "زمان از جهل" که مخالف و یا رد او را قادر به رد این نیست و گفت: آنچه که او به ارمغان آورد درست بود و اقدام به آن را اثبات کند در غیر این صورت به باشد.

 حضرت محمد را حلال آنچه برای همه خوب بود و منع که مخالف بود، و آن را از طریق این که او زندگی می کند، افتخار و اموال را از آسیب محافظت می شد، ساخته شده و آنها را از ترس آتش از زندگی ابدی.

 دانش پیامبر پیشی که حتی مردم اختصاص داده شده بیشتر از علم که مانند پزشکی، تفسیر چشم انداز، توزیع تنها قادر به به دست آوردن، حتی پس از سال ها مطالعه، درک ناقص از شاید یک یا زمینه علمی تر هستند ارث، ریاضی،اصل و نسب و غیره که از دانش خود را به ساقه. دانش او همه علوم را در احاطه کامل.

 از چشم انداز، پیامبر (ص) هشدار داد، "سند چشم انداز بالای سر مرد بال بال زدن." او همچنین گفت، "سند چشم انداز به سه دسته، چشم انداز واقعی، یک رویای سقوط که در آن یک فرد مذاکرات به خود، و یک رویا زجرآور است که از شیطان." او همچنین گفت: "هنگامی که آخر زمان نزدیک، چشم انداز مؤمنهرگز دروغ نمی گه. "

 پیامبر (ص) از درمان بسیاری از جمله گوش و داخل دهان، از حجامت، مسهل و صحبت کرد. با توجه به بهترین زمان برای حجامت او اصحاب خود گفت که آن را در هفدهم، نوزدهم و بیست و یکم از (ماه) ماه است.

 حضرت محمد از وضعیت معده ذکر کرد و گفت: "پسر آدم تا از معده خود را پر هر ظرف بدتر است. اگر آن را به پر شود، سپس یک سوم باید برای مواد غذایی می شود، یک سوم دیگر برای آشامیدنی و سوم باقی مانده به نفس . "

 پیامبر (ص) پرسیده شد که آیا "Sabi" یک شخص یا یک کشور که در نتیجه ان او پاسخ داد، بود، "او پدر ده بچه، شش در یمن و چهار در سوریه بود."

 حضرت محمد از زمان صحبت کرد و گفت، "زمان گردش در یک دایره که فرم خود را در روزی که خدا آسمانها و زمین را آفریده بود."

 پیامبر (ص) از استخر در مجاورت آل کوثر صحبت می کرد از آن گفت: "گوشه آن به صورت یک مربع است."

 همانطور که برای یاد خدا (ذکر) پیامبر (ص) رو به این خبر خوب، "عمل خوب ده بیشتر شبیه به آن، بنابراین، یک صد و پنجاه بر روی زبان به هزاروپانصد در مقیاس برابر است."

 رسول خدا اصحاب خود که در همه جا بین شرق و غرب جهت نماز (kibla) است، آگاه است.

 ما در حال حاضر به ذکر است که پیامبر (ص) آگاهی از لهجه های مختلف عرب و معنای شعر را داشتند.

 دانش پیامبر (ص) از جنبه های زبان عربی به محدود نمی شد. علم او، او را قادر به در بسیاری از زبان ها صحبت می کنند. او در اتیوپی و فارسی صحبت کرد. اگر یک فرد مجبور به گذراندن زبان زندگی تحصیل او فقط قادر به انجام برخی از دستاورد او بود. خدا گفته است،پیامبر بی سواد بود، او نه میتواند و نه به عنوان خوانده شده ارسال. او در تماس با کسانی که با سواد بودند نه او در یک جامعه که داشتن نوع از دانش مطرح نیست، و او بود که قادر به خواندن موضوع. معلوم است که او توانایی برای چنین چیزهایی به حال باقی مانده است.

 خدا از پیامبر (ص) او می گوید: "پیش از این هرگز تو تلاوت هیچ کتاب و یا ثبت آن را با دست راست خود را" (29:48).

 اعراب کارشناسان در علم انساب، شعر کهن و لفاظی تبدیل شده بود، آنها استادان تبدیل شده بود و خود را به علم، پژوهش خود را وقف و بحث در مورد آن. این علم فقط یکی دیگر از جنبه های اقیانوس دانش پیامبر (ص) است.

 هیچ جایی برای حتی یک کافر به رد آنچه که فقط ذکر شده، نه برای دفع پارازیت را به چیزی خلاف آن، این ادعا، "قصه های کهن" (25: 5) وجود دارد، و یا "فانی او می آموزد" ( 16: 103). خداوند آنها را با گفتن، "زبان او را در اشاره و آنها را غیر عرب است پاسخ واین زبان روشن عربی است "(16: 103).

 نمایش نبوی با فرشتگان و جن

 در میان بسیاری از معجزات پیامبر، روشن نشانه ها و هدیه های ارتباطی خود را با فرشتگان و جن که شناخته شده به ما از طریق نقل قول نبوی او ساخته شده است. خداوند او را با فرشتگان و جن پشتیبانی، و بسیاری از صحابه آنها را دیدم.

 خدا هشدار می دهد، "اما اگر شما حمایت یکدیگر در برابر او، (می دانیم که) خدا نگهبان او است، و جبرئیل" (66: 4). او همچنین می گوید: "و هنگامی که خداوند به فرشتگان نشان داد و گفت:" من باید با تو باشم. به شجاعت به مؤمنان "(8:12). همچنین، "و هنگامی که شما (حضرت محمد) به پروردگار خود دعا برایکمک، او پاسخ داد: من هستم ارسال به کمک شما هزار فرشته در پی "(8: 9) و." (به یاد داشته باشید) چگونه ما به شما ارسال یک شرکت از جن، که، وقتی که آنها آمدند و به گوش قرآن گفت: به هر یک از دیگر، "سکوت" (46:29).

 با توجه به سخنان او، "در واقع او را دیدم یکی از بزرگترین نشانه های پروردگار خود" (53:18) عبدالله، پسر مسعود را به ما می گوید که حضرت محمد فرشته جبرئیل در شکل واقعی خود را و آسمانی است که او تا شش صد بال دیدم.

 یک نقل قول به خوبی شناخته شده مربوط به سفر شبانه است که صحبت می کند صحبت خود با فرشته جبرئیل، فرشته نشریه صور اسرافیل و همچنین سایر فرشتگان وجود دارد، و همچنین می گوید که چگونه او شاهد عظمت و تعداد آنها ظاهر آسمانی برخی از.

 همانطور که پیشتر گفته، برخی از همراهان او نیز پر برکت برای دیدن فرشتگان در زمان و مکان متفاوت است. یکی از معروف ترین رؤیت زمانی است که صحابه را دیدم که جبرئیل به شکل یک مرد در نظر گرفته شده بود و آمد به درخواست پیامبر (ص) در مورد اسلام، اعتقاد (ایمان) و کمال (احسان). عباسپسر اسامه، پسر زید و دیگر صحابه جبرئیل با شکل Dihya آل کلبی که یک مرد بسیار خوش تیپ بود را دیدم. سعد دیدم جبرئیل فرشته در سمت راست پیامبر و فرشته مایکل در سمت چپ خود را به عنوان مرد با پوشیدن لباس سفید. برخی از صحابه شنیده فرشتگان فریاد در اسب خود در روزبدر.

 فرشتگان را عمران، پسر حسین خوش آمد می گوید.

 در مورد آنچه که شناخته شده به عنوان "شب از جن"، عبدالله تبدیل شده است، پسر مسعود را دیدم جن و همچنین شنیده ام آنها صحبت می کنند. او آنها را به عنوان شبیه مردان Azut (از تبار هند) شرح داده شده است.

 وجود دارد به مناسبت زمانی که حضرت محمد در نماز مشغول بود که ناگهان شیطان، سنگسار و نفرین، نسبت به او در تلاش برای برهم زدن نماز خود را با عجله، اما خدا قدرت بیش از پیامبر به او داد. پس از نماز به او گفته صحابه او را مشروط به شیطان به یکی از ارکان در خواست کرده بودمسجد به طوری که همه می تواند به او نگاه کنید، اما پس از آن او به یاد می آورد به ذهن دعا برادرش، حضرت سلیمان، «مرا ببخش پروردگار من، و من پادشاهی مانند آن هیچ بعد از من رخ نمی دهد" (38: 35). در نتیجه ان خدا شیطان بازنده، و به همین ترتیب پیامبر (ص) در شیوه ای بسیار عالی خود را ارائه،به او اجازه دهید برود.

 اما دوباره، این موضوع است که یک تا بسیار زیاد باید آگاه باشند که قبل است فقط، اما طعم و مزه باشد.

 اخبار رسالت پیامبر (ص) شناخته شده است به خاخام ها، راهبان و مردم آموخته

 اخبار پیامبر، توضیحات، نشانه رسالت او به خاخام ها، راهبان و افراد آگاه از آن دوران شناخته شده است.

 هنگامی که آن را به اخبار از نبوت حضرت محمد (ص) می آید و رسالت باید بدانند که آنها در متون قبلی حک شد، و انتقال از راهبان، خاخام ها و افراد آگاه از کتاب. توضیحات، ملت، نام او و نشانه های خود، حتی مهر و موم بود که به فضلمنطقه بین تیغه شانه خود را به آنها شناخته شده بود. اشاره او همچنین در اشعار از پیروان گروه یکتاپرستان یافت، و چه توسط زید، پسر عمرو را که پدر بزرگ Nufayl بود، توصیف پیامبر (ص) شناخته شده بود. توضیحات و اخبار پیامبر آینده نیز به Warakah، پسر نوفل است، Athkalan شناخته شده بودآل Himyari و محققان یهودی.

 پیامبر (ص) در تورات و انجیل اصلی اشاره شده است. همه این عناصر به افراد آگاه از متون مقدس شناخته شد و پس از آن توسط افراد قابل اعتماد که به اسلام گرویده منتقل می شود. چنین افرادی شامل، پسر عبدالله شالوم است، خاخام اعظم سابق مدینه، فرزندان Sa'nah، در Yamimپسر، Mukharyia، Ka'ab و همچنین سایر محققان یهودی. همانطور که برای مسیحیان، بود Buhairah از سوریه، نستور از حبشه، فرماندار بصری وجود دارد، Daghatir اسقف سوریه، آل Jarud، سلمان از ایران، Negus و مسیحیان حبشه، برخی از اسقف نجران و دیگر مسیحیان.

 اخبار این تبدیل رسیده و با هراکلیوس، امپراتور رم، پاپ رم، سلسله مراتب مسیحی، رئیس کلیسای قبطی در مصر و همراهانش، از محقق یهودی پسر برجسته Suriya است، Akhtab و برادرش، Ka'ab اذعان شد پسر اسد، پسر AZ-زبیر Batiya و دیگرمحققان یهودی.

 بسیاری از پرونده های معتبر که چگونه هر دو یهودیان و مسیحیان نمی توانند انجام دهند در غیر این صورت صحبت اما اعتراف به وجود این توصیف که حضرت محمد در کتاب مقدس خود را نوشته شده بود وجود دارد.

 هر گاه هر یک از اهل کتاب آمد برای به چالش کشیدن حضرت محمد او را کتاب مقدس خود را به عنوان استدلال در برابر آنها را نقل قول کنید. او آنها را برای دستکاری با واژگان در متون مقدس خود را سرزنش، و پنهان از مطالب خود را، و اعمال فشار از کلمات که در غیر این صورت ساخته شدهرابطه او روشن است. او آنها را دعوت به دعا برای لعنت خدا به کسانی که دروغ می گیرند، اما آنها کاهش یافته است. زمانی که آنها متوجه آنها خواهد بود در نور واقعی خود را در معرض آنها رویارویی با او در نتیجه اجتناب از قرار گرفتن در معرض از کتاب خود اجتناب شود.

 حال این روحانیون یافت کتاب خود از آن که او گفت، آن را به مراتب آسان تر برای آنها را به ارائه آن به جای به مصادره اموال آنها در معرض، در برخی موارد، جان خود را، و وضعیت موجود شده است. او یهودیان را با یک آیه از قرآن را به چالش کشید و گفت، "بیاوریدتورات و تلاوت آن، اگر راست می گویید، کسانی که بعد از این دروغ خدا ظالمان آسیب هستند ". (3: 93-94)، اما آنها تصمیم به پاسخ نمی دهند.

 جنبه های میلاد پیامبر

 (در تاریخ دوشنبه، 12th از ربیع الاول (آوریل 21 571 پس از حضرت عیسی به آسمان صعود به انتظار بازگشت او قبل از پایان جهان او) بانوی Aminah به هنگام تولد به پسر پر برکت خود را در خانه ابو طالب داد. به عنوان بانوی Aminah داد تولد نور مبارک از او آمد که او را قادر به دیدن کاخ دورسوریه.

 کودک زیبا بدون هیچ ردی از خاک بر او متولد شد، و عطر شیرین دیگران آتشی بدن کامل خود را کمی. بانوی Aminah دستور او در چشم او داده می شود و به خدا با آن را برای پسر کوچک او supplicated شده بود به یاد آورد.

 خبری که بانوی Aminah به هنگام تولد به پسر داده بود فورا به عبد المطلب فرستاده شد. به محض این که او شنیده خبر خوب او با عجله برای دیدن نوه جدید خود را. وقتی او به خانه رسید قلب خود را با شادی و مناقصه، مراقبت توام با عشق پر شده بود. او گهواره کودک شیرین پیچیده شده در یک پارچه سفید در آغوش اوو سپس او را به کعبه که در آن او را به خدا برای تحویل امن از نوه اش ارائه یک نماز شکرگزاری گرفت.

 قبل از بازگشت نوه جدید خود را به بانوی Aminah او به خانه رفت تا او را به خانواده خود نشان می دهد. ایستاده در درب منتظر بازگشت پدرش بود پسر سه ساله خود را عباس. عشق، عبد المطلب پسرش گفته تا عباس، که در واقعیت بود "عباس، این برادر خود را، او را یک بوسه، به" خوددایی، خم شد و بوسید برادر کوچک جدید خود را.

 پس از همه کودک را تحسین کرده بود، عبد المطلب به بانوی Aminah بازگشت و با توجه به چشم انداز و چشم انداز خود را عبد المطلب دیده بود، کودک شیرین محمد نامگذاری شد. وقتی که مردم می پرسند که چرا او را به نام محمد (ص) بود آنها جواب داد: "برای اینکه در آسمان ها و زمین را تحسین کرد." بالامقدمه استفاده از این بخش از mosque.com را "سفر از طول عمر با حضرت محمد") گرفته شده است

 دیدن نور پیامبر در طول آبستنی و تولد او توسط بانوی Aminah، مادر پیامبر (ص)، احمد درویش:

 Sairia، پسر آل Irbad، گفت که رسول خدا گفت: "در واقع، من بنده خدا و خاتم پیامبران از زمان آدم در خاک رس تنظیم شده بود من از شما در مورد این اطلاع خواهد داد: من دعا می کنم من پدر ابراهیم و بشارت عیسی، و چشم انداز از مادر من و به عنوان مثل،مادران از پیامبران را ببینید - و می دانم که مادر رسول خدا را به عنوان او به هنگام تولد به من، نور ساطع شده از او را که روشن کاخ سوریه، تا او آنها را دیدم "به روایت احمد پسر حنبل، بازار و آل Byhaqi که آن را در نظر گرفته می شود معتبر همانند ابن Hibban، آل حکیمو تایید شده توسط حافظ ابن حجر. به گزارش حافظ عبدالله بن صدیق آل Ghumari، ممکن است که رحمت خدا بر آنها.

 (برای این احمد درویش افزود: این نفی از نظر کسانی که در نظر بانوی Aminah صرفا در میان مردم از طبیعت درست قبل از اسلام است، و به عنوان مثل خود "خیریه" است به آنها فرستاده گفت این نشانه آن است که پیامبر (ص) او اولین در میان دوستان نزدیک خدا (awlia) در استاسلام، و اینکه او مادر بزرگوار خانواده از خانه پیامبر، از او با چشم از دوستان نزدیک خدا (awlia) دیدم است. چنین وضعیت رتبه بندی بالا است که در حدیث الهی اشاره شده است، "من خواهد چشم خود را که با او می بیند". این به این معنی است که او با او را دیدم کاخ نمیبینایی به طور منظم، اما با نور پسرش. بنابراین، او را با بهترین افتخار و شیر خود را وقف، و او را قبل از روشنایی جهان روشن.

 گرامر، پیامبر (ص) را به خود را به عنوان نفر دوم با مادر خود مراجعه کرده و شاهد است که او را دیدم کل نور، در حالی که دیگران در مورد آن پس از آن شنیده نداشت. پیامبر (ص) افتخار بانوی Aminah و نام او را "مادر از رسول خدا". نور، افتخار و شادی او را به ارث برده بودتوسط خدیجه پس از آن دختر خود فاطمه (س)، خداوند از آنها خشنود باشد.

 حافظ ابن کثیر در صحیح خود (معتبر) Seerah گزارش داد که بانوی Aminah نیز شاهد نور همان زمانی که او تصور پیامبر است. او همچنین در همان مرجع ذکر شده به برکت پیامبر (ص). قبل از مرگ او، شیخ بنی پایبند به این و فرقه وهابی رها. شیخ بنی شدبسیار مهم از باور استادانی از روحانیون بزرگ وهابی - بن باز و Twigry - که شباهت بین انسان و خدا داشت.

 این است، به طور خلاصه، به برکت خداوند به ما درک درستی از این حدیث. این مرجع معتبر انکار ناپذیر را به نور نبوت است و هیچ کس نباید روایت نادرست است که می گوید، در نظر است که جعل آن "O جابر، اولین خلقت خداوند نور حضرت خود است"ادعا در Musannaf از عبدالرزاق گزارش شود، و این کاملا نادرست است.)

 چندی پس از تولد پیامبر (ص) بانوی Aminah عبد المطلب و تصمیم گرفت برای ارسال تازه متولد شده تا در کویر که در آن قبایل معروف برای زبان عربی خالص بود مطرح شود.

 حلیمه، دختر ابی Dhuaib از قبیله بنی سعد و شوهرش آل حارث، پسر عبد Uzza - بهتر است به عنوان ابی Kabshah شناخته شده - به مکه آمد به امید پیدا کردن یک نوزاد آنها ممکن پرورش و پس از آن بود که حلیمه شد مادر کودک شیر خوار آن حضرت است. هر دو حلیمه و شوهرش فورا بودنداز نعمت است که به طور مداوم در راه خود را در حساب از او آمد، و در حال حاضر آگاه به حال فراوانی از شیر مادر به او و برادر رضاعی خود را تامین کند. به عنوان قدیمی خود را برای شتر ماده آن در حال حاضر تولید شیر و گوسفند او را بارور شد. آنها متوجه بلوغ و رشد پیامبر، و چگونه او پیشی گرفته است کهکودکان خود را دارند.

 قبل از ظهور حضرت محمد (ص) شیاطین و جن را سفر به آسمان ها و استراق سمع بر حوادث به مقصد برای مردم، اما به هنگام تولد او شیاطین را به سفر به آسمان ها قادر به استراق سمع دیگر بر حوادث به مقصد برای بشر بوده است.

 گریزی پیامبر برای بت ذاتی بود، و او هرگز حزب به شیطانی که در طول زندگی روزمره را تشکیل می دهند بود "زمان از جهل است."

 عفت خود خدا محافظت می شد و داستان به ما رسیده در مورد این حفاظت در طول بازسازی کعبه. هنگامی که ساخت به حمل سنگ در لباس خود و بیشتر از نه بخش خصوصی خود را در معرض شد مرسوم برای Koraysh بود. جوان محمد، در مورد افزایش بودلباس بلند و گشاد خود را مانند دیگران، اما او جلوگیری از بهشت ​​از انجام این کار بود و به زمین افتاد و به لباس بلند و گشاد خود را افزایش نمی دهد.

 گزارش های بسیاری که از ابرها سایه او در طول سفر خود صحبت می کنند وجود دارد.

 تا زمان پیامبر (ص) وحی داده شد، او را به عشق انزوا ساخته شده است.

 به عنوان مرگ او با نزدیک شدن، او گفت کسانی که عزیز به او نزدیکی آن، و آرامگاه او را در خانه اش در مدینه بود. اتاق های همسران خود را به مسجد باز می شود. چیست بین خانه خود و منبر بخشی از بهشت.

 خدا پیامبر خود را دوباره در لحظه مرگ افتخار و از این نشانه ها ما دوباره قادر به یک نگاه اجمالی به اشراف خود. مرگ نزدیک شدن، خدا فرشته مرگ او را که برای اجازه خود را به روح خود را به دور خواسته ارسال می شود. فرشته هرگز قبل از کسب اجازه از هر کسی پرسیدبرای انجام این کار، و هنگامی که زمان به فرشتگان دعا بر بدن با ارزش خود آمد. به عنوان اصحاب خود درباره او را برای تشییع جنازه او یک صدای گفت، شنیده شد آماده بودند "آیا پیراهن را از او حذف نیست که او شسته است."

 مجموع نبوی معجزات

 هدف از این کتاب این بود که برخی از معجزات پیامبر (ص) و از نشانه های نبوت او. گرچه بسیاری را شامل نمی شده است آنچه که ذکر شده است کافی است. اگر همه بودند به ذکر است این امر بسیاری از حجم نیاز دارد.

 معجزات حضرت محمد نسبت به دیگر پیامبران بزرگوار به دو روش آشکار است. اول، او معجزه است که بیش از حد زیادی به تعداد هستند داده شد. در مرحله دوم، هیچ یک از پیامبران همکار خود یک معجزه است که پیامبر ما را که هر دو مشابه و یا بیشتر عالی بود آورد داده شد. بسیاریمردم توجه ما را به این نکته جلب کرده اند.

 همانطور که برای تعداد زیادی از بودن خود، باید متوجه باشید که تمام قطعات از قرآن معجزه است. قرآن شامل 6236 آیه و هر آیه یک معجزه را در خود دارد. چالش خدا،. "اجازه دهید آنها را تولید یک عبارت مانند آن، اگر چه آنها می گویند درست است!" (52:34) و یا، "تولید یک فصل قابل مقایسه با آن" (2:23).

 در میان طبیعت معجزه قرآن را به شیوه ای از فصاحت و ترکیب نخبگان خود است، بنابراین هر بخش شامل یک معجزه دو برابر شود.

 جنبه دیگری از ماهیت معجزه آسا آن است که آن را گزارش علم غیب. تنها در فصل تک تک به تنهایی قادر به پیدا کردن گزارش های بسیاری است، و هر یک از گزارش یک معجزه را در خود، بنابراین تعداد از معجزات است افزایش دوباره است. مقدار تعداد معجزات موجود درقرآن را نمیتوان تعیین کرد، آن را آنقدر بزرگ در خود است که اثبات آن نمی تواند شامل شود، به ویژه هنگامی که یک مشاهده آیات که قرار بود در قرن بعد به عنوان نشانه هایی برای افراد از آن زمان متوجه می شود وجود دارد.

 نقل قول نبوی شامل جزئیات مربوط به معجزات قرآن و نیز جنبه های معجزه آسا از زندگی حضرت محمد (ص).

 در مرحله دوم، به وضوح مسلم معجزات داده شده به حضرت محمد است. پیامبران قبلی معجزات نسبت به زمان خود و در یک علم است که مردم خود را سرآمد داده شد. به عنوان مثال، در زمان حضرت موسی، ع، جادوگری به اوج خود رسیده بود به طوری که موسی، ومعجزه به ارائه (به فرعون و) به ساحران که مهارت های قدرتمند خود را شبیه اما به وضوح به مراتب قوی تر از کسانی که از جادوگران و ساحران زمان خود بودند داده شد. چه او به ارمغان آورد را درهم شکست الگوهای طبیعی از جادوگری و جادوگران قادر به رقابت بودند، به طوری که آنهاتسلیم شد.

 همین امر به حضرت عیسی، ع، مردم زمان خود را در علوم پزشکی سرآمد. بنابراین، هنگامی که عیسی به اذن خدا به ارمغان آورد فراتر از مرزهای پزشکی خود را درمان، از جمله بالا بردن مرده، درمان کور و شفا مبتلا به جذام و بدون استفاده ازپزشکی، آن را نشانه ای برای مردم خود که آنچه او به ارمغان آورد در واقع از خدا بود. همان شرایط به معجزات دیگر پیامبران بزرگوار درخواست، ع. در هر مورد این معجزه نشانه به مردم بود که کسی که قبل از آنها ایستاده بود و به معجزات آنها داده شده بودپیامبر فرستاده شده به آنها را با خدا بود و آنها باید او را دنبال کنید.

 خدا حضرت محمد در زمانی که علوم نهایی چهار فرستاد. فصاحت و بلاغت، شعر، انتقال تاریخی و predications. همانطور که قبلا ذکر شد، ارسال شده قرآن همه اشکال زبان عربی سرآمد و فراتر از این چهار دسته که بود که آن را غیر ممکن بود رفتبه تقلید، فصاحت آن بسیار فراتر از توانایی های زبانی خود را بود، ترکیب آن کاملا منحصر به فرد و سبک آن مانند که قبلا بی سابقه بود. اعراب قادر به جلب مقایسه میان سبک و متر متفاوت بود.

 محتویات آن شامل اخبار در مورد موجودات، حوادث، افشای مسائل پنهان، افکار درونی، که همه درست است، ثابت شده است، به طوری که حتی منتقد خصمانه ترین توانستم یک صدا را افزایش نمی دهد.

 همانطور که برای پیش بینی و پیشگویی های طالع، که تنها در بر داشت این بود که درست یک زمان از ده، حضرت محمد آنها را از درجه اعتبار ساقط. او ریشه این عمل از استراق سمع توسط شیاطین از طریق سنگسار شهاب سنگ و ستاره امنیت قطع.

 حضرت محمد اخبار نسل های قبلی و همچنین از پیامبران پیشین به ارمغان آورد. او آنها را از سازمان ملل است که از بین رفته بود و از وقایع فراتر از دانش و حتی کسانی که خود را به طور کامل به مطالعه دانش اختصاص داده گفت.

 قرآن یک معجزه است، و هر یک از جنبه های معجزه آسا خود را به روز قیامت untarnished باقی خواهد ماند و حجت برای هر کشور فراهم می کند. نتیجه می تواند از هر کسی که به بررسی و بازتاب بر incomparability از قرآن و ضبط امور نهان نمی شود قطع کرد.

 دوره است که بدون صداقت قرآن را که آشکار گذشت وجود نداشته است. از طریق اعتقاد به خواندن آن غنی شده است و دلیل روشن است. نمی توان گفت که جلسه همان دیدن با چشم خود شاهد به دلیل افزایش اطمینان است.

 معجزات پیامبران نجیب قبلی مدتهاست که از پژمرده، آنها فقط در طول عمر خود حضرت وجود داشته است، در حالی که قرآن، بزرگترین معجزه پیامبر ما هرگز متوقف می شود. علائم آن به طور مستمر تجدید و هرگز ناپدید خواهند شد.

 ابو Hurayrah به ما می گوید که پیامبر گفت، "هر پیامبر از نوع داده شد که کشورهای دیگر بر این باور بودند. من وحی که خدا برای من فرستاده داده شده است، و امیدوارم که در روز قیامت من خواهد بود است با بیشترین پیروان. " این ضرب المثل نبوی روشن و قوی است.همانطور که می دانیم، پیامبر خاتم همه پیامبران است و به عنوان یک رحمت برای تمام جهان ارسال می شود. در این حدیث است نشان می دهد که او به دعا به پیامبر (ص) است که عبادت کنندگان تعداد زیادی از خدا وجود دارد، و آنها که دریافت کنندگان از رحمت خود در این زندگی و شادی در میزندگی ابدی.

 حقوق بشر حضرت محمد OVER

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 حقوق حضرت محمد

 بیش از انسان

 تعهد به این باور و اطاعت از پیامبر (ص) و راه ته پیامبر (سنت) را دنبال کنید.

 با این عوامل تاسیس آن وقت به حضرت محمد در باور و صحت پیام خود را در نتیجه پذیرش ایمان و اعتقاد به وحی او را به شما به ارمغان آورد.

 خدا به ما می گوید به «باور به خدا، و رسول او، و در نور است که آن را فرو فرستاده" (64: 8). او از پیامبر (ص) گفت: "ما شما را فرستاده (حضرت محمد) صحبت می کند به عنوان شاهد و به عنوان مژده رسان و هشدار دهنده، به طوری که شما به خدا و رسول او و شما از او حمایت باور،او (حضرت محمد) را ارج نهند و تمجید کردن او (خدا) در آغاز و در شب ". (48: 8-9) او همچنین می گوید،" به خدا و فرستاده اش، آن پیامبر درس نخوانده "(7: 158) .

 از این آیات آن را به فردی شناخته شده ساخته شده است که تعهد به حضرت محمد در باور وجود دارد. بدون آن، اعتقاد به ناقص است چون باور یک فرد تنها با اعتقاد به یگانگی خداوند و پذیرش و باور به حضرت محمد معتبر است. خدا هشدار می دهد، "هر کس کافربه خدا و رسول او. ما جهنم را برای کافران "(48:13) آماده کرده ایم.

 ابو Hurayrah شنیده رسول خدا گفت، "من دستور داده شده است به مبارزه با (بت پرستی) مردم تا زمانی که شهادت میدهم که هیچ خدایی جز الله وجود دارد، و باور در من، و آنچه که من به ارمغان آورده اند. هنگامی که آنها این کار، خون و اموال خود را محافظت از من، به جز زمانی که یک حق اسلامینقض است. حساب آنها تنها با خدا. "

 معنای ایمان به پیغمبر است که یکی شهادت به نبوت او، پیام خدا سپرده به او، حمایت از همه که او به ارمغان آورد و گفت که. آنچه در قلب است و سپس شاهد توسط زبان است که او، در واقع رسول خدا به دنیا آمد.

 این معنای باور است که با این حدیث است که در آن فرشته جبرئیل به پیامبر (ص) آمد و گفت: تصویب "درباره اسلام به من بگو." پیامبر پاسخ داد: "این است که شما شهادت میدهم که هیچ خدایی جز الله وجود ندارد و محمد (ص) رسول خدا است ...." سپس جبرئیل پیامبر پرسید: در موردمعنای باور که او جواب داد: "این است که شما به خدا، فرشتگان او، کتاب او و پیامبرش ایمان آورید ..."

 اعتقاد به حضرت حاکی از پذیرش قلبی در حالی که اسلام تنها خواستار به کلام در آن است. با این حال، اگر شهادت به سادگی بر زبان بدون تایید از قلب که معادل ریاکاری است، می باشد. خدا از منافقان صحبت می کند گفت: "هنگامی که منافقان نزد تو آیندآنها می گویند، "ما شهادت که شما رسول خدا است." خدا می داند که شما (حضرت محمد) در واقع رسول او، و خداوند شهادت می دهد که منافقان دروغگو هستند واقعا "(63: 1). چنین افرادی با زبان خود پنهان آنچه که واقعا در قلب خود و از جمله شهادت دروغ استهیچ فایده در آخرت به دلیل شهادت خود ناقص است و آنها را از کافران بپیوندید. همانطور که برای مجازات آنها آن را در عمیق ترین بخش از آتش، پایین تر از کافران است. با این حال، در این زندگی به خاطر آنها به شهادت شفاهی این افراد تعیین می شوند اداتوسط قضات مسلمان به مسلمانان به دلیل اینکه قضات دسترسی برای دیدن واقعیت آنچه را در دل ندارند.

 قضات برای بررسی واقعیت شاهد شخص چون پیغمبر اعمال یک فرد خاص با درخواست او به شدت انتقاد ممنوع شده است، "آیا شما تقسیم باز قلب خود را؟" شهادت کلامی بخشی از اسلام است و تایید با قلب بخشی از باور است.

 تعهد به اطاعت از پیامبر (ص)

 است تعهد بر همه مسلمانان است که نیاز به اطاعت از پیامبر (ص) وجود دارد. این تعهد در قرآن که او تحویل داده آشکار ساخته شده است. خدا می گوید، "مؤمنان، خدا و رسولش اطاعت کنید، و از او به نوبه خود دور زمانی که شما از شنیدن. آیا می شود مانند کسانی که می گویند، نمی شود" ما را بشنود، اما آنهاآیا به منظور گوش نکرده است "(08:20) و به" بگو، "اطاعت خدا و اطاعت پیامبر ... .. اگر شما از او اطاعت کنید، شما باید هدایت شود" (24:54). "اطاعت از خدا و رسول به به رحمت قرار شود "(3: 132)." ". (4:80) و« هر کس اطاعت از رسول، در واقع او اطاعت کرده است خدا هر چه رسول به شما می دهد،شرایط را میپذیرم. و هر کاری که شما ممنوع می کند، بپرهیزید. »(59: 7)." هر کس اطاعت خدا و رسول، آنها با کسانی که خدا علاقه کرده است "(4:69)." ما به جز رسول که او باید ارسال کنید اطاعت، به اذن خدا "(4:64).

 در این آیات خداوند به وضوح بیان می کند که زمانی که به کسی اطاعت رسول او او در واقع اطاعت خدا نیز است. اطاعت از حضرت محمد هر فرمان و پرهیز از آنچه او منع مترادف مطیع خدا بودن است. خدا نیز صحبت می کند از پاداش برای چنین اطاعت و هشداراز مجازات است که بر اطاعت هر کس می گیرند.

 علما و ائمه بر این عقیده هستند که اطاعت از رسول خدا به معنی چسبیدن به راه پیامبر او و تسلیم او به ارمغان آورد. آنها گفتند که خدا به پیامبر به یک ملت بدون قرار دادن تعهد خود را به اطاعت رسول او و نه با ارسال رسول فرد استاطاعت خدا.

 ابو Hurayrah شنیده رسول خدا گفت، "هر کس اطاعت من اطاعت خدا است. هر کس از من اطاعت کرده است خدا. هر کس اطاعت نماینده من به من اطاعت و هر کس فرستاده من از من اطاعت."

 اطاعت از رسول به منزله بخشی از اطاعت خدا، چون خدا فرمان داده است که او یکی از به اطاعت است.

 همانطور که برای کافران که مقاومت در برابر پیامبر خدا ما را آگاه، "در آن روز که چهره هایشان را در مورد در آتش تبدیل شده، آنها باید گفت،" آیا خدا که ما اطاعت کرده و اطاعت از رسول! "(33:66)، اما دیگر خیلی دیر شد و افکار واهی و پوچ خود را از هیچ به نفع آنها باشد، آن ثابت خواهد بودمنبع برای پشیمانی.

 پیامبر (ص) نیز گفت: "وقتی که من منع شما را به انجام کاری، پرهیز. وقتی که من دستور شما را به انجام کاری، انجام به همان اندازه که شما می توانید."

 ابو Hurayrah به یاد می آورد زمانی که پیامبر (ص) از بهشت ​​صحبت می کرد، و گفت: "همه ملت من به جز کسانی که حاضر وارد بهشت ​​خواهند شد." صحابه پرسید: "ای رسول خدا، که حاضر خواهد شد؟" او جواب داد: "هر کس اطاعت من وارد بهشت ​​خواهد شد در حالی که هر کس به من خودداری کرده است."

 یکی دیگر از زمان پیامبر (ص) گفت اصحاب خود. "مثل من و مثل آنچه خدا به من فرستاده است مثل یک مرد که به قوم خود گفت: می آید" ای مردم، من به ارتش با چشم خود دیده اند، و من حامل هشدار هستم - صرفه جویی در خود را " یک گروه از مردم خود را از او اطاعت و سفر در شب هنگام،آنها در اوقات فراغت خود بروند، و ذخیره. گروه دیگر را رد کردند و باقی می ماند. ارتش می رسد در صبح و نابود می شوند. چنین شباهت از کسانی که از من اطاعت و پیروی از آنچه من را است، و شباهت از کسانی که از من نافرمانی و افترا زدن به آنچه که من را "

 پیامبر (ص) را به خود جلب تشبیه دیگری گفت: "این شبیه به یک کسی که یک خانه می سازد و پس از آن آماده جشن خوب در آن می فرستد و چهارم دعوت است. هر کس در پاسخ به دعوت وارد خانه می خورد و از جشن، در حالی که هر کس جواب نمی دعوت نه وارد خانه نهمی خورد و از جشن. "

 "خانه" با اشاره به در حدیث قبلی به معنی بهشت ​​و "دعوت" حضرت محمد است. هر کس اطاعت از پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او، اطاعت خدا است، در حالی که هر کس رسول خدا در واقع اطاعت خدا.

 تعهد به دنبال هدایت پیامبر

 تعهد به اطاعت، عمل به راه، هدایت پیامبر را دنبال کنید.

 خدا می گوید، "بگو،" اگر شما دوست خدا، به من (حضرت محمد) و خدا به دنبال شما را دوست دارم، و گناهان شما را ببخشد "(3:31). او همچنین می گوید، "به خدا و فرستاده اش، آن پیامبر درس نخوانده، که به خدا و کلمات او معتقد است او به منظور است که شما هدایت را دنبال کنید." (7: 158). و، "اما نه، توسطپروردگار شما، آنها شما را باور نمی کنند تا جایی که شما قاضی در مورد اختلاف نظر بین آنها، پس از آن، آنها را در خود پیدا کند ناراحتی مربوط به حکم خود، و به شما تسلیم تسلیم "(4:65) را.

 خدا می گوید، "در رسول خدا شما یک مثال خوب برای او که امیدوار است برای خدا و روز آخر" (33.21). چند تن از پژوهشگران توضیح داد که "یک مثال خوب 'به معنی یک مدل نقش است و باید او را زیر راه خود را از زندگی تقلید و نه او را در هر دو کلمه یا اقدام مخالفت کردند.

 بنابراین، هر کس به پیروی از فرمان خدا به انجام این کار است که توسط او وعده داده است که آنها را هدایت خواهد کرد، زیرا خدا حضرت محمد با هدایت او و دین حق را به ما پاک، و به ما یاد می دهد که قرآن کریم همراه با عقل فرستاده، همه از آن هدایت به راه راست.

 در آیه که می خواند: "اگر شما دوست خدا، به من (حضرت محمد) دنبال کنید و خدا شما را دوست دارم، و گناهان شما را ببخشد" (3:31) آن قابل درک است که هر کس به پیروی از پیامبر (ص) ترجیح می دهند او را و بالاتر از تمایلات شخصی و تمایلات خواهد شد و خداوند بخشیده خواهد شد و توسط او را دوست داشتم.پایه و اساس قدرت ایمان یکی تسلیم به پیامبر (ص) همراه با رضایت از قضاوت خود و دل کندن مخالفت با او است.

 عشق به عبادت خدا و رسول او نهفته در اطاعت و با دستورات از هر دو خدا و رسول او را خوشحال کرد. عشق به خدا را برای چنین عبادت است که او آنها را بخشودگی و آنها را برکت رحمت او. توجه ما را به این واقعیت است که عشق از خدا خود را آشکار کشیده شدهدر حفاظت و موفقیت، در حالی که عشق به عبادت خود را در اطاعت آشکار.

 شاعر نوشت:

 "آیا شما خدا را هنگامی که شما ادعا می کنند او را دوست نافرمانی؟

 با زندگی من، این منطق عجیب و غریب است!

 اگر عشق تو درست شده بود، پس از آن شما می توانید او را اطاعت.

 عاشق اطاعت از او را دوست دارد یکی. "

 این توضیح داده شده است که عشق به عبادت در تجلیل خود را از خدا و در هیبت خود را از او بیان می شود، و عشق به خدا را برای عبادت او رحمت او عطا همراه با نگرانی او برای او است.

 پیامبر (ص) هشدار داد، "شما باید راه پیامبر (ص) من و راه خلفا به درستی هدایت را دنبال کنید. چسبیده به آن voraciously و برحذر بودن از چیزهای جدید. چیزهای جدید و نوآوری و هر نوآوری (که مطابق با اصول اسلام ندارد) گمراهی است. "

 علاوه بر این هشدار جبار گزارش دادند که شنیده می شود، "هر گمراهی در آتش است." (شیخ درویش افزود: پژوهشگران می گویند نوآوری یا منفی یا مثبت هستند که در راستای اصول اسلامی مثبت هستند، در حالی که کسانی که منفی هستند که در برابر اصول اسلامی هستند هر دو.انواع زیر پنج طبقه بندی فقه که طبقه بندی: واجب، حرام، دوست داشتنی، dislikable، اجازه یا به عمل چیزی یا به آن عمل نمی شود)

 ابو رفیع 'روایت است که پیامبر اصحاب خود گفت، "اجازه ندهید که هر یک از شما یافت می شود reclining در تخت خود را پس از خبر منظور من این است که یا دستورات یا منع، به طوری که بعد از آن او می گوید، شنیدن" من نمی دانم، من فقط از آنچه در کتاب خدا در بر داشت. "(شیخ درویش اظهار داشت: متاسفانهدر سوریه و همچنین در چندین کشور غربی یک دکترین نوگرای کاذب بوجود آمده است. طرفداران پوشیدن "T" پیراهن اعلام تونستید جمله هایی مثل "مردم از قرآن". این افراد نمی تواند در نظر گرفته شود به عنوان نماینده از ادعای خود در واقع آنها مخالف هستند. )

 بانوی عایشه، مادر مؤمنان، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، به ما می گوید که رسول خدا چیزی به منظور ساده تر یک موضوع برای پیروان خود را انجام دهد. با این حال، برخی از کسانی که از انجام آن غفلت کردند وجود دارد. وقتی خبر سهل انگاری خود رسید پیامبر (ص) او را ستایش خداو می گویند، "چه چیزی شما را از کسانی که غفلت به انجام کاری من خودم فکر می کنم؟ به خدا سوگند، دانش من از خدا بیشتر از آنها است و ترس من از خدا بیشتر از آنها است!"

 پیامبر گفت: "هر کس رها نبوی راه من است من نیست."

 (شیخ درویش افزود: زمانی که ما یاد بگیرند که پیامبر (ص) عمل چیزی است که ما باید تا آنجا که ما می توانیم به دنبال، اما اگر او به ما دستور داد به انجام کاری نیست که ما باید دست به هر حال، اگر او چیزی نیست، هیچ الزامی برای وجود دارد. از انجام آن، مگر اینکه آن را به منع خودداری کنند.)

 پیامبر بار هشدار داد که آمده و گفت: «از فرزندان اسرائیل به هفتاد و دو فرقه تقسیم شده است. ملت من به هفتاد و سه، همه در آتش به جز یک تقسیم می شود." صحابه پرسید که می تواند به جز در نتیجه ان او جواب داد: "آنها کسانی که خود را در مورد آنچه که ایجاد می Iو صحابه من امروز "(شیخ درویش افزود: بسیاری از این فرقه به وجود آمد و سپس از بین رفت بعضی از این فرقه ها رفتار خوب بودند و نه با توجه به دروغ و نه تقلب با این حال این را نمی توان از خوارج که به عنوان مثال احیا شد گفت. ابن Taymia و سپس با Wahabisشناخته شده برای تحریف، ساختگی و دروغ پردازی ها از ادبیات و اعتقادات اسلامی خود را.

 به عنوان مثال ظالمانه از اعوجاج، ساخت و دروغ های خود را آشکار شد که آن را کشف شد Wahabis جمله بندی را از بسیاری از منابع از دانشمندان و نخبگان مسلمان از نسل های اولیه و بعد از آن که مراجع اسلامی همواره یک منبع تکیه بر است تغییر کرده بود. Wahabisدر زمان این مراجع، تحریف خود قرار داده و آنها را تجدید چاپ، در نتیجه فریب و گمراه خواننده.

 به عنوان مثال، Wahabis ادعا بسیاری از دانشمندان و نخبگان اسلام - بیش از 1232 حافظ حدیث - انحراف از دین اسلام حتی اگر این دانشمندان و نخبگان شناخته شده به راه پیامبر (ص) پیروی کرده اند! با این وجود آن ثابت شده است که Wahabis منتخب برای ترویج و آموزه ناقص از دنبالابن تنهایی Taymia - که گذشت در آغاز قرن 8 اسلام - و آموزه های خود را شرط ضروری برای درک خدا و رسول او. توجه به این هشدار پرداخت، آنها نوآوران گمراه شده اند.

 محققان سنتی امروزه با احتیاط از کتاب تجدید چاپ های سنتی در 70 سال گذشته به دلیل تحریف وهابی ظریف و ساختگی هستند. به دلایل روشن دانشمندان ساخته اند آن را به سیاست های خود را برای استفاده از این کتاب نیست، بلکه آنها در نسخه های چاپ شده و یا سنگ یا دست نوشته دست نوشته ها تکیه می کنند.

 یک مثال از نادرستی وهابی در تجدید چاپ کتاب خود از امام Nawawi از دعا بر داشت. Wahabis حذف یک فصل کامل مربوط به دعا ساخته شود هنگام بازدید از آرامگاه پیامبر، چرا که دکترین بن Taymia را منع از دیدن از آرامگاه پیامبر.

 سه نسل اول مسلمانان متشکل از صحابه از پیامبر (ص) و سپس پیروان خود را Tabien و پس از آن Tabi Tabien که پیروان Tabien بودند.

 تمام Tabien، پیامبر (ص)، ستایش و صلح بر او، گفت: "اویس قرنی بهترین Tabien است". توجه داشته باشید که چگونه پیامبر (ص) کلمه "Tabien" ذکر شده است. او واژه "سلف" در حالی که Wahabis استفاده نمی کند، به این نسل به عنوان "سلف" مراجعه و شامل چند نفر که منحرف شناخته شداز راه نبوت.

 ابن Taymia هیچ یک از صحابه، Tabien بود و نه از Tabi Tabien، او دور در قرن 8 اسلام به تصویب رسید، با این حال، Wahabis او به گونه ای است که حرمت آن است که اگر او رهبر این نسل نخبگان بودند. آنها او را مشروط به درک وحی قرآن و حدیثو استفاده به عنوان استاندارد خود، تفاسیر غلط خود از الوهیت است.)

 نبوی راه و ارشاد به عنوان به صحابه رعایت، و پیروان آنها

 (Tabien و Tabi Tabien)

 روایات از صحابه، Tabien و Tabi Tabien (سه نسل اول مسلمانان) و افراد آموخته محترم در رابطه با موارد زیر از راه نبوت و پذیرش هدایت پیامبر است.

 پسر عبدالله عمر، خواسته شده بود "در قرآن پیدا کنیم و نماز وقتی که یکی از ترس است، و نماز در خانه، اما ما می توانیم نماز مسافر را پیدا کند." پسر عمر "جواب داد:" O برادر یا خواهر من، خداوند حضرت محمد را به ما فرستاده زمانی که ما چیزی نمی دانیم، ما آنچه که ما دیدم او را انجام می دهند. "

 پسر عمر عبدالعزیز گفت: «رسول خدا راه خود نبوی و چهار خلیفه که پس از او نیز راه به حال به حال برای آنها اتخاذ شده است که منطبق با کتاب خدا و بر آنها عمل اطاعت خدا و است تقویت دین خدا. هیچ کس نباید تغییر و یا تغییر دهید.راه نبوی و یا در نظر گرفتن نظر از کسانی که در اپوزیسیون هستند. هر کس زیر آن هدایت، و هر کس به دنبال کمک های آن را در میان کسانی که برنده می شود. هر کس با آن مخالف و به دنبال یک راه دیگر از مؤمنان خدا به او در جهنم اختصاص که به او می زنند و او کباب،و از رسیدن شر است. "

 در زمان خلافت عمر، پسر آل خطاب به عمر با ارسال نامه ای به فرمانداران خود دستور آنها را به یاد سخنان نبوی مربوط به سهام ارث و گویش. او نوشت: "مردم سعی خواهد کرد به استدلال می کنند با شما (با استفاده از قرآن)، در زمانی که این اتفاق می افتد غلبه بر آنها را با راه نبوت.افرادی که راه پیامبر را دنبال بیشترین آگاهی از کتاب خدا. "

 امام علی حج اکبر و حج کمتر با هم بر روی ان عثمان، که غافل از مجاز به پیوستن به آنها را خواسته بود، پیوست: "چه کسی به شما گفته است برای انجام این کار، زمانی که من ممنوع کرده اند مردم را به انجام این کار؟" علی با احترام جواب داد: "من راه رسول خدا را رها نمیدر اولویت را به بیانیه ای از دیگری است. "

 اظهار نظر در کلمات خدا، "اگر شما در مورد هر چیزی اختلاف آن را به خدا و رسول مراجعه کنید" (04:59)، عطا توضیح داد که به این معنی که در صورت عدم توافق باید کتاب خدا مشورت، و همچنین راه نبوی.

 خاکستر شفیعی گفت: "پیامبر در راه رسول خدا است فقط در زیر آن است."

 یک روز عمر گفت: او به عنوان قبل از سنگ سیاه در کعبه ایستاده بود شنیده شد. "شما فقط یک سنگ و نه می تواند کمک کند و نه آسیب برساند. اگر من تا به حال دیده نشده است که رسول خدا به شما بوسه، من به شما بوسه نه" و او آن را بوسید.

 عبدالله، پسر عمر ساخت خود شتر ماده به نوبه خود در مورد در یک محل خاص مشاهده شد و از او خواسته شد که چرا او را به انجام این کار ساخته شده بود. او جواب داد: "من نمی دانم. هنگامی که من دیدم رسول خدا آن را انجام، بنابراین من آن را انجام دهد."

 پدر عثمان الهیری گفت: "هر کس را قدرت راه نبوی در بالا خود را یا با حرف یا عمل با عقل صحبت می کند. اما هر کس اقتدار اشتیاق می دهد بیش از خود را با نوآوری بد صحبت می کند."

 سهل در Tustari توصیف مدرسه خود را از فقه و گفت، "پایه های مدرسه ما سه: پس از پیامبر (ص) در شخصیت و اقدامات، خوردن که است که حلال، و قصد ما صادقانه در همه اقدامات."

 حقوقدان احمد پسر حنبل، گفت: "یک روز من با یک حزب از افرادی که محروم کردن تمام لباس های خود را، و به آب رفت. من اعمال گفت: از پیامبر (ص) که می گوید،" هر کس به خدا و روز آخر معتقد است ، باید حمام در یک پارچه کمر "را وارد کنید، تا من نوار نیست. آن شبمن یک چشم انداز، که در آن صدای به من گفت، حال 'O احمد، خداوند به شما بخشیده، چرا که شما اجرا از راه نبوت، و او شما را ساخته شده است که امام به دنبال خواهد داشت.' پرسیدم: "شما کی هستید؟" او پاسخ داد: "گابریل"

 خطر سرپیچی از پیامبر (ص)

 (شیخ درویش افزود: "قبل از خواندن این بخش باید درک کنند که هر نوآوری خوب ترویج فعالیت در نگهداری با اصول اسلامی تشویق و هرگز محکوم کسانی که فعالیت های منعکس کننده اصول اسلامی اسلام را محکوم می به شدت در دانش اسلامی کمبود.و در نتیجه عقل خود آنها را نتواند. این امر منجر به نظرات ناقص و آنها یافت می شود متعصب، فاقد شفقت.

 چنین افرادی ثابت قدم به این نظر است که اگر پیامبر (ص)، آیا چیزی را انجام دهد، ما باید آن را انجام دهد، و در این صورت پس از آن مردم از دور کشور نخواهد بود قادر به رفتن با قایق یا هواپیما در سفر حج - که یکی از ارکان اسلام - به این دلیل که پیامبر (ص)، ستایش و درود بر شوداو، تنها با پای پیاده و یا با شتر رفت!

 یک نوآوری که محکوم است که جایگزین راه نبوی و در تضاد با اصول اسلام است. اگر کسی باید به شما که هر چیزی که پیامبر (ص) انجام نداده است بگویم که به عنوان یک نوآوری بد گرفته شود، زمانی که آن را شناخته شده است که منطبق با اصول اسلام، آن را از طریق جهل محض.)

 اگر کسی به تغییر در راه حضرت محمد پس از آن یکی می شود گمراه کننده و در میان نوآوران و در نتیجه در معرض تهدید و قطع خدا باشد. خدا هشدار می دهد، "بنابراین اجازه دهید کسانی که فرمان او سرپیچی مراقب باشید، مبادا آنها هستند فتنه زده، یا، آنها را با عذاب دردناک زده"(24:63). او همچنین هشدار می دهد: "اما هر کس مخالف رسول پس از هدایت به او روشن ساخته شده است و به دنبال یک راه دیگر از مؤمنان، ما باید به او اجازه دهید به دنبال آنچه او برای تبدیل و ما باید او را در جهنم کباب - و از رسیدن شر "(4: 115).

 ابو Hurayrah به ما می گوید از زمان پیامبر (ص) یک گورستان سفر کرده بود. در طول سفر او توصیف برخی از کشور خود گفت، "برخی (در روز قیامت) خواهد شد به دور از استخر هدایت می شود من فقط به عنوان یک شتر ولگرد رانده شده است دور. من به آنها زنگ بزنید و گفت" بیا این جا، به اینجا می آیند! ' اما این گفته خواهد شد،'پس از آنها تغییرات ساخته شده است. " در نتیجه ان من خواهد گفت، "برو گم شو، برو گم شو!"

 پیامبر (ص) اصحاب خود گفت: "هر کسی که چیزی برای از دستورات من است، که بخشی از آنها را نمی افزاید، منحرف است."

 انس گزارش می دهد که پیامبر (ص) گفت: "هر کس اجتناب نبوی راه من است من نیست."

 ابو رفیع 'روایت است که پیامبر اصحاب خود گفت، "اجازه ندهید که هر یک از شما یافت می شود reclining در تخت خود را پس از خبر منظور من این است که یا دستورات یا منع، به طوری که بعد از آن او می گوید، شنیدن" من نمی دانم، من فقط از آنچه در کتاب خدا در بر داشت. "

 آل Miqdam گفت، "چه رسول خدا غیر قانونی می سازد مانند که خدا غیر قانونی می سازد."

 حضرت محمد اصحاب خود گفت: "کسانی که در سخنرانی به خودمون نابود خواهد شد."

 خلیفه اول، ابوبکر صدیق به عنوان گفت: "از چیزهایی که رسول خدا انجام هیچ، من حذف شده است. می ترسیدم که به حال من سمت چپ از هر یک از دستورات و فرامین من منحرف شده اند."

 ضرورت عشق حضرت محمد

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 ضرورت محبت پیامبر (ص)

 پذیرش مشاوره و توصیه به وی در زمان مناسب

 خدا می گوید: "اگر پدران، فرزندان شما، برادران خود، همسران خود، قبایل خود، ملک شما را به دست آورد، کالا شما از ترس فروخته نمی شود، و در خانه به شما عشق می نزد شما از خدا و رسول و تلاش برای راه او، و سپس تا خداوند صبر باید فرمان او "را(09:24).

 این آیه نشان می دهد تشویق، مشاوره، اثبات و نشانه ای از ضرورت به عشق حضرت محمد. این نیز کافی برای نشان دادن که این وظیفه از نسبت فوق العاده ای. این یک تعهد و حق پیامبر (ص) است.

 شما مشاهده کرده اند که چگونه خدا کسانی که عشق از بستگان و اموال نزد آنها از خدا و رسول او کمیته انضباطی به تذکر. خدا هشدار او با کلمات تهدید نتیجه گیری "و سپس صبر کنید تا خداوند فرمان او به ارمغان بیاورد." و از این آن است که درک کسانی که عشق دیگر استاز برای خدا و رسول او هستند و گمراه توسط خدا هدایت نمی کند.

 انس به ما می گوید که یک روز پیامبر (ص) اصحاب خود گفت: "هیچ کدام از شما را باور خواهد کرد تا زمانی که من محبوب تر از فرزندان او، پدر او و همه مردم به او هستم."

 . انس نیز گزارش، "سه چیز است که اگر کسی به آنها پناه آنها شیرینی را تجربه باور وجود دارد آنها که خدا و رسول او محبوب تر از هر چیز دیگری به او هستند؛ که او را دوست دارد یک فرد تنها برای به خاطر خدا، و او بیزار مفهوم بازگشتبه کفر به اندازه او را بیزار به آتش می افکند. "

 یک روز عمر، پسر آل خطاب به پیامبر (ص) رفت و به او گفت، "من شما را دوست دارم بیش از هر چیز به جز روح من است که بین دو طرف من." پیامبر پاسخ داد: "هیچ کدام از شما را باور خواهد کرد تا زمانی که من نزد او از روح خود هستم." عمر بلافاصله جواب داد: "با کسی که پایین این کتاب به شما فرستاده می شود،من شما را دوست دارم بیشتر از روح من است که بین دو طرف من. "پیامبر پاسخ داد:« عمر، شما آن را رسیده است. "

 سهل هشدار داد، "اگر کسی فکر نمی کند که رسول خدا از استاد خود در همه امور است و یا باید فکر می کنم که او تحت اختیار خود نمی افتد او از شیرینی از راه نبوت او طعم نیست، چرا که او گفت،" هیچ کدام از شما باور تا زمانی که من نزد او از خودش هستم. "

 پاداش محبت پیامبر (ص)

 انس به ما می گوید به مناسبت هنگامی که یک مرد به پیامبر آمد و پرسید: "هنگامی که یک ساعت گذشته خواهد آمد، ای رسول خدا؟" پس از آن، پیامبر (ص) پرسید، "چه شما برای آن آماده؟" مرد پاسخ داد: "من نه فراوانی از نماز، روزه و یا خیریه برای آن آماده است، اما من دوست دارم خداو رسول او. "پیامبر به او گفت،" شما با کسی که دوست داری شود. "

 صفوان، پسر Qudama را می گوید از مهاجرت خود را به پیامبر (ص) او گفت: "زمانی که من به پیامبر (ص) من به او رفت و گفت: ای رسول خدا مهاجرت، من دست خود را به من بدهید، و او به من دست او، و سپس به من گفت، ای رسول خدا، من شما را دوست دارم. او پاسخ داد: "یک مرد با او را دوست دارد یکی است." ابو Dharr گفتچیزی مشابه آن.

 پیامبر (ص) نگه دارید از دست نوه اش الحسن و آل حسین گرفت و گفت، "هر کس من را دوست دارد و دوست دارد این دو، پدر و مادر خود را، خواهد شد به همان میزان که خودم را در روز قیامت دریافت می کنند."

 ما داده می شود خبر خوب منتقل شده توسط انس که پیامبر گفت، "هر کس را دوست دارد به من با من در بهشت ​​خواهد بود."

 صحابه و پیروان خود را عشق به پیامبر (ص)

 روایات از صحابه و پیروان آنها (Tabien و Tabi Tabien) و افراد آموخته محترم در رابطه با عشق خود را برای پیامبر (ص) و اشتیاق خود را برای او

 ابو Hurayrah ما می گوید که رسول خدا اصحاب خود گفت: "کسانی که در کشور من که عشق خواهد بود که قوی ترین کسانی که بعد از من آمده است. در میان آنها وجود دارد که خانواده و ثروت خود را به تجارت من دیده می شود."

 عمر به پیامبر گفت: "من شما را دوست دارم بیشتر از خودم."

 عمرو، پسر آل به عنوان گفت: "هیچ کس محبوب تر از رسول خدا به من است."

 عبده، دختر خالد، پسر معدن از پدرش صحبت کرد و گفت: "خالد هرگز بدون آرزوی رسول خدا و مهاجر خود (مهاجرین) و یاور (انصار) صحابه به رختخواب رفت، و او را به هر یک از نام آنها را. او می گفت، "آنها ریشه و شاخه من، قلب من در حسرت و آرزو برایآنها، من برای آنها را برای مدت زمان طولانی آرزو داشت، O پروردگار من، تسریع بازگشت من به شما! "

 پسر اسحاق به ما می گوید که در طول برخورد احد پدر، برادر و شوهر یکی از زنان انصاری به عنوان آنها در کنار رسول خدا جنگیدند، کشته شدند. با این حال، با وجود از دست دادن او، تنها نگرانی خود را برای ایمنی از پیامبر (ص) بود. بانوی نگرانی برای اخبار از حضرت پرسید:، که بر روی ان وی گفته شد، ستایش از آن خداست، او است و همچنین شما می خواهید، "او پرسید:" او را به من نشان بده تا من ممکن است او را ببیند. "وقتی که او گرفتار دید از او، او بانگ زد:" در حال حاضر که من می دانم که شما امن هستند، هر رنج است به عنوان چیزی تبدیل شده است. "

 خلیفه عمر به بیرون رفت یک شب به دید که همه به خوبی در جامعه اتفاق افتاده بود و برای دیدن یک چراغ روشن در خانه یک خانم مسن بود که در برخی از کاردینگ پشم. همانطور که او کار می کرد دور او گفت، "ستایش از خوب بر محمد باشد، ممکن است پر برکت او را برکت دهد! من در اشک قبل از طلوع آفتاب ایستاده است. اگرفقط من می دانستم که مرگ به اشکال مختلف به ما می دهد که آیا سرزمین به من به محبوب من بعد از شنیدن این کلمات، قلب احساس عمر نشست و اشک از چشمان او افتاد بپیوندید. ".

 مرگ نزدیک بلال، همسر او به نام "O غم و اندوه." بلال پاسخ داد: "O چه شادی، من آن را دوست دارم، محمد و حزب او را ملاقات خواهد کرد!"

 وقتی Meccans زید در زمان، پسر آگهی Dathina را از حوزه مقدس به شهید او، ابوسفیان، پسر حرب، به او گفت: "من از شما می خواهم به خدا، آرزو نمی کنی که محمد با ما بود به طوری که او در محل شما و این امر می تواند سر خود را که قطع خواهد شد، و شما را با خود بودندخانواده؟ "زید جواب داد:" به خدا سوگند، من نمی آرزو می کنم که محمد (ص) را در یک محل که در آن حتی یک خار او را خراش در صورتی که وضعیت من به خانواده ام بازگشته بود! "ابوسفیان گفت:" من هرگز نمی هر کسی دیده می شود که دیگر در راه از صحابه محمد را دوست دارم محمد دوست داشتم! "

 پسر عباس ما از زمان یک زن از مکه به پیامبر (ص) در مدینه آمد می گوید. به محض ورود او پیامبر (ص) او را در ادای سوگند خواست تا قسم می خورم که او خانه اش در حساب از خشم شوهرش را ترک کند، و یا به خاطر او تغییر در محیط اطراف خود را می خواستم، و تنها دلیل برای ترک کردن او بودبه خاطر عشق خود را از خدا و رسول او.

 به عنوان پسر AZ-زبیر به شهادت غیر روحانی، پسر عمر بر او "، به خدا با توجه به آنچه که من از شما می دانید، شما یک فرد که روزه بودند، دعا و دوست خدا و رسول او" ایستاده بود و دعا برای آمرزش او و گفت: .

 نشانه های محبت پیامبر (ص)

 کسی که ادعا می کند که او / او را دوست دارد یکی دیگر از آن شخص به دیگران ترجیح می دهند، او نیز ترجیح می دهند به آنچه که او را دوست دارد، اگر آن را در غیر این صورت پس از آن او خواهد بود اقدام و عشق خود را نمی خواهد بود صادقانه بود. علائم زیر در کسانی که به واقع عاشق پیامبر آشکار خواهد شد.

 نشانه ای از عشق به پیامبر (ص) است که او / او به عنوان مثال خود را به دنبال خواهد داشت، درخواست راه نبوی خود را در کلمات، اعمال، اطاعت از دستورات او، اجتناب از هر کاری که ممنوع است، و اتخاذ شیوه ای خود را در زمان سهولت، مشکلات، زمانی که فعال و یا محروم. خدا می گوید، "بگو (حضرت محمد)،" اگر شمادوست دارم خدا، دنبال من و خدا شما را دوست دارم "(3:31).

 نشانه این است که او / او را در اولویت را به قانون تاسیس و تشویق های پیامبر (ص) را کنار بگذارند خواسته ها و اشتهای خود را. خدا می گوید: "کسانی که قبل از آنها را که خانه های خود را در مکان (شهر مدینه) به علت اعتقاد خود ساخته شده بود، و کسانی که به آنها مهاجرت کرده اند دوست دارم؛ آنهاهر (حسادت) در سینه خود را برای آنچه آنها داده شده است را پیدا کند و آنها را ترجیح می دهند خود را بالا، حتی اگر آنها خود را یک نیاز "(59: 9).

 اگر یک فرد دارای این کیفیت خوب، پس، او / او عشق کامل برای خدا و رسول او. اگر او یافت می شود کمی در مورد کیفیت این فاقد سپس عشق خود را ناقص، اما خالی از آن نمی باشد. اثبات این است در سخن پیامبر (ص) در بر داشت هنگامی که یک شخص مجازات جذب مواجه شده است.به عنوان شخص در مورد مجازات او یک مرد مجرم نفرین بود، که بر روی ان پیامبر گفت، "آیا او را لعنت نمی کند. او دوست دارد خدا و رسول او."

 نشانه این است که یک اشاره پیامبر به وفور - هر کس چیزی را دوست دارد، آن است که به طور مداوم بر زبان او.

 حسرت به دیدار پیامبر (ص) نشانه دیگری است. هر عاشق در حسرت و آرزو است که با معشوق خود باشد. هنگامی که قبیله اشاعره با نزدیک شدن به مدینه، آنها شعار شنیده می شد، گفت: "فردا، ما با کسانی که دوستشان داریم، محمد و اصحاب او خواهد بود!"

 علامت دیگر این است که به عنوان به یاد کسی که دوست دارد او را پیامبر (ص) ستایش و احترام به او را هر زمان که او ذکر شده است و نمایش فروتنی خواهد یافت، و خود را پایین تر وقتی که او نام خود را می شنود. ما از اسحاق در Tujibi که پس از عبور از پیامبر هر زمان صحابه گفت، پوست خود را شنیده نام خود آنها فروتن شد لرزید و آنها گریستم. همانطور که برای پیروان دیگر از پیامبر (ص) برخی از همان عشق و حسرت تجربه برای او، در حالی که دیگران تا از احترام و عزت نفس بود.

 در میان نشانه عشق برای بیان پیامبر (ص) و اهل خانه اش، و اصحاب او - مهاجران (مهاجرین) و یاران (انصار) به طور یکسان به خاطر او. فردی با این علامت خواهد خصمانه نسبت به کسانی که آنها را نفرت در بر داشت.

 از آل حسن و آل حسین، ممکن است خدا از آنها خشنود است، پیامبر (ص) گفت: "ای خدا، من آنها را دوست دارم، پس لطفا آنها را دوست دارم."

 از آل حسن پیامبر گفت، "ای خدا، من او را دوست دارم، به طوری که هر کس او را دوست دارد، او را دوست دارم." و او نیز گفت: "هر کس آنها متنفر است، از من متنفر است."

 حضرت علی گفت، "فقط مؤمن را به شما دوست دارم، و تنها منافق به شما متنفرم." (شیخ درویش افزود: حافظ ابن حجر گزارش حدیث قبلی و گفت که بن Taymia خود را با ریاکاری مهر زیرا او می دانست که این حدیث، آن نقل، اما در برابر آن رفت در نتیجه آن مشخص می شودکه ابن Taymia امام علی متنفر بودم. همچنین در کتاب معروف حافظ حبیب احمد Ghumari که ابن Taymia امام علی در شانزده موارد آزار) ثبت شده است.

 از خانواده اش، پیامبر (ص) گفت: با اشاره به حضرت فاطمه، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، "او بخشی از من است، هر کس او را متنفر از من متنفر است."

 حضرت عایشه بانوی گفت در مورد اسامه پسر زید، "عشق او را چون من او را دوست دارم".

 پیامبر (ص) از یاران (انصار) گفت، سخن گفت "نشانه ای از ایمان و عشق به برخی از انصار است، در حالی که نشانه ای از نفاق نفرت از آنها است."

 پیامبر گفت، "از ترس خدا، از ترس خدا. صحابه من آنها را به اهداف بعد از من را ندارد! هر کس دوست دارد آنها را آنها را دوست دارد، زیرا آنها به من عشق، و هر کس آنها متنفر است آن را از طریق نفرت خود را از من. هر کس آنها را آسیب می رساند، به من صدمه بزند. هر کس کاری را برای صدمه زدن به من انجام می دهد آن است که اگر آن را مضر استبه خدا. هر کس کاری را که به نظر می رسد مضر به خدا در مورد به کشف و ضبط شده است. "

 واقعیت این است زمانی که به کسی دیگری را دوست دارد، او را دوست دارد همه چیز را به آن شخص را دوست دارد، و این در واقع در مورد صحابه و Tabien و Tabi Tabien (دو نسل که صحابه به دنبال) که عشق خود را به چیزهایی شود که اجازه داده شد و رد اشتهای خود را ازخود.

 انس دیدم پیامبر انتخاب قطعه ای از کدو تنبل، و گفت: "از آن روز من عاشق کدو تنبل."

 حسن، نوه پیامبر (ص)، ممکن است صلح خدا بر آنها باشد، با جعفر به سلما رفت و از او خواست برای آماده سازی برخی از مواد غذایی استفاده می شود که پیامبر به خوردن.

 عمر مشاهده پیامبر با پوشیدن یک جفت کفش زرد رنگ، تا او هم عینک یک جفت از همان رنگ.

 یکی دیگر از نشانه نفرت از هر کسی که متنفر خدا و رسول او است. چنین افرادی را نشان می دهد کسانی که خصومت نسبت به خدا و رسول او است. مؤمنان داشتن این علامت اجتناب از همه کسانی که در مخالفت با راه نبوت، و در مخالفت با کسانی که نوآوری را به راه پیامبر معرفی (کهدر مطابق با اصول اسلام نیست) و قانون او تاسیس سنگین. خدا می گوید، "شما باید هیچ ملت اعتقاد به خدا و روز آخر دوست داشتن هر کسی که مخالف خدا و رسول او" (58:22). (شیخ درویش افزود: هنگامی که ما یاد بگیرند که پیامبر (ص) چیزی تمرین،ما باید تا آنجا که ما می توانیم را دنبال کنید. اما، اگر او به ما دستور داد به انجام کاری نیست که ما باید فورا متوقف شود، با این حال، اگر او چیزی است هیچ الزامی برای از انجام آن، مگر اینکه آن را به ممنوعیت وجود دارد خودداری نمی کنند.)

 اصحاب پیامبر (ص) آماده است تا در برابر هر عضو از خانواده خود را که در مخالفت با او بودند ایستاده بودند.

 با این حال، نشانه دیگری است در کسانی که عشق به قرآن آورده شده توسط پیامبر (ص) که توسط او و آنها هدایت می شدند در بر داشت. هنگامی که در مورد پیامبر (ص) بانوی عایشه پرسید، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، گفت: "شخصیت او این بود که از قرآن." بخشی از عشق به قرآن است، گوش دادن به تلاوت آن، اقدام بر اساسبه آن، درک آن، نگه داشتن در محدوده آن، و عشق به راه حضرت محمد است.

 سهل پسر عبدالله از این علامت گفت: "نشانه ای از عشق به خدا، عشق به قرآن نشانه ای از عشق به قرآن است. عشق به پیامبر (ص) است، سخن گفت. نشانه ای از عشق به پیامبر (ص) عشق از راه پیامبر او است. نشانه عشق راه نبوی عشق به زندگی ابدی نشانه است.عشق به زندگی ابدی نفرت برای این جهان است. نشانه نفرت برای این جهان این است که شما هر یک از آن جز مقررات نگردد و آنچه شما باید وارد با خیال راحت با در آخرت. "

 یکی دیگر از نشانه ای از عشق به پیامبر (ص) است که به رحمت بر ملت خود را با مشاوره آنها را به خوبی، تلاش برای بهبود علاقه خود را و از بین بردن هر چیزی که مضر از آنها را در راه همان است که پیامبر (ص) "آرام و مهربان به مؤمنان" بود (9: 128).

 نشانه ای از عشق کامل شده است در هر کس خود را از طریق انکار نفس محدود، ترجیح می دهند فقر به جاذبه های جهان یافت می شود.

 یک مرد به پیامبر (ص) آمد و گفت، "ای رسول خدا، به خدا من شما را دوست دارم." پیامبر (ص) پاسخ داد، "اگر مرا دوست داری خود را برای فقر سپر آماده، به دلیل فقر می آید سریع تر به او که مرا از آب چشمه جریان به پایان خود را دوست دارد." گزارش ابو سید آل Khudri گفت مشابه.

 واقعیت و معنای دوست داشتن پیامبر (ص)

 نظرات متفاوت در آنچه به منزله عشق از خدا و پیامبر او و بسیاری از چیزهایی که در مورد آن گفته شده است وجود دارد، با این حال واقعیت این است که هر یک از طرفین مختلف به کشورهای مختلف اشاره دارد.

 سفیان گفت، و شاید او فکر می کرد از کلام خدا که می گویند، "اگر شما دوست خدا، دنبال من" (3:31). "عشق عبارت است از بعد از رسول خدا."

 دانشمندان گفته اند:

 "عشق از رسول در پیروزی خود را باور دارند، برای حفظ و اطاعت از راه نبوت او، و ترس از مخالفت با آن است."

 "عشق یاد ثابت معشوق است."

 "این اشتیاق برای معشوق است."

 "عشق قلب است که به پیروی از خواست و اراده استاد آن است، او را دوست دارد آنچه که او را دوست دارد و متنفر است آنچه که او متنفر است."

 بسیاری از این نظرات نشان می دهد به میوه عشق به جای واقعیت از عشق. واقعیت عشق تمایل به آنچه که مطلوب و هماهنگ می یابد یا با است:

 1. لذت بردن از کمال آن، مانند عشق به ظاهر زیبا، زنگ ملودیک، غذای خوشمزه و نوشیدنی خوشمزه، همه از آن یک سوق به طور طبیعی، چرا که آنها سازگار است.

 2. یافته لذت در کمال کیفیت درونی نجیب است که با عقل و همچنین قلب را تجربه مانند عشق از دانشمندان اسلام، مردم با طبیعت درست است که زندگی و اعمال نمونه هستند. طبیعی است برای یک فرد به متمایل به شکل پرشور و عشق بهچنین چیزهایی تقریبا به افراطی.

 3. یک شخص می تواند چیزی در حساب از پیدا کردن آن را به او حاضر به دلیل دریافت سود و نعمت خود را دوست دارم. این استعداد طبیعی به دوست داشتن آن چیزی پیدا می شود خوب است.

 هنگامی که این سه روش درک شده است، و سپس ارتباط این سه علت به عشق پیامبر و کشف کنند که این سه چیز الهام بخش عشق نیز قابل اعمال به او می باشد.

 زیبایی هیکل او، ظاهر خارجی و شخصیت کامل خود را که در حال حاضر مورد بحث قرار گرفته بنابراین هیچ ضرورت به آنها اشاره دوباره وجود دارد.

 ما در حال حاضر منافع و برکات ملت حضرت محمد دریافت ذکر شده است. و ما نیز ذکر کرده اند صفات خدا است که با او از طریق آن خجسته بود و منافع انسان مانند شفقت او برای ملت خود، رحمت خود را به سوی ما، هدایت او، حساسیت نسبت بهما و مبارزه خود را برای ما از آتش نجات دهد. خدا پیامبر خود گفت، (24: 107) «ما تو را (حضرت محمد) جز به عنوان رحمت به تمام جهان فرستاده" توضیح داده شده، و "O پیامبر، ما تو را به عنوان شاهد، مژده رسان فرستاده، و به تحمل هشدار، تماس گیرنده را به خدا به فرمان اوو به عنوان یک لامپ نور ریختن ". (33: 45-46) و" این است که او در میان بی سواد (اعراب) مطرح شده، مسنجر از خود، به تلاوت آیات او به آنها، آنها را پاک و به آنها آموزش کتاب و حکمت "(62: 2). همچنین، "و آنها را هدایت به راه راست" (5:16).

 نمی تواند وجود داشته باشد هیچ خوبی شایسته و یا از اهمیت بیشتری نسبت به خوبی در پیامبر (ص) برای مؤمنان یافت. هیچ به نفع دیگر است که می تواند جهان سودمندتر و استفاده بیشتر از برکت و رحمت خود را به همه مسلمانان به خاطر حضرت محمد راه ما را به هدایت است وجود دارد. او استکسی است که ما را از خطا کوری نجات ما. او کسی بود که ما را به موفقیت و افتخار را خواستار است! او راه ما را به پروردگار ما و شفاعت ما است. او کسی بود که از طرف و شهادت ما را با شادی آن صحبت می کنند و آن را به ما، به خواست خدا، به زندگی ابدی است!

 در حال حاضر باید روشن شود به شما خواننده عزیز است که، عشق به پیامبر (ص) واجب در حساب از نقل قولها معتبر ما به شما به ارمغان آورد که در آن ما به ماهیت خوبی سرشار خود و زیبایی جهانی مرتبط است.

 اگر یک فرد می تواند یک فرد در حساب از سخاوت خود را نسبت به او یک یا دو بار در طول زندگی خود را دوست دارم، که او و یا او را از خطر و یا آسیب موجب صرفه جویی حتی یک بار - و در نظر داشت که چنین تنها از طبیعت زمانی است - پس از آن چه از کسی که او را می دهد شادی بی پایان و ابدی او را برای محافظتمجازات جهنم؟ آن شخص سزاوار عشق بیشتر!

 شاه را دوست داشت زمانی که رفتار خود خوب است و یک خط کش است دوست وقتی رفتار خود است راست قامت. حتی اگر یک فرد آگاه یا یک شخص از شخصیت نجیب دور زندگی می کند او را در این حساب را دوست داشت. اما زمانی که به کسی دارای تمام کمال از این ویژگی ها که تحت عنوان شخص تر می شوددوست داشت و شایسته تر از دلبستگی!

 امام علی، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، توصیف پیامبر (ص) گفت: "هر کس در سراسر او آمد به طور ناگهانی ترسو از او شد. هر کس شرکت با او را نگه داشته او را دوست داشتم."

 تعهد به توصیه پیامبر (ص) هنگامی که درخواست شده

 خدا می گوید، "هیچ تقصیر برای ضعیف، بیمار، و کسانی که فاقد وسیله ای برای صرف (به ماندن در پشت)، اگر آنها به خدا و رسول او درست وجود دارد" (9:91). مفسران می گویند که اگر مردم به خدا و رسول او صادقانه درست پس از آن مسلمانان صادقانه پنهان و آشکار هستند.

 تمیم آگهی دری گزارش داد که رسول خدا تاکید سه بار، "دین مشاوره فعال است." اصحاب خود پرسید: «به چه کسی، ای رسول خدا؟" او جواب داد: "به خدا و کتاب خود، رسول او و رهبران مسلمان و مرد عادی است." امام اظهار نظر که این یک تعهد است.

 امام Khattabi گفت، "مشاوره یک کلمه استفاده می شود برای تعیین میل به هدف چه خوب است. نمی توان به توضیح آن تنها با یک کلمه به تنهایی قادر حاوی تمام معانی آن است." زبانی، مشاوره در مراقبت صادقانه است.

 مشاوره مراقبت صادقانه است، به نفع خود است و انتقال از یکی به دیگری انجام به شرح زیر است:

 مشاوره در اشاره به خدا و به خاطر او است که برای ارائه اعتقاد راسخ در یگانگی او، توصیف خدا در راه است که در آن خدا خودش، و به توصیف نیست خدا با صفات او که در فرهنگ لغت رفتار انسان شرح داده شده است. این میل به آنچه خدا دوست دارد اجتناب از است، چهخدا متنفر است و صداقت در پرستش خدا.

 مشاوره در اشاره به کتاب خدا است برای ارائه اعتقاد به آن، عمل مطابق به آن، قرائت خوب آن، فروتنی در حساب از آن، و اعتماد به نفس برای آن است. آن را نیز درک و به دنبال آن در فقه و همچنین محافظت از آن را از سوء تعبیر از افراط گرایان و حمله آناز بدعت گذاران.

 مشاوره در اشاره به رسول خدا است برای ارائه به مردم اثبات نبوت خود را همراه با تمام او به ارمغان آورد و اطاعت از او را در هر چه او فرمان یا منع می کند.

 ابو اسحاق ابراهیم در Tujibi گفت: "مشاوره به رسول خدا است به مطابقت با آنچه که او به ارمغان آورد و به دقت رعایت راه نبوی خود را از طریق عمل است."

 در زمان زندگی پیامبر (ص) ارائه مشاوره از همراهان او بود به او کمک کند، محافظت از او، مخالفت دشمنان خود را، از او اطاعت و صرف جان و مال خود را در تلاش به او خدمت، و این است که در کلام خدا یافت، "در میان مؤمنان مردانی هستند که به درست شده اند وجود دارد خودبا خدا عهد "(33:23)." به خدا و رسول او ایمان آورده و تلاش برای راه خود را با اموال و خود شما "(61:11).

 تحویل مشاوره مسلمانان به خاطر پیامبر (ص) پس از مرگ او است به اطمینان حاصل شود که اعتماد به نفس خود را حفظ و برای نشان دادن احترام و عشق بزرگ برای او. در تلاش برای از راه نبوت خود را یاد بگیرند، درک فقه خود، عاشق خانواده و اصحاب او. اجتناب از آنچه او را دوست نداشتند ونفرت هر چه انحراف از راه نبوت خود و مراقب برای وقوع آن است. این است که رحمت برای ملت خود، به دنبال آگاهی از شخصیت او، زندگی و اخلاق خود، و ثابت قدم در کاربرد آن است.

 از این متوجه می شود که تحویل مشاوره یکی از میوه ها از عشق به پیامبر (ص) است و همچنین به عنوان در میان نشانه های آن است.

 امام ابوالقاسم قاسم آل Qushayri گفت که عمرو، پسر آل Layth، که یکی از پادشاهان خراسان، معروف برای قهرمانی او بود و شناخته شده به عنوان به عنوان صفار، در یک چشم انداز دیده می شد و از او پرسید، "چه خدا با تو انجام ؟ " او جواب داد: "او به من ببخشند." عمرو پس از آن در مورد آنچه حساب کرده خدا او را ببخشند خواسته شده بودکه او جواب داد: "یک روز من به قله یک کوه بالا رفت و پایین بر ارتش من و تعداد زیادی خود را نگاه من را خوشحال کرد. سپس من آرزو من می توانستم با رسول خدا بوده است به طوری که من ممکن است به کمک او آمده است و او را کمک کرد. این به خاطر این بود که خدا به من بخشید. "

 به مسلمانان تحویل مشاوره است به اطاعت امام خود را زمانی که آنها را به حق سفارش. آن را نیز به آنها کمک کند، یادآوری آنها را از حقیقت به بهترین نحو، جلب توجه خود را به مسائل مربوط به آنها را نادیده می گیرند و همچنین به امور مسلمانان از آن بی اطلاع هستند. یکی باید نه حمله آنها را و نه علتآنها مشکل و یا را در مورد نفاق در میان مردم، و یا از مردم بیگانه آنها را.

 مشاوره به خاطر مسلمان عادی است که آن را ارائه برای نفع خود و راهنمای آنها را به آن. این است که به آنها کمک در مورد دین خود و این جهان نه تنها با گفتار بلکه از طریق عمل است. این است برای هشدار دادن به کسانی که غافل هستند، اطلاع نادان، و هدیه دادن به نیازمندان. این است کهپنهان از گناهان خود، و دفع آنچه به آنها آسیب برساند و آن را به آنها بهره مند شوند.

 ضرورت ستایش احترام و افتخار حضرت محمد

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 قرآن بیان ضرورت ستایش،

 احترام و افتخار پیامبر

 خدا می گوید، "ما تو را (حضرت محمد) به عنوان شاهد و به عنوان مژده رسان و هشداردهنده فرستاده به طوری که شما (مردم) به خدا و رسول او ایمان آورده و که شما از او حمایت و او را ارج نهند." (48: 8 -9).

 خدا همچنین می گوید، "مؤمنان را قبل از خدا و رسول او پیشرفت نیست. از ترس خدا. خدا شنوا و داناست. مؤمنان، آیا صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر (ص) را افزایش نمی دهد، و نه صحبت با صدای بلند به او را به عنوان شما را به یک انجام یکی دیگر از آثار خود را تا مبادا باید بدون دانش خود را لغو. " (49: 1-2)

 همچنین، (24:63) "آیا تماس از پیامبر را در میان خود مانند دعوت به یکدیگر را ندارد."

 در اولین آیه به نقل از، توجه ما خدا را با الزام کشیده شده را به افتخار حضرت محمد، و احترام او را نشان می دهد. دانشمندان مانند آل Akhfash و در طبری بر این عقیده هستند آن را نیز بدان معنی است که او باید کمک کرد و کمک.

 مؤمنان در آیه دوم به نقل از به پیش از او صحبت نمی کنم هشدار داد، در غیر این صورت رفتار بسیار بد محسوب می شود.

 سهل، عبدالله در Tustori پسر گفت که این آیه به معنی، صحبت نمی کنم قبل از او صحبت می کند و هنگامی که او صحبت می کند گوش دادن به او در سکوت. الحسن و چند صحابه گفت که زمانی که آن را به تصمیم گیری شد، صحابه را به انجام هر ماده ممنوع بود قبل از پیامبر (ص) سخن گفته بود و با توجه بهآموزش خود بدون در نظر گرفتن اینکه آیا در آن بود به مبارزه با و یا چیز دیگری در مذهب خود، مگر پیامبر (ص) آن را سفارش داده بود. آنها اجازه نداشتند به او قبل در هر ماده.

 خدا نتیجه گیری این آیه با احتیاط به انجام نمی در غیر این صورت، او می گوید، "از خدا بترسید، خداوند، شنوا و داناست" (49: 1). آل Mawardi توضیح داد که "ترس خدا بدان معنی است باید مقدم بر پیامبر (ص) او را ندارد.

 عنوان Sulami گفت به این معنی باید خدا ترس اگر شما بی اعتنایی، بی توجهی، و یا بی احترامی به آنچه است با توجه به آن حضرت به یاد داشته باشید خدا می شنود و می داند چه کار می کنیم. پس از آن خداوند آنها را منع کردند به بالا بردن صدای خود را بالاتر از پیامبر (ص) و یا به صدای بلند صحبت می کنند.

 ابو محمد مکی آیه به معنای باید قبل از پیامبر (ص) صحبت نمی نه باید یکی او را به نام او به عنوان مرسوم به انجام به دیگران است توضیح داد. این بدان معنی است باید احترام و او را در اعتماد به نفس بالا نگه دارید و او را با اصیل ترین عناوینی همچون، رسول خدا و یا پیامبر (ص) آدرساز خدا. این است که با آیه که می گوید، (24:63) "آیا تماس از پیامبر را در میان خود مانند تلفن خود را به یک دیگر را ندارد" پشتیبانی می کند. یک محقق دیگر بر این عقیده بود که این بدان معنی است که آنها تنها باید به او سوال بپرسید.

 خدا هشدار میدهد: "نه صحبت با صدای بلند به او را به عنوان شما را به یک دیگر تا مبادا آثار خود را انجام دهید باید بدون دانش خود را لغو" (49: 2). گفته شده است که این آیه نازل شد که یک هیئت نمایندگی از قبیله تامین آمد و فریاد زد: "محمد، محمد، از آمدن به ایالات متحده است." و این که خدا به شدت انتقادآنها را برای نادان بودن و گفت: "بسیاری از آنها فاقد درک" (49: 4).

 این نیز گفته شده آیه سابق در اشاره به یک مکالمه بین ابوبکر و عمر که در حضور پیامبر (ص) که به فوران اختلاف که در آن صدای مطرح شد صورت گرفت فرستاده شد. پس از آن هنگامی که عمر به پیامبر سخن گفت که او در زمزمه صحبت می کرد، به عنوان اگر او بود اعتمادیک راز. صدای او تقریبا غیر قابل شنیدن بر روی ان حضرت عمر پرسید: برای بالا بردن صدای او کمی بود.

 از آیه: «مؤمنان، نمی گویم" رعایت ما "(2: 104) مفسر توضیح داد که این عبارت در استفاده مشترک در میان یاران (انصار) بود، و معنای مشروط" مشاهده خرس ما، و ما مشاهده می کنید ". از احترام انصار به استفاده از عبارت ممنوع بود، در هنگام صحبت کردن بهپیامبر (ص).

 همچنین گفته شده است که، یهودیان را از عبارت مشابه در مسخره از پیامبر دلیل استفاده از کلمه "Ra'ina" در زبان عبری به معنای بد.

 همنشین احترام بزرگ

 و تجلیل از آنها از پیامبر (ص)

 عمرو، پسر آل به عنوان است، از عشق بزرگ صحبت می کرد، و احترام او را برای پیامبر (ص) به حال گفت: "هیچ کس محبوب تر به من از رسول خدا نه است هر کسی که من احترام بیشتری نسبت به او وجود دارد وجود دارد. من هرگز می توانید دریافت کنید پر من زل زده بود به او، در حساب از احترام زیادی من برای او داشته باشد. اگر من به بودخواسته می شود که به او، من قادر به انجام این کار، چون من قادر به زل زل نگاه کردن به او به اندازه کافی دارم. "

 انس به ما می گوید، "رسول خدا به بیرون رفت همراه با مهاجران و انصار، همراه با ابوبکر و عمر. هیچ کدام از آنها به جز ابوبکر و عمر، مطرح چشم خود را به او نگاه کنند. آنها در آن حضرت و او نگاه را در آنها نگاه کنید، آنها را به او لبخند بزنم و او را در لبخندآنها را. "

 اسامه، پسر Sharik یک گردهمایی که در آن پیامبر (ص) و برخی از اصحاب خود حضور داشتند توصیف کرد. او گفت: "من به پیامبر (ص) آمد و متوجه شده است که اصحاب خود در اطراف او نشسته هنوز هم به عنوان به عنوان اگر پرندگان نشسته بر سر آنها وجود دارد." هند، دختر ابی هلا گفت چیزی شبیه به "وقتی که اوصحبت کسانی که در اطراف او نشسته که سر خود را به عنوان تعظیم اگر پرندگان نشسته در بالای آنها وجود دارد. "

 هنگامی که Urwa، پسر مسعود، که در عین حال بود که به اسلام گرویده، توسط Koraysh به عنوان نماینده ای برای پیامبر (ص) قبل از امضای پیمان از Hudaybiyah فرستاده شد. او توسط قریب به اتفاق، مقدار بی نظیر از احترام صحابه پیامبر (ص) برای حال شگفت زده شد.

 Urwa اظهار نظر که پیش از این هرگز دیده می شود که او مانند احترام فوق العاده پرداخت می شود به هر کسی. او گفت که هر زمان که پیامبر (ص) ساخته شده وضو او را دیدم اصحاب خود عجله برای دریافت برخی از آب باقی مانده خود را، و در واقع آنها به مبارزه به آن را دریافت. آنها بزاق خود را و پاک کردن آن را بیش از چهره خودو بدن. اگر یک رشته از مو کاهش یافت و از او آنها را با عجله به آن را بازیابی. هنگامی که او به یک دستور آنها با عجله به آن انجام می شود. وقتی او سخن گفت آنها صدای خود را در حضور او کاهش داد. Urwa متوجه اصحاب پیامبر را به او خیره از احترام نمی گذارند. به محض بازگشت Urwa به Koraysh،او به آنها گفت، "من خسرو در پادشاهی خود را، سزار در امپراطوری خود، و Negus در پادشاهی خود، سفر کرده اند و خدا، من هر پادشاه یا امپراطور تحت درمان با همان احترام هرگز دیده می شود که از صحابه محمد به محمد نشان می دهد . "

 این نیز گزارش داد که Urwa گفت، "من را دیده اند، هرگز پادشاه در چنین اعتماد به نفس بالا برگزار شد به عنوان محمد با اصحاب خود برگزار می شود، و من را دیده اند، کسانی که هرگز او را رها خواهد کرد."

 انس می گوید از زمانی که او را دیدم رسول خدا در حال تراشیده. همراهان او در اطراف او ایستاده بود و هر زمان که یک قفل از مو سقوط کرد یکی از آنها را برداشت.

 طلحه از زمان صحبت می کرد، هنگامی که صحابه از رسول خدا درخواست بدوی نادان، به درخواست پیامبر در مورد چه کسی مانند که نذر خود را انجام بود. صحابه خجالتی از خود بپرسد، در حساب از احترام آنها برای او بودند. بدوی پرسید: اما پیامبربلافاصله او را پاسخ دهد. وقتی که طلحه وارد او به او نگاه کرد و تلاوت آیه "در میان مؤمنان مردانی هستند که به عهد و پیمان خود را با خدا درست شده اند وجود دارد. برخی از نذر خود را انجام داده اند در حال مرگ، و دیگران در انتظار، مایه می گیرد را تغییر دهید" (33:23). بعد طلحه یک شهید، پس از مرگ تبدیل شداز پیامبر است.

 تداوم احترام و عزت با توجه به پیامبر (ص) پس از مرگ او

 در همان راه به عنوان لازم به احترام پیامبر (ص) در طول عمر خود بود، به او احترام در حال حاضر که او در گذشت آن بسیار ضروری است. از جمله در این احترام باید نشان دهد در هر زمان که گفته پیامبر و یا راه اشاره شده است، و همچنین هنگامی که یک اشاره ای به نام او می شنود خانواده اش است،و صحابه.

 ابو ابراهیم در Tujibi به ما می گوید که یک تعهد بر هر کسی که معتقد به فروتن، ترس، احترام وجود دارد، و هنوز هم هر زمان که پیامبر (ص)، در حضور آنها ذکر شده است. به همان میزان احترام و رفتار نشان داده شده توسط صحابه به پیامبر در طول عمر خود باید شبیه سازی،فقط به عنوان اگر او هنوز هم در حضور ما بودند.

 یک روز ابو جعفر، شاهزاده مؤمنان آغاز شده به اختلاف با ملک در مسجد پیامبر (ص) او را به یاد ملک به انجام این کار نیست و گفت، "شاهزاده مؤمنان، آیا صدای خود را در این مسجد را افزایش نمی دهد. خداوند به ما آموخت که چگونه به رفتار با گفتن، "مؤمنان، آیا صدای خود را بالاتر از صدای افزایش نمی دهداز پیامبر (ص) "(49: 2)، و Ja'fars جلب توجه به" کسانی که صدای خود را در حضور رسول خدا پایین تر کسانی که قلب خدا را برای دفع کردن (شر) را آزمایش کردند (49: 3) ملک نیز به او هشدار در آیه یاد، "کسانی که تماس را به شما (حضرت محمد)" (49: 4)،در نتیجه یادآوری جعفر که حتی اگر پیامبر دور احترام همان علت او را در طول زمان عمر خود را گذرانده بودند با توجه به او پس از آن.

 جعفر این یادآوری فروتن شد و از او پرسید ملک، "ابو عبدالله، هنگامی که شما دعا به نظر شما روبرو جهت نماز و یا شما صورت رسول خدا؟" مالک جواب داد: "چرا صورت خود را شما را از او وقتی که او به معنای خود و استفاده از پدر خود آدم به خدا در روز قیامت است؟من چهره پیامبر (ص) و از او بخواهید به شفاعت خداوند شفاعت را اعطا می کند. خدا می گوید، "اگر، زمانی که آنها به حال اشتباه خود، آنها را به شما آمده است ..." (4:64). "

 مالک گفت: از ایوب به عنوان Sakhtiyani، "من به شما گزارش نمی جز از ایوب و یا کسی بهتر از او را. من در حج اکبر رفت دو بار و شانس به مشاهده ایوب بود. هر گاه رسول خدا اشاره شده است، او گریه و خود را چشم قرمز تبدیل شد. هنگامی که این اتفاق افتاد من متوجه بزرگمیزان احترام او برای پیامبر (ص) آن را پس از آن که شروع کردم به نوشتن روایات از او بود. "

 پسر Mus'ab عبدالله گفت، "هر زمان که پیامبر (ص) ذکر شده بود مالک چنان کم رنگ است که آن را ناشی از ناراحتی به کسانی که در یک روز خود شرکت است. او در مورد این پرسیده شد و پاسخ داد:" اگر شما را دیده بود آنچه که من را دیده اند، شما را نمی شد با این شگفت زده کرد. من محمد، پسر Munkadir است، استاد مشاهدهاز قرائت قرآن، در بیشتر موارد زمانی که او در مورد یک نقل قول نبوی او گریه تا زمانی که ما همدردی برای او به حال خواسته شده بود. من مشاهده Jaf'ar، پسر محمد که شوخی و خنده می کرد، ولی هنگامی که پیامبر (ص) در حضور او اشاره شد، او بزرگ رنگ پریده و من هرگز ارتباط گفت: از رسول اوخدا بدون وضو ساخت. وقتی که من به دیدار او من او را یا دعا، روزه و یا خواندن قرآن. او تنها در مورد چیزهایی لازم است که از نگرانی به او صحبت کرد. او از علما و دانشمندان که آگاه بودند و پرستش خدا، توانا و منزه بود.

 چهره عبدالرحمن پسر قاسم آل تبدیل رنگ پریده، فقط به عنوان اگر خون از آن خشک شده بود و زبانش خشک شد هر زمان که پیامبر (ص) اشاره شده است. این در حساب از احترام او برای پیامبر (ص) احساس شد. زمانی که او امیر، پسر عبدالله که پدر بزرگ AZ-زبیر بود، و پیامبر (ص) بازدیددر حضور او گریه او را ذکر شد تا زمانی که او تا به حال اشک بیش از چپ به ریختن.

 AZ-زهری یکی از افراد بسیاری آسان رفتن و دوستانه بود، و آن مشاهده شد که هر زمان که پیامبر (ص) در حضور او اشاره شد که او غافل از همه شد، آن را به عنوان اگر او شما را نمی دانم و نه شما او را می دانستند. من می صفوان، پسر سلیمان، که از عبادت خود را در میان کسانی که سخت کوش بود بازدیدو نماز در طول شب ارائه می گردد. هر گاه پیامبر (ص) ذکر شده بود او گریه و ادامه داد: برای انجام این کار و کسانی که در اطراف او بلند شد و به سمت چپ. "

 هر گاه Katada شنیده نقل قول نبوی او را در هق هق شکستن و بسیار ترس شد.

 بود زمانی که بسیاری از مردم در اطراف ملک جمع و کسی گفت، "آیا کسی است که شما را به چه کسی می تواند به شما دیکته، سپس او می تواند مردم را بشنود تعیین کند." مالک جواب داد: "خدا گفت، (49: 2)« مؤمنان، آیا صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر (ص) را افزایش نمی دهد. احترامبه او در طول عمر خود، همان است که در حال حاضر او مرده است. "

 پسر سیرین خواهد خنده، اما زمانی که یک نقل قول نبوی اشاره شد او فروتن شد.

 عبدالرحمان، پسر مهدی دستور کسانی که در شرکت خود را به سکوت، هر زمان که یک نقل قول نبوی اشاره شد، و به آنها گفت، "آیا صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر (ص) را افزایش نمی دهد." دلیل این دروغ را در تفسیر او از قبل آیه. او گفت که مردم باید سکوت هر زمان استنقل قول نبوی به عنوان خوانده شده است، فقط به عنوان اگر آنها را در صورتی که در حضور پیامبر (ص) بود گوش دادن به او صحبت کردن.

 انتقال حدیث توسط صحابه و دنبال خود (Tabien و Tabi Tabien)

 توجه به بالا از صحابه و پیروان آنها (Tabien و Tabi Tabien) برای انتقال از نقل قولها نبوی و راه خود را از زندگی

 عمرو، پسر میمون را به ما می گوید: "من پسر مسعود را در طول دوره از یک سال سفر کرد و او هرگز شنیده که گفت،" رسول خدا گفت: "اما یک روز او گفت:" رسول خدا گفت: و بر گفت آن او تا شد مضطرب تا زمانی که من قطره ای عرق از پیشانی خود را دیدم. سپس پسر مسعود را آغاز شدهبرای توضیح این حدیث. چشمان او پر از اشک شده بود و رگه های خود بزرگ شد.

 قاضی مدینه، ابراهیم، ​​پسر عبدالله پسر Qusaym آل انصاری بود، به ما می گوید که "مالک، پسر انس" اتفاق افتاده است به تصویب ابو حازم شد که تدریس برخی از نقل قولها نبوی. مالک اجازه را به گوش دادن، با این حال وجود دارد هیچ جایی برای نشستن بود و او گفت: "من دوست نداشتن گوش دادن بهنقل قول نبوی در حالی که ایستاده. "

 ما از ملک گفت که یک مرد به پسر آل Musayyab رفت و او را در حال استراحت. او در مورد یک ضرب المثل نبوی خاصی پرسید، که بر روی ان پسر آل Musayyab نشسته نشسته و به او نقل قول. مرد به آل Musayyab گفت: "من آرزو می کنم شما خودتان را دچار مشکل نشده است." در نتیجه ان او جواب داد: "من می خواهم دوست ندارمبرای انتقال به شما یک نقل قول نبوی در حالی که استراحت. "

 محمد، پسر سیرین، فردی است که که مقدار زیادی از خنده بود، اما زمانی که او شنیده گفت از پیامبر (ص) او فروتن شد.

 ابو Mus'ab گفت، "مالک، پسر انس" تنها انتقال یک نقل قول نبوی اگر او وضو بود. این در حساب از احترام مالک برای پیامبر بود.

 هر گاه مالک، پسر انس "یک نقل قول نبوی او را از توجه آموزش داده شد، را وضو، آماده خود را پس از آن در لباس بلند و گشاد خود قرار داده است و انتقال آن. هنگامی که از او پرسیده شد که چرا او بود که، او پاسخ داد و گفت: "این گفت: از رسول خدا است."

 وقتی مردم مالک بازدید، خدمتکار خود را به آنها بروید و بپرسید، "شیخ می پرسد که آیا شما آمده اند را به شنیدن نقل قول نبوی و یا اگر به این دلیل است که شما یک سوال." اگر آنها سؤال شد، او را بیرون می آیند به آنها را بشنود، اما اگر آن را به شنیدن یک نقل قول نبوی او اول وضو را،قرار داده و در برخی از عطر و لباس تازه در بالای که او یک ردای تیره بپوشند. او یک عمامه می پوشند و پس از آن هود از ردای خود را بر سر او قرار. پلت فرم خواهد بود تا برای او تعیین و او را به بازدید کنندگان خود را به در حالت فروتنی، و aloes تا زمانی که به پایان رسید آموزش سوزانده شدسخنان پیامبر (ص). که پلت فرم تنها برای تعالیم خود را از نقل قولها نبوی راه اندازی شد. هنگامی که از او پرسیده شد که چرا او این کار را کرد او پاسخ داد، "من دوست دارم برای نشان دادن احترام من برای از سخنان رسول خدا و من فقط آنها را تعلیم داده در حالیکه من وضو داشته باشد."

 ملک دوست نداشتند که در مورد یک حدیث پرسید در حالی که در خیابان راه رفتن، ایستاده و یا هنگامی که او در عجله بود. او گفت: "من می خواهم به اطمینان حاصل شود که مردم درک از سخنان رسول خدا."

 مالک بود انتقال برخی از سخنان حضرت و در آن زمان عبدالله، پسر حسنی مبارک به ما می گوید که یک عقرب او را نیش زده شانزده بار. چهره ملک تغییر رنگ و کم رنگ شد، اما او را از ادامه تدریس خود را متوقف کند. در پایان درس، پس از مردم ترک،عبدالله به او گفت: "من تو را دیدم امروز شما انجام کاری فوق العاده ای!" مالک جواب داد: "بله، من آن را به احترام رسول خدا رفته بود."

 پسر مهدی با ملک به آل'Aqiq راه می رفت و درباره یک نقل قول نبوی از او پرسید و او ملک را سرزنش کرد و گفت: "تو به چشمان من خیلی خوب

 در مورد گفت: از پیامبر (ص) در حالی که ما در حال قدم زدن بپرسید. "

 عبدالله، پسر صالح گفت: "هر دو مالک و آل Layth فقط پایین ارسال یک ضرب المثل نبوی زمانی که آنها وضو داشتند."

 Dirar، پسر Murra گفت که، آنها دوست نداشتند برای تدریس به گفته نبوی در صورتی که نیاز به تجدید وضو بودند.

 صمیمیت پیامبر به خانواده اش

 همسران و بازماندگان

 یک عنصر از احترام و ارادت به حضرت محمد ارادت خود را به خانواده اش است، همسران خود را که به مادران مؤمنان، و فرزندان او، ممکن است خدا از آنها خشنود است، چرا که پیامبر (ص) را تشویق به انجام این کار یک. چنین عمل در نسل اولیه مسلمانان (صحابه مشهود بود،Tabien و Tabi Tabien).

 خدا گفت: "O خانواده از خانه، خدا، تنها آرزوهای خود را به دور از خطا شما و پاک شما" (33:33). خدا نیز به ما می گوید، "زنان (حضرت محمد (ص)) او مادران آنها هستند" (33: 6).

 ما از زید، پسر Arqam گفت که یک روز پیامبر (ص) گفت: سه بار، "من به شما التماس به خدا مردم از خانه من!" هنگامی که زید پرسید که او توسط "مردم از خانه خود را" به معنای، او جواب داد: "خانواده علی، خانواده جعفر (فرزند ابو طالب)، خانواده Uqayl (فرزند ابو طالب)، وخانواده آل عباس. "

 مدت کوتاهی قبل از پیامبر (ص) در گذشت او گفت همراهان او، "من شما را با چیزی روم را نگه دارید از آن و شما نمی خواهد گمراه: کتاب خدا، خانواده ام و مردم از خانه من مراقبت به دنبال آموزش من در مورد آنها. "

 عمر، پسر سلامه به ما می گوید که این آیه، "O خانواده از خانه، خدا، تنها آرزوهای خود را به دور از خطا شما و پاک شما" (33:33) در خانه ام سلمه خانم فرستاده شده بود، ممکن است خدا با خوشحال او، که بر روی ان، پیامبر (ص) برای دخترش فاطمه (س) و فرزندان او حسن و حسین به نامو آنها را در لباس پیچیده به عنوان پشت سر او ایستاده بود علی و گفت: "ای خدا، این مردم خانه من است، بنابراین حذف تمام ناخالصی از آنها و به طور کامل پاک کردن".

 سعد، ابی Wakkas پسر از آیه که در آن چالش خدا احضار می شود صحبت کرد، "برای کسانی که با شما در مورد او پس از دانش بر شما آمده است اختلاف، بگو بیایید فرزندان ما و فرزندان خود را جمع آوری، جماعت زنان ما و جماعت زنان خود را، خودمان و خودتان را، سپس اجازه دهید ما با فروتنی دعاو به همین وضع لعنت خدا بر کسانی که دروغ "(3:61). سعد گفت که زمانی که این آیه نازل شد پیامبر (ص) به نام علی، حسن، حسین و فاطمه و گفت:" ای خدا، این خانواده من هستند. "

 با توجه به رتبه علی، ممکن است خدا احترام صورت خود را، پیامبر (ص) گفت: "هر کس به من می دهد را دوست دارم و پیروزی، به او اجازه دهید آن را به علی می دهد. O خداوند، به پیروزی و عشق برای هر کس پیروزی و عشق به او می دهد، و دشمن برای هر کس او را به عنوان یک دشمن. " (شیخ درویش افزود: این حدیث گزارش شده استدر مسند احمد و ابن Hiban و Nisai با زنجیره ای معتبر متعدد از راویان. (در مجموع گزارش) حافظ ابن حجار گفت: "حافظ ابن Oqda آن را در یک کتاب که اکثر نقل قولها معتبر و یا تعیین شده به عنوان جمع خوب است. سیوطی گفت، آن Mutawatta است. حافظ ذهابی گفت، آن را تا زنجیره های خوب است.به معنی از کلمه عربی "mowalah" در این حدیث به معنای عشق و حمایت اسلامی. این به این معنا نیست تبدیل شدن به یک امام منصوب، هر چند علی به چهارمین خلیفه هدایت انتخاب شد، چرا که پیامبر (ص) می گوید حقیقت و ادعای شیعه سه خلیفه اول در خطا با هم ارائهبا مهاجران و هوادارانی که در مجموع یک خلیفه پس از دیگری به آنها وفاداری خود انتخاب می شوند. با چنین درک، شیعه دوازده امام خشم خدا و رسول او با متهم کردن مانند یک نسل خوب که قرآن و سنت پخش شده و با آنها خدا را به دست آورده اندخشنود است.)

 پیامبر (ص) گفت عمویش آل عباس، "با یکی که در دست است روح من، باور به یک قلب افراد را وارد کنید تا او شما را دوست دارد و خدا و رسول او."

 پیامبر (ص) را نگه دارید از دست اسامه پسر زید و حسن را و التماس، "ای خدا، من عاشق هر دو آنها پس لطفا آنها را دوست دارم."

 ابوبکر گفت: "احترام به محمد احترام به مردم از خانه خود را." او همچنین اعلام کرد، "با یکی که در دست روح من است، خویشاوندان نزدیک رسول خدا نزد من از خود من قوم و خویشی است."

 پیامبر (ص) اصحاب خود گفت، "خدا کسانی که عشق حسن را دوست دارد." پیامبر (ص) با اشاره به دو نوه خود، حسن و آل حسین و پدر و مادر خود را، گفت، "هر کس دوست دارد این دو، پدر و مادر خود را با من در رتبه من در روز قیامت باشد." ممکن است خدا با خوشحالآنها را.

 از Koraysh، پیامبر (ص) گفت: "هر کس را تحقیر Koraysh، خدا آنها را تحقیر." او همچنین گفت: "ترجیح به Koraysh، و آنها را قبل از نیست."

 به بانوی ام سلمه، پیامبر (ص) گفت، "آیا من ناراحت شده توسط بانوی عایشه ناراحتی نیست."

 UKBA، پسر حارث آل می گوید از زمانی که او را دیدم ابوبکر قرار دادن الحسن بر روی شانه های او و گفت: "پدر من، او مانند پیامبر (ص) به نظر می رسد! او مثل علی به نظر نمی آید!" علی فقط خندید. این دو روز پس از مرگ پیامبر (ص) گفته شد به عنوان علی در کنار ابوبکر راه می رفت پس از او انتخاب شده بودبه عنوان خلیفه.

 مادر زید، پسر ثابت است در گذشت و بعد از نماز تشییع جنازه او برداشته قاطر خود را به طوری که او ممکن است سوار. پسر عباس او را دیدم، او آمد و نگه از رکاب بر روی ان زید مودبانه گفت، در زمان "اجازه رفتن، برادر زاده رسول خدا." پسر عباس گفت: "این راه ما را با رفتارآگاه. "سپس زید را بوسید دست عباس و گفت:" این روشی که در آن من به رفتار با مردم از خانه آموزش داده شد است. "

 وقتی عمر، پسر آل خطاب به توزیع غنایم جنگ، او پسرش عبدالله سه هزار داد در حالی که او به اسامه، پسر زید 3500. عبدالله پرسید: پدر او، "چرا اسامه شما را به بیش از من؟ به خدا سوگند، او در نبرد قبل از من مبارزه نیست." پدرش جواب داد:"این بود، چون زید نزد رسول خدا از پدر خود بود، و اسامه به او از شما مهم تر بود، بنابراین من عشق رسول خدا به عشق من ترجیح داده است."

 پسر عباس، گفته شده بود: "بنابراین و تا درگذشت" با اشاره به یکی از همسران پیامبر، خدا از آنها خشنود است، در نتیجه ان او سجده و کسانی که در اطراف او پرسید، "آیا شما در این ساعت سجده؟" (که در طول یک خورشید گرفتگی بود). او جواب داد: "آیا رسول خدا نمی گویند،" اگر شما یکثبت نام در سجده و چه علامت بزرگتر می تواند از خروج از یکی از همسران پیامبر (ص) وجود داشته باشد. "

 ابوبکر و عمر را ام ایمن، که دختر پیامبر بوده است و گفت: دیدار "رسول خدا به استفاده از وب او."

 احترام، مهربانی با توجه به صحابه

 و حقوق آنها

 یکی دیگر از جنبه احترام است دانستن حقوق از صحابه و اطاعت به دلیل پیامبر (ص) که یکی از اصحاب خود باید احترام، به دنبال آنها، به رسمیت شناختن حقوق خود، ستایش آنها، طلب بخشش خود، خجالتی و دور از بحث در مورد اختلافات خود، دشمنی به آن دشمنیآنها را، و گمراهی از شیعه و نوآوران، و همچنین به عنوان گزارش از مورخان و یا فرستنده های نادان (یا سم ماهرانه توسط شرق شناسان معرفی) که در تلاش برای کاستن از اعتماد به نفس خود را رد می کنند. اگر چیزی است که در مورد آنها در رابطه با تفاوت های که بین صورت گرفتآنها، روش درست این است که اتخاذ بهترین تفسیر و برای راه مناسب بررسی میکنند زیرا آنها مستحق چنین است. هیچ یک از صحابه باید به شیوه ای بد ذکر شده و نه هنوز سرزنش، روش صحیح است به ذکر اعمال خوب خود، فضیلت و کیفیت قابل تحسین وسکوت در مورد مسائل دیگر باقی می ماند. پس از این موضوع، پیامبر (ص) گفت: "هر گاه صحابه من هستند ذکر شده است، نگویید."

 خدا می گوید، "محمد رسول خدا است. کسانی که با او هستند در برابر کافران سخت اما مهربان به یک دیگر هستند" (48:29). او همچنین می گوید، "همانطور که برای اولین بار از Outstrippers در میان مهاجران و طرفداران ... خدا از آنها خشنود است و آنها از او خشنودند" (9: 100). همچنین، "خدازمانی که آنها وفاداری به شما زیر درخت قسم و او می دانست که در قلبشان چه بود "(48:18) و" مردان هستند که به عهد و پیمان خود را با خدا درست شده اند وجود دارد "با مؤمنان خوشحال شد (33:23) .

 Hudhayfa شنیده رسول خدا گفت، "به دنبال آن پس از من، ابوبکر و عمر." (شیخ درویش اظهار داشت: این حدیث معتبر نشان میدهد که ابوبکر خلیفه اول باید و عمر دوم است.)

 پیامبر گفت، "از ترس خدا، از ترس خدا. صحابه من آنها را به اهداف بعد از من را ندارد! هر کس دوست دارد آنها را آنها را دوست دارد، زیرا آنها به من عشق، و هر کس آنها متنفر است آن را از طریق نفرت خود را از من. هر کس آنها را آسیب می رساند، به من صدمه بزند. هر کس کاری را برای صدمه زدن به من انجام می دهد آن است که اگر آن را مضر استبه خدا. هر کس کاری را که به نظر می رسد مضر به خدا در مورد به کشف و ضبط شده است. "

 حضرت محمد هشدار داد، "آیا صحابه من توهین نیست. اگر کسی قادر به صرف وزن کوه احد طلا بود، آن را حتی اندازه دانه ها به دو سوم از یک کیلو و نه نصف آن برابر برسد."

 حقوقدان مالک، پسر انس و دیگران گفت: "هر کس متنفر و توهین صحابه حق خزانه مسلمان است. داوری های آنان در آیه، مشخص شد" کسانی که بعد از آنها آمدند می گویند، ما را ببخش پروردگار ما، و ببخش ما برادران که مؤمنان قبل از ما بودند. آیا در قلب ما قرار داده نشده استهر وجود نسبت به کسانی که بر این باورند "(59:10). ملک نیز از این نظر است که هر کس توسط اصحاب پیامبر خشم کافر است، در حساب از آیه که می خواند بود،" و از طریق آنها او enrages کافران "(48:29).

 عبدالله، پسر آل مبارک گفت، "دو ویژگی اگر در یک فرد یافت خواهد شد در مورد نجات خود را وجود دارد. آنها صداقت و عشق به صحابه محمد است."

 ایوب، به عنوان Sakhtiyani گفت: "هر کس ستایش از صحابه محمد است منافق نیست. هر کس را تحقیر هر یک از آنها، و Tabien و Tabi Tabien (به معنی نسل دوم و سوم مسلمانان) مخالف راه نبوی و مبتکر است. این ترس من این است که اعمال چنین شخصینمی خواهد به آسمان بالا می رود تا زمانی که او را دوست دارد همه آنها را و قلب او صدا است. "

 از Ansars، پیامبر (ص) گفت، "عفو گناهان خود و از خود خوب ظالمان را بپذیرد."

 مالک، پسر انس گفت، "حضرت محمد پیروان او تدریس به شیوه ای که خدا او را هدایت، و توسط آن او را به رحمت خود در جهان ساخته شده است. در تاریکی شب او را به آل باقی (قبرستان بروید که در آن بسیاری از خانواده و همراهانش دفن) و طلب بخشش برای supplicatedآنها در راه همان است که یک فرد می رود برای دیدن کسی که خاموش در سفر. خداوند او را امر فرموده بود به انجام این کار، و پیامبر (ص)، فرمان ملت خود را به عشق و دوستی برای آنها و در مخالفت با کسانی که صحابه او مخالف است. "

 اوضاع و مکانهای مرتبط با پیامبر (ص)

 محترم است

 یکی دیگر از عناصر احترام فرد و اعتماد به نفس برای حضرت محمد در همه چیز و مکان در مکه، مدینه و جاهای دیگر به او متصل یافت.

 این در حساب از عزت ملک برای پیامبر (ص) است که، او را سوار در مدینه سوار نبود. او خواهد گفت، "من در مقابل خدا بیش از حد خجالتی هستم پایمال با سم از یک حیوان روی زمین است که در آن رسول خدا است خاک سپرده شد."

 کسی که در مدینه، گفت: «خاک مدینه بد است." در این بیانیه ظالمانه ناشی مالک قضاوت علیه او که او باید مورد ضرب و شتم و حبس و زندان را تلفظ کنید. مرد ارتباط با سلسله مراتب از مدینه اما مالک به قضاوت او جمع نشده بود، گفت: "او ادعا می کند از خاک که در آن پیامبر (ص)است به خاک سپرده شده است خوب نیست! "

 سخنان معتبر نبوی روایت است که پیامبر (ص) از مدینه، گفت: «هر کس چیزی را در آن نوآوری و یا پناهگاه های یک نوآور است که به لعنت خدا، فرشتگان و همه مردم است. خدا هیچ مبادله یا پاداش را از او قبول نمی کند."

 پیامبر گفت، "هر کس سوگند به دروغ بر منبر من یک صندلی در آتش داشته باشد."

 هنگامی که یک شیخ مومن در زیارت رفت و او با پای پیاده رفت. وقتی پرسیده شد که چرا او کار را انجام دادند، او جواب داد: "چه! بنده متخلف از رفتن به خانه استاد خود سوار! اگر من قادر به راه رفتن بر سر من بوده است، من می خواهم به پای من راه می رفت نمی!"

 تکریم و احترام به مکان های که در آن وحی دریافت کرده بود و فرشتگان گابریل و مایکل بازدید، و همچنین مکان هایی که فرشتگان فرود یک ضرورت است. همین امر به مکان های که صدای عبادت و تجلیل شنیده می شود، و خاک پر برکت که را احاطه کرده استبدن از استاد همه مردم و مکان که از آن دین خدا و پیامبر نقل قول از رسول خدا گسترش شدند.

 یکی از هم باید احترام و مکان های که در آن آیات قرآن مورد مطالعه قرار گرفتند، مساجد که در آن نماز ارائه شد، مکان هایی که فضائل و اعمال خوب را شاهد بودند، مکان های که در اثبات و معجزه را دیدم، مکان های مرتبط با مناسک مذهبی احترام می گذارم و ایستگاه از حجو waymarks از استاد از همه رسولان خدا. مکان هایی که خاتم پیامبران زندگی می کردند و از جایی که نبوت فوران زد و امواج آن سرریز. مکان که شاهد پیام، و اولین زمین که پوست از پیامبر (ص) پس از مرگ او را لمس کرد - عطر خودباید استنشاق، اقامت و دیوارهای آن را بوسید.

 «سرزمین O از بهترین از همه پیامبران

 یکی از آنها توسط مردم هدایت می شوند

 و او که انتخاب شد برای دریافت آیات.

 برای شما من شدید، عشق پرشور،

 و حسرت که kindles اون سوی خاکستر سوخته قلبم.

 من نذر - اگر من چشمان من با کسانی که دیوار را پر کنید

 و مکان های که در آن شما راه می رفت،

 سپس سر عمامه خاکستری من خواهد شد با گرد و غبار تحت پوشش

 از بوسیدن بسیار.

 اگر به خاطر موانع و دشمنان نبود،

 من همیشه به آنها مراجعه کنید،

 حتی اگر من به بر پای من کشیده شود.

 اما من خواهد شد در اشتیاق من به خوش آمد می گوید ساکنان هدایت

 از آن خانه ها و اتاق های.

 با عطر و بوی پاک تر از مشک پر زرق و برق ترین که او را پوشش می دهد

 هر روز صبح و شب.

 خالص، و افزون نعمت ها به او عطا

 از طریق دعا برای صلح و برکات خدا بر او. "

 تعهد به حمایت از دعا بر حضرت محمد

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 تعهد به حمایت و تقویت دعا بر پیامبر

 (شیخ درویش اظهار داشت: نماز "در دو عبارت مختلف رخ می دهد" شایان ذکر است که، کلمه «برای اولین بار در نماز واجب به خدا است، و دوم نماز (دعا) بر پیامبر است، که یک بیانیه است. ستایش پیامبر زمانی که توسط خداوند اشاره شد، و فرشتگان او،و آن دعا از ستایش ساخته شده توسط مؤمنان است. ")

 خدا ما را، می گوید: "خدا، و فرشتگان به ستایش او و ستایش پیامبر (ص) کسانی که ایمان آورده، و حمد و ستایش و او صلح را تلفظ کنند بر او به وفور" (33:56).

 پسر عباس گفت که این آیه به معنای «خدا و فرشتگان او و حمد و ستایش و احترام حضرت محمد.

 آل Mubarrad گفت، "ریشه نماز نیایش از رحمت است. این از رحمت خدا است. از فرشتگان او را از لطف و تضرع برای رحمت خداوند است."

 حدیث میریزد نور بیشتر و به ما می گوید که زمانی که به کسی ستایش پیامبر (ص) در انتظار شروع نماز، فرشتگان می گویند، "ای خدا، او را ببخش! O خدا او را بیامرزد" و این دعا خود است.

 ابوبکر Qushayri، گفت: «ستایش از خداوند رحمت برای غیر از پیامبر (ص) است و برای پیامبر (ص) آن تمایز و افتخار بیشتر است."

 ابوالقاسم عالیه توضیح داد، "" نماز "خداوند بر پیامبر (ص) است ستایش او را قبل از فرشتگان او، در حالی که" نماز "از فرشتگان دعا برای او است."

 پیامبر تمایزی بین کلمات "نماز"، به معنی دعا، و "باراکا" به معنی برکت ما آموزش ما باید دعا بر او را. این نشانه آنها دو مفهوم مجزا و همچنین نشان می دهد که خانواده اش را شامل است.

 در رابطه با دعا می پرسد که برای صلح بر پیامبر، خدا ساخته شده است آن را در عبادت او واجب برای صلح بر او بپرسید.

 از عبارت "سلام علیکم"، به معنی صلح بر شما، سه امکان وجود دارد:

 1. اول این است که کلمه "salaama" است که ایمنی را برای شما و با شما.

 2. دوم این است "به عنوان Salaamu"، به معنی حفاظت از خود، در حال نگهبانی و حفاظت، به عنوان به نام خدا یافت "به عنوان سلام".

 3. سوم "به عنوان سلام"، مشتق شده از معنای "musalaama" (آشتی)، و تسلیم به پیامبر (ص) که در کلام خدا، "اما نه، به پروردگارت سوگند، آنها شما را تا زمانی که آنها را باور نمی کند شما را به قاضی در مورد اختلاف نظر بین آنها، پس از آن، آنها را در خود پیدا کندناراحتی مربوط به حکم خود، و به شما تسلیم تسلیم "(4:65).

 حکم دعا بر پیامبر

 خواننده عزیز، باید آگاه باشید که خداوند به ما فرمان به ستایش پیامبر او باشد. ستایش پیامبر (ص) تعهد عمومی است و به یک زمان خاص محدود نمی شود. هیچ اختلاف درباره ماهیت واجب آن وجود دارد، با این حال ابو Jaf'ar در طبری از نظر این بود که این آیه، "خدا، و اوفرشتگان ستایش و احترام پیامبر (ص). مؤمنان، ستایش و او را ستایش و صلح را تلفظ کنند بر او به وفور "(33:56) توصیه شده است.

 وقتی که یکی از ستایش پیامبر (ص) یکی از برآورده تعهد، عملکرد آنها خلل گناه خواهد بود که در حال حاضر اگر کسی به انجام این کار نیست. حداقل این است که به آن می گویند یک بار در مورد زمانی که یکی شهادت به نبوت او، با این حال آن را بسیار مطلوب است به آن می گویند بیشتر و یک خود را می یابدانجام می شود بسیار در نقل قولها معتبر از حضرت محمد توصیه می شود

 قاضی، پسر آل قصار گفت که صحابه از پیامبر (ص) در مورد بود این است که تعهد به طور کلی انجام این کار یک بار در زندگی، زمانی که یکی قادر به انجام آن است.

 پیروان امام شافعی (از مدرسه فقه شافعی) می گویند که وظیفه است که خدا و رسول او فرمان به هر دو نماز واجب و داوطلبانه اعمال اما در خارج از نماز آن واجب نیست.

 خاکستر شفیعی انتخاب روایت حدیث است که در نشستن نهایی در هر نماز که پیامبر (ص) پسر مسعود و دیگران تدریس می کند و با استفاده از ضمیر "او" "صلح بر او به پیامبر اشاره ندارد به عنوان خوانده شده"، (نه، "درود بر شما، ای پیامبر '). ابو Hurayrah، پسر عباس، جابر،پسر عمر، ابو سید آل Khudri، ابو موسی اشعری و آل عبدالله، پسر AZ-زبیر گزارش روایت حدیث همان زیر ذکر شده است.

 هر زمان که ما (عبدالله، پسر مسعود و دیگران) ارائه نماز پشت پیامبر (ص) ما را بخوان (به عنوان ما نشسته) سلام بر خدا، سلام بر جبرئیل، میکائیل است و صلح بر فلان و تا باشد. بود به مناسبت وجود دارد که رسول خدا پشت در ما نگاه کرد و گفت: "خدا، خود را به عنوان السلام است(صلح)، و اگر کسی از شما دعا می کند و سپس او باید گفت:

 ("در tahiyatu است mubarakat Aassalawatu Aattaiyibatu lillah. به عنوان Salalamu aliaka aiyuhan nabyu WA rahmatullahi WA barakatuhu. به عنوان Salaamu آلاینا WA ALA ibadillah issalihin. خاکستر hadu LAA اله الا الله الا Allaahu WA خاکستر hadu آنا محمدی abduhu WA Rasuluhu")

 در دهه فجر هر دو بخش در واحد دوم نماز بخواند.

 در نماز ظهر، عصر و عشا بخش اول در واحد دوم به عنوان خوانده شده و بخش دوم با قسمت اول پیوست و به عنوان خوانده شده در تاریخ و زمان آخرین واحد نماز.

 در نماز مغرب بخش اول در واحد دوم به عنوان خوانده شده و بخش دوم به بخش اول در واحد سوم به عبادت و خواندن.

 - بخش دوم -

 ("Allahuma salli علا Muhammaden WA علا عالی Muhammaden کامه sallayta علا ابراهیم WA علا عالی ابراهیم.

 Allahuma باریک علا Muhammaden WA علا عالی Muhammaden کامه Barakta علا ابراهیم WA علا عالی ابراهیم. فی aalameen innaka Hamidun مجید ")

 - بخش دوم -

 (O خدا را ستایش محمد و خانواده از محمد به عنوان شما ابراهیم و خاندان ابراهیم را ستود. و برکت محمد و خانواده از محمد به عنوان شما را برکت ابراهیم و خانواده ابراهیم، ​​در جهان، در واقع شما خود ستوده، منزه " )

 ملک انتخاب نسخه از ابو مسعود انصاری آل، این است که پیامبر (ص) گفت: "بگو، ای خدا، ستایش محمد و خانواده اش، به عنوان شما را به خانواده ابراهیم به عنوان نعمت ستایش و برکت محمد و خانواده محمد، خانواده ابراهیم در تمام جهان است. شما در حال ستایش و شکوه. "

 امام شافعی می گوید که هر نماز که حاوی نماز بر پیامبر در نماز نشسته نهایی فرد، زمانی که یکی از شاهدان به یگانگی خدا خرس قبل از درودی از صلح (tashahuhd) نامعتبر است. او گفت که اگر آن را از نماز واجب، حذف، و سپس نماز بایدتکرار شود.

 اسحاق پسر ابراهیم می گوید: نماز واجب باید تکرار شود آن است که اگر عمدا حذف شده است، و نماز نامعتبر است. با این حال، نامعتبر است و نه اگر آن را در حساب از فراموشی است.

 محمد، پسر عبد الحکم و دیگران از جمله فرزند آل قصار و عبدالوهاب می گویند که محمد Mawwaz آن را در زمان به تعهد در نماز و این نظر از خاکستر شفیعی بود.

 ابو Ya'la آل عبدی المالکی گفت: مدرسه فقه مالکی نگه سه نظر در مورد این، یعنی واجب است، راه نبوی و توصیه می شود.

 پسر عباس و جابر به ما بگویید که پیامبر آنها را آموزش داده است آنچه که در ستایش از او در طول نشسته نهایی نماز، (tashahuhd) در همان راه او به آنها آموخت فصل از قرآن گفت.

 بار به ارائه ادعیه بر پیامبر (ص)

 ما در حال حاضر ذکر شده آن است که مطلوب این است که نماز بر پیامبر در نشستن نهایی قبل از دعا.

 پیامبر (ص) را بدون پرسیدن برای نعمت بر او بر روی ان حضرت نظر، شنیده مردی ساخت یک دعا در نماز خود "این شتاب زده است." سپس او به نام مرد و کسانی که در شرکت خود، "گفت وقتی یکی از شما supplicates، او باید با تشکر از خدا و سپس ستایش او آغاز خواهد شد، و پس از آن می گویند کهنماز در رسول او، پس از آن او می تواند به هر که بخواهد التماس. "

 پسر مسعود را توصیه، "اگر هر یک از شما مایل به خدا چیزی بخواهید، او برای نخستین بار باید توسط ستایش و اعتلای او در راه او شایسته است، پس او باید برای نعمت بر پیامبر بپرسید آغاز خواهد شد. این پس از آن است که دعا بیشتر است به احتمال زیاد به پاسخ داده شود. "

 پیامبر (ص) باید مورد ستایش هر زمان اشاره ای به نام او شنیده می شود و زمانی که نام او نوشته شده است. او همچنین باید ستایش با شنیدن اذان را به خاطر او گفت: "اگر نام من در مقابل یک فرد ذکر شده و او به من ستایش نیست، برای او آن است که اگر بینی خود را در گرد و غبار را دوخت."

 محقق پسر حبیب را دوست نداشت هر کسی که به ذکر نام پیامبر (ص) هنگامی که ذبح حیوانات، و محقق مالکی معروف، Sahnon، دوست نداشت به نام پیامبر (ص) به ذکر است زمانی که به کسی ابراز شگفتی می کنند.

 Nisai، کامپایلر یکی از شش منابع عمده نبوی از سخنان گزارش از دستور است که باید در ستایش قرآن یکی از پیامبر (ص) در روز جمعه افزایش می دهد.

 پسر اسحاق به ما می گوید که باید از پیامبر (ص) پس از ورود به مسجد ستایش.

 عمرو، پسر دینار می گوید در مورد آیه "مؤمنان، در مراحل شیطان پیروی نمی کنند، برای کسانی که از مراحل شیطان را دنبال، او را پیشنهاد عمل زشت و بی احترامی. اما برای فضل خدا به شما، و رحمت او هیچ یک از شما را هرگز خالص شده است، اما خدا هر کس را بخواهد پاک خدا استشنوا، دانا. (24:21)، زمانی که شما وارد خانه (و هیچ کس وجود دارد)، شما باید گفت، "صلح، بر پیامبر و رحمت خدا و نعمت خود را، و درود بر ما باشد و بر مردم خوب خدا. سلام بر ساکنان خانه، و رحمت خدا و برکت او باشد. "

 صحابه گزارش شده است که نماز بر پیامبر باید توسط امام جماعت و همچنین در طول مراسم تشییع جنازه نماز (پس از تلفظ دوم الله اکبر) گفت.

 عمل بسیار توصیه می شود، پذیرفته شده توسط همه ملت حضرت محمد است که باید او را در نامه ها و هر چیزی نوشته شده است را ستایش، و آنچه بعد از 'نوشته شده است به نام خدا، مهربان، مهربان است (بسم الله الرحمن Ir و Ir و رحیم) . "

 پسر عبدالله مسعود را به ما می گوید از گفته یکی دیگر از پیامبر (ص) است که زمانی که یکی از شما دعا می گویند، "سلام به خدا و دعا و خوبی. درود بر شما ای رسول، و رحمت خدا و برکات او، صلح بر شود ما و بر نمازگزاران خوب خدا. وقتی به شما می گوینداین، آن را به هر بنده خوب در آسمان و زمین بهره مند شوند. "این یکی از ظهور که در آن یک تلفظ صلح بر پیامبر است و آن است که در آغاز نشست واحد دوم و آخر نماز خوانده شود.

 چگونه دعا است ساخته شود

 ابو Humayd به عنوان سعیدی به ما می گوید که پیامبر پرسیده شد چه چیزی است گفته شود زمانی که یکی ارائه می دهد نماز بر او. پیامبر (ص) "بگو،" ای خدا، ستایش محمد، همسران و فرزندان شما به عنوان خانواده ابراهیم ستایش او، و اعطای نعمت بر خاندان محمد را به عنوان شما را به نعمت دادهخانواده ابراهیم در تمام جهان است. شما در حال ستوده، با شکوه. "

 ملک انتخاب نسخه از ابو مسعود انصاری آل، این است که پیامبر (ص) گفت: "بگو، ای خدا، ستایش محمد و خانواده اش، به عنوان شما را به خانواده ابراهیم به عنوان نعمت ستایش و برکت محمد و خانواده محمد، خانواده ابراهیم در تمام جهان است. شما در حال ستایش و شکوه. "

 پسر Ka'ab Ujra گزارش دعا با تنوع کمی و گفت: "ای خدا، ستایش محمد و خانواده از محمد به عنوان شما ابراهیم را ستود. شما ستوده، با شکوه است."

 UKBA، پسر عمرو گفت، "ای خدا، برکت محمد (ص) پیامبر (ص) بی سواد و خانواده محمد."

 ابو سعید آل Khudri نقل قول به عنوان گزارش "ای خدا، ستایش محمد، بنده و رسول خود شما."

 امام علی گزارش، "ای خدا، ستایش محمد و خانواده از محمد به عنوان شما ابراهیم ستایش و خانواده ابراهیم. شما در حال ستوده، با شکوه. O خداوند نعمت عطا محمد و خانواده از محمد، به عنوان شما داده نعمت به ابراهیم و خاندان ابراهیم. شما در حال ستوده،شکوه. O خداوند، اعطای صلح و مهربانی به محمد و خانواده از محمد، به عنوان شما صلح اعطا و به نوعی به ابراهیم و خاندان ابراهیم بودند. شما در حال ستایش شکوه. "

 ابو Hurayrah شنیده پیامبر گفت، "هر کس بخواهد به کمال اقدام به داده می شود هنگامی که او بر ما supplicates، مردم از خانه، باید گفت، 'ای خدا، ستایش پیامبر اسلام، همسران او، مادران مؤمنان، فرزندان خود را و مردم از خانه خود را، همانطور که شما خانواده را ستودابراهیم. شما در حال ستوده، با شکوه. "

 هنگامی که زید، پسر Kharija آل انصاری خواسته پیامبر (ص) او چگونه باید برای نعمت بر او التماس، پیامبر (ص) پاسخ داد: "ای خدا برکت محمد و خانواده از محمد، همانطور که شما به برکت ابراهیم. شما در حال ستوده، با شکوه."

 سلامه آل کندی از زمان صحبت کرد زمانی که امام علی به آنها آموخت که چگونه بر پیامبر دعا. امام علی به آنها آموخت:

 "ای خدا، کسی که گسترش وسعت وارد

 و آسمانها!

 سبب ستایش شریف شما، شما برکات افزون

 و شفقت از حساسیت خود را بر محمد (ص)،

 عبادت شما و پیامبر شما،

 درب بازکن از آنچه بسته شد.

 مهر از آنچه در گذشته بود.

 کسی که حقیقت را با حقیقت اعلام کرد.

 کسی که بیش از ارتش از باطل پیروزی

 به عنوان او را به انجام سپرده شد.

 او که بر خود را با اشتیاق گرفت

 فرمان خود را به اطاعت شما برای به دست آوردن لذت شما.

 او در درون او را حفظ وحی شما،

 حفظ راهنمایی شما و انجام فرمان شما

 به طوری که انسان می تواند نعمت خود دریافت می کنید،

 کیندلینگ به خاطر او، یک نام تجاری که با آنها می توانید به خانواده خود به ارمغان بیاورد. قلب او هدایت می شدند

 پس آنها را به محاکمه و اقدامات گناه غوطه ور شده است.

 او نشانه روشن روشن،

 قوانین و راه علائم اسلام است.

 او نگهبان مورد اعتماد شما است،

 خزانه دار دانش پنهان شما،

 شهادت شما را در روز افزایش،

 کسی که با نعمت شما فرستاده

 و در حقیقت پیامبر شما، رحمت.

 O خداوند، او را به مکان بزرگ را در باغ عدن شما

 و پاداش او را با خوبی بیش از چند بار ضرب

 از نفع سرشار خود را که شما را به او بدون تلاش به

 از طریق پیروزی در به دست آوردن پاداش شما و هدیه سخاوتمندانه.

 O خداوند، محل هر چه او از آنچه افراد دیگر ایجاد می سازد

 و را به او محل شریف استراحت و مهمان نوازی.

 نور خود را کامل برای او، و او را از عبادت شما پاداش

 توسط پذیرش و کلمات که تنها با کلمات لطفا،

 اقدام قاطع و اثبات بسیار زیاد. "

 با اشاره به آیه «خدا و فرشتگان او و حمد و ستایش و احترام پیامبر (ص)" (33:56). امام علی، ممکن است خدا احترام صورت خود را، گفت، "مطیع شما، پروردگار من. و حمد خدا، خوب و مهربان، به فرشتگان نزدیک، کسانی که درست باشد، شهدا، مردم خوب، و آنچه را که شما exalts ، O خداونداز تمام جهان، بر محمد (ص)، فرزند عبدالله، خاتم پیامبران، استاد از رسولان، و رهبر از کسانی که شما از ترس، و رسول شما، خداوند از همه جهانیان است. شاهد عینی، مژده، کسی است که مردم را به دعوت شما را با اجازه خود شما، نور دادنلامپ - و صلح بر او باشد "!

 عبدالله، پسر مسعود گفت: "ای خدا، سبب نعمت و رحمت خود را بر استاد از همه پیامبران، رهبر از کسانی که شما از ترس، خاتم پیامبران، محمد، بنده شما و رسول، رهبر خوب و رسول رحمت. ای خدا، او را به ایستگاه ستایش افزایشخواهد شد که حسادت از اولین و آخرین. O خدا، ستایش محمد و خانواده از محمد به عنوان شما ابراهیم را ستود. شما در حال ستوده، با شکوه. نعمت به محمد و خانواده از محمد به عنوان نعمت به ابراهیم و خاندان ابراهیم اعطا می دهد. شما در حال ستایششکوه. "

 الحسن آل بصری گفت: "هر کس بخواهد به نوشیدن جام کمال از استخر انتخاب شده (حضرت محمد) باید گفت، 'ای خدا، ستایش محمد و خانواده از محمد، و اصحاب او، پسر او، دختران، همسران و فرزندان، اهل خانه خود، بستگان خود را با ازدواج وانصار و پیروان خود را، و همچنین به عنوان کسانی که او را دوست دارم، و ما همراه با همه آنها را برکت دهد، مهربان O مهربانان. "

 پسر عباس را دعا کرد و گفت: "ای خدا، شرایط بزرگترین شفاعت محمد، و او را به بالاترین ایستگاه بالا می برد. گرانت او هر درخواست در زندگی بعدی و این زندگی به عنوان شما پاسخ نماز از ابراهیم و موسی"

 پسر Wuhayb آل وارد می التماس گفت: "ای خدا، به محمد (ص) بهترین هر چه او شما را برای خود خواسته، و هدیه دادن به او بهتر از آنچه هر یک از خلقت خود را تا به شما برای از او پرسید. و به محمد (ص) از همه که شما را برای تا زمانی که روز قیامت پرسیده خواهد شد. "

 پسر مسعود گفت: "وقتی که شما برای نعمت بر پیامبر بپرسید، بهترین استفاده را از نماز عالی است. شما نمی دانید که شاید آن می تواند به او نشان داده شده است. بگو،" ای خدا، سبب ستایش شما، رحمت و برکات خود را در کارشناسی ارشد رسول، رهبر از کسانی که شما از ترس، رهبر خوب و مسنجررحمت. "

 قبلی هستند، اما طعم و مزه بسیاری از نماز هر دو کوتاه و بلند در ستایش از پیامبر عزیز ما و خانواده، ستایش او و سلام بر او و آنها.

 'صلح' به عنوان شما شده است به نقل از تدریس توسط پسر مسعود را همان چیزی است که پیامبر (ص) آموخته در نشسته نهایی زمانی که او گفت، "صلح بر ما و بر نمازگزاران صالح خدا باشد."

 دعای امام علی در نشسته نهایی نماز خود را که در آن یک شاهد یگانگی خداوند خرس قبل از درودی از صلح می خواند، "درود بر پیامبر (ص) است. سلام بر همه پیامبران و رسولان خدا باشد. سلام بر شود رسول خدا، سلام بر محمد (ص) است، پسرعبدالله. سلام بر ما و بر همه مؤمنان، زنان و مردان به طور یکسان، کسانی که وجود ندارد و کسانی که در حال حاضر می باشد. O خدا، ببخش محمد و شفاعت او را قبول و به بخشش و عفو مردم از خانه خود را. من و پدر و مادرم، و فرزندان آنها را ببخش و آنها را بیامرزد. سلام بر شودتمامی نمازگزاران صالح خدا. درود بر شما، ای پیامبر و رحمت خدا و برکات او. "

 ابو عمر، پسر عبد بار و دیگران بر این عقیده است که باید برای رحمت بخواهید نه برای پیامبر (ص) و نه باید برای ستایش و نعمت خاص از او بپرسم می باشد. آنها می گویند که تنها باید برای رحمت و آمرزش برای دیگران بپرسید.

 در نماز بر ابو محمد پیامبر، پسر ابو زید شامل، "ای خدا، رحمت بر محمد و خانواده از محمد به عنوان شما رحمت بر ابراهیم و خاندان ابراهیم به حال (چون پیامبر (ص) به عنوان خود را به رحمت فرستاده شده است). " این است که نه در یک نقل قول نبوی و نه اثبات دروغ خود را بر اساس،در واژگان در درودی از صلح. "درود بر شما ای پیامبر، رحمت خدا و برکات او."

 تعالی از دعا و ادعیه بیشتر

 عبدالله، پسر عمرو گزارش گفت: از پیامبر (ص) "هنگامی که شما به تماس گیرنده نماز را بشنود، تکرار آنچه او می گوید و از آنها بخواهید برای نعمت بر من. هر کس می خواهد برای نعمت بر من یک بار، خدا او را برکت ده بار و پس از آن برای رتبه بپرسید موقعیت میانجی گری (wasila) برای من. این مرتبه استدر بهشت ​​تنها یکی از نمازگزاران خدا محفوظ است و امید من این است که آن را برای من باشد. شفاعت من به هر کس برای رتبه "wasila" برای من می خواهد داده شود. "

 انس پسر مالک را به ما می گوید خبر خوب این است که پیامبر (ص) گفت: "هر کس می خواهد برای نعمت بر من یک بار، خدا او را برکت ده برابر و ده گناهان را از او می گیرند و او با ده درجه مطرح شده است." علاوه بر این، کلام، "و ده عمل صالح برای او نوشته شده است."

 عبدالرحمان، پسر عوف را روایت میکند گفت: از پیامبر (ص) "آشنا شدم جبرئیل که گفت: من این خبر خوب به شما بدهد که خدا گفته است که، برای هر کس می خواهد برای صلح بر شما، او را (شخص) جوایز صلح برای دعا. هر کس تو را مورد رحمت، او را (فرد) با نعمت پاداش. "

 پسر مسعود را گزارش می دهد که پیامبر (ص) گفت: "کسانی که نزدیک ترین به من در روز قیامت می خواهد کسانی که بیشترین نماز به من گفته اند می شود."

 Ubayy، پسر Ka'abs گفت که بر عبور از سه ماهه اول شب، پیامبر (ص) به وجود آمد و گفت: "ای مردم، به یاد داشته باشید خدا! این زمین لرزه آمده است که توسط عاقبت خود به دنبال خواهد داشت. مرگ با تمام خواهد آمد که آن همراه است. " Ubayy پرسید: "ای رسول خدا، من می گویم بسیاری از ستایش برشما، چقدر از من ستایش قرآن باید به شما اختصاص کنم؟ "پیامبر پاسخ داد:" آیا به همان اندازه که شما می خواهم. "Ubayy پرسید:" یک چهارم؟ "او جواب داد،" آیا به همان اندازه که دوست دارید، و اگر شما بیشتر از آن بهتر است. " Ubayy پرسید دوباره، "یک سوم؟" او جواب داد: "آیا به همان اندازه که دوست دارید، و اگر شما بیشتر از آن بهتر است.Ubayy پرسید: "دو سوم" باز هم او پاسخ داد، "آیا به همان اندازه که دوست دارید، و اگر شما بیشتر از آن بهتر است." پس از آن Ubayy گفت: "ای رسول خدا، من اختصاص تمام ستایش من برای شما." پیامبر گفت، "پس تو ( تمام نیازهای شما) خواهد شد بسنده و گناهان شما را بخشیده خواهد شد. "

 ابو طلحه و ابو Hurayrah به ما بگویید از زمان پیامبر (ص) آنها را شادتر از همیشه او را دیده بود را دیدم، و در مورد آن از او خواست. پیامبر به او گفت. "در واقع، گابریل به تازگی سمت چپ به من و به من خبر خوب از خدا آورده است که او به من فرستاده شده به بشارت که زمانی که هر یک از امت من می پرسد برای نمازبر من (ستایش و احترام)، به خدا و فرشتگان او را برکت دهد که فرد ده برابر برای انجام آن است. "

 ابو Hurayrah می گوید که پیامبر (ص) گفت: هر کس نماز می خواند در من یک بار، خدا بر او ده بار دعا می کنم. "

 جابر، پسر عبدالله گزارش گفت: از پیامبر (ص): "هر کس می شنود دعوت به نماز و می گوید:" ای خدا، پروردگار این دعوت کامل و نماز تاسیس، به محمد (ص) موقعیت میانجی گری (wasila) و تعالی، و او را به منظور بالا بردن ایستگاه ستوده که شما وعده داده انداو، خواهد شفاعت من در روز قیامت دریافت می کنند.

 سعد، ابی وقاص پسر گفت: "هنگامی که شما دعوت به نماز را بشنود می گویند،" من شهادت میدهم هیچ خدایی جز الله وجود دارد، تنهایی و بدون شریک و این که محمد بنده و فرستاده او است، من خوشحال با خداوند به عنوان خداوند و محمد به عنوان رسول و اسلام او به عنوان دین من "بخشیده خواهد شد."

 سرزنش و گناه

 از هر کس آیا ستایش نه پیامبر (ص)

 ابو Hurayrah به ما می گوید که او شنیده رسول خدا می گویند، "گرد و غبار آن را در چهره هر کس برای من به ستایش زمانی که من در حضور او ذکر می کنی نیست! گرد و غبار آن را در چهره هر کس ماه رمضان آغاز می شود و پس از اتمام قبل از او بخشش دریافت کرده است! گرد و غبار آن را در چهره هر کس که باشدپدر و مادر سن و رسیدن آنها به علت ورود بهشت ​​او نیست! ".

 همانطور که پیامبر (ص) بالا منبر او گفت: "امین". این امر سه بار بر روی ان Mu'adh پرسید در مورد ماهیت آن است. پیامبر به او گفت، "جبرئیل به من آمد و گفت: محمد، هر زمان که نام خود را در مقابل یک فرد ذکر شده و او را برای نعمت بر شما درخواست نمی میرد و پس از آن،آن شخص خواهد آتش را وارد کنید. خدا او را از راه دور، می گویند: "امین"، بنابراین من گفت: امین. گابریل به من گفت، "وقتی ماه رمضان می آید و آن را از یک فرد، پذیرفته نیست و او می میرد، آن همان است، می گویند:" امین امین '' پس من گفت. اگر کسی دارای دو پدر و مادر، و یا فقط یک، کند و مهربانی و خوبی را نشان نمی دهدبه آنها و می میرد، آن است که همان، می گویند: "امین"، بنابراین من گفت: 'امین'. "

 علی گفت که پیامبر تعریف یک خسیس و گفت، "خسیس کسی که برای ستایش بر من التماس وقتی که من در حضور او ذکر می کنم."

 از ابو Hurayrah ما یاد بگیرند که پیامبر (ص) گفت: "هنگامی که مردم جمع، نشستن و حرکت بدون ذکر خدا و دعا برای ستایش بر پیامبر (ص) او یک سایه تیره می افتد بر آنها خواهد شد که موجب تاسف در آخرت. اگر خدا بخواهد ، او آنها را مجازات خواهد کرد، اگر بخواهد،او آنها را ببخشند. "

 اطلاع رسانی از پیامبر (ص)

 از کسانی که بر او دعا

 یک روز رسول خدا از سلام صلح بر او خواهد بود که پس از مرگ او ساخته شده صحبت کرد. ابو Hurayrah به ما می گوید او گفت: "هر وقت کسی به من خوش آمد می گوید با صلح، خداوند روح من (آگاهی) به من بازگشت به طوری که من ممکن است تبریک بازگشت."

 پسر مسعود را به ما می گوید که پیامبر از عمل از فرشتگان صحبت کرد و گفت: "فرشتگان پرسه زدن زمین برای انتقال صلح به من از ملت من است."

 AWS گفت که پیامبر به پیروان خود گفت، "ارائه بسیاری از نماز جمعه به من. نماز خود را به من نشان داده شده است."

 دعای ستایش و صلح بر غیر از پیامبر و دیگر پیامبران شریف

 اکثر دانشمندان آگاه از اسلام می گویند، جایز است که بخواهید برای نماز بر افراد دیگر از پیامبران است.

 به طور کلی کلمه "نماز" به معنای دعا و درخواست رحمت، مگر اینکه در غیر این صورت در حدیث معتبر یا اجماع از دانشمندان که به معنی آن را محدود اعلام کرد.

 خدا می گوید، "این او است که رحمت بر شما، و فرشتگان او" (33:43). او همچنین می گوید، "نگاهی به خیریه از ثروت خود را، به منظور است که آنها در نتیجه پاک و خالص می باشد و برای آنها دعا" (9: 103). و، "در آن خواهد بود نماز و رحمت از جانب پروردگارشان" (2: 157).

 پیامبر (ص) به دعا برای نعمت بر اصحاب خود شنیده بود، او گفت، "ای خدا، برکت خانواده ابو Awfa."

 هنگامی که مردم انفاق واجب به او برای توزیع به ارمغان آورد، او supplicated، "ای خدا، برکت خانواده تا و تا."

 در حدیث ذکر نماز بر پیامبر پیدا کنیم، "ای خدا، برکت محمد، همسران و فرزندان خود را،" و یا "و خانواده محمد." دومی شده است با معنای هر کدام از افراد و یا خانواده خود را توضیح داد، و آن کسانی که برای آنها ممنوع است گفت: موسسه خیریه شد.

 هنگامی که پیامبر (ص) پرسیده شد، "چه کسی خانواده محمد است؟" انس به ما می گوید که او جواب داد: "همه کسانی که از ترس خدا."

 قاضی Abufadl ایاد او به نظر از دانشمندان مشهور برای مثال نظرات مالک و سفیان، ممکن است که رحمت خدا بر آنها تمایل ذکر شده است.

 با توجه به "نماز" بر پیامبر:

 هر پیامبر و رسول عضو رتبه پیامبران و رسولان و سهام هیچ کس این صفوف حتی خانواده، همسران و همراهان خود، و یا پیروان است. هر پیامبر در شایستگی خود را منوط به توسل به دعا به فرشتگان و ستایش خدا.

 "نماز گسترش" در همسران و اعضای خانواده، اعضای خانواده و خانواده پیامبر (ص) را به این دعا نه در شایستگی خود را به عنوان ولی نعمت خدا برای پیامبر (ص) اضافه شده است.

 پسر عباس بود که "نماز" بر هر کسی ارائه نمی دهد، مگر اینکه آن شخص پیامبر بود. او این را برای تشخیص عزت نفس خاص، و احترام او برای آنها بود. ما می دانیم که لازم است به تشخیص حضرت محمد و دیگر پیامبران بزرگوار با درخواست از "نماز" از نظر ستایش و venerationsبر او، به دلیل فرمان خدا، "مؤمنان، ستایش و او را ستایش و صلح را تلفظ کنند بر او به وفور" (33:56). در حالی که خدا از مردم دیگر در نظر درخواست بخشش و ابراز لذت به عنوان یک نماز طولانی ذکر شده است. او می گوید، "کسانی که بعد از آنها آمدند می گویند،" ببخشما پروردگار ما، و برادران ما هستند که مؤمنان قبل از ما بودند ببخش "(59:10)، همچنین،" و کسانی که آنها را در انجام این کار خوب به دنبال، خدا از آنها خشنود است "(9: 100).

 همانطور که برای دعای صلح بر غیر از حضرت ابو عمران می گوید، معلوم نیست در صدر اسلام بود، و نه آن را توسط Rafidites امامان the12، که به دعا اضافه کردن نام آغاز شد، و شیعه امام خود. نوآوری از Rafidites و شیعه ساخته شده خودامامان همکاران در نماز و در نتیجه آنها را در یک رتبه به پیامبر برابر قرار داده است.

 به تقلید این افراد ممنوع است که آنها نوآوران و ادعای خود را باید متوقف شود. همانطور که برای نماز "توسعه یافته" در خانواده و همسران پیامبر (ص) آن است که همانطور که قبلا توضیح داده شده است.

 از آنجا که او یک پیامبر است نماز تلفظ بر او او خطاب با عظمت. در حالی که پاسخ پیامبر، و یا پاسخ ما، به سلام یک شخص مسلمان است با همان ظرفیت خطاب نیست، بلکه آن را به طور منظم ظرفیت فرد اشاره میکند. خدا می گوید، "آیا تماس از را نداردپیامبر را در میان خود مانند تلفن خود را به یک دیگر. خدا می داند کسانی از شما که دور می شم مخفیانه، بنابراین اجازه دهید کسانی که فرمان او سرپیچی مراقب باشید، مبادا آنها با فتنه زده، یا، آنها را با عذاب دردناک زده. "(24:63). بنابراین آن را یک ضرورت است که، وجود داردتفاوت در دعا بر پیامبر از دعای مردم برای یکدیگر است.

 بازدید

 آرامگاه حضرت محمد

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 بازدید از آرامگاه پیامبر

 قوانین و آداب آن

 حکم دیدن از آرامگاه پیامبر او چگونه باید استقبال و موجب سفر یک و شیوه ای که در آن فرد باید التماس.

 اجماع از دانشمندان است که بازدید از مقبره حضرت محمد است که نه تنها بسیار عالی و سنت، بلکه به عنوان پیامبر گفت، یک موضوع به دلخواه "من شما را منع کردند به دیدار گورها، اما در حال حاضر شما ممکن است آنها را ببینید."

 حقوقدان، اسحاق، پسر ابراهیم گفت که، زمانی که یکی می سازد حج اکبر باید به مدینه بروید، به قصد دعا در مسجد پیامبر (ص) است. باید یک نعمت از دیدن باغ (Rawdah)، منبر، آرامگاه او، جایی که او نشسته، مکان های که توسط پر برکت خود را لمس شد به دنبالدست، مکان هایی که پای مبارک او راه می رفت، و ستون که در آن او را تکیه، مکان های که در آن جبرئیل نازل شد و وحی به او به ارمغان آورد، از مکان در ارتباط با اصحاب خود و رهبران مسلمانان که وجود دارد زندگی می کردند. همه که باید یک موضوع برای بررسی شود.

 وقتی که یکی از وارد مسجد از یک رسول خدا باید بگویم - که توسط حضرت فاطمه گزارش، صلح بر او باشد - "پیامبر گفت،" وقتی که شما وارد مسجد تلفظ به ستایش و احترام به من و می گویند: ای خدا ببخش من گناهان و برای من درب رحمت خود را باز کنم. هنگامی که شما را ترک کند، تکرارتلفظ از ستایش و احترام به من و می گویند: ای خدا گناهان من و باز کردن درب از فضیلت شما ".

 پس از آن بعد از آن باید به باغ پیامبر (Rawdah) است که بین منبر خود و آرامگاه او بروید، و ارائه دو واحد از نماز قبل از آمدن به ملاقات، به عنوان یکی ستایش خدا، بالا، و از او می خواهیم برای تکمیل آنچه که برای آمد.

 اگر یکی در بخش دیگری از مسجد جایز است دعا می کند، اما باغ آن حضرت بهتر است زیرا پیامبر (ص) گفت: "بین خانه من و منبر من باغی از بهشت ​​است، و منبر من است که توسط یک درب بهشت." کلمه عربی "Turah" به معنای درب، با این حال بسیاری از مردم mistranslated انداین کلمه به عنوان "کانال". درب در یک طرف منبر و استخر است در طرف دیگر و از آن مؤمنان خوب استخر که تغییر نمی خواهد آمد به نوشیدن است.

 پس از آن یکی باید برود و با فروتنی، احترام زیادی، قبل از جلوی مقبره ایستاده و ارائه تلفظ از ستایش، ستایش، و صلح، بر او و هر آنچه که به ذهن، اگر چه به گفتن این اکتفا "صلح بر شما ای پیامبر، رحمت خدا و برکات او. "

 پس از انجام این باید به جلوی آرامگاه ابوبکر، سپس عمر در صورت سزاوار آنها حرکت می کند و خوش آمد می گوید هر یک از آنها به نوبه خود و التماس برای آنها.

 Nafer گفت: "او را دیدم پسر عمر تبریک آرامگاه حضرت بیش از یک صد بار و او می گفت:" درود بر شما ای پیامبر بود، صلح بر شما ابوبکر، و صلح بر پدر من است، و سپس ترک. او را ایستاده رو به آرامگاه، نه در جهت Kibla. او نزدیک به آرامگاه آمد و استقبال،اما آرامگاه با دست خود لمس کنید. "

 تقوی مدینه، مکه، منبر و آرامگاه

 فضیلت نماز در دو مسجد مقدس

 (مکه و مدینه)

 خدا می گوید، "مسجد بر تقوا از روز اول تاسیس شایسته برای شما را به ایستادگی در است" (9: 108). هنگامی که پیامبر (ص) خواسته شده بود که به مسجد آیه اشاره او پاسخ داد، "مسجد من." این همچنین شامل مسجد قبا.

 او به ما می گوید، "خدا ساخته شده است کعبه بیت الحرام، به عنوان یک تاسیس برای مردم و ماه حرام، و ارائه، و گردنبند، به منظور است که شما بدانید که خدا به همه ی آن است که در آسمانها و زمین؛ و خداوند به همه ی چیز ". (5:97)

 خدا می گوید: "آنها می گویند،" اگر ما به دنبال هدایت با شما، ما باید از سرزمین ما رانده. اما ما آنها را پناهگاه امن که از آن میوه از هر نوع به عنوان یک ارائه از ما؟ در واقع، بسیاری از آنها نمی دانند که جمع آوری داده نشده است. (28:57)

 او می گوید: "آنها نمی ببینید که چگونه ما پناهگاه امن منصوب در حالی که همه در اطراف آنها مردم دور ربوده؟ آیا به باطل ایمان آوردند و آنها را در نعمت خدا کافر شدند! (29:67)

 و "بنابراین اجازه پروردگار این خانه را عبادت." (106: 3)

 و، "نه، من این کشور (مکه) قسم می خورم، و شما یک مسافر در این کشور هستند." (90: 1-2)

 و، "با شکل و زیتون! و کوه، سینا، و این کشور امن (مکه)!" (95: 1-3)

 خدا به ما می گوید، "اول خانه که تا کنون برای مردم بنا نهاده شده است که در Bakkah (مکه) پر برکت و راهنمایی برای جهانیان است." (3:96)

 خدا می گوید: "و هنگامی که ما به خانه (کعبه) ملاقات و پناهگاه برای مردم ساخته شده (و گفت)" را مقام ابراهیم محل نماز ایستاده بود. "و ما یک پیمان با ابراهیم و اسماعیل ساخته شده، تصفیه خانه من برای کسانی که در اطراف آن دور، و کسانی که به آن بشکند، به آنکه به رکوع و سجده ". (2: 125)

 هنگامی که پیامبر (ص) خواسته شده بود که به مسجد آیه اشاره او پاسخ داد، "مسجد من." این همچنین شامل مسجد قبا.

 ابو Hurayrah به ما می گوید پیامبر (ص) اصحاب خود گفت، "سوار تنها باید زین به دیدار سه مسجد، مسجد الحرام، مسجد من و مسجد الاقصی (بیت المقدس)." معنی پاداش بیشتر برای دعا در آنها دریافت می کند.

 ارزش نماز ارائه شده در مسجد پیامبر (ص) با ابو Hurayrah، که به ما می گوید که پیامبر گفت، گزارش شده است "نماز در مسجد من بهتر از هزار نماز در هر مسجد دیگر به جز مسجد مقدس است."

 ملک به معنی از کلمه "به جز" توضیح داده شده در قبل نبوی عبارت به این باشد که نماز ارائه شده در مسجد حضرت بهتر از هزار نماز در تمام مساجد دیگر به جز مسجد مقدس است.

 عنوان مدرک گفت نبوی نقل شده است که می گوید، "یکی از نماز در مسجد الحرام، بهتر از صد نماز در مسجد من است."

 "نماز در مسجد مکه بهتر از 100.000 نماز در مساجد دیگر است."

 تفاوت در نظر است که موقعیت آرامگاه حضرت بهتر از هر بخش دیگری از زمین است وجود دارد. پیامبر گفت، "بین خانه من و منبر من باغی از باغ های بهشت ​​است." خانه اش ذکر شده در حدیث است که در آن او زندگی می کردند و جایی که او به خاک سپرده شده است، کهاتاق بانوی عایشه است، و آن است وجود دارد که مردم او را ببینید. علاوه بر این حدیث عبارت است، "منبر خود را با استخر خود را."

 همانطور که برای "یکی از باغ در بهشت"، از آن شده است با دو معنی تفسیر که یکی از آنها این است که این اطمینان را به دعا و نماز ارائه شده در باغ نبوی (Rawdah) - است که در منطقه بین آرامگاه پیامبر و منبر خود - در معرض که پاداش، و این منطقه خواهد شداز سوی خدا در دوره به دلیل حمل و نقل و در واقع در بهشت.

 مدینه، عمر پسر و چند صحابه دیگر، گزارش گفت: از پیامبر (ص) است که، "در روز یا قیامت من گواه خواهد بود، و شفاعت برای کسی که در برابر مشکلات و سختی های آن ثابت قدم بوده است."

 همانطور که برای کسانی که مدینه را ترک کردند، پیامبر (ص) گفت، "مدینه برای آنها بهتر، اگر آنها می دانستند اما است."

 پیامبر (ص) نیز گفت: "مدینه مانند کوره، آن کست که چه چیزی نجس است، و برگ چه خالص است." و "خدا مدینه می دهد به کسی که بهتر از او کسی است که برگ مدینه در حساب از او گریزی (به آن)."

 پسر عمر گزارش پیامبر گفت: "هر کس می تواند در مدینه مرد بنابراین باید انجام دهید، چرا که من برای همه کسانی که در آن می میرند شفاعت."

 خدا می گوید: "اولین خانه که تا کنون برای مردم بنا نهاده شده است که از Bakkah (مکه)، پر برکت و راهنمایی برای جهان در آن، نشانه های روشن وجود دارد؛ ایستگاه که در آن ابراهیم ایستاده بود هر کس وارد آن به او اجازه دهید در امان باشند ... .. "(3: 96-97). محقق گفت کلمه "امن" به معنی ایمنی از آتش دوزخ. همچنین اینشامل یک پناهگاه از کسانی که به دنبال، و این را به عنوان آیه: «و هنگامی که ما به خانه (کعبه) ملاقات و پناهگاه برای مردم (و گفت)" را مقام ابراهیم محل نماز ایستاده بود. و ما یک پیمان با ابراهیم و اسماعیل ساخته شده، تصفیه خانه من برای کسانی که دور چیزی گردیدندر اطراف آن، و کسانی که بشکند آن را، به رکوع و سجده "(2: 125)

 در نتیجه قرآن هدایت و ایمنی برای ما و خانواده پیامبر (ص)، و نیز پیامبر (ص) بود، که نشان دهنده احترام و همه پیامبران قبل از او است. حضرت محمد خاتم تمام پیامبران و رسولان، و همچنین ایمنی و ارشاد برای ما است. بنابراین ما شاهد باش کهوجود ندارد به جز خدا خالق، خدا، و همه پیامبران و رسولان او توسط حضرت محمد مهر و موم شده اند و بهشت ​​حق است، و جهنم است که یک حقیقت است، و از قیامت یک حقیقت است.

 WHO IS

 SUPREME قاضی شرع و تحقیقات ایاد

 مقدمه خود را به شفا

 درمان

 صحیح-شفا

 توسط

 قاضی Abulfadl ایاد،

 درگذشت (1123CE - اسلامی 544H سال)

 گزارش

 توسط

 بزرگ محدث حبیب حافظ عبدالله بن صادق

 تجدید نظر توسط

 محدث عبدالله Talidi

 سازگاری

 توسط

 بنده حدیث، شیخ احمد درویش (عربی)

 Khadeijah A. استفن (به زبان انگلیسی)

 عایشه Nadriya (اندونزی)

 کپی رایت © 1984-2011 Allah.com Muhammad.com. همه حقوق محفوظ است. شرایط استفاده از خدمات - کپی رایت / سیاست IP - راهنمای

 که عالی قاضی تحقیقات ایاد است

 نویسنده و complier از شفا؟

 عالی قاضی تحقیقات ایاد، نویسنده و complier از شفا مشهور دیوان عالی اسپانیا و مراکش بود. نام او Abulfadl ایاد است.

 اصل و نسب:

 پسر قاضی تحقیقات ایاد، محمد گفت: "پدربزرگ بزرگ ما اعراب است که در اسپانیا از اندلس آمد و سپس در مراکش فاس به نقل مکان و بعد ساکنان Kairowan. هنگامی که پدر بزرگ ما Amron تصمیم به ترک او در فاس Sabta حل و فصل شد.

 رتبه قاضی تحقیقات ایاد در:

 قاضی تحقیقات ایاد امام نه تنها علم نقل قول نبوی بلکه از تفسیر قرآن بود. او همچنین یک محقق از اصول دین و زبان عربی با ادبیات، شعر و شجره نامه اعراب بود. او توسط مدرسه امام مالک فقه مورد استقبال قرار گرفتبه عنوان یک فقیه بزرگ. اضافه شده به این موفقیت او یک سخنور بزرگ، بیمار، نوع و خوب شرکت بود. او همچنین برای سخاوت او و خیریه، و سعی و کوشش در تولید کار و پایبندی خود را به حقیقت شناخته شده بود.

 جستجوی خود را برای دانش از شیوخ بزرگ عصر:

 زمانی که قاضی تحقیقات ایاد سوار بر جستجوی خود را برای دانش او خانه اش را ترک کرد و به اندلس سفر کرد جایی که او تحصیلات خود را تحت هدایت قاضی و صد شیوخ بسیار تحسین شده از کسی که با او به دست آورده گواهی اسلامی سنتی آغاز شد - ijaza.

 در طول تلاش خود را برای جمع آوری دانش او تعداد زیادی از نقل قولها نبوی است که او پس از آن با دست نوشت و حفظ. وقتی او را از اندلس بازگشت و سی سال بعد، محققان از Sabta او استقبال و در فقه مرجع "Mudawana" او را به مناظره دعوت صندلی. نهپس از مدت ها از رسیدن این است که او یکی از اعضای شورای مشورتی شد و پس از آن قاضی استان خود را برای سال ها تبدیل شد. او سپس موقعیت قاضی در گرانادا، اسپانیا را پذیرفت و به سمت چپ Sabta تنها به بازگشت دوباره و از سر موقعیت خود را به عنوان قاضی.

 گسترش مسجد کوردوبا:

 در مسجد بزرگ کوردوبا او ساخته شده است توسعه غربی آن است. پس از آن ساخته شده است یک مرکز در کوه بود که برای تبدیل شدن به یک صندلی برجسته از یادگیری است.

 مرگ او:

 پس از تغییر دولت قاضی تحقیقات ایاد به مراکش رفت و آن این است که او دور در سال 544 قمری اسلامی است که برابر با سال 1123 مسیحی، که نزدیک به 900 سال پیش در گذشت. مراکش شهرستان شناخته شده به عنوان شهرستان از هفت مرد نزدیک (Awlia) به خدا و رسول او است. قاضیآرامگاه ایاد را به طور منظم توسط مردم از سراسر مراکش و جهان بازدید کردند.

 نویسندگی او:

 قاضی تحقیقات ایاد بیش از ده کتاب، در میان است که توضیح مجموعه معتبر از نقل قولها نبوی وارد شده توسط مسلمان است نوشت. اوج تالیف بزرگ خود را استوار در بیوگرافی پر زرق و برق خود را از حضرت محمد "خاکستر شفا" است که به تنهایی در منحصر به فرد خود را برای نزدیک به 900 سال ایستاده بود

 در این کار مهارت فوق العاده ای خود را از پژوهش و جمع آوری آشکار است که موفق به کسب تحسین و شادی از همسالان خود که نعمت بزرگ از تولید آن به رسمیت شناخته شده و پس از آن او را در اشعار و نوشته های خود را ستایش می باشد. این آزمون از زمان است که در آن هیچ کس پیشی گرفته است این اثر بزرگ و ایستادهتقاضا برای نسخه هنوز هم شتاب و در حال حاضر، آل Hamdulillah، موجود در زبان انگلیسی و اندونزیایی.

 مرجع قاضی تحقیقات ایاد را شامل برخی از روایات است که ثابت شده است که unauthentic. او با اشاره به این امکان در نوشته های او و گفت که در طول زمان خود بودند دانشمندان کافی برای حکومت بر صحت برخی از نقل قولها وجود دارد ساخته شده است، اما او تا به حال هیچ شکی نیست که با گذشت زمان پیشرفتو پژوهش شد چنین نقل قول ساده تر خواهد بود کشف و حذف شده است.

 در حال حاضر محدث از طنجه، مراکش، شیخ حبیب سید Talidi، که محقق پر برکت با توانایی به تحقیق و تصدیق این نقل و حکومت بر این اساس پس از حذف unauthentic از مرجع است و نسخه خود ما بر ما تکیه برای ترجمه است.

 قاضی تحقیقات ایاد از کتاب خود گفت که، "ما ارائه آن برای کسی که رتبه نبوت، و یا سوالات معجزات حضرت محمد و نه آن را برای کسانی که مؤمن هستند به طوری که آنها ممکن است پیامبر خود می دانند رد می کند جمع آوری نمی ...... ما آن را برای مؤمنان در ایمان پیامبر نوشتکه دعوت خود را به خدا اعمال خوب خود و افزایش ایمان قبول و عمیقا در نبوت او اعتقاد دارند به طوری که به عشق خود مطمئن است و. "

 با این حال، قاضی تحقیقات ایاد نوشت واحد چهارم به آدرس و مقابله با منافقان و کسانی که جرات توهین به پیامبر (ص) و اصحاب او. ما به همین دلیل تولید آن واحد به طور جداگانه زیرا هیچ مؤمن از آن لذت ببرید مگر اینکه او دفاع از نبوت به عنوان یک ماهیت کار خود را به دلیل اینکه او نمی باشد.نیاز به آن است. اگر این مورد است که ما استقبال او برای به دست آوردن نسخه رایگان ما را از این واحد. شایان ذکر است که در پایان واحد 3 قاضی تحقیقات ایاد خود را با دعا به عنوان نشانه به پایان کتاب برای مؤمن به این نتیجه است. بنابراین ما در چشم انداز خود را از زیرمؤلف خود.

 عالی قاضی عبد ایاد را

 معرفی

 امام، حافظ، Abulfadl، ممکن است خدا با او خوشحال می شود، باز می شود کار بزرگ خود را از زندگی نامه حضرت محمد (ص) با مقدمه گفت:

 ستایش به خدا که در اختیار داشتن نام پر زرق و برق ترین او، و صاحب قدرت شکست ناپذیر است.

 ستایش خدا را که منحصر به فرد داشتن بالاترین نام، صاحب قدرت فوق العاده، با نه آغاز و نه پایان است. او آشکار است، نه با تخیل و یا حدس و گمان. او پنهان به خاطر خلوص، نه از عدم وجود است که همه چیز را در رحمت و دانش او را احاطه

 خدا فراوانی به نفع او به کسانی که او را هدایت (دوستان) فرستاده است و او به آنها را به حضرت محمد پیامبر از تبار خالص از بهترین در میان عرب و غیر عرب و که هر دو از بهترین در اصل و نسب و تربیت است ارسال می شود.

 هوش و صبر حضرت محمد (ص) بیشتر از هر یک از خلق خدا بودند، و دانش و درک خود در واقع از بالاترین ایستاده بودند. اعتقاد راسخ خود را از قوی ترین به همین ترتیب عزم خود بود، به عنوان برای شفقت و رحمت او را بزرگترین انسان بود.

 خدا رسول او خالص در هر دو روح و جسم را نگه داشته و او را از تمام عیوب و لکه محافظت می شود، و او را با عقل و دانش و قضاوت عطا. از طریق او، خدا چشم که کور بود، دل که گوش پوشیده شده بود و ناشنوا را باز کرد، و او باعث شد مردم به او ایمان بیاورید. کسانی کهخدا شادی افتخار مقرر کرده بود و به او کمک کرد، همانطور که برای کسانی که برای آنها خدا وپر نوشته بود آنها را رد کرد و به دور از او تبدیل شده است. خدا می گوید، "اما او که در این زندگی باید کور است در آخرت کور است و خواهد بود گمراه از راه" (17:72). خداوند به ستایش اومسنجر با ستایش است که به طور مداوم افزایش و ممکن است او صلح بر خانواده و اصحاب او عطا کند.

 (پس از مقدمه فوق حافظ، Abulfadl supplicated): "خداوند هر دو روشن قلب من و تو با چراغ یقین باشد که او بر ما subtleness سبب که او دوستان او (Awlia)، کسانی که ترس از او، کسانی که عطا. او با ارسال به آنها را از خلوص و که او افتخارآنها را از انسانیت در نتیجه آنها را از دانش خود و شاهد از امکانات را از پادشاهی خود و آثار قدرت او است که در آن قلب پر از حیرت و تا عقل خود را در عظمت خود را سرگردان هدیه فاصله گرفت. "

 از جمله دوستان که خدا، تنها پیگیری و شاهد او را در این زندگی و در آخرت با دیدن زیبایی و عظمت خدا را به عنوان آنها به بیش از حد و وپیش بین مزه کردن از قدرت او و عظمت عظمت خود را پر برکت. آنها کاملا راضی در وفاداری خود غوطه ورو اعتماد بر او اعمال خود را گفت از خدا، "بگو،" خدا. سپس آنها را ترک، بازی در غوطه وری خود "(6:91).

 من چند بار خواسته شده است تا ارسال نامه مرجع است که برداشت تعریف رتبه از انتخاب، حضرت محمد که افتخار شایسته بزرگ خود و احترام به او را به تصویر می کشد. و، در این حکم بر کسانی که عمل نکند چیزی است که با توجه به او و یا کسانی که اقدام به کاهش برتریرتبه او حتی کلیپ های ناخن. من نیز خواسته شده است تا جمع آوری اظهارات پیشینیان و امامان ما در عظمت خود و سخنان خود را با آیاتی از قرآن و یا مثل حمایت.

 شما باید آگاه باشید که شما به من با یک کار بسیار دشوار بر دوش، و این کار یک تعهد مهم است و قلب من با نگرانی پر شده است.

 به منظور تولید این کار را برای من بررسی منابع اولیه و بررسی منابع ثانویه لازم است، و پژوهش در هر دو عمق و جزئیات علم آنچه لازم برای پیامبر (ص) آن چیزی است که مجاز یا ممنوع در رابطه با او است. این نیز مستلزم دانش عمیق ازرسالت و نبوت پیامبر همراه با عشق و دوستی صمیمی و کیفیت ویژه ارزان رتبه عالی خود را.

 در اینجا یکی به کویری متروک که در آن حتی پرنده بومی مکان بهت زده و قادر به عبور و ناشناخته است که در آن عقل، اگر آن را توسط مسیر از دانش و روشنی فکر هدایت نیست، گمراه می شود پیدا کرد. این شیب لغزنده است که در آن پا داره اگر آنها تکیه نه تنها بر استموفقیت و حمایت از جانب خدا. من، با این حال، امید زیادی از پاداش برای هر دوی ما در پاسخ دادن به سوالات خود با افشای ارزش فوق العاده ای و شخصیت های فوق العاده همراه با کیفیت استثنایی از پیامبر (ص) که همه آنها هیچ کدام از ایجاد تا کنون برخوردار است.

 من نقل قول کن و گفت از خدا تعریف وظایف خود را، "به طوری که کسانی که برای آنها کتاب داده شد و برخی از کسانی که معتقدند افزایش در باور هستند" (74:31). کسانی که برای آنها خدا به کتاب های او موظف شدند تا آن را روشن به توده ها و به آن پنهان نیست. برای حمایت از این بیانیه من نقل قولنبوی گفت: ابو Hurayrah، همراه خوبی یاد گرفته که به ما می گوید که پیامبر گفت، روایت «خداوند هر کسی با رام کردن آتش در روز قیامت که، زمانی که در مورد دانش دینی آن را پنهان خواسته افسار." و آن است به همین دلیل من با من با شتاب به پیدا کردن بعضی از روشنحکایات، در نتیجه دستیابی به هدف از هدف من و انجام تعهد. در این زندگی بدن و ذهن یک فرد را با آزمایشات و رنج را اشغال کردند، و در نتیجه تست شده. نیازی به گفتن این مسائل به راحتی می توانید از تعهد خود، و اقدامات داوطلبانه و یک فرد، که پس از منحرف کردن اذهان از او / اوپس از به دست بهترین وضعیت را می توان به پایین ترین کاهش می یابد، به همین دلیل است که من بر این حکایات را کشف و ضبط شده است.

 هنگامی که خدا بهترین ها را برای یک فرد را انتخاب، او کاملا او را غرق / او بدون محدودیت در نگرانی خود را برای آنچه که ستایش خواهد بود هر دو در حال حاضر و در آخرت. در روز قیامت وجود دارد تنها سعادت و یا از عذاب آتش خواهد بود، آن است که به همین دلیل است که یک فرد باید شرکتبه امور خود به دنبال نجات / روح خود او، و افزایش تعداد اعمال خوب خود و همچنین کسب دانش مفید را به نفع خود و دیگران.

 خدا کسی است که ترمیم قلب شکسته ما است. او می بخشد عظمت گناهان ما. او ما را قادر به آماده شدن برای بازگشت ما به او و به ما فراهم می کند با دلایل متعدد برای انجام کارهای خوب است که ما را به امنیت و نزدیکی به او به ارمغان بیاورد. او Bestower از نفع و رحمت به همه ما است.

 این پس از آن قصد من برای ادامه کار است. من نقشه برداری از مسیر آن، مواد خود را سازمان یافته و آنها را گردآوری. "شفا (خواننده) با تعریف حقوق برگزیده حضرت" - من این مرجع "خاکستر شفا Bitarif Huquq مصطفی" نام.

 امضا: قاضی Abulfadl ایاد

 درویش پیوست

 @ افتخار پیامبر ذکر شده در فصل "فتح" - 11

 بود 1400 که صحابه وفاداری خود را زیر درخت در Hudaybiah و پیامبر متعهد وجود دارد، ستایش و درود بر او، ما به آنها بود همه را ببخشند شده و وارد جهنم نمی شود. "

 @ تجلیل از پیامبر (ص) در قرآن - 12

 پس از آن، این پیام را گسترش بیش از مرزها، که در آن به زبان های دیگر هستند سخن گفته است. این سازمان مورد بررسی قرار صحت آن حضرت، ستایش و درود بر او، و بسیاری تبدیل شده، و سپس به زبان عربی یاد گرفت و این تحقق گفت پیامبر (ص) است، "من برای تمام نژادها فرستاده شد،نمایشگاه و تاریک.

 @ پاکیزگی پیامبر - 16

 وقتی که او خواب چشمان خود را بسته بودند، اما قلب خود را و وجود داخلی در وضعیت خواب نبود، بنابراین او تنها وضو زمانی که مورد نیاز بود را. پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او، گفت: "چشم من خواب اما قلب من نیست."

 @ زندگی روزانه از پیامبر (ص) - 20

 "همانطور که به بنده اش در موسسه خیریه داده شده بود". او این موضوع را با گفتن، "این موسسه خیریه به او بود به ما، بلکه یک هدیه است (از او)." روشن

 @ ازدواج و خانواده زندگی پیامبر (ص) - 21

 1. شما ممکن است کنجکاو و چرا از آن آرزوی حضرت محمد به تعداد بیشتری در کشور خود است. از طریق او ابزاری در هدایت ملت خود را که او را بیشتر مردم که پرستش و ستایش خدا را داشته باشد. در شب گریه صعود موسی چون ملت خود را به تعداد کمتری از مردمکه پرستش و ستایش خدا به تنهایی. آن را به عنوان ممکن است با استدلال یک فرد را درک نمی کند.

 2. حضرت محمد، ستایش و درود بر او، در طول زمان است که در آن جا محل مشترک به چهل زن بود فرستاده شد. قانون اسلام کاهش تعداد زنان یک مرد می تواند تا چهار داشته باشد، و آن را مشروط هنگام ازدواج با بیش از یک است که عدالت باید غالب و هر باید به طور مساوی تحت درمان،در صورتی که این نمی تواند برقرار باشد، یک مرد فقط باید ازدواج یک زن، و امروز 99.99٪ از ازدواج تک همسری است، در حالی که در غرب، برای بسیاری از دهه، درگیر در دوستیابی، عشق آزاد و امور اضافی زناشویی. این روش زندگی متاسفانه شده است از طریق اینترنت به جوانان مسلمان صادر می شود.

 @ عقل نبوی ریشه هر یک از اخلاق بزرگوار است - 24

 در درویش توجه شما را به این واقعیت نادیده گرفته شده که در عهد جدید، که در کتاب انجیل مقدس مسیحیان است نه انجیل خدا به حضرت عیسی داده شده رسم، بلکه آموزه های پل بود که شاگرد عیسی است. پل مسئول فساد خلوص آموزه های عیسی مسیح است کهآموخته است که خدا یکی، به تنهایی، خالق همه چیز است، و هیچ شریک ندارد. پل یگانگی خدا برای مفهوم از سه خدایان در یک جایگزین و تثلیث آن را به نام.

 @ شجاعت و شهامت پیامبر - 27

 بودند بسیاری از موارد هنگامی که پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او، موقعیت خطرناک مواجه می شوند، با این حال، او هرگز شک و تردید عمل، او ثابت قدم باقی مانده است با وجود شرایط، حتی زمانی که شجاع ترین و قهرمانانه از همراهان او عقب نشینی. هنگامی که تصمیم به پیشبرد، او هرگز دیده می شدیا عقب نشینی و یا متزلزل شدن، هرگز در تاریخ بشر بوده است یک فرد خیلی شجاع وجود دارد.

 @ رحمت پیامبر (ص) و شفقت - 30

 خداوند وضع آرام، نگرانی پیامبر (ص) او و رحمت شامل هر بخش از خلقت او. بخشی از تعالی پیامبر است که خداوند او را با دو تن از نام های خود را زمانی که او گفت آراسته، "و ملایم، مهربان است" (9: 128).

 @ پیامبر در نزد پروردگار خود - 40

 1. آن را به خوبی شناخته شده است که Burack کوه آسمانی از پیامبران بود، با این حال، قرن ها بود از او گذشته زده بود. Burack نیز از رتبه محترم حضرت آگاه بود، و آن این است که او را ناشی از تبدیل شدن به شاد و خرم، پس از آن که جبرئیل به او در مورد آن صحبت شد، او در عرق میکنه.

 2. فیل های ابرهه به مکه آورده بودند برای نابود کردن کعبه. پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او، به مبارزه در حوزه مقدس مکه فقط برای یک ساعت در روز او باز مکه مجاز بود.

 @ معجزه از سفر شبانه و آسمانی صعود - 41

 قاضی تحقیقات ایاد و حافظ ابن حجار که در آن حافظ ابن حجار یکپارچه دنباله با سازماندهی تمام موضوعات را تنها در یک موضوع بر اساس درک گسترده خود را از رویداد: 1. لطفا توجه داشته باشید به اولین مقدماتی ما مربوط به مراجعه کنید. بسیاری دیگر از حدیث معتبر که جزئیات بیشتر به اضافه وجود داردرویداد، هر دو در مرحله مقدماتی از سند چشم انداز و از واقعی. قاضی تحقیقات ایاد همچنان به پرتاب نور بیشتری به سفر شبانه با جلب توجه ما به گزارش چند صحابه:

 2. شما ممکن است کنجکاو که چرا موسی گریستم. به این دلیل است که او خواهد شد به تعداد کمتری از مردم که عبادت و ستایش خدا به تنهایی، در حالی که حضرت محمد خوشحال است چون او را تعداد بیشتری از نمازگزاران که ستایش خدا به تنهایی چرا که او ابزاری در هدایت آنها را داشته باشند.

 3. انسان می تواند محدودیت های خود نفوذ کند چرا که آنها به عنوان اگر حجاب هستند. خالق است هرگز وجود ندارد، اما در همان زمان او قابل دسترسی از طریق محدودیت چشم انسان ما است، با این حال، بعد از آن در بهشت ​​مؤمن خواهد او را ببیند.

 @ رد به سفر شبانه بودن یک رویا - 43

 برخی از مردم، که پس از صعود قرن ها زندگی می کردند و شب سفر صورت گرفت، که ادعا می کنند که این رویداد یک رویا بود. برای حمایت از نظر خود آنها آیه نقل قول، "ما چشم انداز (ru'yah) که ما را به شما نشان داد را ندارد .... به جز به عنوان یک آزمایش برای مردم" (17:60). بر این اساس، آنها به نامسفر شبانه و صعود به عنوان یک چشم انداز، در حالی که آیه اسراء نفی چنین است، چرا که او گفت، "او می فرمایند که عبادت او (حضرت محمد) به سفر در شب از مسجد الحرام به مسجد دورترین که ما پر برکت اند انجام شده است در اطراف آن به طوری که ما ممکن است او را به برخی از نشانه های ما نشان می دهد.و او شنوا و بیناست "(17: 1)." و هیچ کس نمیتواند بگوید که شب سفر بود در حالی که او خواب بود. همچنین، کلمه "دادگاه" در (17:60) نشان می دهد که آن را به رویت چشم است، زیرا یک چشم انداز هیچ محاکمه در آن است، و هیچ یک از چشم انداز بدون در نظر گرفتن که تا چه حد فاصله آن را انکار!

 @ آیا پیامبر (ص) پروردگار خود را ببینید؟ - 44

 در این گزارش پسر عباس است در اشاره به وضعیت بهشت ​​پیامبر، به عنوان پیامبر خدا را می بیند در بهشت ​​با چشم از بهشت، و به یاد داشته باشید، او در حال حاضر در شب صعود وارد بهشت ​​بود. بانوی عایشه، از سوی دیگر، با اشاره به مخالف، این است که از یک فیزیکی شدظاهر خدا در راه همان کافران مکه بت های خود و یا محل بت های خود را مشاهده کنید.

 خدا گفت: "بنابراین (خدا) به عبادت او را که او نشان داد نشان داد". خدا به پیامبر (ص) نشان داد، ستایش و درود بر او، توانا او، غیب پادشاهی که او را دیدم و شاهد شگفتی های عرصه فرشته است که می تواند نه در کلمات بیان شده و نه هنوز از آن است که ممکن است برای عقل انسانبرای تحمل و قدرت دیدن یا شنیدن، و نه حتی در minutest اتم آن است. یکی باید درک کنند که پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او، قدرت به مراتب بیش از خود ما داده شد. به عنوان مثال، او از قدرت و قدرت برای دریافت شدت وحی، شاهد از شود ارتباط از داده شدمیزبان فرشته، شب سفر از مکه به بیت المقدس زمانی که او توسط Burack در سرعت نور و پس از آن صعود خود را از طریق آسمان به دورترین حد انجام شد. با توجه به امور روزمره خود را به او اصحاب خود گفت که خدا او را تغذیه و او را به خوردن و نوشیدن، و که اگر چهچشم او خواب قلب خود را همیشه بیدار بود، همه از آن است فراتر از دسترس ما است. این نعمت استثنایی از خدا فراتر از ظرفیت و توانایی ما برای درک است، و اگر کسی بخواهد تلاش چنین درک و سپس ذهن را فلج می شوند. این واقعیت مهم است که قبل از پیشرفت به درکاحادیث عایشه و پسر بانوی عباس مربوط به دیدن پروردگار خود.

 @ نزدیکی پیامبر و نزدیکی خود - 46

 علمای دیگر کمتر می گویند که اشاره به خدا، با این حال، تفسیر خود را بر فهم حدیث الهی است که در آن خدا می گوید، بر اساس "هر کس می آید نزدیک به من از فاصله یک طرف، من نزدیک به او طول بازو" که به معنی این محققان فاصله فیزیکی و جهت نفیبا دادن این مثال.

 @ دوستی و عشق خداوند به پیامبر (ص) او - 48

 1. تفاوت بین عناوین برتر از دوستان نزدیک "و" معشوق "و این خواهد شد در دوره به دلیل توضیح وجود دارد.

 2. نبوت است دیدگاه بین مردم و پیامبر (ص)، در حالی که دوستی یک چشم انداز بین خدا و حضرت محمد، ستایش و درود بر او، که آن را بسیار ویژه.

 @ منع علاقه پیامبر (ص) بیش از دیگر پیامبران شریف - 51

 (شیخ درویش اضافه :. و آشکار قوانین و مقررات بالا و ظرافت پیامبر زمانی که او اشاره پیامبران دیگر بزرگوارش).

 (شیخ درویش اظهار داشت: دلیل این است که هیچ انسان معمولی، بدون در نظر گرفتن رتبه و یا عمق دانش خود را مناسب برای قضاوت پیامبران که به مراتب بالاتر از انسان عادی در تمام جنبه های به خصوص کیفیت نهان خود می باشد.)

 @ نام عالی از پیامبر (ص) - 52

 (شیخ درویش افزود: قبل از دریافت قرآن، وضعیت پیامبر (ص) این بود که از لحظه ای که دریافت کننده از قرآن وضعیت خود را از رتبه معجزه آسا از بی سواد بودن انسان با اکثر دانش خدا مطرح شد بی سواد. او کلمات، دین، ایمان، کمالو مسائل مربوط به جهان مادی.)

 @ معنای نبوت و رسالت - 56

 کلمه عربی برای وحی "wahy" است، و ریشه آن به معنی "به شتاب". وقتی که خدا به سرعت به کلمات پیامبر (ص) او می فرستد آن را به نام وحی، و متشکل از سه نوع. اولین شامل چالش از قرآن است که کلام خدا را بدون ابراز بشر و نامه ها، دوم استنقل قول الهی که به معنای از خدا در کلام پیامبر (ص) بیان شده است، ستایش و درود بر او، که در آن او به گزارش "به عنوان خدا گفت:" سوم نقل قول نبوی است که الهام بخش آن حضرت در سخنور خود است، کلمات منحصر به فرد.

 @ معنای معجزه - 57

 1. در قسمت بعدی به تقسیم ماه، و آدرس این معجزه بزرگ در جزئیات اختصاص یافته است. علاوه بر این، این گزارش از داستان های شگفت انگیز از رویت از تکه شده ماه های سلطان کرالا، هند.

 2. ستایش از آن خداست، من (درویش) به سوار شدن به کامپایل یکی از بزرگترین مجموعه های حدیث به دروغ نسبت داده شده است که به فهرستی از نام هر دروغگو حدیث. حدیث کاذب کمتر از 1٪ از کل حدیث معتبر است. این مجموعه را می توان از Allah.com دانلود

 @ امور غیب الهی - 60

 در زمان قاضی تحقیقات ایاد بود یک فرقه شناخته شده به عنوان "قرمطیان" وجود دارد. این فرقه در تلاش خود را به منحرف اسلام بسیار فعال بود، اما آنها مانند پیشینیان خود ناموفق بودند. ستایش از آن خداست، هیچ کدام موفق به خاموش یا نور از قرآن، و نه تغییر می دهد یک کلمه است،و یا باعث شک در ذهن مسلمانان!

 @ نسل گذشته و سازمان ملل از بین رفته ذکر شده در قرآن - 61

 1. آنها چارهای جز اعتراف کند که این خبر را پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او بود، به ارمغان آورد از غیب و در نتیجه مجبور به اعتراف به صحت آن آمد، و تصدیق صداقت خود را، اما بسیاری از این حاضر به آشکارا اعتراف.

 2. در میان اسقف نجران از کسانی که حاضر به قبول حقیقت بودند، به عنوان پسر Suriya و پسر Akhtab، خاخام اعظم از مدینه چه بود. آنها می دانستند که حضرت، ستایش و درود بر او، حقیقت صحبت کرد، اما به آن اذعان به این ترتیب خودداری کرد. آنها حسادت و خیره شد، و پس از آندر ناباوری درگذشت.

 @ تکه شده ماه - 66

 ما شنیده ایم که در سال 2006 معتبر بی بی سی - شرکت بنگاه سخن پراکنی بریتانیا - پخش اخبار علمی قابل توجهی از گزارش منتشر شده از سوی آژانس فضایی ایالات متحده آمریکا، ناسا فضانوردان که از نشانه های ترک رفتن در سراسر ماه را کشف کردند. ما هم شنیده ام که این خبر توسط دیوید Pidcock منتشر شد "

 @ چیز را از طریق لمس پیامبر تبدیل - 77

 ابو Hurayah بیش از 5000 سخنان نبوی که بودند، به استثنای 42 سخنان پیامبر، نیز توسط بسیاری از صحابه دیگر گزارش گزارش شده است. این حقیقت نشان می دهد که کسانی که اقدام به پرتاب شک در علم حدیث، و یا شخصیت ابو Hurayrah در اشتباه هستند، و مسلمانان باید شک نیستاین گزارش.

 @ دانش پیامبر از برخی از آینده غیب و - 78

 1. این حدیث در مسلمانان گزارش شده است و از بالاترین رتبه از صحت روایات جمعی. گروه مراجعه کننده به سراسر کشور یک گروه یا بخش خاص گسترش و نیست. این نماینده ملت از حضرت محمد است و شامل قرائت قرآن، علمایسخنان پیامبر (ص)، فقه، زندگی پیامبر، عبادت، واعظان و عوام و به عنوان مثل تا ظهور المهدی و نزول عیسی مسیح ادامه خواهد داد.

 2. پارس رخ داده است به عنوان بانوی عایشه در انزوا در هودج او و شنیدن پارس سگ او پرسید سوار اگر او در How'ab بود، اما کسانی که قصد این بود که او فریب دروغ گفتن آن جای دیگر بود.

 3. پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او، دستور عمر و علی به درخواست اویس برای آنها دعا می کنم. تنها پس از مرگ پیامبر (ص) بود، ستایش و درود بر او، که این عبادت بزرگ از نسل دوم به صحابه معروف شد "

 4. Qadiani یک فرقه منحرف تشویق توسط انگلیسی ها.

 5. نظریه خوارج بود دوباره تخم ابن Taymia و پس از آن هواداران او Wahabis که ادعا می کنند که خالق یک هیکل شبیه به انسان خلق او، و این باطل فرم یک بخش ضروری از اعتقاد خود به تصویب رسید. مشاهده شده است که در میان آنهامانور ترفندها است آنها رویکرد احزاب حاکم با سیاست زنده and- اجازه زندگی می کنند اما با گذشت زمان پیشرفت و نفوذ و سیاست تغییر به نفع خود. تاکتیک های متعصب خود را در برابر محققان معتدل در افغانستان، عراق و شرق آفریقا، آشکار شده است.

 @ تعهد به پیروی از هدایت پیامبر - 87

 1. محققان می گویند نوآوری یا مثبت هستند یا منفی. کسانی که در همراهی با اصول اسلامی مثبت هستند، در حالی که کسانی که منفی هستند که در برابر اصول اسلامی هستند. هر دو نوع تحت پنج طبقه بندی فقه که طبقه بندی: واجب، حرام، دوست داشتنی،dislikable، اجازه یا به عمل چیزی یا به آن عمل نمی کند.

 2. متاسفانه در سوریه و همچنین در چندین کشور غربی یک دکترین نوگرای کاذب بوجود آمده است. طرفداران پوشیدن "T" پیراهن اعلام تونستید جمله هایی مثل "مردم قرآن". این افراد نمی تواند در نظر گرفته شود به عنوان نماینده از ادعای خود در واقع آنها مخالف هستند.

 3. هنگامی که ما یاد بگیرند که پیامبر (ص)، ستایش و درود بر او، چیزی تمرین، ما باید تا آنجا که ما می توانیم را دنبال کنید. اما، اگر او به ما دستور داد به انجام کاری نیست که ما باید فورا متوقف شود، با این حال، اگر او کاری نمی باشد. هیچ تعهدی از انجام آن خودداری کنند، مگر اینکه آن را به وجودممنوعیت.

 @ نشانه های محبت پیامبر (ص) - 93

 محققان می گویند نوآوری یا مثبت هستند یا منفی. کسانی که در همراهی با اصول اسلامی مثبت هستند، در حالی که کسانی که منفی هستند کسانی که در برابر اصول اسلامی هستند. هر دو نوع تحت پنج طبقه بندی فقه که طبقه بندی: واجب، حرام،دوست داشتنی، dislikable، اجازه یا عمل چیزی یا به آن عمل.

 @ گذشتگی پیامبر را به خانواده، همسر و فرزندان او - 100

 این حدیث در مسند احمد و ابن Hiban و Nisai با زنجیره ای معتبر متعدد از راویان گزارش شده است. حافظ ابن حجار گفت: "حافظ ابن Oqda آن را در یک کتاب که اکثر نقل قولها معتبر و یا تعیین شده به عنوان خوب جمع شده بودند. سیوطی گفت، آن Mutawatta (در مجموع گزارش) است. حافظ ذهابیگفت، آن را تا زنجیره های خوب است. به معنی از کلمه عربی "mowalah" در این حدیث به معنای عشق و حمایت اسلامی. این به این معنا نیست تبدیل شدن به یک امام منصوب، هر چند علی به چهارمین خلیفه هدایت انتخاب شد، چرا که پیامبر (ص) می گوید حقیقت و ادعای شیعه به سه نفر اول ارائهخلفا در خطا همراه با مهاجران و هوادارانی که در مجموع یک خلیفه پس از دیگری به آنها وفاداری خود انتخاب می شوند. با چنین درک، شیعه دوازده امام خشم خدا و رسول او با متهم کردن مانند یک نسل خوب که قرآن و گسترش به دست آورده اندسنت و با آنها خدا خشنود است.

 @ احترام، مهربانی با توجه به صحابه و حقوق خود - 101

 این حدیث معتبر نشان میدهد که ابوبکر خلیفه اول باید و عمر دوم است.

 شفا SUBTITLES

 @ حضرت محمد در چشم امپراتور رم

 مقدمه 114. مترجم:

 حضرت محمد و معاصر خود

 هراکلیوس، امپراتور رم

 @ UNIT 1 - خدا میاد HIS حضرت محمد

 1. واحد: ستایش قرآن از خدا برای رسول خدا، محمد (ص) او و وضعیت متعالی او در هر دو گفته ها و اعمال

 برای معرفی نویسنده و پس زمینه لطفا از پایان مشاهده کنید

 @ فصل: وضعیت پیامبر متعال با خدا

 2. فصل: ستایش قرآن از خدا برای رسول او و وضعیت متعال است که در آن او را بداریم

 @ praiseworthiness و عالی کیفیت پیامبر

 3. praiseworthiness پیامبر و تعدد ویژگی های عالی خود

 @ پیامبر، شاهد بر همه انسان ها

 4. خداوند رسول شاهد بر انسان: برخی از شرح و توصیف او در تورات و انجیل عیسی

 @ محبت خدا و لطافت را به پیامبر (ص)

 5. مهربانی و ملاطفت خدا نسبت به پیامبر (ص)

 @ خدا به مقدار بسیار زیاد از پیامبر (ص) سوگند

 6. ادای سوگند خدا را به ارزش بسیار زیاد پیامبر

 @ سوگند خدا تایید پیامبر

 7. سوگند به خدا تایید موقعیت حضرت محمد

 @ خدا از وضع پیامبر صحبت می کند

 8. خداوند از وضع مهربان و بخشنده پیامبر چه می گوید

 @ موقعیت پیامبر در ارتباط با دیگر پیامبران شریف

 9. آنچه خداوند در کتاب خود که درباره موقعیت بزرگوار پیامبر (ص) بر دیگر پیامبران بزرگوار و eliteness رتبه خود می گوید:

 @ انسان فرمان به ستایش پیامبر (ص)

 10. فرمان خدا به خلقت او به ستایش پیامبر است. حمایت خود را از او و حذف مجازات در حساب از او

 @ پیامبر افتخار ذکر شده در فصل "فتح"

 11. افتخار پیامبر که در فصل فتح تشریح - "افتتاح"

 @ تجلیل از پیامبر (ص) در قرآن

 12. چگونه خدا را بیان بزرگداشت او از پیامبر (ص) در قرآن و روشن می سازد و موقعیت خود و اعتماد به نفس است که با او در رابطه با دیگر مسائل پر برکت

 ...... ..

 @ فصل: کامل تعالی پیامبر شخصیت، هیکل و نعمت

 13. فصل: مثالی از روشی که در آن خدا به کمال برتری پیامبر شخصیت و هیکل و استقرار، و برکت او را با ALL فضائل از دین و این جهان

 @ ویژگی های کمال و زیبایی از پیامبر (ص)

 14. ویژگی های کمال و زیبایی از حضرت محمد (ص)

 @ شرح هیکل پیامبر

 15. شرح هیکل پیامبر

 @ پاکیزگی پیامبر

 نظافت 16. پیامبر

 @ عقل، فصاحت پیامبر و هوشیاری

 عقل، فصاحت 17. پیامبر و هوشیاری

 @ کمال بیان پیامبر

 18. کمال بیان پیامبر

 @ اشراف اصل و نسب پیامبر، و تربیت

 19. اشراف اصل و نسب پیامبر، محل تولد افتخار او، و تربیت او

 @ زندگی روزانه از پیامبر (ص)

 20. زندگی روزمره از پیامبر (ص)

 @ ازدواج و خانواده زندگی پیامبر (ص)

 21. ازدواج

 @ روش پیامبر (ص) به پول و دارایی

 22. روشی که در آن پیامبر (ص) با پول و دارایی های برخورد

 @ ستوده صفات پیامبر (ص)

 23. کیفیت ستایش پیامبر

 @ عقل نبوی ریشه هر یک از اخلاق محترم حضرت محمد است

 24. عقل نبوی ریشه هر یک از اخلاق بزرگوار است

 @ عفو، صبر و عفو پیامبر

 25. بخشش، صبر و عفو پیامبر

 @ سخاوت و openhandedness از پیامبر (ص)

 26. سخاوت و openhandedness از پیامبر (ص)

 @ شجاعت و شهامت پیامبر

 27. شجاعت و شهامت از پیامبر (ص)

 @ تواضع پیامبر

 28. تواضع پیامبر و کاهش زل زل نگاه کردن خود

 @ خوبی از همراهی پیامبر

 29. خوبی از همراهی، رفتار پیامبر و طبیعت

 @ رحمت و شفقت پیامبر

 رحمت و شفقت 30. پیامبر

 @ صداقت پیامبر در وعده و روابط خانواده

 31. صداقت پیامبر، openhandedness خود را در وعده و در حفظ روابط خانوادگی

 @ تواضع پیامبر

 32. تواضع پیامبر

 @ عدالت پیامبر

 33. عدالت از پیامبر، امانت، نجابت و صداقت خود

 @ پالایش وقار و منش پیامبر

 34. آرامش وقار پیامبر، سکوت، تفکر، پالایش طبیعی خود و وضع بسیار عالی

 @ پرهیز از پیامبر (ص)

 35. صرفنظر از پیامبر (ص) از چیزهای دنیوی

 @ ترس پیامبر خدا، و شدت عبادت او

 ترس 36. پیامبر خدا، اطاعت او و شدت عبادت او

 @ کیفیت شریف پیغمبران خدا

 37. ویژگی های پیامبران شریف

 ..................

 @ توصیف پیامبر توسط Tirmithi

 38. ویژگی های پیامبر (ص) به عنوان Tirmithi توصیف

 ................

 این شده است متصل به بخش RED با پایان دادن به 38

 @ فصل: ارزش فوق العاده ای پیامبر، در اینجا و در آخرت

 39. فصل: اخبار معتبر و شناخته شده روایت محترم ارزش خدا بر پیامبر او با موقعیت خود را بلند و اشراف در این زندگی و آخرت قرار داده، با هم

 @ پیامبر در نزد پروردگار خود

 40.The گزارش از پیامبر در نزد پروردگار خود، توانا و منزه، به انتخاب خود، بالا بردن یاد او، رتبه ترین مورد علاقه، تسلط بر فرزندان آدم، تخصص رتبه خود را در این زندگی و برکت نام خود را عالی

 @ معجزه از سفر شبانه و صعود آسمانی

 41. مورد علاقه پیامبر (ص) با معجزه شب سفر از مکه به بیت المقدس، و صعود آسمانی. گفتگو با پروردگار خود، دیدن، منجر پیامبران در نماز، صعود به LOTE درخت، و آنچه او از نشانه های بزرگ پروردگارش را دید.

 @ واقعیت سفر شبانه پیامبر

 42. واقعیت سفر شبانه پیامبر و صعود آسمانی در فرد، به این معنی که توسط بدن و روح، که در آن هیچ وضعیت خواب وجود دارد

 @ رد به سفر شبانه بودن یک رویا

 43. عمل متقابل به کسانی که می گویند سفر شبانه فقط یک رویا بود

 نگاه کنید به پیوست

 @ آیا پیامبر (ص) پروردگار خود را ببینید؟

 44. آیا پیامبر (ص) پروردگار خود را ببینید؟

 @ مکالمه پیامبر با خدا

 مکالمه 45. پیامبر با خدا، بالا ترین

 @ نزدیکی پیامبر و نزدیکی خود

 46. ​​نزدیکی پیامبر و نزدیکی خود

 ...................

 کتاب شفاعت از پیامبر

 @ به نفع پیامبر (ص) در روز قیامت

 47. حمایت از پیامبر (ص) قبل از مردم در روز قیامت

 @ دوستی و عشق خداوند به پیامبر (ص) او

 48. مورد علاقه حضرت محمد (ص)، و دوستی نزدیک خود را برای امانت از عشق خدا

 @ شفاعت مورد علاقه از حضرت محمد

 49. مورد علاقه حضرت محمد (ص) با شفاعت و ایستگاه ستایش او

 @ بهشت ​​از طریق شفاعت مبارک پیامبر (ص)

 50. مورد علاقه حضرت محمد (ص) در بهشت ​​با شفاعت، رتبه بالا، برتری خود را، و رودخانه فراوانی (کوثر)

 از جمله در این کتاب بخش 103، 104، 105، 106، 107، 108، 109

 ............

 @ منع علاقه پیامبر (ص) بیش از دیگر پیامبران شریف

 51. سخنان نبوی مربوط به ممنوعیت علاقه پیامبر (ص) بیش از دیگر پیامبران شریف

 @ نام عالی از پیامبر (ص)

 52. برتری از نام داده شده به پیامبر (ص) و نعمت خود

 @ خدا احترام پیامبر (ص) با برخی از نام او

 53. افتخار خدا به پیامبر (ص) توسط هدیه او را با برخی از نام های زیبا خود او و توصیف او را با برخی از ویژگی های پر زرق و برق خود او

 @ اثبات این که خدا بر خلاف ایجاد

 54. اثبات این که خدا، بالا است و بر خلاف هر چیزی که در میان خلق او

 .......

 معجزه پیامبر اسلام

 @ فصل: معجزه است برای پیامبر

 55. فصل: معجزات است برای پیامبر همراه با ویژگی های خاص HIS

 @ معنای نبوت و رسالت

 56. معنای نبوت و رسالت

 @ معنای معجزه

 معنای 57. بهموقع، معجزه

 @ معجزات به چالش کشیدن از قرآن

 58. معجزه به چالش کشیدن از (عربی) قرآن

 @ ترکیب معجزه آسا و سبک قرآن

 59. معجزه به چالش کشیدن از ترکیب و سبک (عربی) قرآن

 @ امور غیب الهی

 60. اخبار امور غیب در قرآن

 @ نسل گذشته و سازمان ملل از بین رفته در قرآن ذکر شده

 61. خبر نسل گذشته و سازمان ملل از بین رفته ذکر شده در قرآن

 @ چالش از قرآن به آن تقلید

 62. چالش های موجود در قرآن و اطلاع رسانی از خواننده ناتوانی خود را به افزایش به چالش

 @ انگیختگی از ترس و هیبت هنگام گوش دادن قرآن

 63. ترس و هیبت که تحریک قلب به گوش دادن به قرآن

 @ حفاظت الهی قرآن

 64. حفاظت از وجود قرآن برای همیشه

 @ چالش های اضافی در قرآن

 65. جنبه های اضافی از چالش قرآن

 @ تکه شده ماه

 66. تقسیم معجزه آسا از ماه

 @ معجزه آب نبوی

 67. معجزه از هر دو آب است که از انگشت پیامبر و برکت تامین آب افزایش یافته و پر خود را از بین انگشتان او سرازیر شد

 @ آب پر برکت که از جانب پیامبر (ص) فوران زد

 68. معجزه آب که به دلیل برکت حضرت فوران زد

 @ معجزه از افزایش در مقدار از مواد غذایی

 69. معجزه از افزایش در مقدار مواد غذایی به برکت و دعای حضرت محمد

 @ درختان که صحبت کرد و در پاسخ به پیامبر

 70. معجزه از درختان که صحبت کرد. پاسخ خود را به تماس پیامبر و شاهد خود را به نبوت او

 @ اشتیاق از تنه نخل را به پیامبر (ص)

 71. داستان از اشتیاق از تنه نخل

 @ معجزات نبوی مربوط به چیز بی جان

 معجزه 72. پیامبر مربوط به چیز بی جان

 @ معجزات نبوی مربوط به حیوانات

 73. معجزه پیامبر با حیوانات متصل

 @ احیای مرده است. نوزادان که شاهد نبوت با مته سوراخ

 74. احیای مردگان معجزه آسا و گفتار خود. نوزادان و کودکان شیرخوار که صحبت کرد و شاهد با مته سوراخ به نبوت پیامبر

 @ شفا نبوی از بیمار و علاج ناپذیر

 75. درمان معجزه آسا از بیمار و علاج ناپذیر

 @ پذیرش دعا پیامبر

 76. پاسخ از دعا پیامبر

 @ چیز را از طریق لمس پیامبر تبدیل

 77. معجزات و نعمت. چیزهایی که از طریق لمس پیامبر یا روش تبدیل شدند

 @ دانش پیامبر از برخی از غیب و آینده

 دانش 78. پیامبر از غیب و آینده

 ................ ......

 @ حمایت از پیامبر (ص)

 79. حفاظت از خدا برای رسول او از مردم، و sufficing او از پیامبر (ص) در برابر کسانی که او را مجروح

 @ دانش و علوم پیامبر

 دانش و علوم 80. پیامبر

 @ نمایش نبوی با فرشتگان و جن

 مشخصات 81. پیامبر با فرشتگان و جن

 @ خبر رسالت پیامبر (ص) شناخته شده است به خاخام ها، راهبان و افراد آموخته

 اخبار، توضیحات 82. پیامبر، نشانه هایی از خود رسالت شناخته شده به خاخام ها، راهبان و افراد آگاه از آن دوران

 @ میلاد پیامبر

 83. جنبه های تولد پیامبر

 @ مجموع معجزات نبوی

 84. جمع معجزات پیامبر (ص)

 @ UNIT 2 - حقوق حضرت محمد OVER بشر

 85. فصل: تعهد به این باور و اطاعت از پیامبر (ص) و به دنبال راه پیامبر (سنت)

 @ تعهد به اطاعت از پیامبر (ص)

 86. تعهد به اطاعت از پیامبر (ص)

 @ تعهد به پیروی از هدایت پیامبر

 87. تعهد به اطاعت، عمل به راه، هدایت پیامبر دنبال

 @ راه نبوی و ارشاد به عنوان به صحابه رعایت، و پیروان آنها (Tabien و Tabi Tabien)

 88. روایات از صحابه، Tabien و Tabi Tabien (سه نسل اول مسلمانان) و افراد آموخته محترم در رابطه با موارد زیر از راه نبوت و پذیرش هدایت پیامبر

 @ خطر نافرمانی از پیامبر (ص)

 89. خطر نافرمانی از دستور پیامبر (ص)

 ... ..

 @ فصل: ضرورت به عشق به پیامبر، قبول مشاوره و توصیه او در زمان مناسب

 90. فصل: ضرورت عشق به پیامبر است. پذیرش مشاوره و توصیه به وی در زمان مناسب

 @ پاداش عشق به پیامبر

 91. پاداش دوست داشتن پیامبر (ص)

 @ صحابه و پیروان خود را از پیامبر (ص) را دوست دارم

 92. روایات از صحابه و پیروان آنها (Tabien و Tabi Tabien) و افراد آموخته محترم در رابطه با عشق خود را برای پیامبر (ص) و اشتیاق خود را برای او

 @ نشانه های محبت پیامبر (ص)

 93. نشانه های محبت پیامبر (ص)

 @ واقعیت و معنای دوست داشتن پیامبر (ص)

 94. واقعیت و معنای دوست داشتن پیامبر (ص)

 @ تعهد به توصیه پیامبر (ص) در صورت درخواست

 95. تعهد تحویل مشاوره به پیامبر بنا به درخواست خود

 @ فصل: قرآن بیان ضرورت ستایش، احترام و افتخار PROPHET

 96. فصل: ضرورت ستایش، احترام و افتخار پیامبر به تصویر کشیدن آیات واجب در قرآن به انجام این کار

 @ احترام زیادی همنشین و تجلیل خود را از پیامبر (ص)

 97. راه صحابه که در آن تا حد زیادی مورد احترام پیامبر (ص)، و او را افتخار

 @ احترام و اعتماد به نفس به دلیل پیامبر (ص) پس از مرگ او

 98. توجه مداوم و توجه بالا برای پیامبر (ص) پس از مرگ او

 @ انتقال حدیث توسط صحابه و پیروان خود را (Tabien و Tabi Tabien)

 99. توجه به بالا از صحابه و پیروان آنها (Tabien و Tabi Tabien) برای انتقال از نقل قولها نبوی و راه خود را از زندگی

 @ گذشتگی پیامبر را به خانواده، همسر و فرزندان او

 ارادت 100. پیامبر را به خانواده، همسر و فرزندان او

 @ احترام، مهربانی با توجه به صحابه و حقوق خود

 101. احترام به صحابه پیامبر، محبت به آنها و شناخت حقوق خود

 @ همه چیز و مکان های مرتبط با پیامبر (ص) به احترام گذاشته شود

 102. اوضاع و مکان های مرتبط با پیامبر (ص) به احترام گذاشته شود

 .................

 @ فصل: تعهد به حمایت از دعا بر پیامبر

 103. فصل: حمایت از دعا بر پیامبر و تحویل صلح، قضاوت خود را، تعهد و فضیلت

 @ حکم از دعا بر پیامبر (ص)

 104. حکم از دعا بر پیامبر (ص)

 @ بار به ارائه ادعیه بر پیامبر (ص)

 105. بار توصیه می شود به ارائه ادعیه بر پیامبر و تحویل صلح

 @ چگونه دعا است گفته شود

 106. شیوه ای که در دعا بر پیامبر است گفته شود و چگونه برای صلح بر او بپرسید

 @ تعالی از دعا و ادعیه بیشتر

 107. تعالی از دعا بر پیامبر، درخواست برای صلح بر او و ادعیه بیشتر برای او

 @ سرزنش و گناه از هر کس نشانی از ستایش نمیکنم که پیامبر

 108. سرزنش کسانی که از دعا بر پیامبر و نافرمانی آنها حمایت نمی

 @ اطلاع رسانی پیامبر در مورد افرادی که برای ستایش و درود خدا بر او التماس

 109. متمایز از پیامبر (ص) از طریق اطلاع رسانی به او را از دعا برای ستایش و درود خدا بر او از مردم

 دعای ستایش و درود بر پیامبر (ص) به غیر از پیامبران و دیگر نجیب

 110. دعای ستایش و درود بر پیامبر (ص) از دیگر، و بر دیگر پیامبران شریف

 @ بازدید از آرامگاه پیامبر، قوانین و قوانین و مقررات آن

 111. حکم دیدن از آرامگاه پیامبر، چگونه او باید استقبال و موجب سفر یک و شیوه ای که در آن فرد باید التماس

 @ تقوی مدینه، مکه، منبر و مقبره. فضیلت نماز در دو مسجد مقدس (مکه و مدینه)

 112. فضیلت مدینه، مکه، منبر و مقبره. فضیلت نماز در دو مسجد مقدس (مکه و مدینه)

 @ چه کسی نویسنده و complier از شفا قاضی تحقیقات ایاد، است؟

 113. قاضی تحقیقات ایاد، نویسنده و complier از شفا مشهور دیوان عالی اسپانیا و مراکش بود. نام او Abulfadl ایاد است.

 @ نویسنده مقدمه

 114. مقدمه نویسنده، قاضی Abulfadl ایاد

 2